ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در استخوانها گذشت میدونم که دوست داری چیز اختراع کنی؛ دکتر هاجینز
ولی اجازهی اینکه اینجا .انجامش بدی رو نداری
تو کلا باید یه ظرف .نشکن اختراع کنی
. قراره جفرسونیان رو پولدار کنی
جفرسونیان هیچ ربطی به پروژههای .کوچولوی جانبی من نداره
.ماله ماست
ارسطو"، چه خبر شده؟"
.داداشم، "حمید"، توی ایران
اون مریضه، و من باید برگردم ...تا مطمئن شم اون تحت بهترین مراقبت و درمانه
.تو نمیتونی برگردی، تو مهاجرت کردی
."من بلیط هواپیما رزرو کردم، "کم .چند ساعت دیگه حرکت میکنه
،هرنوع تغییر بزرگ احساسی حتی اگه خوب باشه، میتونه .باعث عود کردن اعتیاد ِ یه معتاد بشه
من این آدما رو میشناسم، خب؟ .باهاشون بازی میکردم
دستشون رو میخونم .بعد مدارک لازم رو گیر میاریم .و من دستگیرش میکنم
.نمیفهمم، اون همینالان پیامت رو خوند
. خب، شاید دستش خوبه
.اون یه معتاده
و با مشاورت در میون گذاشتی؟
چرا حس میکنم دارم بازجویی میشم؟
گوش کن، میخوام 200 دلار روی .تیم بیسبالِ"کاردینال" شرط ببندم
:کاری از آریا و مهسـا
!روی این راه برین، ضعیفهای رقتانگیز
،مادربزرگ من میتونه از شماها سریعتر حرکت کنه
!و اون 20 ساله که مُرده
من فکر میکردم این قرار بوده ،یه اردوی آموزشی ورزشی باشه
.نه یه اردوی آموزشیـه واقعی
میخوای از شر بالاتنهی گِردت خلاص بشی یا نه؟
توی این مرحله، چربی .کمتر آزاردهنده به نظر میرسه
.مامان "سوزی"، بلندشو وایسا
،جمع بشین، نازنازیها .دوتا دوتا پشت سر هم وایسین
.خیلیخب - ...حالا -
سوزی کیو"، قراره به هممون نشون بده" .چجوری از این دیوار صخرهنوردی بالا بریم
.ببین. شاید یه نفر دیگه باید اول بره
واسهی این کلاسِ ورزشیـه اردوی آزمایشی ثبتنام کردی یا نه؟
،قربان، کردم، فقط اینکه ...اون خیلی بلنده و من
این آه و نالههات رو بزار برای انجمن و بزار تن لَشت رو
.ببینم که از اون دیوار چوبی بالا میره
.تکون بخور، سرباز
بزار ببینم چجوری این تن لَشت .رو تکون میدی
.خیلیخب - .زود باش -
.باشه
.زود باش، دختر
.داری میرسی
.تقریبا رسیدی
.زود باش
!آره
.بفرما. انجامش دادم - .آفرین -
.ایول، عالیه
.اوه، خدای من، اوه خدای من
دیگه چی شد؟ - .اوه، خدا -
یه نفر اوف شده؟
من فقط میخواستم اضافه .وزن بارداریم رو کم کنم
،خیلیخب، خیلیخب .چیزی نیست
.ببین، چیزی نیست. بیا
اینو ببین، ها؟
به مناسبت بُرد دیشب تیم "فلایر"، ها؟ یکی از تیمهای هاکی فیلادلفیا
.پنکیکهای معروف بابایی
میتونی بهم بگی این چیه؟ - .شبیه لبهی لگن خاصرهست -
.چی؟ نه، نه، نه. این "میکیماوس"ـه
اوه، حق با اونه، بوت اونجا یه استخوان .شرمگاهی و یه استخوان تهیگاهی هست
.نه، نه، به مامانت گوش نکن ... این
گوشهای موش رو اینجا میبینی؟ میبینیش؟
بوت، هیچ اشکالی نداره که کریستین نشون بده به آناتومیـه
.بدن انسان علاقه داره - .اون 4 سالشه -
،اون باید، میدونی به شربت افرا و کارتون
.میکیماوس" علاقه داشته باشه" - .ببین، مامانی. من دارم استخوان خاجی میخورم -
