Goosebumps

Goosebumps

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Goosebumps 2023 S01E05 1080p WEB h264-ETHEL
Goosebumps 2023 S01E05 720p WEB h264-ETHEL
Goosebumps 2023 S01E05 MULTI 1080p WEB H264-HiggsBoson
Goosebumps 2023 S01E05 720p DSNP WEBRip x264-GalaxyTV
Goosebumps 2023 S01E05 1080p HEVC x265-MeGusta
Goosebumps 2023 S01E05 720p HEVC x265-MeGusta
Goosebumps 2023 S01E05 XviD-AFG
Goosebumps 2023 S01E05 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Goosebumps 2023 S01E05 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Goosebumps 2023 S01E05 480p x264-mSD
കമന്ററി എഴുതിയത് arman333
█⫸ حـسـیـن هـیـدن و آرمان اسدی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

ടാഗുകൾ

web
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
XviD
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-10-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 81
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫مارگو

‫هی، مامان

‫چندوقتی هست داره یه سری ‫اتفاق ترسناک میوفته

‫یه ربطی به هارولد بیدل داره

‫با کس دیگه‌ای در این مورد صحبت نکن.

‫بقیه والدین قابل اعتماد نیستن

‫به محض این که بتونم برمی‌گردم

‫وایسا، مامان

‫آنچه در «مورمور» گذشت...

‫فقط بهم بگو چه خبره

‫شما یه سَر و سِری باهم دارید و ‫من ازش بی‌خبرم

‫- چی؟ ‫- واقعاً متاسفم

‫باورم نمیشه این کارو با مادرم کرده

‫لوکاس، به حرفـم گوش بده

‫آسیب می‌بینی

‫- واو! ‫- نه!

‫ماشینـم!

‫دارم حقیقت رو می‌گم

‫کرم‌های غول‌پیکر همه‌جا بودن!

‫و این قضیه ربطی به روح یک ‫بچۀ مُرده داره

‫چرا هیچکس به حرفـم گوش نمی‌کنـه؟

‫جای درستی آوردیـش

‫حالا من ازش مراقبت می‌کنـم

‫فقط می‌خوام بدونم کی می‌تونم ‫با پسرم صحبت کنم

‫داروهات رو بخور، یکم استراحت کن

‫و خیلی زود برمی‌گردی پیش پسرت

‫باشه

‫هی

‫هی، همون زنه‌ی کارگاه چوب‌بُری‌ای، درسته؟ خودتی؟

‫میشه نکنی؟

‫اوه، نه

‫پسـش می‌خوام

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

.: ترجمه از حسین هـیـدن و آرمان اسدی :.

‫ببخشید؟ ‫می‌تونم کمک‌تون کنـم؟

‫آه، بله

‫سلام، من اومدم خون بدم

‫بخش خون طبقۀ دوم هست

‫او

‫جناب، اینجا بخش روانپزشکی هست

‫ای داد بیداد

‫فکر کنم اشتباه اومدم

‫به نظر حالـش زیاد خوب نمیاد

‫همه وسیله‌هات انقدن؟

‫نتونستم درست وسیله‌هام رو جمع کنم

‫اوه

‫خب، جای نگرانی نیست

‫هروقت چیزی بخوایم می‌تونیم ‫بریم برداریم، درسته؟

‫اوه، تو خوبی؟

‫آره، هنوز یکم جای زخم دارم، بخاطر

‫می‌دونی، یه سری چیزا

‫آره، وقتی ماشینـم رو ترکوندی فهمیدم

‫هنوز باید به شرکت بیمه زنگ بزنم

‫واسه همین حق بیمه میدیم دیگه

‫چی هست؟

‫هیچی، بیخیال

‫به کلبۀ درویشی ما خوش اومدی

‫و لوکاس، می‌خواستم بهت بگم که

‫تا هرموقع که نورا نیاز داشته باشه

‫اینجا منزل خودتـه

‫آره، خوبـه ‫ممنون

‫اینجا یک جای امنـه...

‫پدر

حالا دیگه نمی‌‌خواد احساسیـش کنی

‫پس اتاق مهمان رو بهت نشون میدم

‫خوبه، خوبه، خوبه

‫میرم غذا درست کنم

‫چرا شش‌تا حوله اینجاست؟

‫فقط سه‌تا و یه حوله کوچیکـن

‫خیلی هم...خوب

‫پس خوبی؟

‫می‌دونم که خیلی چیز بوده...

