Ted Lasso

Ted Lasso

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Ted Lasso S04E02 1080p WEB H264-CAKES-persian
കമന്ററി എഴുതിയത് shine021
سریال تد لاسو فصل4

ടാഗുകൾ

webdl
apple_tv+_synced
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 20
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

زيرنويس از مهدي shine021

اوه، صبح‌به‌خیر.

امروز توی برنامه با برنده‌های مسابقهٔ زشت‌ترین خانهٔ بریتانیا آشنا می‌شیم.

آهان، راستی، با سرآشپز معروف اینترنتی، مومو، هم یه غذای جدید درست می‌کنیم،

که اتفاقاً یه شامپانزه‌ست.

حالا ببینم قراره یه چیزی با موز درست کنه یا نه.

- شاید نون موزی. - یا شاید پنکیک موزی.

ای بابا.

صبح‌به‌خیر، مِی.

صبح‌به‌خیر، تد.

راستی، دوباره ممنون بابت اتاق بالاست.

هم عالیه، هم خیلی راحت.

هرقدر می‌خوای بمون، چون مستأجرهای دیگه‌ای که گیرم میاد

یا سگ‌های کوچولوی واق‌واقو دارن، یا عادت به کوکائین.

هر دوتاشون ساعت چهار صبح روی اعصابن.

بعد هم که می‌رن، همه‌جا رو به گند می‌کشن.

آره. اینجا چی داریم؟

یه چیزی که روزت رو راه بندازه.

اوه، خیلی لطف داری، ولی من کلاً صبح‌ها اهل آبجو نیستم.

گینسه. خودش یه وعدهٔ کامله.

هوم. با این حال.

ولی بعداً می‌بینمت، باشه؟

برای دومین آبجوی امروز یه کم زوده، ولی...

به درک.

فکر کنم هیچ‌چیز مثل قبل نمی‌مونه.

خب. یه کم به راست.

- خوش برگشتی، مربی. - ممنون، قربان.

حیف که داری یه مشت دختر رو مربی‌گری می‌کنی، احمق.

فکر کنم بعضی چیزها همون‌طور باقی می‌مونن.

بیا تو.

- صبح‌به‌خیر، لزلی. - سلام، ربکا.

هوم.

- هوم. اوه. - این برای توئه.

فقط نگو توی وقت آزادت یه رمان نوشتی.

کدوم وقت آزاد، ربکا؟

نه، با توجه به این‌که تیم زنان باشگاه تویکنهام اف‌سی داشت منحل می‌شد،

حس کردم باید سفارش یه بررسی جامع‌تر رو بدم

تا ببینیم تیم زنانمون چقدر قابلیت ادامهٔ فعالیت داره.

'ارزیابی راهبردی ناکس و سالیوان از قابلیت ادامهٔ فعالیت کوتاه‌مدت و بلندمدت

فوتبال حرفه‌ای زنان در لندن،

کدپستی TW2 7BU، تهیه‌شده برای لزلی ر...'

هوم. '...هیگینز از طرف ای‌اف‌سی ریچموند.'

یا خدا، اسمش یه کم دهن‌پرکنه، نه؟

آره، موافقم. پس برای کوتاه کردنش،

فکر کنم باید صداش کنیم گزارش «ک‌س‌س‌ا‌س‌ل‌و‌پ‌و‌ف‌ل‌ت‌ل‌پ‌ر‌ه‌ب‌ا‌ر».

فکر کنم همون گزارش هیگینز صداش کنیم، موافقی؟

اوه، چه لطفی.

هوم. خب، خلاصه‌اش چیه؟

هنوز نخوندمش.

کل دیشب رو صرف حفظ کردن مخففش کردم،

ولی همین که تمومش کنم، کامل می‌خونمش و خلاصه‌اش رو بهت می‌دم.

عالیه، ممنون.

اوه، این برای کیه؟

- کیلی. - اوه.

اول ببینیم اصلاً قضیه چیه، باشه؟ بعد کیلی رو باهاش درگیر کنیم.

اوه، حتماً.

