See

See

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

See S02E07 XviD-AFG
കമന്ററി എഴുതിയത് Roya_T_K
💢 Roya_T_K رویــــا , SAHEB 💢

ടാഗുകൾ

1080
x265
HEVC
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-10-08
ഡൗൺലോഡുകൾ: 70
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

.‫دیگه کار از نشست مصالحت آمیز گذشته

‫بعد از شکست هیئت اعزامی ما ،‫در اجلاس صلح

.‫فقط یه راه برامون مونده

‫جــــنــــگ

.‫این لحظه رو یادتون بمونه

‫نام شما در تاریخ «پایان» ...‫به عنوان زنان و مردانی ثبت میشه

‫که در کنار ملکه شون ایستادند

.،‫تا «پایا» وارد عصر جدید و فرخنده ای بشه

.‫داره دروغ میگه .‫یکی باید جلوش رو بگیره

.‫الان نه

،‫لرد هارلن ‫تمام نماینده ها امضاء کردن؟

‫بله

.‫نشان تمام نمایندگان اضافه شده

...‫خانم ها و آقایان بنابراین

.‫جنگ شروع شده

‫از فرماندهانتون بخواین برای انجام وظیفه

.‫فورا خودشون رو به جاودگریاب من برسونن

‫هنوز یه مسئله دیگه هست .‫که باید در حضور اعضای شورا مطرح شه

‫شاه‌دخت ماگرا، شما همیشه یه مشکلی دارین مگه نه؟ ‫الان مشکلتون چیه؟

.‫مربوط به جادوگریاب هاست

‫خب چی شده؟

.‫اون ها در جبهه شما نمی جنگن

،‫اون ها هرکاری من بگم انجام میدن .‫همونطور که در کل دوره سلطنتم همین کارو کردن

.‫اون ها ارتش منن

‫نه

.‫اون ها ارتش منن

‫توماکتی جون؟

.‫خوشحالم من رو فراموش نکردین

!‫تو زنده ای .‫خداوند آتش شکرت

‫اصلا فکرشم نمیکنی چه چیزهایی رو .‫پشت سرگذاشتم

‫اگه قصد دروغ گفتن دارین اول مطمئن شین .‫حقیقت با مردگان به گور برده شده

‫-دروغ؟ .‫-کسی که کانزوا رو نابود کرد «شما» بودین

!‫داره دروغ میگه

.‫این مرد رو دستگیرکنین

!‫گفتم این مرد رو دستگیرکنین

.‫این سربازها دیگه به شما خدمت نمیکنن

!‫-تاک !‫-تاک! تاک

!‫تاک! تاک! تاک! تاک

!‫تاک! تاک! تاک! تاک

…‫شما مردم خودتون رو کشتین

.‫خانواده هاشون رو به قتل رسوندین

.‫حتی خانواده من رو

.‫سعی کردین من رو بکشین

.‫این ها اتهامات جدی ای هستن ژنرال

.‫این ها اتهام نیست. حقیقته

،‫فرمانده گاست، من هم مثل شما

.‫کل عمرم به این تاج و تخت وفاداربودم

…‫اما این ملکه

…‫این زن

...‫این موجود

.‫خیلی پلیده

!‫همچنان داره دروغ میگه

.‫ماگرا، بهشون بگو داره دروغ میگه

.‫داره حقیقت رو میگه

.‫این آخرین باریه که به مردم ما خیانت میکنی

.‫شورا باید تصمیم بگیره

.‫جنگ اجتناب ناپذیره

‫اما آیا اجازه میدیم این قاتل …‫دروغگو ما رو رهبری کنه

…‫یا برای ملکه ی واقعی

‫ماگرا میجنگیم؟

‫میخواین کودتا کنین؟

.‫میفهمم

