ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مارسی
پدره کیه؟
هان؟ بابای دخترت
هیچی درباره گذشتت نمیدونم
به تخمم
گذشتم دقیقا اینجاس
چقدر تو مارسی میمونیم؟
نمیدونم
کی اینو آورده کارآگاه خیرون
این مهمات ما، سلاحهای ماست، یکی از خود ما سعی کرده مالپیکا رو بکشه
تو کسب و کار رقیبایی وجود داره، حالت خوبه؟
نه عتیقه
یه لحظه دیگه هم نمی تونم اینجا باشم
این معجزس که زنده ای
هر کی این کار رو کرده دوباره امتحان میکنه و اون پلیس خستگی ناپذیره
الان چی شد؟
اون منو تنها نمیزاره تا وقتی که من به جایگاه برم و بیانیه ای بدم
حدس می زنم باید با فرماندار صحبت کنم اونو به جای دیگه ای جا به جا کنن
... در غیر این صورت
تو چی میخوایی؟ آدمای مرده بیشتر؟ اون همه چی رو میفهمه
هیچ کاری رو بدون هماهنگی مالپیکا انجام نده
اونا اینجان، بریم
اون کجا پیدات کرد؟
تو اسپانیایی خوب صحبت می کنی
مالپیکا به من و ژان یاد داد
به مارسی خوش اومدین مرسی مری، خوشگل شدی (^_-)
لوسیانو، همیشه باعث افتخاره که اینجایی
اجازه بدین چارلی لوکی لوسیانو رو معرفی کنم
من مفتخرم
یه تراژدی واقعی
سبل آدم خوبی بود، هرچند تو هیچ وقت واقعا کسی رو نمیشناسی
کی چه میدونه تو سرش چی می گذشت؟
برای اون که زندگیش اینجوری تموم شه
من از ملاقاتتون، سپاسگزارم بازررس
ولی مطمئن نیستم شما ازم چی میخوایید
فقط یکم پیش زمینه بهتون بدم
تا حالا بندر دیگه ای رو مدیریت کردین؟ نه، ولی مهندس نیروی دریایی هستم
این یه فرصت شغلی خارقالعاده اس برای من خیلی خوشحالم
مطمئن نیستم باشی
سبل با اخاذی و فشار رو به رو شد و اون رو مجبور به خودکشی کرد
من اینجام برای کار، فقط همین
در این مورد، اونو به تو واگذار میکنم
بازررس، خیلی سپاس گذارم
میدونم پلیس همیشه آماده کمک به ماس تو هر مشکلی
خب، چیزی فهمیدین؟
آره، اون یه مهندسه
نمیدونم چی انتظار داشتی
اونا فروش مواد رو متوقف نمی کنن و بندر رو نیاز دارن
اگه اونا رو دستپاچه کنیم ممکنه دوباره یه چیز دیگه رو امتحان کنن
قبلا کتک کاری داشتم
من متوقف نمی شم تا وقتی بفهمم که کی مسئول این همه مرگ و میره
چی میخوایی؟ یه مدال؟
حقیقت رو میخوام
بندر توی مارسی تحت محافظت شدیده
اونا یه واحد مواد مخدر راه اندازی کردن
اونا دو محموله ی این ماه و سه محموله ماه گذشته رو .... مصادره کردن و
باید بهم کمک کنی
چطور؟
نمیدونم، بابودن کنار من، دنبال راه حل گشتن
حتما، تو برام مثه یه برادری کارایی که برام انجام دادی رو فراموش نمی کنم
خوب یادگرفتی یه معلم خوب داشتم
اون تو بودی؟
چی؟
چند هفته پیش یکی سعی کرد منو به قتل برسونه بیرون آلباتروس
خوشبختانه، یکی از افرادم جلوی گلوله خوردنم رو گرفت
اگه من بودم ، تا الان مرده بودی
چرا یهو بی اعتمادی؟
اینجا کارا برات خوب پیش نمیره
شاید شراکت تجاری منو توی اسپانیا میخوایی
فکر می کنی کاری مثل اونو انجام میدم؟
متاسفم، نمیدونم دارم چی میگم
یه پیک به سلامتی اتحادمون
چه شکلیه؟
لوسیانو؟- آره-
اون یه جنتلمنه، ولی فقط به تجارت فکر میکنه
نمیدونم اگه اون حرم داره تو ایتالیا ولی هیچ وقت از رو عادت منو لمس نکرده
آدمای ما فقط عروسکای خیمه شب بازین لوسیانو هم نخ ها رو میکشه
اونا با ریتمی که اون انتخاب کرده می رقصن
دارم میام، دارم میام
چی میخوایی؟
اینجا طبقه سومه درسته؟ آره، چیزی میفروشین؟
..... درباره کامینو و
اونا چند هفته پیش رفتن من و همسرم تازه اومدیم
میدونی کجا رفتن؟ نه
گاهی یه مریض برای نامه میاد
من میتونم بهشون بگم دنبالشون می گردی اگه مایلی
اسمت چیه؟
آقا، هییی
اینجا چی کار میکنی؟
نباید در رو باز بزارین داخل اومدن آسونه
بیرون
دو نفر تقریبا کشته شدن درست بیرون
تو نترسیده بودی؟
من قبلا جواب سوالت رو دادم روز تیر اندازی
و من نمی بخشمت بخاطر تعطیل کردن ما برای چند هفته
کی سالوادور مالپیکا رو مرده میخواد؟
اون کار توئه، ازش سر در بیار
اون چیه رو پشتت؟
