Halloween III: Season of the Witch

Halloween III: Season of the Witch

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Halloween III Season of the Witch 1982 720p BluRay x264-PSYCHD [PublicHD]
Halloween III: Season of the Witch (1982) 1080p BrRip x264 - YIFY
Halloween III: Season of the Witch (1982) 720p BrRip x264 - YIFY
കമന്ററി എഴുതിയത് saat11

ടാഗുകൾ

brrip
x264
720p
720
1080
BluRay
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-12-01
ഡൗൺലോഡുകൾ: 45
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

هشت روز مونده تا هالووين

هالووين، هالووين

هشت روز مونده تا هالووين

سيلور شمراک

هشت روز مونده تا هالووين

هالووين، هالووين

هشت روز مونده تا هالووين سيلور شمراک

بله، بچه ها، شما همچنين مى تونيد صاحب يکى از اين سه تا باشيد

درسته، سه تا ماسک فوق العاده

اونا جذاب و ترسناک هستن

و توى تاريکى از خودشون نور ميدن

اونا دارن ميان. اونا دارن ميان

کسى اينجا نيست؟

سلام

پدر اومده

اوه، پدر اينجاست

بچه ها، غذا هنوز روى ميزه

متأسفم، بد موقعى رسيدم - من ديگه عادت کردم -

چى برامون آوردى؟ - آره، چى برامون آوردى؟ -

خب، صبر کنيد... اينجاست يکى براى تو، يکى هم براى تو

چى شده، خوشتون نمياد؟

مامان برامون ماسک خريده

سيلور شمراک، نگاه کن

سعى خودت رو کردى

هشت روز مونده تا هالووين

هالووين، هالووين

... هشت روز مونده تا هالووين - خب، حالت چطوره؟ -

بايد جواب بدم

مست کردن و طبابت کردن ترکيب خيلى خوبيه

بيا تلويزيون تماشا کنيم - باشه -

... هشت روز ديگه تا هالووين - صداش رو کم کن -

بله، من چاليس هستم

کِى؟

الان توى چه وضعيتيه؟

خيلى خب، زود خودم رو مى رسونم

من بايد برم

وضعيتش ثابته، اما دکتر کستل مجبور بود که سريع اينجا رو ترک کنه

به همين خاطر فکر کردم بايد با شما تماس بگيرم

حتما، حتما کار خوبى کردى

گوش کنيد. اون يه دفعه از توى بارون پيداش شد

به خدا قسم مى خورم که همش همين بود

من فقط اونو تا اينجا آوردم

اتاق خالى براى اون هست؟ - بله، 13 -

خيلى ممنون که اونو تا اينجا آوردى ازت تشکر مى کنم

خب، من از شما ممنونم دکتر

من هميشه به خودم ميگم که اگه کسى به کمک نياز داره، بايد بهش کمک کرد

منظورم اينه که، حتى اگه توى دردسر بيفتى

مشکلى که وجود نداره، درسته؟

منظورم اينه که شما هيچ وقت خبر ندارى که يه نفر کِى ممکنه به کمک احتياج داشته باشه

