ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
ــــــتــرــجـمـــه و ــــــزیـــرنـویــــس از «مـاهـی و محمد طاهری» Mahi & Mohammad_Tahri
نسخه شماره سه V.3 هماهنگ با انواع نسخههای
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
«بندر هیانیس، ماساچوست،۱۹۶۳»
خانم کندی؟
.بهم گفتن بیام بالا
.و برای غمتون واقعا متاسفم
چیزایی که نوشتن رو خوندید؟
کراک، مریمن و بقیه؟
.بله،خوندم
.مریمن عجب مرد بدجنسیه
هنوز یک هفته گذشته
ولی مثل یک وسیلهی مصنوعی کهنه باهاش رفتار میکنند
.که باید بزارنش لبه طاقچه
.هیچ راهی واسه در یادها موندن نیست
شما دوست دارید چطور بیاد بیاریدش خانم کندی؟
....من
میدونید که من بعدا این مکالمه رو ویرایش میکنم؟
.فقط محض اینکه یکوقت اون چیزی که منظورمه به زبون نیارم
با تمام احترام
.به نظر بعید میاد خانم کندی
.درسته، باشه
پس،این میشه ورژن خودتون از اتفاقاتی که افتاده؟
.دقیقا
.بفرمایید
.اول فکر کردم صدا از اگزوز ماشین بود
نزدیک بود باهاش نرم، اگه اینجا میبودم
یا یکجایی تو ویرجینیا چی؟
.خدارو شکر که باهاش بودم
چرا «خداروشکر»؟
میدونید من درمورد تاریخ چی فکر میکنم؟
درمورد تاریخ؟
.من زیاد مطالعه داشتم .بیشتر از چیزی که مردم بفهمند
...هرچی بیشتر میخونم، یشتر متحیر میشم
که وقتی یک چیزی مکتوب شده
یعنی دیگه حقیقت داره؟
.این تمام چیزیه که داریم
.داشتیم
.الان دیگه تلویزیون داریم
.حداقل آدمها با چشمان خودشون میتونند ببینند
اون گردش کاخ سفید
که چندسال گذشته برای شبکهی سی.بی.اس انجام دادید
همیشه فکر میکردم که شما اونکارو برای
هدفی انجام دادید؟ نه؟ بعد از مجلهی مد؟
.حتی یک جایزهی امی هم بردید
.اون برنامه رو برای خودم راه ننداختم
.برای مردم آمریکا انجام دادم
در اون برنامه برای اولین بار
کاخ سفید رو دیدم
و برای هردلیلی هم بوده باشه بنظرم فوقالعاده بودید
- .بسیار باوقار - .اوه،ممنون
.مطمئنم میتونستید به عنوان یک گوینده فعالیت داشته باشید
چی؟
ببخشید؟
چی گفتید؟
...گفتم میتونستید به عنوان
.میتونستید به عنوان یک گوینده فعالت داشته باشید
دارید به من توصیهی حرفهای میکنید؟
من
.نه
ولی مطمئنم تمام کشور دوست دارند بدونند که
.قدم بعدی شما چیه
.بهتون اطمینان میدم، تلویزیون نیست
.به کاخ سفید خوش اومدید
.به کاخ سفید خوش امدید
.ما مفتخریم که اینجارو «خونه» خطاب کنیم
چرا نمیگید «منزل مردم؟»
.شخصیتر هم میشه
.به منزل مردم خوش اومدید
.مفتخریم که اینجا رو «منزل » خطاب میکنیم
بهتر شد؟
جک کی به ما ملحق میشه؟
.میخوان از زبون شما بشنوند
.فکر میکنند من احمقم
یکسال تو دفتر، پولاشون رو حروم کردند
.واسه همین لازمه که شما نشون بدید چکار کردید
رئیس جمهور در اتاق مونرو شما رو ملاقات میکنند
.در پایان گردش
.عالی خواهی بود
- .نزدیکم بمون -البته
.خوشگل شدی، برو
.سلام، ببخشید
«اینجا کاخ سفید»
«همینطور که از چمنزار جنوبی مشخصه»
«برای یک ساعت آینده ،خانم آقای جان اف.کندی»
«از شما دعوت میکنند تا کاخ ریاست جمهوری رو ببینید»
«و همچنین یکسری از تغییراتی که »
«ایشون در معماری داخلی انجام دادند»
«خانم جان اف. کندی»
«سومین زن جوان از بین ۲۹ زنی که در کاخ سفید زندگی کردند»
«خانم کندی میخوام ازتون تشکر کنم»
«از اینکه اجازه دادید از منزل رسمی شما بازدید کنیم»
«مشخصا اینجا اتاقی هست که»
«فعالیتهای شما از اینجا شکل میگیره»
«بله اینجا هم سرداب هست،هم اتاق زیرشیروانی»
«از زمانی که فعالیت ما شروع شد»
«روزانه صدها نامه دریافت میکنیم»
«اینجا جایی هست که همش بررسی میشه»
«و تصمیم گرفته میشه که آیا نگهشون داریم یا نه»
«اگر که با بودجهی ما همخوانی داشته باشند»
