ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سه کلهپوک، بیاین شروع کنیم. همین؟ فقط سه نفر؟
دو نفر روی پشتبومن. به هر نفر یه سهم میرسه. پنج تا سهم خیلی هم زیاده
شش تا سهم. اونی که نقشه رو کشیده فراموش نکن
فکر کرده میتونه کنار بشینه و بازم سهمش رو برداره
میدونم چرا بهش میگن جوکر. چرا بهش میگن جوکر؟
شنیدم آرایش میکنه. آرایش؟
آره، واسه اینکه مردمو بترسونه. میدونی، از این رنگای جنگی
خیلی خب، همگی دستا بالا، سرا پایین
گفتم دستا بالا، سرا پایین
بجنب رفیق، دارم اینجا برداشتِ نقدی میکنم
گفتم دستا بالا! نه
اینم از زنگ خطر بیصدا
و تموم شد
سرا پایین
خیلی خب جوجو، تو هم با من میای پایین
پایین! گفتم همونجا بمون! بهم صدمه نزن
جالبه، به ۹۱۱ زنگ نزد. داشت سعی میکرد با یه شماره خصوصی تماس بگیره
مشکلی پیش اومده؟ نه، کار من اینجا تمومه
بشین! پایین
پایین! گفتم همون پایین بمون
واضحه که نمیخوایم با دستات هیچ کاری بکنی
جز اینکه سفت بچسبی که جونت در نره
روی زمین! همون روی زمین بمون
هیچکس تکون نخوره! هیچکس! پایین بمونید
آره
اصلاً میدونی داری از کی دزدی میکنی؟
تو و دوستات مُردهاید. اون کارش تمومه، نه؟
چی...؟
تو کجا شمردن یاد گرفتی؟
این رو به حدود ۵۰۰۰ ولت وصل کردن. کدوم بانکی این کارو میکنه؟
بانکِ مافیا. حدس میزنم جوکر همونقدر که میگن دیوونه باشه
مسئول آلارم کجاست؟
رئیس بهم گفت وقتی کارش تموم شد، نفلهش کنم
یه سهم کمتر، مگه نه؟
جالبه، به منم یه چیزی شبیه به همین رو گفت
اون چی؟ نه! نه
این پولِ خیلی زیادیه
اگه این یارو جوکر انقدر باهوش بود، میگفت یه ماشین بزرگتر بیاریم
شرط میبندم جوکر بهت گفته به محض اینکه پولا رو بار زدیم، منو بکشی
نه، نه، نه، من راننده اتوبوس رو میکشم
راننده اتوبوس؟
کدوم راننده اتوبوس؟
مدرسه تعطیل شد. وقتِ رفتنه
اون یارو دیگه بلند نمیشه، مگه نه؟
این پولِ خیلی زیادیه
چه بلایی سرِ بقیه بچهها اومد؟
فکر کردی خیلی باهوشی، نه؟
اون کسی که شماها رو استخدام کرده
دقیقاً همین بلا رو سرِ خودت هم میاره
اوه، تبهکارانِ این شهر زمانی به چیزهایی باور داشتند
شرافت
احترام
به خودت بنگر. تو به چه چیزی باور داری، هان؟
تو به چه چیزی باور داری؟
من باور دارم هر آنچه که تو را نمیکُشد، صرفاً تو را
عجیبتر میکند
آقای شهردار، شما با وعدهی پاکسازی شهر انتخاب شدید
کی میخواید شروع کنید؟ همین حالا شروع کردم
مثلاً همین بتمن. میشنویم که داره خوب عمل میکنه، تبهکارا از ترس فراریان
نه پسر. امشب اصلاً حس خوبی ندارم. چیه، خرافاتی شدی؟
شانس برنده شدنت تو قرعهکشی لاتاری بیشتر از روبرو شدن با اونه
اینطور نیست. نیروهای ما در واحد جرایم سازمانیافته به دستگیریش نزدیک شدن
هی وورتز، شهردار میگه داری به بتمن نزدیک میشی
تحقیقات همچنان ادامه داره
فرآیند پاکسازی خیابونها زمانبره
من در مبارزات انتخاباتیم تعهد دادم که
ستوان، اصلاً قصد داری دوباره همسرت رو ببینی؟
فکر کردم باید بری مراقب مادرت باشی، کارآگاه
دوباره تو بیمارستان بستریش کردم
متأسفم
پس هنوز نیومده؟ اون اکثر اوقات نمیآد
