ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
... آنچه در "خاندان بورجيا" گذشت
.تو خوشي زندگي من هستي
مي دوني که من مي دونم .که ... که اين حقيقت داره
تا کي مي تونيم اينطوري ادامه بديم؟
... شايعه شده که
!اين ازدواج سه جانبه بوده، نه دو جانبه
.منو تحريک نکن، عاليجناب
اون مي تونه باعث يه رسوايي عمومي ... بشه، اگه اون
.رابطهي نامشروع ما رو برملا کنه
.ما خانواده هستيم .ما عاشق همديگه ايم
اين کجاش رسواييه؟
.من اين پاپ رو پريشون کردم
بيشتر از چيزي که تا حالا داشتين؟
.من ارتش، توپ و قلعه دارم
.الان زمان ماست
.کاترينا اسفرزا" با "ناپل" نقشه چيدن"
.قلعهاش رو تقويت کرده
.تقاضاي توپ کرده
.بزودي غيرقابل تسخير ميشه
.تو به سِمَت محافظت از خواهرم منصوب ميشي
من تو هر ساعت از روز بايد بدونم
.اون و شوهرش کجا هستن
.من تو "ناپل" زنداني بودم
.و حالا توي "رم" زندانيم
... چزاره بورجيا" مثل روحي در شب"
.مياد و ميره
ميدوني که اون پادشاه فرانسه رو ... تو مشتش داره
،و ارتش فرانسه تحت امرش هستن
.و هيچ کس نميدونه اون قصد چه کاري رو داره
تو ازش متنفري، نه؟
.جونم رو بيشتر دوست دارم تا تنفر از اون
بذار اين درسي باشه واسه کسايي که .به من خيانت ميکنن
تا وقتي که "کاترينا اسفورزا" داره ،متحدينش رو دور خودش جمع ميکنه
.پايان بازي جنگ خواهد بود
!فرماندهي ارتش رو بده به من
.ما اهدافمون يکيـه، پدر
ولي اهداف تو چيه؟ !تو اونا رو به ما نميگي
.اگه الان ضعف نشون بديم، ما رو نابود ميکنن
.من تو رو صاحب يه امپراطوري ميکنم
.بهم اعتماد کن
.رم" ديگه فقط مالِ"پاپ بورجيا" نيست"
.رم"، مالِ "چزاره بورجيا" هم هست"
خاندان بورجيا شاهزاده قسمت آخر
ترجمه و زيرنويس : م.اهورا
من وقتي توي "رم" هستم خدمتکاري .ندارم، عاليجناب
.فلورانس" ديگه توانايي هزينه هاشون رو نداره"
."آه، دموکراسي، آقاي "ماکياولي
.اونا ميگن که استحقاقش رو داره
... نظرتون چيه که اين
يه جرم تمام عياره، عاليجناب؟
جرمي بدون قرباني؟
.جرمي بدون مظنون
... و من اغلب فکر ميکنم
کسي که برادرتون رو کشت ... مظنون نموند
.ولي از همه يه مظنون ساخت
.به اين ميگن جرم تمام عيار
،و اون ممکنه، روزي
.يه شاهزادهي تمام عيار بشه
چطور کسي ميتونه بدون داشتن سرزمين پادشاهي شاهزاده بشه؟
.يه نفر نميتونه
،دليلش ... من فکر ميکنم
همين باشه که شما اومدين تا با من .در مورد "فورلي" حرف بزني
،اگه "رم" به "فورلي" حمله کنه فلورانس" چيکار ميکنه؟"
.خودتون خوب ميدونين "فلورانس" چيکار ميکنه
.کاري که هميشه ميکنيم .هيچي
ما براي رسيدن به اونجا بايد از .مرز "فلورانس" رد بشيم
.خب، شبانه رد بشين
.ولي ارتش سر و صدا داره
.مطمئن ميشم اونا در سکوت رد بشن
.نه آشوبي، نه غارتي
.من شنيدم دو تا ارتش هست .سر و صداي دو برابر
ميتوني يه رازي رو نگه داري؟
... ارتش فرانسه از قبل اونجا هست
."در جنگلهاي "روماگنا
."ميشه آنسوي مرزهاي "فلورانس
... من ارتش پاپ رو جلوتر از خودم
