ആദ്യത്തെ 140 വരികൾ.
آنچه گذشت در «رقابت داغ»
شین هلندر
میخواستم خودم رو معرفی کنم. خب
دو تا از آیندهدارترین بازیکنهایی که کل دنیا دارن دربارهشون حرف میزنن
شین هلندر از کانادا و ایلیا روزانوف از روسیه
همیشه بحثِ هلندر و روزانوفه، مگه نه؟
قراره زیاد همدیگه رو ببینیم؟
آره، بوستون و مونترال زیاد با هم بازی دارن
شماره اتاقت چنده؟
این واقعاً فکرِ بدیه
به کسی که نمیگی؟ هیچکس نباید بفهمه
خیلی از بچهها قراره تو رو الگوی خودشون قرار بدن
رفیقفابریت روزانوف کجاست؟ چیِ من؟
خب، اسم مستعارم قراره چی باشه؟ جِین
چقدر فشار روت حس میکنی
از طرف طرفدارها و کلاً دنیای هاکی؟
اون دیگه چی بود؟ همهچیز که به تو مربوط نمیشه
داری چه غلطی میکنی؟ جلوی مردمیم
کسی نگاه نمیکنه. تو از کجا میدونی
هلندر. فصل بعد میبینمت
بزن بریم
روزانوف برای بوستون برگشته روی یخ
هی، اگه روزانوف امشب ترتیبِت رو داد
منم ترتیبش رو میدم
فکر کنم منظورت این بود که «باهات کلکل کرد»، رفیق
دقیقاً همون منظوری رو دارم که گفتم
الان دارن بیرونِ ورزشگاه آدمکِ روزانوف رو آتیش میزنن
این دیگه چه صیغهایه؟
توی بوستون با تو هم همین کار رو میکنن. میخوای ببینی؟
نه، مرسی
راستش بچهها، اینطوری تمرکزم بههم میخوره
آره، میتی، برو یه جای دیگه مسخرهبازی دربیار
من اصلاً هم مسخره نیستم
هر چی شما بگی، کاپیتان
هی، هلندر
میتونی تا ۱۰ دقیقهی دیگه با انبیسی و چندتا رادیو صحبت کنی؟
«خب، آقای هلندر
مونترال برای بردنِ بازیِ امشب باید چیکار کنه؟»
خب، هاکی یه بازیِ پیچیده و ظریفه
ولی اگه گلهای لعنتیِ بیشتری نسبت به تیم حریف بزنیم
خیلی کمک میکنه
«و نظرتون دربارهی تیم مقابل چیه؟»
ایلیا روزانوف این اواخر بدجوری رو فرم بوده
هفتهی پیش هتتریک کرد
توی رقابتِ امتیازگیری، تقریباً داره بهت میرسه
میخوای بدونی اون دربارهی این موضوع چی گفته؟
اگه واقعاً بهم رسید، اون موقع گوش میدم. مرسی
پسر، این دخترِ مونترالی حسابی داغت کرده، داداش
دهنِ احمقت رو ببند، مارلی
قشنگ داری سرخ میشی، روز
نه بابا. عمراً من تو زندگیم سرخ نشدهام
روسها از این کارها نمیکنن
بازیِ خوبی بود. خسته نباشی
بازیِ خوبی بود. خسته نباشی
آخرش من رو به کشتن میدی
شاید
بیا تو
با چه رویی فکر کردی عیبی نداره
قبل بازی برام پیام مثبت هجده بفرستی؟
چه غلطی کردی؟
تحریک شده بودی، نه؟
تا کی؟ کلِ بازی رو؟
خیلی آدمِ عوضیای هستی
دلت برام تنگ شده بود، مگه نه؟
اصلاً هم نشده بود
تازه بازم زدم لِتوپارت کردم
آره، اونم به زور
واو، چه جای باحالیه
مرسی
چند سال پیش خریدمش
ولی امسال یکی دیگه هم خریدم
دقیقاً واحدِ بغلی
شاید در نهایت این دوتا رو یکی کنم
ولی فعلاً اون یکی رو اجاره دادم
آقای بیزنسمن
خفه شو
آقای صاحبخونه
خودت پرسیدی
نه، نپرسیدم
خب، حالا من رو کجا میخوای؟
توی آشپزخونه، روی زمین؟
برو گمشو
مامانت همهی این بالشتها رو خریده؟
نه، یکی رو استخدام کردم
طراح دکوراسیون
به نظرت کافی نیست؟
خیلی عوضیای
فکر کنم ازشون خوشت اومده
بوی سیگار رو از همینجا حس میکنم
فقط یکی کشیدم
نباید سیگار بکشی
تو هم نباید حرف بزنی
بیا اینجا
نه، تو بیا اینجا. نه، تو بیا
نه، تو بیا اینجا
هنوزم میخوای؟
هنوزم میخوام
نگران نباش. جا میشه
اوه، اوه
فکر میکنی این کافی باشه؟
بزن به چاک
وای خدای من
خوبی؟ هوم؟
لعنتی، روزی
هنوزم اوکیای؟
باشه
هنوزم خوبی؟
آخ، عیسی مسیح
داری... وای خدای من
وای خدای من، هلندر
حالا تخت حسابی کثیف شد
چی؟
خفه شو
من میرم یه دوش بگیرم، باشه؟
آخ! من رو کشتی، هلندر
من دیگه مردم
خیلی معرکه بود، لعنتی
ارزشِ صبر کردن رو داشت؟
دیگه باید برم
خب، مشخصه که همدیگه رو نمیبینیم
توی طولِ المپیک، درسته؟
درسته
خانوادهت حتماً خوشحالن که بازیها توی روسیه است
هوم. آره
پدر و مادرم برام خیلی ذوق دارن
شاکیان که نمیتونن بیان
ولی مامانم تهدید کرده که ۴ صبح بیدار میشه
تا همهی بازیها رو ببینه
شرط میبندم پدر و مادرِ تو میان، نه؟
پدرم، آره
شاید برادرم هم بیاد، ولی کی میدونه؟
باحاله
به هر حال، من خیلی هیجان دارم
تمام عمرم خوابش رو میدیدم
خوابِ چی؟ مدال برنز؟
کور خوندی داداش، به همین خیال باش
هی، یادت میاد چطوری بدونِ دست لرزه به تنت انداختم؟
برو بمیر، روزانوف
عجب ترفندِ خوبی بود
تاکِسیت حتماً رسیده
No comments yet. Be the first to leave one.