آ، از نظر فنی، عزیزم، اون استخوان .نشیمنگاهه، ولی خیلی خوب بود
.مامان و من داریم کالبدشکافی میکنیم باحال نیست؟
.معلمم هم بهم کمک میکنه
انگشت پا وصل شده به
استخوان پا
استخوان پا وصل شده به
استخوان قوزک
.من عاشق این آهنگم! ها
استخوان گردن وصل شده به
استخوان کَمَر
استخوان کَمَر وصل شده به
استخوان قفسهی سینه
...نه، نه، نه
چیزی به اسم استخوان .قفسهی سینه وجود نداره
.معلمت نباید اینو بخونه ،قفسهی سینه تشکیل شده از استخوان لامی
.ترقوه، استخوان جناغ و دندهها
.استخونی، اون 4 سالشه
.اوه، خیلیخب، باید به کارم برسم
یه جسدِ دفنشده در یه قبر کمعمق توی
.جنگل پارک "لینکن" پیدا شده
.قتل و پنکیکها .عجب راهیه واسه شروع صبح
میتونیم کریستین رو سر راه بذاریم مهدکودک، خب؟
میتونیم آهنگ استخونی رو توی ماشین بخونیم، بابایی؟
خب، چرا همون آهنگ چرخهای اتوبوس" رو نخونیم؟"
من چیزی که با استخوان ترقوه همقافیه باشه بلد نیستم، تو بلدی؟
.نه. دقیقاً
ورودیـه باریک لگن خاصره و فرم مسطح جمجمه نشون میده
،که قربانی یه مرد سفیدپوست بوده ولی به نظر میرسه که بدنش
. به وسیلهی نوعی وزنه له شده
این میتونه کار اون .خانومی باشه که روش افتاده
اوه. خب، جدا کردن جراحتهای قبل و بعد از مرگ
.خیلی چالشبرانگیز میشه
این بوی چیه؟ - آ، یه نفر قربانی رو توی -
توی یه جور فرسایندهی .شیمیایی کرده
. پس جسد رو اینجا انداختن - آره، ولی من تا حالا همچین -
.مدل تجزیه رو قبلا ندیدم
به نظر مخلوطی از اسیدها و
و قلیاییها، تجزیهی بافت رو ،در بعضی نواحی بیشتر کردن
هرچند که توی بقیهی .جاها بیتأثیر بودن
.عالیه، پس کار یه آماتور بوده .واسهی ما خوبه
،من توی آزمایشگاه بررسی میکنم
ببینم میتونم بفهمم چه نوع .فرسایندهای استفاده شده یا نه
.عالیه - آ، الان گفتین که خاک -
توش اسید بوده؟
احتمالا، ولی آسیب ...میتونسته به خاطر یه
خانمها، لباسهاتون .مواد شیمیایی روشون هست
.باید هرچه سریعتر دست بهکار بشین
!الان! لخت بشین
میگم که، واقعا این کار واجبه؟
.به هیچ عنوان
استخوانها
:کاری از آریا و مهسـا
فصل دهم، قسمت16 گوشت بزرگ در غذاخوری
خب، اون خانومه از اردوی .آموزشی واقعا بهش آسیب زده
،موافقم. شکستگیهایی توی دندهها .وجود داره T9 تا T6 استخوان ترقوه و مهرههای
.و لباسهاش پُر از لکههای غذاست
آ، همینجوری هِی داره .بهتر و بهتر میشه
شواهد ناشی از روییدن غیرطبیعی قطعات استخوانی بصورت پراکنده روی ستونفقرات ِ قربانی
.نشون میده که اون دیابتی بوده
دیابت منطقی به نظر میاد، با توجه به .اون اعضای اضافیای که من پیدا کردم
اگه بخوام دقیق بگم، دو تا .پانکراس و 3 تا کلیه
این "پنکِری" نیست؟
.پانکراس - .پانکریتا" هم قابل قبوله" -
اوه، این زخم بافت نشون میده که قربانی هم
.کلیه و هم پانکراس رو پیوند زده
اوه، من میتونم از پایگاه اطلاعاتی شبکهی یکپارچهی اعضای پیوندی" استفاده کنم"
تا ببینم میتونم .تطابق پیدا کنم یا نه
.بله. همینو دارم میگم، عزیزم. آره برد دیشب شما : 1500 دلار
.خوشحال به نظر میای
