ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در "ریوردیل" گذشت
رفیق، داری چیکار میکنی؟ - .کاری که کُل تابستون میکردیم -
.بابام درست اونجا وایساده
چرا؟
.اون مربی نیروهای ویژهی افسریه
.دانشجوهای افسری، خوشاومدین
عذر میخوام، سرگرد میسون؟ امیدوارم برای .شرکت توی کلاسهاتون زیاد دیر نشدهباشه
میشه یه متصدی بار دیگه بهم سرویس بده، لطفاً؟
.هی، توبی! توبی! من میشناسمش
،خوب گوش کن، اندروز
،داری بهفنا میری .و منم نمیتونم اینو تحمل کنم
.شما قانون رو زیرپا گذاشتین .کتهاتون رو تحویل بدین و برین
جدی میگی، جونز؟
من با افعیها نسبت خونی دارم. .نمیتونی اینو ازم بگیری
فکر کنم مامانم یکیرو اجیر کرده که ،بهبابام شلیک کنه
تا بتونه از فروشِ دم و دستگاهِ .مواد مخدرش یهسودی بهجیب بزنه
میریم و قبلاز اینکه مامانم .همهچیز رو بفروشه نابودشون میکنیم
تو چه غلطی کردی؟
،خریدارم داره میاد، ورونیکا .و حالا خون بهپا میکنه
«: مـتـرجـمـیـن: آریـا و غـزل :» .:: Violet , Ariya ::.
،ریوردیل عین یهشهر عجیب و وارونهاست
جایی که قتل، رازهای پنهانی و موادمخدر جزء .استثنائات نیستن، اینا معیارهای این شهر اند
ولی بعضیاوقات یادت میره که .مردم اونجا دارن زندگیشون رو میکنن
و کارهای معمولیای مثل .ازدواج کردن انجام میدن
منظورتون چیه که یهعروسی مجلل نمیخواین؟
خب، ما تازه کارهای طلاقمون ،رو تموم کردیم، کوین
.و این ازدواج دوم هردومونه
و با اتفاقاتی که توی ریوردیل ....در جریانه
آره، فقط میخوایم بریم توی تالار شهر .و یهعروسی ساده داشته باشیم
میشه من بگم؟
.ما کاملاً مخالفیم
ولی این ما نیستیم ،که میخوایم ازدواج کنیم
.برایهمین بهخواستهتون احترام میزاریم
ولی بهشرطی که بهمون اجازه بدین که واسهتون
توی "لبان نوئی" یه مهمونیِ بعد از مراسم بگیریم؟
...اه
،اگه هیچ جشن عروسیای نباشه .این یعنی پادشاه گارگویل برنده شده
.باشه، ولی یه مراسم کوچولو
عالی شد. همینامروز .دعوتنامههارو میفرستم
.مارکوس - .تام -
،افسر کلر، خانمها حالتون چطوره؟
.خوبیم، ممنون
.راستش، یهخبرایی داریم
،تام و من بالاخره میخوایم ازدواج کنیم
و این دوتا میخوان طبقۀ پائینِ همینجا .واسهمون مهمونیِ بعد از مراسم بگیرن
شما و موس هم اولین مهمونهایی .هستین که دعوتین
چطوره؟
برنامههامرو ... چک میکنم .ببینم چی میشه، سیرا
دردش چی بود؟
.من و مارکوس قبلاً دوستهای خوبی بودیم باهمدیگه عضو نیرویهای افسری بودیم، ولی
.بعدش دیگه باهم درارتباط نبودیم
.یا شایدم بخاطر حسودیه
...خب
همونطور که میدونی، مارکوس قبلاً .همیشه خاطرخواه من بود
.ولی من فقط چشمم بهتو بود
.اوه، پس خوشبهحالِ من
حسِ خیلیخوبی داره که توی تختخواب واقعی بخوابی، نه؟
بهدور از ترسهایی که .توی منطقۀ چادرنشینهاست
خب، منم برای کثیفی و سرمای اونجا ...دلم تنگ نشده، این درست ولی
نمیدونم، دلم واسه .بازی تنگ شده، عزیزم
خدای من، نمرات آزمونِ .اسایتیمون اومده
خدا خدا میکردم که نمراتم اونقدر خوب .باشه که بتونم به دانشگاه "هایاسمیت" برم
نسلهاست که زنهای خانوادهمون .بهاین دانشگاه میرن
