ആദ്യത്തെ 18 വരികൾ.
.دل به مُــردَن بِنِه
.در واکُنِش به کووید 19
،برای مرگ مصمم باش
.که در آن صورت، هم مرگ و هم زندگی شیرینتر خواهد بود
:با زندگی این طور استدلال کن
،اگر تو را از کف بدهم
چیزی را از دست خواهم داد که کسی جز ابلهان .نمیخواهند آن را نگاه دارند
،ای زندگی، تو چون نفسی هستی
اسیر همه تأثیرات آسمان، تأثیراتی .که هر ساعت بر تو آسیب نازل میکنند
تو فقط بازیچه دست مرگی
و سعی داری از آن بگریزی در حالیکه
همواره به آن نزدیکتر میشوی
تو شریف نیستی
چون با وجود تمام تسهیلاتی که فراهم میکنی .مورد شکایت رذالتهای خویشی
تو به هیچ روی صاحب شهامت نیستی چون حتی از نیش نرم و نازک یک کرم حقیر میترسی
خواستنیترین آسایش تو ،خواب است که آن را اغلب میطلبی
،و بااینحال با بیملاحظگی از مرگِ خود
.که دیگر نیست، میترسی
No comments yet. Be the first to leave one.