اوه، آره. الان یه گزارش از .معلم مهدکودک کریستین گرفتم
،اون کارش رو خوب انجام داده. میدونی .والدین سر چیزای اینجوری هیجانزده میشن
،خب، در اینصورت .یکم قهوه و دونات برای جشن گرفتن بگیر
...حتما، باشه. اون چیه؟ اون
اوه، آ، فقط یه ساندویچ تخممرغ .و سیبزمینی ریز شدهی سرخشده
.یه چیزِ نشاط بخش قبل از ناهار
خب، بعد از اینکه اینو ببینی .دیگه نمیخوای بخوریش
.اوه، بذار من نگهش دارم .کلِ دستت چربه
قربانیمون "چیلی روبِن"ـه؟
.آره. فکرشو میکردم بشناسیش
آره، خب، کی نمیشناسه؟
ادویهدار شدن"ـه "چیلی روبِن" یکی" .از بهترین برنامههای تلوزیونه
.تا حالا ندیدمش - واقعا؟ -
جدی میگم. اگه میخواستم کسی ،رو ببینم که یه نصفه گوشت دنده
دو تا میلکشِیک و یه چیزبرگر ،دوبل رو توی نیم ساعت میبلعه
.تو رو نگاه میکردم
.مرسی. بیا. بهت نشون میدم
یواش. دستهای چرب و چیلیت .رو روی کل کیبوردم کشیدی
.اینو ببین
این هفته در برنامهی ،"ادویهدار شدن" با "چیلی روبن"
باید کمربندهاتون ،رو ببیندین
چون همه چیز قراره توی .ماشینِ ادویه خیلی ادویهدار بشه
.میدونم چجوری درستشون کنم .و میدونم چجوری بخورمشون
و هیچ غداخوریای تو این کشور .نیست که من بهش سر نزده باشم
خدایا، اون رون ِ بوقلمون .خیلی خوشمزه به نظر میاد
.خیلیخب، بیا برگردیم سر وبسایت
.آ، یه چیزی اینجا هست این توییتر تغدیه رو ببین، ها؟
"ظاهرا اون هفتهی پیش توی "واشنگتن .داشته یه قسمت جدید رو ضبط میکرده
.باورم نمیشه از دست دادمش .وقتی که نمُرده بود
ببین چی میگم، شاید تهیهکننده هنوز .توی شهر باشه و بتونیم باهاش حرف بزنیم
.سرنخ خوبیه
هی، یه دقیقه وقت داری؟
آ، صبر کن. دارم اون مواد شیمیایی که از روی قربانی پیدا کردی رو ارجاع میدم
که ببینم چه محصولاتی ممکنه .باهاش تطبیق داشته باشه
.خیلیخب. بگو
من امروز یه تماس از طرف یه شرکت داشتم
که میخواد اون روکش لاستیکی فوقالعادهی لانهزنبوری شکل
.رو که من اختراع کردم تولید کنه
.اوه، عزیزم، این عالیه فکر میکنی قانونی باشه؟
خب، حالا یه وکیلی گرفتم ،که یه نگاه به پیشنهاد بندازه
،ولی اگه این تأیید بشه
.میتونه اتفاق بزرگی باشه، آنجی - آره؟ -
،چی فکر میکنی، مثلا پول بزرگی توش باشه؟
اونا فعلا پیشنهاد کردن که ،یه پیشپرداخت کوچیک جلوتر بدن
ولی من برای فروش هر ،دونهاش 1 دلار میگیرم
و اونا برنامهریزی کردن که .برای شروع 20 میلیون ازش بفرستن
.اوه... اوه، خدای من
20میلیون؟
.آره
.وای
...صبر کن. چیزه، آم
باشه. اوه. "کم" در این باره میدونه؟
منظورم اینه که، فکر میکنی چجوری عکسالعمل نشون میده؟
اگه مانع تو نشده بود که ،اینجا روش کار کنی
.بیشترِ پول به جفرسونیان میرسید
.آره
میدونی چیه، بذار فعلا صبر کنیم .و اول ببینیم همه چی درست میشه یا نه
.آره - درسته؟ -
.آره
...باشه. خب
به نظر میاد که هیدروکسید سدیم و اسید سولفوریک
از مواد پاککنندهی .تجاری اومده
.لوله بازکنها
،جفتشون مارکهای رایجی هستن .پس خیلی به دردمون نمیخورن
.20میلیون .فقط دارم میگم
No comments yet. Be the first to leave one.