ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هيلاريو
پاپا
سوترو! دوست خوبه خودم
حالت چطوره؟
نوشيدني داري؟
نميتونم بهت بگم چه حالي داره وقتي آدم يه همچين روستائي رو ميبينه
سانتوس!
اين همه تغيير و تلاطم در دنياي بيرون
مردم ديكه به جايگاه زندگي الانشون هم راضي نيستن
ظاهر زنها ؟ شرم آوره
سيگار
مذهب
اگر به حقيقته اعتقاداتي كه امروز وجود داره با اعتقاداتي كه قبلا وجود داشته باشه نگاه كني اشكت در مياد
يك ماه پيش توي سن خوان بوديم. يه شهر مجلل. بشين
شهر مجلل. پر از نعمت هاي خدادادي
كليساي بزرگ
نه كليساي كوچكي مثل اينجا ,كه كشيش سالي دوبار بياد از اون بزرگ هاش
حتما داري فكر ميكني كه شمعدون هاي طلا و صندوقه خيريه كه پول ازش سرريز بود, پيدا كرديم؟
ميدوني چي پيدا كرديم؟
شمعدون هاي برنجي,صندوقي كه تقريبا هيچي توش نبود
اما در هر صورت برشون داشتيم
ميدونم در هر صورت برشون داشتيم
دارم سعي ميكنم نشونش بدم بعضي مردم الان چه عقايده ضعيفي دارن
اينرو خودمم هم ميتونم ببينم
بيجا ميكني
انگار تو بايد حمالي بار هاي من رو بكني . ها؟
لزوم فراهم كردنه غذا, مثل يه پدر براي پر كردن دهن هاي اين آدماي گرسنه
تفنگ,مهمات
ميدوني چقدر پولشون ميشه؟ ها؟ هاه؟
نه
روزهاي شكار خوش سر اومده
زماني اينجا اسب بود,احشام,طلا,ميوه هايه درختي ديگه نيست
حالا بايد با قيمتي كه براي سرم گذاشن شكار كنم,زير پاي رورا لس
برمي گردم
كافيه!
بقيش رو وقتي برگرديم برخواهيم داشت
من اين روستارو دوست دارم
ميدونم شما هم مشكلات خودتون رو داريد قاتل,دزد
رافائل!
احمق
نفهم
ما خيلي زود بايد يه مذاكره ي ديگه داشته باشيم
ديدار از دوست خوبم سوترو هميشه خوشحال كننده بوده
شايد وقتي برگشتم, هوم؟
خدانگهدار
بزن بريم!
كمكم كن ببريمش تو
اگه اون دوباره محصول هاي ما رو بدزده
ما هم بايد گلوي خودمون رو ببريم و از شرش راحت بشيم
ترك روستا. اين كاريه كه بايد بكنيم
جايه ديگه زندگي كنيم؟ خونه هامون رو دنبالمون ببريم؟ مزارعمون رو ببريم؟
ميتونيم مقداري غذا پنهان كنيم
از كالورا؟ اون هيچوقت همه ي غذاهاي ما رو ندزديده
به اندازه ي كافي براي ما مي گذاشته موضوع همينه
ميتونيم بهش التماس كنيم ديگه مارو تنها بذاره
نه . نه. اين بيشتر عصبيش ميكنه هيچ كاري نبايد بكنيم
بايد يه كاري بكنيم
مثل رافائل؟ خوشمزه
ما كمرمون رو توي اين زمين ها ميشكنيم و شكممون خالي ميمونه
بايد يه كاري بكنيم بايد يه كاري بكنيم
اما چكار؟
نميدونم
از پير مرد سوال ميكنيم
اون ميدونه
بجنگيد
شما بايد باهاشون بجنگيد. بجنگيد
با دست خالي و چاقو در مقابل اسلحه؟
تفنگ بخريد بخريم؟
بريد مرز. تفنگ اونجا فراوونه
ولي, براي پولش بايد چكار كنيم؟
اينو بفروش
و هرچيز ديگه كه ميتونيد جمع كنيد
حتي اگه ما تفنگ داشته باشيم
ما بلديم چجوري گياه بكاريم و پرورش بديم بلد نيستيم آدم بكشيم
پس ياد بگيريد
يا بميريد
هي. منتظرتون بودم
كار جالبي داريد
متاسفم رفيق ولي اينجا مراسم تدفيني دركار نخواهد بود چي؟
قبر كندست,مرده هم آمادست كه مرده شور كفنش كنه
ولي تدفيني تو كار نيست به اندازه كافي بهت پول ندادم؟
نه,مسئله پول نيست. من به خاطر بيست دلار هر كسي رو خاك ميكنم
اما مراسم تدفين تعطيله
خوب,اين چه جورشه؟
من ميخوام اون دفن بشه. تو ميخواي اون دفن بشه اگه خودش هم ميتونست حرف بزنه اين مسئله رو تائيد ميكرد
ما با هم,هم عقيده ايم شما مثل يك مسيحي رفتار ميكنيد, ولي..
