Dan Brown's The Lost Symbol

Dan Brown's The Lost Symbol

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Lost Symbol S01E07 Nogenesis 1080p PCOK WEB-DL DDP5 1 H 264-TOMMY
The Lost Symbol S01E07 Nogenesis 720p PCOK WEB-DL DDP5 1 H 264-TOMMY
The Lost Symbol S01E07 1080p WEB H264-GLHF
The Lost Symbol S01E07 720p WEB H264-GLHF
The Lost Symbol S01E07 WEB x264-TGX
The Lost Symbol S01E07 WEBRip x264-ION10
The Lost Symbol S01E07 720p WEB x265-MiNX
The Lost Symbol S01E07 720p HEVC x265-MeGusta
The Lost Symbol S01E07 XviD-AFG
കമന്ററി എഴുതിയത് SAHEB2485
█⫸ SAHEB صاحب | DigiMoviez.com

ടാഗുകൾ

web
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
x265
webrip
BRip
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-10-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 38
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

می‌خوام یه نفر رو پیدا کنم.‏

چیزی که می‌خوام رو بهم میدی

منم اون هرم و سنگ سرطاق رو بهت برمی‌گردونم.‏

آنچه در «نماد گمشده» گذشت...‏

سه سال پیش،‏ زکری سالومون توی ترکیه

تا حد مرگ ضرب و شتم شد.‏

به این فرد به عنوان قاتل زکری اشاره شده

اینو از خودش گذاشت.‏

‏- برادرم رو می‌شناختی؟ ‏- اون باهوش بود.‏

عقل بی‌تجربه، نمی‌تونه تو رو از این جلوتر ببره.‏

عقل بی‌تجربه، نمی‌تونه تو رو از این جلوتر ببره.‏

‏- ایست!‏ ‏- وایستا. نه، اون زکری‌ـه.‏

زکری.‏

معماری این مجموعه

از مقبره شاه ماوسولوس در هالیکارناس الهام گرفته شده.‏

که البته الان اونجا یه کشوره به اسم...‏

‏- ترکیه.‏ ‏- بله البته.‏

این اتاق یه کایدوسکوپ فرهنگیه.‏

مصری، عبری

نجوم، کیمیاگری

همش تنها در درجه 33 در دسترسه.‏

چطوری بهش رسیدی؟ درجه 33 رو میگم.‏

سال‌ها تعهد و کارهای خیرانه.‏

ولی... چرا؟

فایده اینا چیه؟

برادری.‏

ذهن‌هایی که به دنبال...‏

خرد بزرگ هستن.‏

وقتی خودت یه خانواده داری چه نیازی به برادری هست؟

یه روز متوجه میشی زکری،‏

وقتی نوبتت برسه که صعود رو شروع کنی.‏

بابا

این لیستیه که با کمک چندتا متخصص تهیه کردم.‏

‏- همه اونها...‏ ‏- گفتم اینو نمی‌خوام.‏

گفتی نمی‌خوای با من حرف بزنی،‏ و اشکالی هم نداره

فقط...‏

آخه چرا نباید بخوای منو ببینی؟

کارل یونگ گفت برخی زخم‌ها خوب‌نشدنی هستن.‏

میشه کنارش بمونی؟ یه کار کوچیک دارم.‏

‏- آره.‏ ‏- ممنون.‏

یونگ همینطور هم گفته:‏ ‏«ما تنها زخم نمی‌خوریم...‏

و تنهایی هم خوب نمیشیم.‏»‏

خودت اینو بهم گفتی.‏

قبلا واسه آدمای زیادی...‏

درباره چیزایی که فکر می‌کردم درسته سخرانی می‌کردم.‏

وقتی زکری یه پسر بچه بود...‏

عادت داشت از من بخواد

هرشب کنار تختش بشینم

و درحالی که دستم رو گرفته بود خوابش می‌برد.‏

تو پدر خوبی بودی، پیتر.‏

‏«اگر دست راستت به تو آزار رساند، قطعش کن»‏

مارک. 9:43

این جمله‌ای بود که گفت...‏

موقعی که دستش رو قطع می‌کرد.‏

دستی که قبلا داشت.‏

چطور پسر من تبدیل شد به یه...‏

هیولا؟

ما محافظ هستیم...‏

قسم خوردیم از چیزی که باید دست نخورده باقی بمونه محافظت کنیم.‏

ما پای حرف‌مون هستیم.‏

ولی تو معامله‌ای کردی که هنوز بهش عمل نکردی.‏

هرم و سنگ سرطاق.‏

نمی‌دونم بهت چی بگم.‏

اونا دست ملک بود و خودشو از صخره پرت کرد پایین.‏

بدون اون، بهترین تصمیم اینه که رودخونه پتومک رو بگردید.‏

پس خودش کجاست؟

گفتم که رفته.‏ شاید هم مرده.‏

نه.‏

نمرده.‏

از تاریکی به روشنایی.‏

« نماد گمشده »

« ترجمه از: صاحب » .:: @SAHEB2485 ::.