«خانم کندی، هر بانوی اولی»
«و تمام حکومتها از زمان رئیس جمهور مدیسون»
«یکسری تغیراتی کردند»
«تغیرات بزرگ یا کوچیک در کاخ سفید»
«...قبل از اینکه نگاهی به کارهایی که شما انجام دادید بندازیم»
«خب، برنامهی اصلی شما چیه؟»
«.خب، راستش برنامهی خاصی ندارم»
«چون بنظرم، این کاخ همیشه باید رشد کنه، و میکنه»
«و برای من شرمآور بنظر میرسه»
«وقتی که میایم اینجا و به سختی»
«چیزی که مربوط به گذشتهی اینجا باشه پیدا میکنم»
.چیزی که به قبل از سال ۱۹۰۲ برگرده
حالا فرض کنید که شما و کمیتهی شما
میخواستید یکسری از لوازم اینجا رو
تغیر بدید
چی میشه اگه همسر رئیس جمهور بعدی
وارد کاخ سفید بشه؟
...خب، اگه اونها نخواستند
میبینید که در گذشته
.میتونستند بفروشند یا بندازنش دور
و هرچی که درمورد پول مالیات دهندهها گفته شد باطل میشه؟
اوه، تا ذرهی آخر پولی که خرج
.تغیرات شد رو از جیب خودم دادم
من...من عاشق اون کاخ هستم
.و میخواستم با مردم هم سهیم بشم
تا بخشی از بزرگی آمریکا رو به نمایش بزارم
اشیاء و وسایل
از مردم بیشتر باقی میمونند
و ایدههای مهمی رو در طول تاریخ بیان میکنند
.هویت و زیبایی
ولی مطمئنم که خوانندهها دوست دارند بدونند
عضوی از خانوادهی شما بودن چه حسی داره؟
.یک پسر کوچیک رو تصور کنید که با این چیزها محاصره شده
و برادر بزرگترش هم در جنگ کشته شده
و اون هم به همون جنگ فرستاده میشه
.ولی قهرمان به خونه برمیگرده
مردم اون پسربچه رو
فرزند ثروت و اعتبار میبینند
که حاضره همه چیزش رو برای آرمانهاش
.و در خدمت به ملتش فدا کنه
.سلطنت، شما خیلی سلطنتی جلوهش دادید
.خب، برای سلطنتی بودن نیاز به سنت هم هست
.و برای سنت نیاز به زمان
خب، بنظرم باید از یکجایی شروع بشه، درسته؟
.باید یک روز نخستی وجود داشه باشه
اینجا اتاق شرقیه
مسلما آمریکاییها
.۶۰سالی هست که اینجا رو میشناسند
مشخصه که احساس نکردید اینجا
.نیاز به ایجاد تغیر و تحول داشته باشه
.نه، به نظرم دوستداشتنیه
خیلی علاقهای به تغییر دادن ندارم
مخصوصا وقتی یک جایی مثل اینجا رو میبینی
...اینجا محشره، این
این پیانو بیاد آدم میاره که
عشق به موسیقی هم
.یکی دیگه از اجزای کاخ سفیده
.درسته این پیانو توسط فرانکلین رزولت طراحی شد
.با همکاری شرکت ایگل
و اینجا انتهای اتاق هست
جایی که «پابلو کاسالس» برای ما نواخت
جایی که یک صحنهی قابل حمل و نقل ساخته بودیم
.و نمایشنامهي شکسپیر اجرا شد
خانم کندی، این حکومت
یک وابستگی خاصی رو نسبت به
...هنرمندان، موسیقیدانان،نویسنده و شعرا داشته
این فقط بخاطر اینکه شما و همسرتون
این حس رو دارید
یا اینکه فکر میکنید رابطهای بین دولت
و موسیقی وجود داره؟
.خیلی پیچیدهست
من...من نمیدونم
فکرمیکنم که هرچیزی
.در کاخ سفید باید بهترین باشه
و اگه شرکت آمریکایی باشه که
.بشه بهش کمک کرد، مایلم اینکارو بکنم
.و اگرم نیست....تا وقتی که بهترین باشه
ایمان بهتون کمک میکنه؟
.ترجیح میدم درمورد ایمانم با یک کشیش صحبت کنم
شما که پدر روحانی نیستید. هستید؟
.نه،نه،نیستم
فقط دارم تلاش میکنم حقیقت رو بفهمم
- .خبرنگارها کارشون همینه - .حقیقت
خب، من بخش بیشتری از عمرم رو
.در تفاوت بین دیدگاه خودم و مردم از حقیقت گذروندم
.قبول، من به یک داستان باورکردنی بسنده میکنم
.اینطوری بهتره
.میدونید من خودم یک زمانی گزارشگر بودم
.میدونم شما دنبال چی هستید
ببخشید؟
.یک نقل قول لحظه به لحظه
شما دنبال این هستید، مگه نه؟
میخواید صدای اون گلولهای که به
.جمجمهی همسرم خورد رو براتون شرح بدم
_ من خیلی خوشحالم
_ که در ایالت بزرگ تگزاس هستم
_که همراه شما هستم
_ و تجربهی
_ سنت زیبای اسپانیایی رو دارم
No comments yet. Be the first to leave one.