ببين. من دنبال هيچ تمجيدي نيستم
من يه فروشنده ي دوره گرد كرست خانوم ها هستم
من از خيابون پايين ميرفتم كه يه مرد ناگهان مرد
تا دو ساعت مردم از كنارش رد شدند بدون اينكه بهش اشاره اي كنند
من كاري رو ميكنم كه شايسته ي اون مرد بود
يالا هنري.. نه. اين مرد بايد دفن بشه
اونكه دسته گل نميشه ميدونم. اگه ميتونستم دلم ميخواست .. اما
يه اصلي تو اين شهر هست كه با اين كار مخالفه مخالف؟ براي چي؟
اونها ميگن اين شخص شايستگي دفن شدن در اونجا رو نداره چي؟ توي بوت هيل؟
اونجا جز يه مشت قاتل و جنايتكارو معتاد چيزي وجود نداره
اگه يه زماني براي خودشون كسي بودن الان ديگه مردن
اين براي سفيد پوست ها اتفاق مي افته رفيق
و سم پير
خوب سم پير يه سرخپوست بود
من لعنتيم
من همه فكري ميكردم جز اينكه براي دفن به بوت هيل ببريدش
چه مدته كه اينجوريه؟ از وقتي كه شهر متمدن شده
اين كار من نيست من دوست ندارم . نه آقا.
من هميشه با يك مرد مثل مشتريه آيندم رفتار ميكنم
دراينصورت اون نعش كش و راه بنداز راننده ي من دست كشيده
اونم تعصبيه ها؟ اگه اينكارو بكنه كلش تركونده ميشه
خوب يكي ديگرو پيدا كن هيچكي اينجا اينو نميرونه,`پس بگيرش
به درك. اگه به خاطر اين مسئله دست كشيديد پس من اين دستگاه رو ميرونم
ميتونم اون تفنگ رو قرض بگيرم؟
قابلت رو نداره
هي! يه دقيقه صبر كن اين نعش كش 840 دلار برام خرج داشته. فقط همين يكي تو منطقه ست
اگه بهش تير بخوره دهنم سرويس ميشه من خسارتش رو خواهم داد
من ميخوام اين صحنه رو ببينم منم هينطور
تا حالا كسي روي نعش كش تفنگ نبسته بود
بذار بپره
تازه واردي؟ آره
از كجا اومدي؟ داگ. تو چي؟
تومبستون. چيزي اون بالا ميبيني؟
تومبستون؟ مردم زندگيه راحت دوست دارن
هميشه همين طور بوده طرفدارايه سرخ پوستا
آروم باش. باد بود
حواست به اون بالا باشه چيزي اون بالا نيست كه من نگرانش باشم
به نظرم اون بالا منتظرن
پاشو سمت چپه عقبمون رو ببين
من اينطوري فكر نميكنم
پنجره ي طبقه ي دوم, پردش تكون خورد
من تو موقعيت خوبي نيستم بذار گردنشو بياره بيرون
تو انتخاب شده اي؟ نه
من به عنوان "خيلي خوب" انتخابت ميكنم
هي بچه ها. چرا همين الان بر نميگرديد و خودتون رو از دردسر نجات نميديد؟
به زودي
هيئت پذيرايي در حال آماده شدنه
نگهش دار
همونجا نگهش دار
مشكلي هست؟
وسيلت رو برشگردون و برگرد برو پايين تپه
شش تا مرد اينجا نياز دارم
دوستان,نوشيدني مهمونه من
من دوست داشتم براتون يه نوشيدني بخرم همچنين براي دوستتون
ممنون
از كجا اومديد؟