گروه لوایاتان

ارتباطاتی با یک شرکت امنیتی داره.‏

از اون منابع استفاده کردیم و گرفتیمش.‏

چرا؟

بهت که گفتم.‏

اون عطیقه‌ها رو می‌خوایم.‏

ولی اون حرف نمی‌زنه.‏

درواقع، گفته فقط با تو حرف می‌زنه.‏

برو.‏

بهش آرامبخش زده شده.‏

دست به کار بدی نمی‌زنه.‏

ساتو.‏

زکری.‏

واقعا الان داری زکری رو می‌بینی؟

یا امید داشتی که اونو ببینی؟

زکری رو توی زندان ول کردی.‏

یه پسر گمشده بدون هیچ ایمانی

غیر از نقاط ضعف خودش.‏

ضرب دیده...‏

در لبه‌ی پرتگاه مرگ.‏

چیزی که...‏

توی اون پرتگاه بهش رسید...‏

توانمندی واقعیش بود.‏

تو آمریکایی هستی یا کانادایی، زکری؟

تو کلی طرفدار داری.‏

نصف زندان. نگهبان‌ها.‏

من کمک می‌کنم آشوب‌ها بخوابه.‏

اگه یه چیزی یا کسی زیادی سر و صدا کنه

ساکتش می‌کنم.‏

اون تتو چیه؟

این یه جغدـه.‏

نمی‌دونم...‏

با خودم گفتم چیز خوبیه.‏

جغد یه منادی‌ـه.‏

نماد مرگ، تباهی

و دگرگونی.‏

چیزی که روی بدنت تتو کردی به معنی فراخوانی قدرت...‏

و یا خودکشی‌ـه.‏

ببخشید، فقط...‏

وقتی این مزخرفات نمادشناسی رو می‌شنوم یا پدرم میفتم.‏

پدرت به چی اعتقاد داره؟

هرچیزی غیر از من.‏

اون یه فراماسون‌ـه.‏

مربوطه به کسب دانش،‏

معماهای باستانی،‏ توانمندی‌های دست نخورده...‏

و خرد بزرگی که اسرار انسانی رو آشکار می‌کنه.‏

منم به این اعتقاد دارم.‏

خب...‏

ازش لذت ببر.‏

ازت خوشم میاد، زکری.‏

فکر کنم قسمت این بوده که با هم آشنا بشیم.‏

ولی تو زیادی سر و صدا داری.‏

باید تو رو آزاد کنیم.‏

فرصت این کارو داشتی!‏

اصلا نمی‌تونستم قیافه‌ش رو تشخیص بدم.‏

یه مشت لباس کهنه تنش بود.‏

خیلی لاغر شده.‏

بهش غذا نمیدن؟

معلومه میدن.‏

بابا، تو که ندیدیش.‏

شکسته شده.‏

ایزابل...‏

بابا باید یه کاری بکنیم.‏

بله.‏

با وارن حرف می‌زنم

باید ببینیم وزارت خارجه

برای آزادیش چیکار می‌تونه بکنه.‏

این کار چندماه طول می‌کشه.‏

دیپلماسی زمان می‌بره.‏

ممکنه اونقدر زمان نداشته باشه.‏

کت، ممکنه یه راه‌حل دیگه داشته باشه.‏

ممکنه یه نفر رو بشناسم که با وزارت دادگستری در ارتباط باشه.‏

پول کارمون رو سریع‌تر از وزارت خارجه جلو می‌بره.‏

مطلقاً خیر.‏

رشوه دادن درست نیست.‏

مممکنه نتیجه عکس داشته باشه و غیر اخلاقیه.‏

اونا پاشو شکوندن بابا،‏

لطفا به من درس اخلاق نده.‏

من می‌خوام کار درست رو انجام بدم.‏

‏- برای کی؟ ‏- برای همه.‏

پیتر، کت با چشم‌های خودش شاهد وضعیت بوده.‏

ممکنه این کار تنها چیزی باشه که بتونه زک رو نجات بده.‏

این موضوع رو از طریق وارن پیگیری می‌کنم.‏

به صورت محرمانه.‏

باید یه هوا بخورم.‏

رابرت، میشه با من بیای بیرون؟

البته.‏

اون دختره که اینجا بود زنت بود؟

خواهرم.‏

اونم مثل پدرته؟

این مردی که به توانمندی‌های دست نخورده اعتقاد داره

نمی‌تونه توانمندی‌های تو رو ببینه؟

ببین با من چیکار کردن.‏

درکش برای تو سخته،‏

ولی این کار بخشی ضروری از سفرت بود.‏

بذار دردت رو رفع کنم.‏

چیکار داری می‌کنی؟

این دیگه چیه؟

امروز...‏

بهبود تو آغاز میشه.‏

حمایتت از کاترین

خیلی تاثیرگذار بود.‏

نمی‌خوام بین شما دوتا قرار بگیرم.‏

خوشبختانه، همینطوره.‏

قبلا نگران بودم که نکنه شما دوتا نتونید

با تفاوت‌هاتون کنار بیاین.‏ ولی اشتباه می‌کردم.‏

انسان اجازه داره گاهی اشتباه کنه.‏

مگه نه؟

الان چندتا خبر خوب واقعا می‌تونه حال این خانواده رو خوب کنه.‏

پس منتظر چی هستی؟

حلقه داری، درسته؟

‏- مشخصاً الان شرایط خوبی نیست.‏ ‏- درمورد زمانبندی کار...‏

چی بهت گفته بودم؟

ممکنه تا آخر عمرت همینطور منتظر بمونی.‏

شاید زیادی مردد هستم.‏

چی میشه اگه من مناسبش نباشم؟

چی میشه اگه...‏

چی میشه اگه من بهتر از پدرم نباشم؟

می‌دونی، یونگ گفته:‏

‏«ما تنها زخم نمی‌خوریم...‏

و تنهایی هم خوب نمیشیم.‏»‏

از نظر من کت بهترین گزینه‌ست که الان تنهایی رو ازش بگیری.‏

پاهات چطوره؟

یه بار توی دبیرستان به دیوار مشت زدم و دستم شکست

چندماه طول کشید تا خوب بشه.‏

نمی‌دونم چطور این کارو کردی.‏

ولی می‌خوام بدونم.‏

می‌تونی بهم یاد بدی؟

More Farsi Persian subtitles for Dan Brown's The Lost Symbol

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left