و شايد دفعه بعد نوبت خود من باشه

!اونا... ما رو مى کشن. همه ما رو

همه ما

صد ميلى گرم ثاروزين

بعدى کيه؟

هيچ کس

بجز اون امشب شب آروميه

مى تونم يه چرت بزنم

توى اتاق استراحت کسى نيست

مى خواى با من بياى؟

بالش توى قفسه ست و شير و کيک هم توى يخچال

فکر کنم بايد با تو ازدواج مى کردم، اگنس

اوه! مراقب باش من فعلا لازمش دارم

جدى ميگم

تو اينجا چيکار مى کنى؟

... اون مرد! اون مرد ... اون

خيلى خب، خيلى خب

!هى

سلام، ليندا. منم دَن

نمى تونم بچه ها رو امشب بيرون ببرم ... يه اتفاقى

... دَن، اما تو قول دادى که

همسر سابق من

نه، نه، ليندا، موضوع اصلا همچين چيزى نيست

... اگه يه دقيقه آروم باشى، من

دوتا مرد امشب اينجا کشته شدن

نه، تصادف نبوده

گوش کن، همه چيز رو بعدا برات توضيح ميدم باشه؟ الان بايد برم

!دَن

حتما، حتما، شنبه شب آره، همون موقع خوبه

هر دوى اونا امشب مى تونن پيش من بمونن

عاليه - ... بهشون بگو متأسفم -

ساعت 10 شنبه شب

ديگه واقعا بايد برم. خداحافظ - خداحافظ -

اين پدر منه؟

خانم، الان نه

بذاريد همينجا تمومش کنيم

آره، اون پدر منه

چه اتفاقى افتاد؟

اوه، يه آدم ديوونه، درست بعد از اون خودش رو توى پارکينگ کشت

احتمالا تأثير مواد مخدر بوده

... همين؟ پدر من به خاطر يه ديوونه کشته شده

کل جريان تحت رسيدگى قرار داره

!شک ندارم

تو شب خيلى سختى رو داشتى و از راه دورى اومدى

وقتى که حالت بهتر شد چندتا سوال ازت دارم

و شايد چندتا جواب بيشتر

ببين، چاليس. من فقط يه دستيار هستم

فقط به من بگو چى مى دونى - زياد نه، يه مدت طول مى کشه -

طرف يه مشت خاکستر شده

اينو مى دونم که کلانتر اعتقاد داره که اثرات مواد مخدر روى اون بوده

اين اصلا قابل درک نيست

من خيلى ها رو ديدم که معتاد هستن

اون مرد کاملا عادى رفتار مى کرد مثل يه تاجر بود

اون بايد يکى از تاجرهاى پر قدرت باشه اينو مى تونم بهت بگم

... نميشه جمجمه يه نفر رو

بدون داشتن دست هاى قدرتمند تيکه تيکه کرد... مى دونى منظورم چيه؟

تدى، خواهش مى کنم اين يه کار رو واسه من انجام بده

اين يکى رو خودت بررسى کن

من نمى تونم اينکار رو انجام بدم ... اون بايد تحت يه سرى

!خواهش مى کنم

چرا اين جريان اينقدر فکر تو رو مشغول کرده؟

من 8 ساله که با اين بيمارستان کار مى کنم

... تا حالا پيش نيومده بود که يه نفر بياد داخل و

ببينم چيکار مى تونم بکنم اما قول نميدم

ممنون

من هميشه توى شب هاى مهتابى خيلى خوب ميشم، نه؟

بهترينى

... هى، تو هنوز اون

حال و احوالت چطوره؟

خوبم، تو چى؟ - منم خوبم -

هنوز توي اون بيمارستان کار مي کني؟

اوه، آره. بازم ممنون

هى، مشکلى که واست پيش نمياد؟

هى، چارلى، ميشه کانالش رو عوض کنى؟

هر چى تو بگى

قسمت دوم فيلم کلاسيکِ جاودانه، هالووين، در ساعت 9 ... به شما تقديم مى شود توسط

... دو روز مونده تا هالووين - بى خيال، عوضش کن -

تو چه مرگت شده؟ روحيه هالووينى ندارى؟

نه

سلام - سلام -

اسم من الى گيمبريجه

مى دونم. من دَن چاليس هستم

مى دونم. يکى از پرستارها بهم گفت که شما رو مى تونم اينجا پيدا کنم

من شما رو توى مراسم تشييع جنازه ديدم خيلى ممنونم

از بابت پدرت متأسفم

اون شبى که پدرم مرد، چيزى به شما نگفت؟

چرا... چرا

"اون گفت: "به الى بگيد دوستش دارم

خب، شما بلد نيستيد دروغ بگيد اما بهر حال ازتون ممنونم

يه لحظه صبر کن

من اون شب يه چيزى ديدم نمى دونم

... پدرت اومد توى بيمارستان

!من فکر کردم اون ديوونه ست، عقلش رو از دست داده...

