ã‹ã—ã¾ã— ~ガール・ミーツ・ガール~
ആദ്യത്തെ 155 വരികൾ.
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
انجمن دنیای انیمه با افتخار تقدیم میکند
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
. وارد مدار شدیم . سیستم نامرئی فعال شد
. امکان شناسایی وجود نداره
. برای نجات بشریت ، از سیستم کهکشانی اجازه بگیرید
. دریافت شد
کاشیماشی ، توکیو
کوه کاشیماشی
جاده کوه کاشیماشی
، همه چی خوب به نظر میرسه
این جا بود ؟ این جا ، جاییه که من برای اولین بار با یاسونا دیدار کردم
زندگی پسر جوان از اون روز تغیر کرد
دبیرستان کاشیما
! جای خود
! آماده
! شروع
! توماری ! زمانت عالی بود
جان من ؟
! پس بیا یه بار دیگه بریم
! آیوکی
آسوتا ؟
هازوما رو ندیدی ؟
. ندیدمش
... که اینطور
هی ، چیزی شده ؟
! ها ؟ اوه ، نه ، واقعا چیزی نشده
. خب ، من میرم بالای مدرسه
! ممنونم ، آیوکی
... آخ
. دوباره افتادم
... درست مثل همون موقع
. اون اونجا بود
. اون اتفاق درست همینجا افتاد
... آخ
معذرت میخوام ، حالت خوبه ؟
... اوه ، تو
... کامیزومی
... هازوما اوساراگی
! ببخشید
من یکی از اعضای کلوپ باغبانی هستم . و اومدم اینجا برای جمع کردن گیاهان
... منم با والدینم اومده بودم که ازشون جدا شدم
ها ؟ تو ؟
ما هم اومده بودیم برای چیدن گل سرخ . توی این فصل از سال زمان خوبیه برای این کار
. ما هم اومدیم برای جمع کردنش
. من میدونم اونا کجا هستن
واقعا ؟
. آره
. آدمای زیادی نمیدونن که اونا اینجا هستن
. بفرما
. مرسی
! اونجا هم هست
هروقت برگشتن . میتونی والدینت رو سورپرایز کنی
... تو مثل یه دختر هستی
چی ؟
! معذرت میخوام ، حرف بدی زدم
. مشکلی نیست
بقیه هم بهم میگن . که من مثل یه دخترم
. ولی مشکلی نیست
! ببین من چقدر جمع کردم
! مرسی
هازوما ؟
. آره
. اون یکشنبه ها نمیاد . میره توی کلوپ فعالیت میکنه
... درسته ، ولی
چی شده ؟
واقعا چیزی نشده . من فقط میخواستم یه چیزی بهش بدم
چی شده ؟
! این یه رازه بین ما بچه ها
رفتی کامیزومی رو دیدی ؟
ها ؟ ... نه
. این روزا بیشتر وقتا اونا با هم هستن
. اون اونجا توی باغچه بود
... ها ؟ رفته
! دور هم جمع بشین
! چشم
! فعلا
! اوهوم
! گوش کن هازوما ! مرد باش و برو دنبالش
... ولی
! ولی نداره که
تو حتی نمیتونی به دختری ! که دوستش داری اعتراف کنی
توی میخوای توی یه رابطه جدی باشی با کامیزومی ، درسته ؟
... اره ، ولی
! پس برو
. مشکلی نیست ! اگر اون بهت جواب منفی داد ، من خودم آرومت میکنم
! من فقط از معجزه های خودم استفاده میکنم ! و قلب شکسته تورا مثل روز اولش میکنم
... ولی
! ای خدا ! ای خدا
! غر زدن بسه ، هازومو ! تو یه مردی ، درسته ؟ اعتماد به نفس داشته باش
... توماری-چان
! تو اونا دوست داری ، فقط بهش بگو
! درسته ! بهش بگو
. هازومو-کون
! بگیر که اومد
! بد نبود
! خب پس
... من واقعا باید دربارش فکر کنم
... آیوکی-چان
تو خیلی شجاعت داری ... که احساست رو نسبت بهش گفتی . ممکنه دیگه هیچوقت شما دوتا باهم دوست های معمولی نباشین
... درست میگی
فکر میکنی میتونی با دردش مقابله کنی ؟
. دیگه بقیش به تو بستگی داره
... چی مهم تر از اینه که صادق باشی
هازوما-کون ؟
ترسوندمت ؟
... آره ، تو بودی ... معذرت میخوام
فکر میکنی من یه مزاحمم ، واقعا مشکلی نیست ... من میفهمم
ولی اگر نه ، پس با من میای بیرون ؟
! متاسفم
! متاسفم
... باید فراموش کنم ... همه چیز
! اصلا چرا اومدم اینجا
. آسوتا ؟ آره اومد من رو ببینه
اون عجیب به نظر میرسید ؟
... خب ، صبر کن ببینم
اون گفت میخواد یه چیزی ... رو بده به هازوما
آسوتا ! هازوما را دیدی ؟
. نه
. اون خونشونم نبود
! به هرحال ، فردا دوباره دنبالش میگردم ! فردا میبینمت
! صبر کن
میخواستی چی بهش بدی ؟
! این یه رازه بین من و اون ! چیزی نیست
چیزی نیست ؟ به خاظر ایناست ؟
! پسش بده ! پسش بده
! اوه
تو میخوای اینارا بدی بهش ؟
خب که چی ؟
این بود اون رازتون ؟
! درسته
!! این چیزا رو به هازوما نشون نده
! به اونا نگاه نکن ، آیوکی
تو یهو چت شد ؟
. هازوما-کون از این چیزا خوشش نمیاد
خب ، فکر کنم ... حالش زیاد خوب نیست
حالش خوب نیست ؟
. آه ، چیزی نیست
! آسوتا
! آهـــ ! خب پس
! به بقیه چیزی نگین
. باشه
. باشه
. کامیزومی ، هازوما را رد کرد
: کاشیماشی ~ملاقات دختر با دختر~
چی شد ؟
. در راکتور سوم مشکلی وجود داره
. راکتور چهار خاموشه . راه اندازیش غیر ممکنه
. ما مدار را ترک میکنیم
. با یک سیاره برخورد میکنیم در 1287 ثانیه دیگر
! تمام افراد موجود در بلوک تعمیرات
! هیچکس نباید قربانی بشه
! هازوما
!!! هازوما
. بیشتر از همه الان مردم دارن عذاب میکشن
No comments yet. Be the first to leave one.