ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تیمهای ترجمهی دیباموویز و وبسایت رسانه کوچک با افتخار تقدیم میکنند
مطمئنی کسی تعقیبمون نکرد؟
اگه نتونم ردی رو بپوشونم پس به چه دردی میخورم؟ بیخیال
چرا شیشه رو نمیشکنی؟
چون کُد رو دارم
امکان نداره یه میلیاردر، زندانیای مثل تو رو بشناسه
میشه لطفاً بذاری برادرت تمرکز کنه؟
بفرمایید
فکر میکنی ماشین رو پیدا کنن؟
فکر میکنم فعلاً در امانیم
من میرم از بابت پشت مطمئن شم
اینجا کجاست؟
یه مرکز تحقیقات دارویی
آروم باش، خالیه. افتتاحیهاش یه ماه دیگهست
جامون امنه - دنی رند رو از کجا میشناسی؟ -
یوگای داغ
...کارل، من فردا سرویس دارم. باید
نه بعد از اون تیراندازی، بابا
بوشمستر واسه سر تمام آدمهای داخل این ساختمون جایزه گذاشته
فکر میکنم منظور بابات اینه که نقشه چیه، قهرمان
که امشب رو زنده بمونیم - خیلیخب -
کلی نقاط ورودی هست
هنوز فکر میکنم توی پاسگاه جامون امنتر میبود
حتماً همراه اون دست، قسمتی از مغزتـم از دست دادی
پلیسهای هارلم جنابعالی واسه گرفتن یهمیلیون برای دستگیری من، هرکاری میکنن
لعنتی، باعث تعجبه که خودت دنبال این پول نیستی
تازه سر شبه - من میرم دستشویی -
زیاد دور نشو، عزیزم
بچه که نیستم، مادر
هی کارل، دلم میخواد یه حلقهی دعا تشکیل بدیم
.مسیح وارد عمل میشود "من مورد آمرزش و پر برکتی هستم"
"خداوند خوب است" - "همیشه" -
حالا خفهشو مرایا. یهکم احترام نشون بده
.پروردگارا، ما نه کامل هستیم نه بیگناه
ولی تو را دعا میکنیم، ای خداوند عزیز
تا ما را از آنان که قصد آزارمان را دارند، حفظ فرمایی
چه از خارج
چه از داخل
تو امید مایی
و به نام مسیح، دعا میکنیم. آمین
آمین
چرا داری بالا رو نگاه میکنی؟
.دنبال یه رعد و برق میگردم همینالان با شیطان دعا کردم
چی شده؟ همم؟
لوک کیج، اون قاتل قوی بود
اون دختر جوونی که صاحب مغازه است، چی؟ همم؟
هی. ممکنه هنوز یه مقداری اینجا داشته باشه
همم؟
چیزی نیست
!هیچی نیست! کُل نایتشیدها !همهشون رو برداشته
!حالا گوش کن چی میگم! مبلغ جایزه رو ببر بالا
!برای هرکدوم سه میلیون
!مرایا استوکس و بچهاش! اونا رو زنده میخوام
کمکی ازم ساختهست؟
سی سال از وقتی که به چیزی محکمتر از یه انجیل کوبیدم، میگذره
ولی میخوای یه چیزی رو بدونی؟ حال داد
خیلیخب. خیلیخب
این ممکنه یهکمی بسوزه
اشتباه نکردی، پرستار
دکتر در واقع
دکتر
و از خدامه که کمک کنم
پسرتون بیشتر از یکبار جونم رو نجات داده
ضدگلوله
آدمهای گُنده رو مثل عروسکهای پارچهای پرتاب میکرد. این غیرطبیعیه
ولی باشکوه بود. شایدم جادویی
...آره، خب
میگن جادو ممکنه فقط علمی باشه که ما هنوز بهش دست پیدا نکردیم
همم
پس، یهکم گل همیشه بهار برای بهبود زخم
...یهکمی استوقدوس برای درد
و یک گونه بسیار نادر از گیاه آتروپا بلادونا