يه ماسک هالووين رو محکم گرفته !بود دستش و ولش نمى کرد

:و چيزى که گفت اين بود !"اونا همه ما رو مى کشن"

!و بعد از چند دقيقه اون کشته شد

و من نمى دونم که چه اتفاقى داره ميفته

پدر واقعا عاشق اينجا بود اما کار و کاسبى داشت خراب مى شد

فکر کنم شما هم مثل بقيه از اون مرکز خريد که جديدا باز شده خريد مى کنيد؟

بچه ها باعث مى شدن که اون به کارش ادامه بده

بعد از مدرسه مى اومدن اينجا

اون بهشون اجازه مى داد که با وسايل بازى کنن

درست مثل من وقتى که بچه بودم

سؤال اينه که چرا يه نفر بايد پدر رو بکشه؟

... اون مرد فوق العاده اى بود، اون

من يه سرى کارهاى تحقيقاتى انجام دادم

پدرم وقايع رو ثبت مى کرد

هجدهم اکتبر گردهمايى انجمن بازرگانان

پدرم اونجا بوده من بررسى کردم

نوزدهم اکتبر، مسابقه فوتبال اونجا هم بوده

بيستم اکتبر... چيدن ماسک هاى بيشتر

آره، اين همون ماسکيه که توى دست پدرت بود

بيست و يکم اکتبر خوردن شام با مينى

مينى بلنکن شيپ، اون هيچ وقت خودش رو نشون نداد

حتى تلفن هم نزد

تو سرت شلوغ بوده

من فکر مى کنم که پدرم يا اونجا يا توى سانتا ميرا توى دردسر افتاده

سانتا ميرا؟

جاييه که ماسک ها رو مى سازن

جاى کوچيکيه. زياد دور نيست

شايد اونا يه چيزهايى بدونن

تا وقتى که ندونم چه بلايى سر پدرم اومده به لس آنجلس بر نمى گردم

ليندا، من هنوز از اين جريان خلاص نشدم واقا متأسفم

... خب ما هم ميايم اونجا و

نه، اونجا فقط چندتا دکتر هستن که درباره مسائل خسته کننده صحبت مى کنن

بچه ها حتى اسم تو رو هم يادشون نمياد

ليندا، ليندا، آروم باش

من بر مى گردم و مى برمشون مراسم هالووين قول ميدم

... به من بگو کجا قراره برى - ... من تماس -

نه، من اسم هتل رو يادم نمياد !دوشنبه بهت زنگ مى زنم

من بايد برم! خداحافظ - يه دقيقه صبر کن -

فکر کنم خروجى بعدى باشه

يه دقيقه صبر کن. آره، خودشه

آره، بايد 10 مايل ديگه حرکت کنيم ... بعد بپيچيم سمت راست

چيزى که دوست دارم بدونم اينه که چرا کارخونه شون رو وسط يه همچين ناکجاآبادى ساختن؟

... نمى دونم، گوش کن

سانتا ميرا در سال 1887 کشف شد توسط انجمن زراعت

يه بخش لبنياتى توش بوجود اومد

و پس از جنگ جهانى دوم

يه ايرلندى ثروتمند به اسم کونال کاکرن اونو به يه کارخونه اسباب بازى تبديل کرد

"شرکت "سيلور شمراک

حالا از ساخت اسباب بازى دست کشيده و ماسکهاى هالووين مى فروشه

بزرگترين شرکت اين محصولات توى دنيا

ماسک هاى هالووين ايرلندى؟

توى کاليفرنيا هيچ کس از اين موضوع خبر نداره

من احساس مى کنم که يه ماهى طلايى هستم

شهر شرکتى

من هنوز آماده نيستم بايد يه نقشه بکشيم

باشه، نظرت درباره اين چيه؟

... بر مى گرديم به پمپ بنزين

شايد اونا از اين جريان اطلاع داشته باشن...

More Farsi Persian subtitles for Halloween III: Season of the Witch

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left