بهم دست نزن
برو بیرون همین الان
چرا این علامت رو زدی؟ چه معنی ای داره؟
! ولم کن ! ولش کن عه
اسلحت رو بیار پایین، احمق نباش خو
بیرون
تو ریدی تو پرونده اگه بخوایی میتونم با مافوقت صحبت کنم
تو درباره ی پرونده بیشتر میدونی و مافوق من بیشتر از من
برنگرد
زنا به کسی تعلق ندارن اونا گاو شیر ده نیستن
وینوسا نزدیک تر میشه
ما باید یه کاری انجام بدیم آروم باش جایی نمیره
باید بکشیمش
کشتن اون اشتباهه ما نمیتونیم این کارو بکنیم
خب با فرماندار صحبت کن نمیخوام برنجونمش
اون تو بندر کمکمون کرد نمیخوام درخواستمو رد کنه
خب باید باهاش چی کار کنیم؟ بهش هشدار میدیم
بعضی چیزا فراموش نمیشن
که باعث میشه بارسلونا رو به اختیار خودش ترک کنه
باشه
مشکل چیه؟- هیچی-
ماری چی بهت گفت؟
یا خودشو اوسکول کرده و گیج بازی در میاره یا هیچی درباره کارو بار شوهر جانش نمیدونه
شگفتااااا به تحقیق ادامه بدین، حقیقت رو بفهمین
من باید بدونم ژان حقیقتو بهم میگه یا نه
چرا بهش اعتماد نداری؟
اون معلمت نبود، دوستت نبود، برادرت نبود؟
مشکل چیه این گردنبند رو دوست ندارم
لوسیانو بهت استرس داد؟ لوسیانو تو رو کنترل میکنه، همتونو کنترل میکنه
وقتی ازت خسته شه، تو رو میکشه نحوه کارش همینه
تا وقتی که براش مفیدم
ازم محافظت میکنه آهان هان
خائن نزدیکه اونا سعی کردن منو با همون اسلحه هایی که تو بارسلونا داریم بکشن
اون جلوی لافورت رو میگیره نه
اون باید یکی از افراد منو خریده باشه
از چی ترسیدی؟ از، از دست دادن کارو بار
از اینکه اون فکر کنه تو ضعیفی همه اینا بخاطر هیچی شروع شد
چه بلایی سر من میاد اگه اونا تو رو بکشن
هان؟
فرلینی آرایشگر من بود
اون تنها کسی بود که تو مو سرم نمیرید
. اون بهترین تو جزیره نبود، نه
اون یه آرایشگاه خیلی کوچیک داشت
اون عادت داشت بخاطر من نزدیک بمونه
یه وقتی یه قرار سری با یه دوست آمریکایی داشتم
که تو سیسیل بود برای تجارت
احدی نمیدونست کی و کجا قرار داریم
اونا چطور فهمیدن؟ کی منو فروخته بود؟
دست راستم؟ دست چپم؟
نه. کار فرلینی بود آرایشگرم
غیر قابل باور بود
اون درمورد نوبت آرایشگاه من بهشون گفته بود
اونا منو تعقیب کردن تا محل قرار، پشت یه رستوران
تیراندازی، قتل عام، فاجعه
پلیس مشکلمون نیست
خائنا مشکلمونن
خائنت کیه؟ لافورت؟
خیاطت؟
زنت؟
مری یه فرشتس
خیاطمو عوض می کنم
پلیس مارسی چطور درباره ترانزیت و روابط ما میدونه؟
هنوز نمیدونم.... ولی می فهمم
و تو، سالوادور
خائنت کیه؟
اون خیلی نزدیکه، تقریبا کشته بودت
موهامو نگاه کن
ترسناکه؟
حالا من یه آرایشگاه تو کاتانیا میرم اون خفه خون داره
و فرلینی
اون به قتل رسید روحش داره با ماهیا تو اقیانوس تفریح میکنه
اسم زنت چیه سالوادور؟
اسمش هچه
هچ
!برای بارسلونا !برای بارسلونا
دوستت اینو آورد یه مرد از ثبت املاک
اون شخصا اینو آورد؟
اون میگه همه چی اینجاس همه املاک سالوادور مالپیکا
سند قانونی
این طلاس، طلای خالص بذار شام مهمونت کنم
قبوله ولی باید قول بدی تمومه وقتت رو صرف گشتن تو کاغذ بازی نکنی
و حالا ترانه ای شاد تر برای دختر متولد شده و برای همه شما
چه ننگی مالپیکا نمیتونه اینجا باشه اون میدونه چطور پارتی کنه
نه. آنا
فقط مراقب باش، باشه؟ شوهرت می پادت
آه انقد کودن نباش
تو مستی
قطعا ! آنا
باهام برقص نه، بزار... بزار بریم خونه
انقدر کسل کننده نباش تولد کیرررری منه
نمیخوایی با زنت برقصی؟
میذارم بهم دست بزنی جلوی همه این آدما
قول میدم اینبار ولو نشم نه بسه دیگه
نه
واگذارت به درخت کاج
میرم می رقصم برای تو می رقصم برای همه
ولم کن داری خودتو اوسکول میکنی
من؟ نه، نه، نه تو اوسکولی، قند و عسل
متوجه نشدی همه دارن بهت میخندن؟ به خودت بیا
خیلی جدی، خیلی سر راست رک و پوست کنده
و تمام مدت منشیت داشت زنتو می گائید
محض رضای حضرت عباس، آنا این کافی نیست که کل روز بالا باشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.