‫ای کاش می‌تونستم مامانـم رو ببینم، می‌دونی؟

‫فقط می‌تونم تلفنی باهاش حرف بزنم

‫اما من تنها آدمی توی دنیا هستم ‫که اون واقعاً دلـش می‌خواد ببینـه،

‫واسه همین خیلی حس گه‌ایـه

‫آره

‫واقعاً متاسفم لوکاس

‫احمقانه‌ست، دارم درمورد مامانـم صحبت می‌کنم

‫و چیزای واقعاً مهم دیگه‌ای هم ‫دارن اتفاق می‌افتن

‫نه، نه ‫مامانتـه

‫معلومـه که مهمـه

‫هرچند جالبـه

‫می‌دونی، والدین‌مون دارن با هم می‌خوابن

‫یه روح هم داره تسخیرمون می‌کنـه،

‫و منم دارم کرم بالا میارم

‫و حالا هم اومدم مهمونی چند روزه خونه شما؟

‫آره، یه برادر گمشده

‫و یه مادربزرگ پولدار هم اضافه کن،

‫حقیقتاً می‌تونی با اینا سریال بسازی

‫آم

‫خیلی خوشحالـم که تویی

‫خوشحالـم که تو اینجا با منی

‫البته اگه حرفم با عقل جور در بیاد

‫آره، جور در میاد

‫منظورم اینـه

‫منم خوشحالـم که اینجا پیشتـم

‫خب، حداقلـش دیگه از این ‫عجیب‌تر نمیشه

‫کیـه؟

‫مامانـم

‫حالا میگم

‫دیگه دائم تو سیاتل می‌مونی؟

‫اوه، نه ‫برای کوتاه مدت بود

‫حالا برگشتم

‫یعنی کلاً؟

‫می‌خواستم حضوراً بهت بگم

‫فکر کردم سوپرایز جالبی میشه

‫سوپرایز

‫- ها ‫- جالبـه

‫کسی یکم شراب می‌خواد؟

‫آره

‫لطفاً

‫مارگو؟ ‫لوکاس؟

‫- نه بابا، من هنوز مدرسه‌ایـم ‫- من مشروب نمی‌خورم

‫از این حرفای برای مچ گیری بود

‫اوکی

‫خیلی خب مامان، چخبره؟

‫همونطوری که خواستی ‫با بقیه والدین حرف نزدیم، پس...

‫الان نمی‌تونم درموردش بگم

‫یه سری چیزای دیگه هست ‫که اول باید برم سراغ اونا

‫- الان داری جدی میگی؟ ‫- می‌خواید برم؟

‫- نه ‫- آره

‫احتمالاً نمی‌تونی پیچیدگیـش رو درک کنی

‫چرا، می‌تونم ‫باور کن می‌تونم

‫خیلی خب، الان نمی‌تونم ‫درموردش حرف بزنم

‫- اگه به تو باشه که هیچ‌وقت نمی‌تونی ‫- داره برمی‌گرده

‫چوب‌پنبه توی بطری موند

‫داشتم سعی می‌کردم بیارمـش بیرون

‫یکم صبر کنید

‫کالین، لطفاً مراقب باش

‫اینـم از این

‫یکم می‌خوای؟

‫بله، ممنون

‫بخاطر چوب پنبه‌ست، این یکم...

‫ممنون

‫داشتید درمورد چی حرف می‌زدید؟

‫هیچی، حرفای همیشگی

‫میشه من برم؟ ‫ممنون

‫آره، پس منم برم وسیله‌هام رو باز کنم

‫من کاری ندارم

‫چوب‌پنبه لعنتی

‫خب، تموم شد

‫با الیسون کات کردم

‫بلاخره!

‫نفرین شکسته شد

‫چی، جدی میگی؟

‫بله، آیزایا، بیخیال

‫اون چیز نبود... ‫بدترین

‫آره، می‌دونم ‫به درد عن هم نمی‌خورد

‫به معنای واقعی کلمه

‫الیسون حتی اونقدر جالب نبود ‫که بتونه بدترین باشه

‫- لعنتی ‫- بیخیال

‫این بهم زدنِ، حتمی بود

‫مثه چیزایی که نسل جدیدا

‫میگن و خودشون هم معنیـش رو نمی‌دونن، ‫فقط توی تیک تاک دیدن

‫و داری درمورد رابطه‌ و اینا میگی

‫چون من رو خوب می‌شناسی؟

‫ببین رفیق‌های جونی، خب؟

‫تو، من. ‫هوات رو دارم

‫و راستی، من گی هستم،

‫- پس این قضیه‌های احساسی رو می‌فهمم ‫- درسته

‫تو برای من مثل یک فصل شخصی ‫از سریال "بچلر" می‌مونی. ‫

‫هنوز به مارگو نگفتی؟

‫می‌خوام وقتی رسید اینجا بهش بگم.

‫اما تو که می‌دونی لوکاس

‫الان خونه اونا می‌مونه، درسته؟

‫تو که فکر نمی‌کنی لازم باشه، ‫من نگران باشـم...

‫نه؟

‫می‌دونی، فکر می‌کنم لوکاس ‫خیلی روراستـه

‫گذشته از اینا، تو داشتی سال‌ها

‫همه، به علاوۀ مارگو، ثابت می‌کردی ‫که شما فقط دوستید

‫و هیچ احساسی نسبت بهش نداری

‫و اشکالی نداره اگه داشته باشی

‫تو شرایط بحرانی، همیشه گشنـم میشه

‫مارگو هنوز نرسیده؟

‫- بخاطر اون جمع شدیمـا ‫- من...

‫الان بهش پیام میدم

‫شوخیـت گرفته؟

‫کفش‌هام سوپ قلابی‌ای شد!

‫واقعاً خوشـم نمیاد این ‫اسم رو روش بذارید

‫من می‌خواستم بهش بگم مربای جیمز

‫اما خودتـم گفتی نه

‫باشه، اما سوپ قلابی یکم ‫صمیمی به نظر میاد

‫و بعد از همه این قضیه‌ها

‫اومده میگه پیچیده‌ست

‫یکی نیست بگه مادر من، ‫خودم می‌دونم

‫اصلاً خودم کسی هستم ‫که درگیرشـم

‫همیشه پنهان کاری می‌کنـه

‫- پنهان کاری؟ ‫- مثلاً پا میشه

‫میره سیاتل، و بهم دلیلـش رو نمی‌گه

‫مشکلی نیست. و هیچ وقت هیچی ‫بهم نمیگه، اینـم قبول

‫اما حالا یه چیزای تسخیر شدۀ واقعی

‫دارن تلاش می‌کنن زندگی ما رو خراب کنن، ‫و اونم یه چیزایی درموردش می‌دونه

‫و بازم باهام حرف نمی‌زنه

‫و این مشکل داره

‫دیگه نمی‌تونم باهاش کنار بیام

‫لازم هم نیست این کار رو بکنی

‫اینطوریـه که...

‫الان می‌تونست بهم کمک کنـه

‫اما بازم ترجیح میده که نکنه

More Farsi Persian subtitles for Goosebumps

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left