ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
واینستا!
بجنب!
میخوای فرار کنی؟
خودشه!
گیرت انداختم!
اینو چی میگی سگ ولگرد؟
نمیخوای باهامون بازی کنی؟
سگ ولگرد...
رفقا میخوام الان یه پرتاب سه امتیازی داشته باشم.
راحتش بذارین!
هی با توام عوضی!
فضولیش به تو نیومده!
عوضی...
فقط سگه رو اذیت نکنین!
ازت خواهش کرد.
بیست سال بعد
خدای من!
در کیفارو ببند! همین حالا!
بکششون عقب!
- هی تو، حواستو جمع کن! - پول، پول...
اون دیگه کدوم خریه؟
قبل ازینکه ورشکسته بشیم، درو ببند!
گاز بده!
بعدا میبینمت تمساح جونم!
نمیتونی بگیریمون!
جمعشون کن، احمق دست و پا چلفتی!
رفیق! یه مشکلی داریم!
یه ثانیه بهم وقت بده. درستش میکنم.
- بکوب بهش. - چی؟
- بکوب بهش! - همین قصدو دارم!
برگرد سر کارت!
برو!
برو، برو!
میشه یه چک 5000 روبلی برام بنویسین رفقا؟
ایگور گروم بود.
یک قهرمان واقعی.
اون الگویی برای هممون بود.
مرد بزرگی بود.
حالا ما هممون
خیلی دلمون براش تنگ میشه.
فکر کن!
خیلی پر دل و جرات بودی.
فکر کن!
روی سقفه!
بندازش پایین!
بزن کنار!
چی؟
از همه چی فیلم گرفتم.
ایگور!
سوار ماشین شو، ما پوشش میدیم!
خودم انجامش میدم. یکم آب بهم بده.
ایگور رو به راهی؟
لعنتی.
ایگور!
مرکز صدامو داری؟
رفیق! پلیسا!
چیکار کنم؟
آماده شلیک!
همه به جای خود!
گاز بده.
شلیک!
در این روز بزرگ
مفتخرم که اعلام کنم
در حال حاضر خیابان های شهر خوبمان
امن و امان اند.
همکارم که اینجاست
آن را تایید می کند.
میزان جرم و جنایت به کمترین
- حد رسیده… - جون خودتونو نجات بدین
از سر راهش برید کنار!
فیودور ایوانویچ
ایگور…
تو کی ای؟
سرگرد گروم
بگو!
تو دیگه خر کی ای؟
مترجمین:حانیه، سجاد روان خواه، علی محسنی، پریسا
سرگرد گروم: پزشک طاعون
به اداره پلیس سنت پطرزبورگ خوش اومدی!
اسمم دوبینه.
بدون حس شوخ طبعی اوضاع برات سخت میشه دنبالم بیا.
یه افسر پلیس انتخاب شده تا به تو آموزش بده.
بهت ابزار کاراموزی داده میشه
همراه یونیفرمت و یه شوکر و یه چراغ قوه، که همیشه بتونی راهتو پیدا کنی.
متاسفم.
قربان.
توی این کشور برای خشونت خانگی که کسیو توی زندان نمیندازین.
ولی تو همسایتو زدی.
اون مثل برادرمه، قسم میخورم.
خیلی خب، میشه اعترافتو امضا کنی؟
میخوای قانون اساسی روسیه رو با هم بخونیم؟
پسرم…
پسرم، وقتی رومو برگردوندم، کیف پولمو برده بودن.
پدر جان، کیف پولت انقده و شهر انقدر!
فکر کردی میتونم پیداش کنم؟
مثل لاک پشت راه میری! بجنب!
به اتاق بایگانیمون خوش اومدی.
سلام میخایلیچ.
مدارک پرونده هارو اینجا نگه می داریم.
این تفنگای اون دلقکاست که گرفتیمشون.
میخوای امتحانش کنی؟
بگیرش!
عقلتو از دست دادی؟
هیچوقت توی این اتاق به چیزی دست نزن!
خودت بهم گفتی…
یه جوک بود. مزاح کردم...
دو نوع حبس داریم.
عوضیای به تمام معنا به زندان انفرادی میرن
بقیشونم توی زندان عمومی آب خنک میخورن.