"بانوی زیبا"
بله
نایتشید
حالا، اون سمیه، مگه نه؟
نه، نه، مقدار کمش اشکالی نداره
درمانگرها قرنها ازش واسه پیشگیری و التیام استفاده میکردن
...تا درد رو آروم کنن و
تعداد گلبولهای سفید خون رو افزایش بدن و بیماری رو درمان کنن
شاید... شایدم بیشتر
...هی، هی
ترسیدن هیچ ایرادی نداره. شب طولانیای بوده
ولی فکر میکنم بهسلامت پشت سرش بذاریم
من به پسرم ایمان دارم
!نه
!نه
ایکاش منم میتونستم همینحرف رو در مورد مادرم بزنم - عقل کوفتیت رو از دست دادی؟ -
عمراً نایت! من بهجز گِل و پسمونده !چیزی به خورد یه خوک نمیدم
اگه بری و شهادت بدی که بوشمستر خونهت رو آتیش زده
.میتونیم طی یه ساعت دستگیرش کنیم تمام این قضایا میتونه به پایان برسه
!نه
،ورشکسته شدی، اموالت سوخته ،دار و دستهات قایم شدن
.و نزدیک بود دخترت رو به کشتن بدی بازی تموم شدهست
خانوادهت شروعش کردن. تو تمومش کن
اعتراف کن، مرایا. به میستی کمک کن دستگیرش کنه
اصلاً میتونید جلوش رو بگیرید؟
شما پلیسها حتی نتونستین لوک رو پشت میلهها نگه دارید
چه برسه به بوشمستری که همینالانش دوبار دهن لوک رو سرویس کرده
تو اسلحههای همر رو به بوشمستر فروختی
هر اسلحه یه اتهام اسلحهی فدرال اجباری با خودش داره
اگه اون دستگیر بشه، تو هم کارت ساختهست
اهرم فشار روت داره، مگر اینکه زبون باز کنی
خانم جان، تنها دلیلی که قیمه قیمه نشدی منم
لطفم رو جبران کن. کمکم کن کمکت کنم
مصونيت
چی؟
میخوای زبون باز کنم؟ سر اسلحهها مصونیت کامل میخوام
.و هیچ کوفتی رو قبول یا رد نمیکنم بیدردسر آزاد میشم
هیچوقت این اتفاق نمیوفته
بهنظر میاد دوستت زیاد مطمئن نیست
خودت میدونی که امکان نداره شیدز رو وارد این معامله کنن
لوک
هرنان میتونه از خودش مراقبت کنه. انجامش بده
!تلفنت رو بهم بده. همینالان
میتونی تو مسیر طویله شارژش کنی، گوساله
میدونی چیه؟ حتماً اون دودی که استنشاق کردی به مغزت آسیب رسونده
پلیس باشم یا نباشم، پدر تو رو در میارم - !میستی -
از بین همه، تو چطور میتونی اینو در نظر گرفته باشی؟
!اون تو رو فرستاد زندان
این آخرین چیزی بود که میخواستم
،ممکنه خودش ریدنآور رو نکشته باشه ولی مسئولیت مرگش با اونه
و کندیس چی؟ هاه؟
ببین، ما مرایا رو دقیقاً همونجایی که میخوایم داریم، خب؟
اون گزینهای نداره. یکم دیگه راه بیایم، شُل میشه
بوشمستر هارلم و هرکسی که واسه رسیدن به مرایا سر راهش باشه رو به آتیش میکشه
درحال حاضر موضوع بزرگتر از مرایاست و جفتمون اینو میدونیم
تو چی؟ همم؟
چرا نمیری شهادت بدی؟
تو از شروع این جریانات شاهد همش بودی
حتماً شهادتت یه ارزشی داره
سیاهپوست. شورشی. سابقهدار
تو دادگاه بهجایی نمیرسم. حتی با وجود اینکه تبرئه شدم
سیاهپوست بودن همهچیزی رو منتفی میکنه
دیگه لازم نیست اینم بگم که مرایا سیاستمداریه واسه خودش