اوه آره,به كجا مي ريد؟
براي نمايش مجاني ممنون قابلي نداشت
بچه ها,واقعا خارق العاده بود اگه صد سال هم عمر كنم يادم نميره
هنري دليجان داره ميره باشه,باشه
صبركن تيل فلورا درباره اين بشنوه ميدوني, اون يه كلمش رو هم باور نميكنه
هنري,دليجان!زود باش
نگهش دار
مقصدت كجاست؟ كمابيش توي جنوب شناورم
تو؟
عينا شناورم
كار اينجا هست؟ آره
اگه سليقت هست,شاگرد بقالي يا دربانه يكي از بار هاي توي خيابون
اره
باشه. به اميد ديدار
نگفتي اسمت چيه؟
وينه موفق
تو چي؟ كريس
بله؟
ما فكر ميكنيم تو اون كسي هستي كه ميتونيم بهش اعتماد كنيم
ازتون خيلي ممنونم ما اميدواريم به ما كمك كني
مردي هست به اسم كلورا يه دزد,قاتل
اون و دارو دستش غذاهاي مارو ميدزدن و بعدش ما رو گرسنه ول ميكنند
نه فقط اين,بلكه زنهامون .. يه دقيقه صبر كن
اگه نياز به محافظت داريد چرا پيش رورا لس نميريد اينكارو كرديم ,دوبار
اما اونا نميتونن آدم هاشون رو در روستايي كوچيكي كه نميدونن براي چه مدت طول ميكشه مستقر كنند
پس رفتند
و وقتي اونا رفتن كلورا دوباره برگشت,هرساله
تا جلوش گرفته نشه اين كارو ادامه خواهد داد
بشينيد
ما به كمك احتياج داريم بايد تفنگ بخريم
هيچي در موردش نميدونيم
شما ميتوني برامون تفنگ بخري؟
تفنگ خيلي گرونه و بدست آووردنش هم سخته
چرا آدم استخدام نميكنيد؟ آدم؟
تفنگدار,اين روزا آدم از تفنگ ارزون تره
شما ميايد؟ اگر به ما كمك كنيد دعاتون خواهيم كرد
معذرت ميخوام. من تو خطه دعا نيستم نه. نه, ما پيشنهاد بيشتري داريم
ما ميتونيم هر روز شمارو تغذيه كنيم و اينارو هم داريم
چي هستن؟
ميتونيم اينهارو براي پول بفروشيم
هرچي كه داريم
هرچيزه با ارزش توي روستا
من پيشنهاد هاي زيادي براي كار داشتم اما نه براي هر كاري
اين كافيه؟
ببينيد,اگه بتونيم راهزن هارو از روستا بيرون كنيم
زندگيه خوبي توي اون روستا خواهيم داشت
اما در اين شرايط خودمون ميتونيم كمي تحمل داشته باشيم
اما بچه هامون اونا گريه ميكنن چون گرسنن
منظورم رو متوجه ميشيد؟ منظورم اينه اگه بخوايد اين كارو انجام بديد
ما هم خواهيم جنگيد. تك تكمون
وقتي كلورا بياد ناقوسه كليسا هشدار خواهد داد
و اگه تفنگ داشته باشيم باهاش با اونا ميجنگيم
اگر هم نداشته باشيم با داس تبر,گرز يا هرچيزه ديگه
يكبار شروع ميكنيد
براي كشتن و كشتن آماده ميشيد
و اينقدر ميكشيد تا علتش از بين بره
ميفهميم دربارش بحث كرده ايم
تمام مرداي روستا هم همين احساس رو دارن؟
No comments yet. Be the first to leave one.