اوه، راستی مربی چیلْتون بیرونه.

گفت می‌خواد باهاتون صحبت کنه.

اوه، خدای من، همون فرشته‌ی کوچولوی خوش‌اخلاق.

- خب، راهش بده. - آه.

اوه.

اوه!

صبح بخیر، مربی چیلْتون.

بر چه اساسی؟

می‌تونم بشینم؟

هوم.

ببخشید، می‌شه... می‌شه اونجا بشینم؟

ممنون.

خانم وِلتون، می‌دونم طی چند ماه گذشته زیاد با هم در ارتباط نبودیم،

ولی می‌خواستم ازتون تشکر کنم که این فرصت رو بهم دادید

تا عضو اولین تیم زنان ریچموند باشم.

اوه، واقعاً فوق‌العاده بودی. مگه نه، لزلی؟

اوه، بله. تازه با هزینه‌ای کمتر از بودجه، اگر اجازه بدید اضافه کنم.

برخلاف تیم مردان.

فقط بودجه‌ی شیرهای گیاهیِ مربی کِنت، راستش، غیرمنطقیه.

خب، چه کمکی از دستم برمیاد؟

می‌خوام استعفا بدم.

اوه.

وقتی اومدم اینجا تا این تیم رو از صفر بسازم،

امیدوار بودم این کار به موقعیت بزرگ‌تری منجر بشه.

و با اینکه اولش قبول کردم به‌عنوان دستیار مدیر بمونم

بعد از اینکه منو نادیده گرفتید،

حالا فهمیدم که برای خودم آرزوهای بزرگ‌تری دارم.

پس این هفته رو صرف می‌کنم تا به انتقال مسئولیت به مدیر جدید کمک کنم.

فهرستی از نامزدها برای دستیار جدید آماده می‌کنم،

و جمعه آخرین روز کاری منه.

فقط یه نامه‌ی توصیه‌نامه می‌خوام.

حتماً.

و معلومه که اگه کاری هست که از دستم برمیاد،

لطفاً رودربایستی نکنید و بگید.

راستش، آره، یه سؤال دارم. هیچ‌وقت منو برای سرمربی‌گری در نظر گرفتید؟

نه.

هوم.

هیچ زنی رو در نظر گرفتید؟

نه.

چی گفت؟

اینکه من یه هیولای زن‌ستیزم.

اینکه فمینیست نیستم.

اون که همچین چیزی نگفت.

اوه، خل نباش، لزلی.

منظورش همین بود.

همه‌چیز به کنایه‌ست!

ممنون!

و معلومه که فمینیستی

چون تازه یه تیم زنانِ خفن راه انداختی...

- درسته. - ...و هر کاری از دستت بربیاد می‌کنی

و هرچقدر لازم باشه خرج می‌کنی تا مطمئن شی موفق می‌شه، مگه نه؟

دقیقاً.

تازه، هر مردی رو هم که استخدام نکردی.

تد لَسوی لعنتی رو دوباره استخدام کردی.

در واقع اسم دومم «فریکیـن» تلفظ می‌شه.

- تد! - تد.

سلام. سلام، قربان.

- هوم؟ - این همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

بله، خانم.

باربیکیوی گیتس.

و یه قسمت ویژه و تک‌قسمتی از «دنده با رئیس».

اوه، تد، که جدی فکر نمی‌کنی من بتونم گوشت دودی بخورم

- ساعت ۹ صبح، مگه نه؟ - اتفاقاً چرا، فکر می‌کنم بتونی.

اوه، یه چنگال کوچولو هم داره.

- هنری و میشل کاملاً مستقر شدن؟ - راستش هفتهٔ بعد می‌رسن. آره.

رئیس، ممنون که برای هماهنگ کردن همه‌چیز کمکم کردی.

قابلی نداشت.

اوه، تد، باورم نمی‌شه اینجایی! خیلی هیجان‌زده‌ام.

می‌دونی من بابت چی هیجان‌زده‌ام؟

این‌که با خانمی آشنا بشم که این تیم رو سر و سامون داده.