ایجاد شک معقول، کاریه که توش مهارت داره
یه معامله، شهادت دادنش رو تضمین کنه
ما نمیتونیم اینکارو بکنیم، باشه؟
!ما نمیتونیم اینکارو بکنیم
در آن واحد فقط میتونیم به یک شیطان رسیدگی کنیم
،معامله میکنیم
کار بوشمستر رو واسه اسلحهها و حمله به ساختمون میسازه
،و بعدش... بعدش، اگه شانس بیاریم واسه یه اتهام دیگه کار خودش رو میسازیم
مثل قتل ریدنآور
ببین، ما میتونیم یکی از گزینههای موجود رو انتخاب کنیم
حدس بزن چی شده؟
نتیجهی همشون آشغاله
حالت خوبه؟ حالشون خوبه؟
آره. فعلاً خوبن
اینجا بهنظر... متمرکز میاد
افسران ارشد دوباره رئیس شدن. به گمونم دوباره یه پلیس معمولی هستی
جدی؟ کی رو فرستادن؟ استرابر؟
نه. من رو
معاون رئیس. شغل جدیدتون بهتون میاد
آره خب، بهترم بودم. تام دوست صمیمی من بود
خب کجا بودی؟
فرض رو بر این میگیرم که وسط حملهی توی "تماس مادر" بودی؟
دوباره با دوستپسرت ول میگشتی؟
باز شروع کردی
رئیس، میشه لطفاً با هم صحبت کنیم؟ خصوصی؟
انگار چارهی دیگهای هم داری
از نگاه کردن به خانمها وقتی خوابن خوشت میاد؟
نمیذارم از جلوی چشمم دور بشی
نصف اندازهای که ادعا میکنی هم محافظ نیستی، لوک کیج
خب، من بهترین تلاشم رو میکنم و تو بدترین تلاشت رو. چی میتونم بگم؟
من خیلی بیشتر از کارهایی که تا الان واسه هارلم انجام دادی یا انجام میدی، انجام دادم
.هارلم بهت افتخار نمیکنه مرایا بهنوعی زنده نگهت میداره
که این رو نمیتونم در مورد کورنل بگم
هارلم برضد من نمیشه، چون دوسم داره
چون واسم میجنگه. چون واسم میمیره
میدونی... من هارلم رو بالا میبرم
تو؟
تو هیچی نیستی جز یه ناظر
هارلم قهرمان لازم نداره
یه ملکه لازم داره
خیلیخب، چی میخواد؟ کاهش مدتزمان حبس؟
مصونیت
بخاطر فروش اسلحههایی که با بوشمستر انجام داده
اونا اسلحههای همر رو مبادله کردن
این میتونه تمامشون رو بندازه زندان
بازی هوشمندانهایه
،بوشمستر رو میندازیم پشت میلهها ،خیال مرایا رو راحت میکنیم
و بعدش سر یه چیزی که جزئی از معامله نیست میگیریمش
با بازپرس "تاور" تماس میگیرم
مرسدس؟ - بله؟ -
داری توی سطح بالاتری بازی میکنی. بزرگ شدی
آره خب، تو نمیتونی تنها خواهر این اطراف باشی که داره پیشرفت میکنه
دیگه کی در جریان این نقشهست؟
لوک کیج، تو، مرایا و من
خیلیخب، پس به کسی نگید تا زمانیکه یه خبری از بازپرس به دستم برسه
دو تا فنجون شیر کاکائو الان آماده میشه
کارل. کارل
،کارل، ببین، واسه استفاده از نیرو یه زمانی وجود داره
و بعضیاوقات یه لمس کوچیک کفایت میکنه
بهگمونم یهکمی از اینکارا دور بودم
بفرمایید
میدونی، من مدیر اجرایی تولید اینم؟ - اوه، جدی؟ -
قدرتت از خداست، کارل
در این مورد هیچ شکی ندارم
ولی این مدل قدرتها با درد همراهه
No comments yet. Be the first to leave one.