ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.بیایید نظراتمون رو در مورد برنامه بگیم
.از نویسنده به شروع می کنیم و اینطرفی می ریم
.صبر کنید. من اول شروع می کنم
...من
.از نا می ره خوشم میاد
تو چی؟
.منم همینطور
.منم از نا می ره خوشم میاد
تو چی؟- .بهش که فکر می کنم منم ازش خوشم میاد-
.هی...اینطوری نیست
.منم همینطور. دوستت دارم نا میره
.کلی دوست دارم
!همگی- !نا می ره-
.شوخی نمی کنم
چه وضعشه؟ فقط نا می ره رو دوست دارید؟
هیچ کس منُ دوست نداره؟
باید اسم گروه طرفدار های نا می ره رو چی بذاریم؟
.نا سا مو
!نا سا مو !نا سا مو
اونها چشونه؟ چرا اینُ به شوخی می گیرن؟
.شما شروع کردید
کی؟
همچین چیزی رو جلو همه گفتید...من مسخره ام؟
راجع به چی حرف می زنی؟
شما احمقید؟ ذات آدم ها رو نمی شناسید؟
نمی دونستید اگه همچین چیزی رو جلوی همه بگید چه عکس العملی نشون می دن؟
داری می گی من اون جو رو درست کردم؟
.داداش تو اونُ به مسخره گرفت
.چرا داداش منُ مقصر می دونید، شما اون مسخره بازیُ شروع کردید
کدوم مسخره بازی؟
...صادقانه احساساتمُ اعتراف کردم
.متاسفم
.من اصلا نتونستم صداقتتون رو احساس کنم
!نا می ره
می تونم بشینم؟
.البته
.نگران چیزی که قبلا گفتم نباش
.متاسفم
.حتما خیلی برات سخت بوده
...نه
چرا از من خوشت میاد؟
از کی از من خوشت اومد؟
چرا؟
فکر می کنی به خاطر پولته؟
.اینطور نیست- .از اون موقع بود-
...دستمال
دستمال؟
...از وقتی که کارمُ به عنوان گزارشگر شروع کردم
.اولین کسی بودی که درکم کردی و اشک هامُ پاک کردی
کافیه؟
.باید ناراحت باشی
...اما
...با اینکه گوینده کیم خیلی عجیب احساساتش رو بیان کرد
می دونی که آدم بدی نیست، درسته؟
.می دونم
.همین باعث می شه بیشتر عصبانی بشم
چطور می تونه جلوی همه همچین کاری بکنه؟
.اصلا مراقب نیست
،تو هم باید از گوینده کیم خوشت بیاد
.چون ازش خوشت میاد ازش توقع داری
اگه برات مهم نبود، چه اهمیتی داشت توی دستشویی یا هرجای دیگه ای احساسش رو به زبون بیاره؟
.تمام کاری که باید می کردی این بود که ردش کنی
.واقعا نمی دونم
.فقط می خوام روی کارم تمرکز کنم
.آره
.طبق تجربه ی من، این بهترین کاره
.این فرصتیه که به سختی به دست آوردی .فعلا فقط حواست به کارت باشه
.باشه
اون کار جدیدت فردا شروع می شه، درسته؟
.بله
.می ره
ما از این برنامه می خوایم به چی برسیم؟
.که توی این دنیای سنگدل واسه مردم امید پیدا کنیم
.آره
...امید
.لطفا اونُ پیدا کن
.بهت اعتماد می کنم و منتظرت می مونم
.باشه
.برو یکم پیاز خرد کن
.بله
.برو یه کم بادام زمینی بیار- بادام زمینی؟
.بله
.بفرمایید
.چند تا بشقاب برام بیار- ...بشقاب-
.باید ظرف ها رو هم بشوری- .الان می شورم-
.اونُ بذار زیرش
ببخشید؟
.اینُ بذار زیرش
تو بچه ی سئولی، درسته؟
.نه
.فراموشش کن
.فقط برو همون سیب ها رو قاچ کن
کی اینُ قاچ کرده؟
من بودم. مشکلی داره؟
.خیلی خوب قاچش کردی
خیلی سخته، درسته؟
.نه. فقط مثل کارهای خونه است
.صحبت کردن با یه گویش دیگه سخته یه کم
.اما نمی دونم کی اجازه می دن برن توی اتاق ویسکی
.امنیت سفت و سختی داره
گفتی یه متخصص و یه خانم مسئولشن، درسته؟
.آره
.پس، فقط لازمه یکیشون نباشه
.می دونم
همه ی اعضای تیم خوبن؟
.فقط سه روز گذشته و دلم براشون تنگ شده
.آره. گوینده کیم کاملا خوبه
من در مورد همه ی اعضای تیم پرسیدم، چرا اینطوری می کنی؟
