Most Dangerous Game - Second Season

Most Dangerous Game - Second Season

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Most Dangerous Game S02E08 1080p WEB H264-GGEZ
കമന്ററി എഴുതിയത് MgarMsiri_9194
‫ترجمه و زیرنویس: محـمد گـرمـسیـری

ടാഗുകൾ

web
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-03-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 48
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 87 വരികൾ.

‫اینطور که فهمیدم، اسمت رو بهمون نمیگی.

‫هر جور راحتی.

‫مطمئنم اثر انگشتت یه جایی تو سیستم هست.

‫ببین، فقط قراره ‫برم بازداشت، نه؟ به جرمی...

‫محکوم نشدم؟

‫میشه گوشی رو پیش خودم نگه دارم؟

‫دادگاه قرار وثیقه ‫ تا 45 دقیقه دیگه شروع میشه.

‫خداحافظ، عزیزم.

‫زود باش، راه بیفت.

‫انگار پیام داری.

‫می‌خوای به جات جواب بدم؟

‫«خطرناکترین بازی»

‫شرکت تیرو فاند تا حالا...

‫چنین فرصتی رو ارائه نکرده.

‫چیزه...

‫به عنوان ترتیب دهنده‌ی بازی،

‫کاملا در حوزه‌ی ‫ اختیارات منه تا تغییرات لازم رو...

‫به نسبت شرایط پیش آمده در شکار، انجام بدم.

‫اینجا هیچ قانون...

‫یا مقرراتی زیر پا گذاشته نشده.

‫بهتون اطمینان میدم.

‫عالیه.

‫اگه می‌خواین از پیشنهاد بی‌سابقه‌م،

‫نهایت استفاده رو ببرین،

‫باید به یه شیوه‌ی خیلی خاص عمل کنین.

‫ویکتور سوئرو تازه ‫ تو بروکلین بازداشت شد.

‫کی؟

‫یه ساعت پیش.

‫چی شده؟ حالش خوبه؟

‫تو حوزه‌ی شصتم‌ـه.

‫باشه، بریم.

‫میایم براش وثیقه بذاریم.

‫با چی؟ وثیقه گذاشتن کلی دردسر داره،

‫ما هم یه حکم توقیف مدنی برای مسدود کردن...

‫حساب بانکی‌ـشون گرفتیم،

‫تا بفهمیم اون پول‌ها منشاش از کجاست.

‫شاید نتونیم براش وثیقه بذاریم.

‫- بیا بریم. ‫- یه لحظه صبر کن، خب؟

‫باشه، سعی می‌کنم یه جا پیدا کنم...

‫- واسه وثیقه کمکم کنه. ‫- به جهنم.

‫اگه می‌خوای این کار رو بکنی، ‫ باشه مشکلی نیست.

‫میشه اطلاعات چند جا که...

‫- بشه زنگ زد رو بهم بدی؟ ‫- آره.

‫خب،

‫طبق اطلاعات پرونده‌تون،

‫تو اتحادیه‌ی بوکسینگ ایالت،

‫اسمتون ویکتور سوئروئه، درسته؟

‫بله.

‫اتهام شما...

‫سرقت یک وسیله‌ی موتوری، ‫به طور مشخص یه قایق،

‫مقاومت در برابر بازداشت ‫و سرقت اموال گرانقیمت‌ـه.

‫ببینید قاضی، یا بندازینم تو انفرادی...

‫یا یه جایی که کسی دستش ‫ بهم نرسه، خب؟ یا آزادم کنین.

‫اجازه ندارید دادگاه رو مورد خطاب قرار ‫ بدید مگه اینکه دادگاه شما رو خطاب قرار بده.

‫می‌بینم که وکیل نداری،

‫مگه اینکه خودت استطاعت ‫ گرفتن وکیل رو داشته باشی،

‫وگرنه ایالت به صورت رایگان...

‫برات وکیل می‌گیره.

‫عالیجناب، من وکیل آقای سوئرو هستم.

‫آقای کلایو نیکسون. ‫دفتر وکلای تسخیری.

‫ببخشید دیر کردم. ‫ به خاطر ترافیک نیویورک بود.

‫اجازه هست یه لحظه با موکلم مشورت کنم؟

‫شخصی به اسم آقای دوپری می‌شناسی؟

‫- رئیسمه. ‫- رئیس خوبیه،

‫چون ترتیب وثیقه‌ت رو داد.

‫خیلی زود از اینجا درت میارم.

‫اگه ناراحت نمیشی، باید بگم یه کم بی‌قراری.

‫روز سختی داشتم.

‫فکر کنم باید این تماس رو جواب بدی.

‫چطوری این گوشی به ماشینت وصله؟

‫سلام، ویکتور.

‫تبریک میگم که تا اینجا زنده موندی.

‫بیشتر از خیلی‌هایی که قبل از خودت بودن.

‫تو با سرسختی بازی می‌کنی...

‫چیزی که هم دوستت نیکسون...

‫و هم من قدردانشیم.

‫ولی چیز دیگه‌ای که ‫قدردانش هستیم، وفاداری‌ـه.

‫وفاداری به قوانین. ‫ولی وقتی دستگیر شدی،

‫یه قانون رو شکستی.

‫نه، نه، نه. من فرار کردم.

‫آره، کاملا خبر دارم، ‫ولی قانون، قانون‌ـه.

‫در اصل، لحظه‌ای که دستگیر شدی، ‫یه قانون رو زیر پا گذاشتی،

‫و باعث شدی بازی تا...

‫لحظه‌ی مرگت، ادامه داشته باشه.

‫این مردک باکلاس داره من رو می‌بره همونجا؟

‫که من رو بکشه؟

‫این به خودت بستگی داره.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left