دوست دارم به همه یادآوری کنم که اون بیرون حضور داره. چرا نباید بیاد؟
امیدوارم
چون سرش شلوغه
واسه همینه که با خودمون سگ میاریم
شاهزادههای کوچولوی من. خواهش میکنم
خواهش میکنم، دارن میرن تو دهنم. التماست میکنم، اینا رو از من دور کن
ببین موادِ تو با مشتریهای من چیکار میکنه
مسئولیت با خریدار است
بهت گفتم ترکیبِ من تو رو به جاهایی میبره
اما هیچوقت نگفتم اونجا همون جاییه که دلت میخواد بری
کاسبیِ من روی مشتریهای دائمی میچرخه
اگه از جنس من خوشت نمیاد، میتونی از یکی دیگه بخری
البته به فرض اینکه بتمن کسی رو باقی گذاشته باشه که ازش خرید کنی
سگهای من گرسنهان
حیف که فقط یه دونه از تو هست
چی...؟ این خودش نیست
سگها رو رها کن
حالا شد یه چیزی
نذار دوباره اینجاها ببینمت
ما داریم سعی میکنیم بهت کمک کنیم. من نیازی به کمک ندارم
تشخیصِ من این نیست
چی به تو این حق رو میده؟ فرق بین من و تو چیه؟
من زانوبندِ هاکی نپوشیدم
همگی عقب بکشید، همین حالا
نمیتونه جلوی خودشو بگیره که صورتش رو به ما نشون نده
زیرِ اون آرایش چی رو قایم کرده؟
ممکنه یه لحظه تنهامون بذارید، لطفاً؟
باز هم خودش. بقیه کیان؟
یه مشت خردهپای دیگه
بعضی از اسکناسهای علامتگذاری شدهای که بهت دادم
کارآگاههای من با اونها خریدِ مواد انجام میدادن
این بانک هم یکی دیگه از محلهای پولشویی مافیا بود. شد پنج تا
بخش اصلیِ پول کثیفشون رو پیدا کردیم. وقتِ وارد عمل شدنه
باید به همهی بانکها همزمان حمله کنیم. تیمهای نوپو، نیروهای پشتیبان
تکلیف این یارو جوکر چی میشه؟
یه نفر یا کلِ مافیا؟ اون میتونه منتظر بمونه
وقتی دادستان جدید این رو بشنوه، میخواد تو پرونده باشه
بهش اعتماد داری؟ سخته که از ماجرا دور نگهش داریم
شنیدم به اندازه خودت کلهشقه
وقتی عمارت وین دوباره ساخته بشه، عالی میشه
میتونی بیخوابی کشیدن توی یه پنتهاوس رو
با بیخوابی کشیدن توی یه عمارت عوض کنی
هر وقت خودت رو بخیه میزنی، گند میزنی به همه جا
آره. باعث میشه از اشتباهاتم درس بگیرم
پس با این حساب تا الان باید خیلی باسواد شده باشی
زرهِ من
وزنش خیلی زیاده. باید... باید سریعتر باشم
مطمئنم آقای فاکس میتونه کمکتون کنه
ببر بهت حمله کرده؟ سگ بود
یه سگِ بزرگ بود
دیشب مقلدهای بیشتری بودن آلفرد، اونم با اسلحه
چرا استخدامشون نمیکنی و خودت آخر هفته رو مرخصی نمیگیری؟
این دقیقاً اون چیزی نبود که تو ذهنم بود
وقتی گفتم میخوام الهامبخشِ مردم باشم. میدونم
اما اوضاع بهتر شده
به دادستانِ منطقهای جدید نگاه کن
دارم نگاه میکنم، از نزدیک
باید بدونم میشه بهش اعتماد کرد یا نه
به شخصیتش علاقه داری یا به روابطِ اجتماعیش؟
اینکه ریچل وقتش رو با کی میگذرونه به خودش مربوطه
امیدوارم تو روزِ تعطیلم منو تعقیب نکنی
اگه یه روز مرخصی میگرفتی، شاید این کارو میکردم
محدودیتهای خودت رو بشناس، ارباب وین
بتمن هیچ محدودیتی نداره
خب، شما دارید قربان. خب، نمیتونم اجازه بدم که بشناسمشون
و اون روزی که متوجهشون بشی قراره چه اتفاقی بیفته؟
همهمون میدونیم چقدر دوست داری بگی "بهت که گفته بودم."