،‫درخطرناک ترین و مهم ترین لحظاتمون

‫خواهرم برای دزدیدن تاج و تخت .‫به دروغ و حیله متوسل میشه

‫اما یادش رفته تعداد ارتش من .‫خیلی بیشتر از چندتا جادوگریابه

.‫فرمانده گاست، این خائنین رو دستگیرکن

…‫بله

‫نه

.‫ارتش پنسا پشت ملکه ماگراست

!‫اون ملکه شما نیست

.‫بهتره بگیم ما مخالفیم ‫میشه؟

‫من میتونم ثابت کنم اتهاماتی که توماکتی جون .‫به ملکه وارد کرد همش حقیقت داره

‫شهودی از کانزوا دارم که بهتون میگن

.‫تخریب شهر کار خود ملکه بوده

،‫میخواد ملکه باشه میخواد نباشه

.‫جزای خیانت و قتل اعـــدامـــه

.‫صبرکنین، صبرکنین، صبرکنین .‫حق دارم درخواست تشکیل دادگاه کنم

،‫شما خودتون اعلان جنگ کردین .‫جنگی که خیلی بهش تمایل داشتین

،‫شما با امضاء اعلامیه جنگ

…‫قدرت رو از دادگاه

.‫به ژنرال ها منتقل کردین

.‫فکر همه جاش رو کرده بودی

.‫برای فکرکردن کلی وقت داشتم

.‫بابت خدماتتون متشکریم

!‫صبرکن

.‫اون بارداره

‫سیبث چند روز بعد از رسیدن ما .‫به پنسا، بچش رو از دست داد

.‫این به بچه جدیده

.‫تازه داره تشکیل میشه

.‫خیلی خوب حسش میکنم

‫این بچه نباید بخاطر .‫گناهان مادرش کشته بشه

.‫میشه مرگش رو به تعویق انداخت تُد

‫این دومین باریه که نمیتونی .‫من رو به قتل برسونی توماکتی جون

.‫-از اینجا ببرینش !‫-رسالت پابرجا میمونه

.‫و خداوند آتش همچنان درکنار منه

.‫این بچه برای نجات جون مادرش اومده

!‫مردم، به وارث حقیقی حکومت وفادار باشین

،‫تا زمانی که ملکه تون برنگشته .‫دست از تلاش برندارین

.‫و شما خائنین، زنده زنده پوستتون رو میکنم

.‫بفرستینش تو اتاق و مراقبش باشین

.‫نگهداشتنش در قصر کار عاقلانه ای نیست

.‫این قصر مستحکم ترین ساختمان در کل پنساست

!‫ساکت

‫میشنوین؟

.‫«وودویل» سقوط کرده

‫وودلویل رو بدون از دست دادن حتی .‫یک نفر از تراوانتیزی ها، تصاحب کردیم

‫به لطف قدرت بینایی تو، چند روز .‫زودتر از چیزی که انتظارداشتیم رسیدیم

.‫باز هم تونستن پیغام بفرستن

.‫مردم پنسا میدونن ما داریم میریم اونجا

‫بازهم نمیتونن خودشون رو کامل .‫برای رویارویی با گردان ما آماده کنن

…‫زمانی که شورا متوجه پیروزی سریع ما بشه

.‫بالاخره استراتژی من رو به تصویب میرسونن

‫منظورتون استفاده از سربازهای بیناست؟

،‫ژنرال خواهش میکنم .‫شورا نباید چیزی درباره من بدونه

،‫تا زمانی که همه چیز رو به راه نشه .‫هویتت رو فاش نمیکنم

.‫رن، تو مثل دخترم میمونی

.‫ازت محافظت میکنم. قول میدم

‫‫‫ «تـقـدیـم بـه تـمـام ایرانـیـان عـزیـز»

‫‫‫ مـتـرجـمین: رویـــــا و صـــــاحـب ‫ SAHEB , Roya_T_K

‫«دیــــــدن»