منم نمیخوام رسم و رسوم .بلاسمها رو زیرپا بزارم
،"درست مثل فیلم "دیزرت هارتس ،نمراتم عالی نیست
.ولی بهعالی نزدیکه
ماله تو چی، تیتی؟
.معرکهست
همونطور که همیشه .به معرکه بودن معروفی
ازاونجایی که شما دوتا مأمور عدالت، سرِخود برداشتین و تمام دم و دستگاه فیزلراکس
که من از قبل فروخته ،بودم رو سوزوندین
خودتون هم باید پولش رو جور کنین .تا بدهیمون رو بدیم
آخه چجوری اینکارو بکنیم؟
با پولهای صندوق .کلوپتون شروع میکنم
ما اونقدری پول درنمیاریم که بتونیم بدهی اون .کلهگندهای که باهاش کار میکنی رو بدیم
خب، پس پیشنهاد میکنم .خودت یهفکر اساسی کنی، دخترم
.و دست بجنبونی
یه خریدار، که معروفه بهاینکه بدجور از کوره در میره
.الان توی راهِ ریوردیله
و بخاطر موادمخدری که بهدستشون نرسیده .اومدن که پولشون رو کامل پس بگیرن
این جناب خریدار کی هستن؟
.لزومی نداره که بدونی
.اونا یه واسطه رو میفرستن اینجا
داریم راجعبه چقدر پول حرف میزنیم، خانم لاج؟
و یهو، من انگار توی یکی از .قسمتهای سریال "اوزارک" هستم
.نه
ولی دیگه خودت رو ،قاطی کلهگندهها کردی
و وقتشه که پیروز بشی .یا شکست بخوری
بهعلاوه، من وظایفم رو هم بهعنوان "سردستهی گروه "ریور ویکسنها
و هم بهعنوان رئیس انجمن دانشآموزی
،بهخوبی انجام دادم و باوجود این وظایف .معدلِ بالای 4/2 م رو حفظ کردم
حضور مداوم در کلاسها و کسب نمرهی .تقریباً کامل در آزمونِ اسایتی
بههمین دلایل، بهنظرم من کاندیدای عالیای .برای دانشگاه "هایاسمیت" هستم
.گذشتهاز اینا، من یه وارثام
،درسته، خانم بلاسم، ولی بااینحال
"اخیراً، هیئتمدیرهی کالج "هایاسمیت تصمیم گرفتن که وقتشه تا
که با انتخاب دانشجویان دختری که ،فرزند فارغالتحصیلان سابق نیستن
.تنوع جدیدی به دانشگاه ببخشیم
این یهحرکت پیشگامانۀ جدیده؟
،متأسفانه بله
،ولی دیگه زمان تغییر رسیده بود شما هم موافقین؟
.اوه! البته
فقط واسم سؤاله که کدوم عضو .هیئتمدیره یهو باوجدان شده
هی، باید یهچیزی .ازت بپرسم
.هی
توی عروسی بابام بهعنوان همراهم - ...باهام میای؟ -کوین
خودم میدونم، این یه ،مراسم عمومیه
و تو هم هنوز دربارهی گرایشت بهبابات چیزی نگفتی ، ولی بهنظرت الان وقتش نیست؟
یعنی میگم، الان چهمدته که ما باهمیم؟
.از تابستون رابطهمون رو شروع کردیم - .پس یعنی خیلیوقته -
و منم عین همهی گِیها، عشقبازیهای ،مخفیانهرو دوست دارم
ولی ما تاحالا هیچوقت یه شب .درستوحسابی رو باهم نگذروندیم
فکر کردی خودم دلم نمیخواد؟
.پس اینکارو بکن، با بابات حرف بزن
.بابا - .سرگرد میسون -
.بهتون گفتم اینجان، قربان
.افسر میسون، افسر کلر
جلسهمون با مأمور استخدام آکادمی نیروهایدریایی الانه که شروع بشه، پس
.عجله کنین
.شرمنده، کوین، نمیتونم
.سلام، سوئیتپی
امیدوارم ناراحت نشده باشی .که اینجوری سرزده اومدم
.همیشه از دیدنت خوشحال میشم، جوسی
...مخصوصاً اگه برای
برای سکس اومده باشم؟
دفعهی اولمون که نیست، اونهم بعد از .جدایی یهوییمون توی تابستون
.خب، واسهی اینکار نیومدم
،ام، نمیدونم شنیدی یا نه
ولی مامانم داره با ،بابای کوین ازدواج میکنه