اون روز، ارباب وین، حتی من هم دلم نمیخواد اینو بگم
احتمالاً
بابت تأخیر عذر میخوام، همگی
کجا بودی؟ نگران بودی که مجبور بشی خودت وارد عمل بشی؟
هاروی، من این پروندهها رو مثل کف دستم میشناسم. خب، پس
حق به حقه
شیر بیاد من برمیدارم، خط بیاد مال تو
آره؟ میخوای سکه بندازی تا معلوم شه کی پرونده رو دست بگیره؟
سکه شانسِ پدرمه. تا جایی که یادمه، اولین قرارم با تو رو همین سکه ردیف کرد
من یه همچین چیزی رو به شانس واگذار نمیکردم
منم نمیکنم. من شانسِ خودم رو میسازم
همگی بلند شید. قاضیِ عالیرتبه "فریل" ریاست دادگاه رو بر عهده دارن
فکر میکردم دادستان فقط با شهردار گلف بازی میکنه
شروعِ بازی ساعت ۱:۳۰ـه. زمانِ کافی دارم تا تو رو برای همیشه بفرستم پشت میلهها، سالی
با وجودِ "کارماین فالکون" در تیمارستان آرکام
حتماً یه نفر برای ادارهی این به اصطلاح "خانواده" جایگزین شده
آیا اون شخص امروز در این دادگاه حضور داره؟
ممکنه اون رو برای ما شناسایی کنید، لطفاً؟ تو بردی، جناب وکیل
من بودم
من یه شهادتنامه کتبی از شما دارم که این مرد
سالواتوره مارونی، رئیس جدید خانواده تبهکار فالکونهست
مارونی؟ اون فقط یه مهرهست. مغزِ متفکرِ تشکیلات منم
نظم را رعایت کنید. اجازه هست با شاهد به عنوان شاهدِ معاند رفتار کنم؟
اجازه صادر شد. معاند؟ الان بهت نشون میدم معاند یعنی چی
فیبر کربن، کالیبر ۲۸، ساخت چین
آقای مارونی، اگه میخوای یه مأمور دولت رو بکشی، پیشنهاد میکنم جنسِ آمریکایی بخری
ببریدش بیرون. اما جناب قاضی، کار من تموم نشده
هیچوقت نمیتونیم اون اسلحه رو به مارونی ربط بدیم، پس نمیتونیم متهمش کنیم
اما همین که دارن سعی میکنن تو رو بکشن، یعنی داریم بهشون نزدیک میشیم
خوشحالم که انقدر راضی هستی، ریچل. در ضمن، من حالم خوبه
بیخیال هاروی. تو دادستانِ گاتهامی
اگه بهت شلیک نشه یعنی داری کارت رو اشتباه انجام میدی
اما، میدونی
اگه میگفتی که ترسیدی، میتونستیم بقیه روز رو مرخصی بگیریم
نمیتونم. رئیس واحد جرایم سازمانیافته رو کشوندم اینجا
اوه، جیم گوردون؟ راستش اون دوست منه. سعی کن باهاش مهربون باشی
شنیدم ضربات مشتِ راستِ معرکهای داری
حیف شد که "سال" قراره قِسر در بره
آره، خب، خوبیه مافیا اینه که مدام بهت فرصتهای دوباره میدن
اسکناسهایی که کمی پرتوزا شدن
تجهیزاتِ باکلاسیه واسه یه پلیسِ شهری. کمکی داشتی؟
ما با سازمانهای مختلفی همکاری میکنیم
بس کن گوردون. میخوام ببینمش
سیاستِ رسمی اینه که هر جا اون پارتیزانِ معروف به بتمن رو دیدیم، بازداشتش کنیم
پس اون نورافکنی که بالای ساختمون پلیسه چیه؟
اگه با نقصِ فنیِ تجهیزات مشکلی داری
پیشنهاد میکنم با بخشِ تعمیرات در میون بذاری، جناب وکیل
من تکتکِ پولشوهای گاتهام رو انداختم پشت میلهها
اما مافیا هنوزم داره پولاش رو خارج میکنه
فکر کنم تو و دوستت متوجهِ آخرین نقشهی اونا تو شهر شدید
داری سعی میکنی به جایی که دردشون میاد ضربه بزنی، یعنی جیبشون
جسورانهست
منم بازی میدید؟
تو این شهر، هر چی آدمای کمتری از چیزی باخبر باشن، اون عملیات امنتره
خوشم نمیاد که واحد مخصوصِ خودت رو داری
و پر از پلیسهاییه که من تو بازرسیِ داخلی در موردشون تحقیق کرده بودم
اگه قرار بود با پلیسهایی که تو تو بازرسی تحقیق کرده بودی کار نکنم
باید تنهایی کار میکردم
من بابت آرمانگرا بودن امتیازِ سیاسی نمیگیرم. با همون چیزی که دارم بهترین کار رو انجام میدم
از من میخوای حکمِ بازرسی و توقیفِ پنج تا بانک رو تأیید کنم
بدون اینکه بهم بگی دنبالِ چی هستیم
میتونم اسمِ بانکها رو بهت بگم
No comments yet. Be the first to leave one.