.اینطوری گیر میوفتم. می رم داخل
...باید خیلی باشه
...شاید بتونیم این کارُ بکنیم
.هی
.انگار واقعا تو سری خوردم- .واقعا تو سری خوردی-
.هی
نا می ره توی کدوم بار کار می کنه؟
...دلم
.هی
تو می دونی مگه نه؟ کجاست؟
.نمی دونم. سرپرست گفت این فوق محرمانه است
.و این یه کار مخفیانه است- .اما ما اعضای یه تیمیم-
...دلم
.باید بریم سر فیلمبرداری. بیا بریم
.سخت کار کنید
.گرِیس
چی داری می گی؟
.گرِیسه
.بار و تفریحگاه گرِیس
.وقتی می بینمت یاد شوهر خودم میوفتم
با اینکه خیلی تلاش می کنی اما توی .ابراز احساسات خیلی عجیب غریبی
.همه در موردت دچار سوءتفاهم می شن
.من با شوهرم ازدواج کردم چون دلم براش سوخت
.و ببین حالا دارم چطوری زندگی می کنم
.اسمش اونجا هی جونگه
.کیم هی جونگ
.بله، اپراتور
.شماره ی گرِیس توی کانگنام رو می خوام
...بله، 254
.مامان، اینقدر سرم نق نزن، خودم درستش می کنم
...واقعا
...مامان، بعدا بهت زنگ می زنم. خداحافظ
...ببخشید
شما گوینده کیم شین نیستید؟
.بله. هستم
.من طرفدارتونم
.مامان من توی اون مترو بود
...خیلی ترسیده بودم، اما اون در امان بود
.اون گفت دیده شما دنبال مجرم دویدید
.بله...خوشحالم که حالشون خوبه
.هروقت شما رو توی تلویزیون می بینه می گه شما ناجیش هستید
.خیلی خوب شد که اینجا دیدمتون
.خواهش می کنم بفرمایید داخل. مهمون من باشید
.نه، ممنونم
.راستش، دختر عموی کوچیکم اینجا کار می کنه، واسه همین اومدم
واقعا؟ کی؟
.هی جونگ
.کیم هی جونگ
...اوه، اون جدیده
باید صداش کنم بیاد بیرون؟
.نه. فقط خواهش می کنم به خاطر من مراقب هی جونگ باش
.اگه هر اتفاقی افتاد خواهش می کنم با این شماره تماس بگیر
.به خوبی ازش مراقبت می کنم
...چون پسر عموشید، بهتون می گم
.اما یه نفر یه کم پیش اومد آشپزخونه که هی جونگ رو ببینه
...صورت رنگ پریده ای داشت و ...شبیه پرنس ها بود
.باید شخصا می رفتی می دیدیش
کی می خوای هویتت رو فاش کنی؟
کی اون انتقال بزرگتُ انجام می دی؟
.دارم بهش فکر می کنم. اما اول باید با مسئولین صحبت کنم
پس، من کی قراره اخراج شم؟
منظورت چیه؟
پیدا کردن یه مجری جدید برای جعبه ی ...پاندورا و همینطور یه شغل جدید واسه خودم
.جفتش به زمان نیاز داره
نباید بهم بگی چقدر وقت دارم؟
.باید منُ مرد سنگدلی تصور کرده باشید
.نه. من فکر می کنم شما آدم واقعا ترسناکی هستید
.من فقط یه همکارم
.یه ذهن اقتصادی صاف دارم
...کار و زندگی شخصیم .برای من موضوعات جداگونه ای هستن
فقط جواب سوال منُ بدید. کی می خواید اخراجم کنید؟
.برای من، شما بهترین محصول وای بی اس هستید
.هنوز کلی فایده داری. نمی تونم همینطوری بندازمت دور
...خواهر
.شنیدم دختر عموی کوچیک گوینده کیم شینی
کی؟ منظورم اینه...کی( با گویش محلی)؟
.لازم نیست از منم پنهانش کنی
.یه کم پیش گوینده کیم رو دیدم
کجا؟
اینجا؟ کِی؟
.یه کم پیش
.گوینده کیم شین ازم خواست خیلی خوب مراقبت باشم
.خیلی حسودیم می شه
.همچین پسر عموی فوق العاده ای داری
چی؟ گوینده کیم شین پسر عموته؟
...بله
...چه زندگی سختی داری
پسر عموت اینقدر وضع خوبی داره، اما تو چرا اینجا کار می کنی؟
می خوام خودم رو پای خودم وایسم و .موفق شم، بدون اینکه به کسی تکیه کنم
رازمُ نگه می دارید، درسته؟
.صبر کنید
.این دختر...باشه
No comments yet. Be the first to leave one.