‫تراوانتیزی ها زودتر از اونی که .‫انتظارش رو داشتیم به وودویل رسیدن

.‫با این سرعت، 5-6 روز دیگه میرسن پنسا

‫چطور ممکنه ارتششون انقدر سریع پیش بره؟

‫سربازهای بینایی دارن .‫که بقیه رو هدایت میکنن

‫تراوانتیزی ها به هیچ عنوان .‫از کشتن افراد بینا نمیگذرن

‫فرمانده کل، مخفیانه آدم های بینا رو .‫جذب و بهشون آموزش میداد

،‫تراوانتیزی ها پاشون به پنسا برسه .‫کارمون تمومه

.‫موافقم. قلعه «دهانه ی گرین هال» ‫هنوز پابرجاست؟

.‫البته. کاملا مستحکمه ‫20 تا سرباز داخلشه

.‫جبهمون رو اونجا قرارمیدیم

.‫نه. «دهانه ی گرین هال» چند قدمیه پنساست .‫خیلی نزدیکه

‫تنها جای مرتفعیه که میتونیم .‫از اونجا فرماندهی کنیم

.‫یه فرصت بهمون بدین

‫از تعدادشون اطلاعی دارین؟

.‫تعداد زیادیشون به سمت غرب اعزام شدن

.‫جاسوس هامون تخمین زدن 250 نفرن .‫طبق معیارهای تراوانتیز، گردان کوچکی هستن

.‫گردانشون از ما بزرگتره

،‫میخوام تمام سربازان و مهمات پایا

.‫ظرف دوروز به «دهانه ی گرین هال» منتقل شن

.‫فرمانده گاست، سربازانتون رو آماده کنین

.‫فردا صبح اللطلوع حرکت میکنیم

.‫نه. فکرکن ماگرا

،‫اگر اون ها واقعا سربازان بینا داشته باشن .‫وضعیتمون از این هم سخت تر میشه

.‫شما هم سربازان بینا دارین

‫-نه .‫-ما هم میایم

.‫شما سرباز نیستین

.‫نه، ما فرزندان ملکه ایم ‫این جنگ، جنگِ ما هم هست

.‫پدرت درست میگه .‫شما دوتا آموزشی ندیدین

‫نمیشه فقط بخاطر اینکه میتونین ببینین .‫ازتون انتظار جنگیدن داشت

...‫-نمیوام تو مسائل خانوادگیتون دخالت کنم .‫-پس نکن

،‫اما همونطور که خودت بارها گفتی .‫ما با ارتش رده بالایی روبرو هستیم

،‫باید از هرمزیتی که داریم .‫در این جنگ استفاده کنیم

.‫در میدان جنگ، بینایی هیچ مزیتی نداره

،‫همونطور که من درکنار بچه هام یادگرفتم

.‫بیشتر مواقع، دیدن بهشون خیانت میکنه

‫این سربازهای بینا به ارتشِ ایدو .‫اعتماد به نفس کاذب میدن

.‫ما نباید همین اشتباه رو بکنیم

،‫ایدو برای استفاده از اونها .‫سیستم های پیشرفته ای داره

.‫خودم دیدمشون

…‫بابا تو مبارز بزرگی هستی

...‫ولی حقیقت اینه .‫ما کارهایی رو میتونیم انجام بدیم که تو نمیتونی

‫این دقیقا همون چیزیه که جرلامارل .‫قبل از اینکه کورش کنم گفت

.‫تو نمیتونی در این جنگ از ما محافظت کنی

.‫این جنگ نیست

،‫سلاخیه .‫بچه های من نباید در اون شرکت کنن

.‫-چرا، من شرکت میکنم .‫-منم هستم

‫ماگرا

.‫-ما بچه هامون رو به جنگ نمیفرستیم .‫-نمیتونم جلوشون رو بگیرم

.‫گفتی ملکه شدی تا ازشون محافطت کنی ‫محافظتت اینجوریه؟

‫فکرکردی برای من خیلی راحته ‫بهشون اجازه بدم برن جنگن؟

.‫باورکن دلم خیلی میخواد تو اتاق زندانیشون کنم

.‫پس همین کارو بکن .‫مجبورشون میکنیم همین جا بمونن

.‫هانیوا و کوفون دیگه بچه نیستن

،‫بزرگ شدن .‫عقاید و طرز فکر خودشون رو دارن

...‫همین چندوقت پیش بود

.‫که دنیای ما فقط خودمون 4تا بود

.‫هیچوقت به این چیزها نیاز پیدانکردیم

،‫وقتی از هم جداشدیم

‫حتما فکرکردی دیگه هیچوقت .‫نمیتونی خانوادت رو پیش خودت برگردونی

.‫ولی الان کنار خودت داریشون

.‫بذار بچه هامون کنارمون باشن

.‫بذار دوباره یه خانواده بشیم .‫این جنگ، جنگِ ما نیست

.‫لطفا دست از این حرف ها بردار

!‫این جنگ رو خواهرت شروع کرد

‫نه. ما تصمیماتی گرفتیم که .‫امروز ما رو به اینجا کشونده

‫سایه جنگ روی سرمونه .‫و باید بهش سلام کنیم

‫یه جوری درباره جنگ حرف میزنی .‫انگار قبلا جنگیدی

.‫نمیدونی داری بچه هامون به کجا میفرستی

...‫-من اون ها رو به !‫-اگه بمیرن تقصیرتوئه

‫من هرکاری تونستم کردم .‫تا جلوی این جنگ رو بگیرم

.‫ولی الان هیچ چاره ای جز بردنش ندارم

.‫نمیتونی

‫کجا داری میری؟

.‫میرم کنار بقیه اعضای خانوادت بجنگم

‫میخوای بشمریش؟

.‫تاحالا کم نذاشتی

.‫تو هم تاحالا شکست نخوردی

.‫پول رو که بگیرم قرارداد منعقد میشه

.‫بگو فهمیدم

‫هردفعه باید این کارو بکنیم؟

More Farsi Persian subtitles for See

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left