زنیت قهرمانه؟
بذار بریم داخل گنایدویچ.
بریم تو.
اون اسکلو نگا.
نباید اینجوری بگی.
طبق آمار از هر پنج نفر، یه نفر اشتباها توی زندان
افتاده.
من! منو اشتباه گرفتن!
احمق.
- کسی که اینجا احمقه تویی. - چی گفتی؟
کسی که اینجا احمقه تویی.
رفیق.
مثل همیشه.
میدونی بچه جون.
برای این کار باید قید همه چیو بزنی.
خیلیا به محض اینکه بتونن کناره گیری میکنن و میرن.
اونایی که میمونن به دو دسته تقسیم میشن:
پیشی ها و سگهای شکاری.
پیشی ها همیشه جون سالم به در میبرن، از زیر بار مسئولیت شونه خالی میکنن
و بقیه رو مقصر میدونن.
پدر جان!
من که کیف پولتو ندزدیدم.
پسرم تو متوجه نیستی.
همه حقوق بازنشستگیم توش بود.
و سگهای شکاری…
هرکاری میکنن که مطمئن بشن عدالت توی این شهر برقرار میشه.
ما خلافکارارو بو میکشیم
و تا وقتی که جزای کارشو نبینه دست نمیکشیم.
یه شوخی دیگه!
زتکوف راست وایسا!
گرومو بیارین پیش من.
اون پروکاپنکوعه.
گرومو بفرستین پیش من!
چرا توی خونه نخوابیدی؟
بلند شو.
پروکاپنکو دنبالت میگرده.
هی اون پلیسه؟
ماشین کمپرسی رو از کجا گیر آورد؟
داره جالب میشه.
هی گروم. حالا دیگه راننده کامیون کمپرس شدی؟
سلام.
بریم تو کارش!
داستان چیه؟
روی اخراج گروم شرط بندی میکنن.
یه رسمه.
…200 متر از کف خیابون نابود شده…
فیودور ایوانویچ
بشین.
بگو. اونجا داشتی چه غلطی میکردی؟
امروز دیگه اخراجی.
چرا تنها افتادی دنبالشون؟
- چه اهمیتی داره؟ من که موفق شدم. - موفق شدی؟
اون بیرون افتضاح به بار آوردی.
بازسازی خیابون ده میلیون روبل خرج برمیداره.
در هر صورت هر سال بازسازیش میکنن.
با پول بیت المال.
ناموسا؟
آره.
میدونی کل بخشو در معرض اخراج قرار دادی؟ همه رو!
این دفه دیگه کارش تمومه.
من حساب همه چیو کرده بودم.
فکر کردی خیلی کاره ای هستی؟ حساب همه چیو کرده.
یا یه ابر قهرمانی؟
آره؟
با کارات منو دیوونه کردی!
هیچ کیو آدم حساب نمیکنی!
از قوانین تخطی میکنی!
هیچوقت به عواقبش فکر نمیکنی!
نمیفهمم. چی میخوای؟ (دردت چیه؟)
میخوای ثابت کنی خیلی کله خری؟
مگه نیستم؟
من چندین برابر بیشتر از بقیه افراد اداره انجام وظیفه کردم.
چرا این کارو میکنی؟ چرا؟
باید گروهی کار کنیم.
ولی تو همش تک نفره خودتو میندازی وسط.
و من باید خرابکاریاتو بپوشونم.
ولی توام دقیقا همینو میخوای، درسته؟
بدون من هیچ کاری ازت برنمیاد!
یالا برو دیگه! برو!
بعد میبینیم چی میشه! یالا!
بفرما! نامه برکناریتو بنویس!
لطفا به این موضوع هم اشاره کن که « اینجانب، داوطلبانه از خدمت در یگان
نیروی قانون، استعفا میدهم.
هر تصمیمی میخواهید، درخصوص بنده اتخاذ کنید.»
بنویس، بنویس.
تاریخ و امضا.
بگیر پدر جان.
منظورم اینه که…
منم 100 روبل اونجا گذاشتم. این حداقل کاریه که میتونیم برات بکنیم.
حواستو جمع کن.
اخبار با آنا تربنیکا
No comments yet. Be the first to leave one.