و میخواستم بدونم که دلت میخواد .توی عروسی بعنوان همراهِ من باشی
بهعنوان دوستپسرت؟
لازمه اینقدر رسمی باشه؟
،جوسی
.من ازت خوشم میاد
و دلم میخواد باهات باشم، همیشه .و یهثانیه هم ازت دور نشم
،ولی تو هروقت که میخوای تنها نباشی سروکلهات توی زندگیم پیدا میشه
.من همچین آدمی نیستم
،شاید بعداً خیلی دلتنگت بشم ...ولی من فقط
ولی باید این رابطهی .مسخرهرو باهات تموم کنم
.پس، اینجا کلوپ افرای مخوف و بدنامه
و جای تعجب نداشت که با اون حرکتهای کثیف و بچگانهات
میخواستی مانع پذیرشِ من .توی دانشگاه قدیمیت بشی
"من با رئیس دانشگاه "هایاسمیت .صحبت کردم
و اونهم منو رو درجریان یه سیاست جدید و بخصوص گذاشت
که ظاهراً فقط برای ممانعت .از ورود من بهاون دانشگاهه
فکر نکنم آدم دیگهای غیر از تو همچین .حرکت پست و بچگانهای بکنه، مامانی
نمیخوای توضیح بدی؟
.شرل
"سالن و راهروهای مقدسِ "هایاسمیت
نباید باحضور اشخاصی مثل تو
.نجس بشه
.تو یه گمراهی
و مطمئنم که خبرنامهی فارغالتحصیلان خیلی هیجانزده میشه
وقتی دربارهی یه بیوهی فاحشه که تمایل .خاصی به سَم داره مطلب چاپ کنه
با هدایای سنگین مالی که ،طی این سالها بهشون دادم
.بعید میدونم حتی خم به ابرو بیارن
،خب حالا، قبول کن، شرل
.این بهای لذت کثیفته
هایاسمیت باحضور تو .کثیف و نجس نمیشه
.اتهاماتی که علیهته خیلی جدیه
اوه، عجب، میگی چیکار کنم؟
.میتونم درخواست حکم کتبی بدم
فکر کنم دلم بخواد .مستقیماً محاکمه شم
کجا میری؟
میخوام قبلاز اینکه غذای اصلیم .رو بخورم یه پیشغذا بخورم
اون چیه؟
،خواهر سیرانا"
،برادر توماس
تبریک به عروس و داماد ،آینده بابت عروسیتون
اگه میخواین زنده بمونین تا ،شاهد عروسی خجستهتون باشین
باید با تمام اعضای کلوپ نیمهشبتون ...دوباره جمع بشین
تا یکبار و برایهمیشه مأموریتِ .شب صعودتون رو بهاتمام برسونین
،به هیچکس حرفی نزنین"
.وگرنه بچههاتون تقاصش رو پس میدن
،با آرزوی بهترینها
".پادشاه گارگویل
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
خب، انگار یهنفر دلش .میخواد روی شونهی یکی گریه کنه
نمیخوام جلوی کربوهیدات ...خوردنت رو بگیرم، کوین، ولی
،هرچیزی آزردهخاطرت کرده .ارزشش رو نداره
.پس، آبنباتت رو بزار کنار
.و بگو داستان غمانگیزت چیه
.دلم میخواد حواسم به یهچیزی پرت بشه
،خب
یه پسرهای هست، و یهسری ...مشکلات داریم
موس رو میگی؟
.بیخیال، کور که نیستم
توی مهمونی کنار استخرم ،دیدم که کنارهمدیگه بودین
عین نسخهی تئاتر فیلم "آقای .ریپلی بااستعداد" شده بودین
رابطهی کوین و موس از .همون اولش مایهی دردسر بود
شاید الان وقتش باشه .که فراموشش کنی
.دیگه نمیتونم بگردم به جنگل فاکس
.آخی، کوینِ دلنازکِ بیچاره
نگفتم که بری توی جنگل ،دنبال پسر بگردی
.دارم نرمافزار دوستیابی "بامبل" رو میگم
.ببین
مطمئنم که میتونی یه پسر همجنسگرای .خوشتیپ و درستوحسابی پیدا کنی
.چه خوب
.ولی من موس رو خیلی دوست دارم
فقط کاش با باباش روراست بود .تا بتونیم راحت باهم قرار بزاریم
No comments yet. Be the first to leave one.