- اینو ببین. - این دیگه چیه؟

پروندهٔ کامل همهٔ بازیکن‌های تیم زنه.

این‌قدر با جزئیات کار شده که داوینچی هم از خجالت سرخ می‌شد.

آره، بی‌صبرانه منتظرم با مربی چیلْتون کار کنم.

تد، یه خبر بد داریم.

نه، خبر خوب داریم.

- مربی چیلْتون امروز صبح استعفا داد. - اوه.

اشکالی نداره. می‌تونید از مربی بیرد بخواید جاش رو پر کنه.

اون با تیم مردان قرارداد داره.

و فکر می‌کنم خوبه که یه زن هم توی کادر داشته باشیم، می‌دونی؟

آره، منم قبلاً همین فکر رو می‌کردم.

فقط می‌خوام بگم شاید رفتن مربی چیلْتون به نفع همه باشه.

- چرا؟ - چرا؟

خب، اِم، اون...

- یه‌جورایی... - اون... اِ...

یه‌کم ممکنه، اِ...

منو یاد کی می‌ندازه؟

یه‌جورایی شبیه، اِم...

نمی‌دونم.

اوه، فقط بگو دیگه.

اون یه کارولینِ...

سی‌واردِ تمام‌عیاره.

کارولین سی‌وارد.

فیزیوتراپیست ارشد تیم زنان.

ولی من فقط برای بازیکن‌ها اینجا نیستم.

منم هواتو دارم.

- آهان، باشه. - هر مشکلی که ممکنه داشته باشی

- به‌عنوان یه مرد میان‌سال، من در خدمتم. - عالیه.

حتی مشکلات باسنت.

کاملاً محرمانه می‌مونه.

آره، حتماً.

سلام.

باشه، ممنون.

از آشناییت خوشحالم، کارولین.

آره. آهان، راستی تو نمی‌تونی حرف بزنی.

نه، کلید دست منه.

خب، حوصله‌م سر رفت؛ سؤال آخر.

روی، روی، روی، روی، روی، روی، روی.

اوه، لعنتی، خفه شو دیگه.

تو. خرس پدینگتونِ لعنتی.

اوه، فکر نمی‌کردم منو صدا بزنی.

ممنون. ببخشید. سؤالم اینه که...

داری چه غلطی می‌کنی؟

خوش برگشتی.

ممنون.

اون زانوت چطوره؟

اوه، خوبه.

آخه چرا چیزی که این‌همه ازش استفاده می‌کنیم

باید با رباط‌هایی به باریکی کش‌های لاستیکی سرِ پا بمونه؟

هوم. همیشه فکر می‌کردم خدا از بالا شروع کرده، می‌دونی،

روی مغز و قلب و این‌جور چیزها خیلی زحمت کشیده،

ولی وقتی از اندام‌های خصوصی‌مون رد شده، دیگه سرسری کارشو انجام داده.

هوم. خوشحالم می‌بینمت.

منم همین‌طور.

بیا.

اوه، انگار یه کم دکوراسیون رو عوض کردین، ها؟

اوه، این تازه‌ست.

بیرد می‌خواست تنها باشه.

با برگشتن تو و کل ماجرای جین،

فکر کنم کلاً قاطی کرده.

آره.

تو چطور؟ حالت چطوره؟

- عالی. - تو و کیلی چی؟

اوه، می‌گفت شما دوتا خیلی، خیلی دوستای خوبی شدین.

این حرف خودشه، نه من.

گفت «خیلی» رو دو بار؟

اوهوم.

هی، بذار یه چیزی ازت بپرسم.

داستانِ، اِم، مربی کمکی سابقم چیه؟

همین دختره، اِم، آلیس چیلْتون؟

استعفا داد؟

مثل برگ‌های درخت بلوطِ تنومند در یه روز بادخیز اکتبر.

لعنتی، یه «بله» ساده هم کافی بود.

- آره. - بیشتر مردم فکر می‌کنن خیلی بی‌ادبه.

More Farsi/persian subtitles for Ted Lasso

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left