.شبانه ميفرستم
چي، بدون گسيل باشکوه؟ بدون هلهله جمعيت؟
.نه، از اين خبرا نيست
و بهتره که شما از پيشرفتهاي من .اطلاعي نداشته باشين
من قبل از اينکه فلورانس بيدار بشه ... اونا رو به
.پشت مرز فلورانس ميرسونم
خب، من نميتونم براي سفير فلورانس ... توجيهي بيارم
.مجبور نيستين
... من تضمينش رو دارم
.ما ميتونيم از سرزمينشون بي دردسر رد بشيم
،خب، همونطور که "سقراط" ميگه
دانش حقيقي اينه که بدوني" "هيچي نميدوني
.من تو رو صاحب يه امپراطوري ميکنم، پدر
ولي بعد از مرگ ما کي بر اون فرمانروايي ميکنه، هان؟
.همهي اين عداوت، اين نزاع
.خريد و فروش راي در انجمن محرمانهي کليسا
،خانوادهها و احزاب .شمشير در برابر شمشير
... اين آسونتر نيست که
کليد "پيتر مقدس" از پدر به پسر برسه؟
حق سلطنت فرزند ارشد
... اين ساده ترين و کارآمدترين راه
.براي انتقال قدرته که بشر شناخته
... مثل .مثل سلطنت مطلقه
آهان
،پادشاهي راستين خدا .اينجا روي زمين
رسيدن از پدر به پسر؟
آيا با انتخابات پاپ به درستي به خدا خدمت ميشه؟
آيا انجمن کاردينالها اينو توي چهار انجيل رويت کردن؟
نه
.اين مالِ گذشتهست
.حق سلطنت فرزند ارشد، آيندهست
.ساده، مقرر شده
... دنيا تحملش رو نداره
... هنوز نه. ولي
ببين، ما قدرت داريم تا سلطنت مطلقه رو ايجاد کنيم يا نکنيم
.ولي ما سرزميني براي خودمون نداريم
نه، ولي اگه تو برامون يه ... سرزمين پادشاهي بسازي
.ما کتاب آيندهي خودمون رو خواهيم نوشت
آيندهي کليسا و جهاني که در آن زيست ميکنيم
... از آن ِ ما خواهد بود
.از آن ِ تو، و فرزندان تو
چيزي نداري بگي؟
... من
.در سکوت، حيرت زده شدم
وقتي آرزو داشتم کاردينال بشي فکر ميکردي دليلم چي بود، هان؟
.براي اينکه يه روز پاپ بشي
."برامون يه سرزمين پادشاهي بساز، "چزاره
.و همزمان شاه و پاپ باش
،ديدي چه بلايي سر "کولونا" اومد
.پس قوانين رو ميدوني
.از قبل ميدونستيم، عاليجناب
.خوبه
هرگز تصور نکنيد که من با بدترين غريزهـَم .عمل نميکنم
يا تصور نکنيد بهترين منفعتتون رو در .وفاداري به من بدست نميارين
.ما اينجا يه ارتش داريم
.باروت تا بيشترين حد ذخيره شده
.اين کليات بود
.اونا تصور ميکنن که حاکم هستن .ولي نيستن
.شما حاکم هستين
... ارتشها در سرزميني که
.داخل ميشن، مثل ملخها عمل ميکنن ...
شما اين ارتشها رو از انجام .چنين عملي منع ميکنيد
.شما فقط و فقط به يک دژ حمله ميکنيد
."دژ ِ "فورلي
،و حالا دوستان من .ارتشـِتون رو ببينيد
اين شمشير چه ميگه؟
!يا سزار يا هيچ
.خب، الان ما با اون هستيم
.من که بر ضدِش نخواهم شد
اين شمشير چه ميگه؟
!يا سزار يا هيچ
.يا "چزاره" يا هيچ
.ما باعث شرمساريش هستيم، برادر
من؟
.خيلي بيشتر از اونچه که بتونم بشمارم
بانوي من
عاليجناب
.اون ميدونه
.يه جوري فهميده
لمس کردن تو چيه که تنها چيزيه که ميتونه منو آروم کنه؟
با دور کردن من از خودت .عمري رو تلف کردي
.ديگه از اين کارت خسته شدم
.از شوهرم خسته شدم
.از زندگي خسته شدم
.تنها چيزي که هرگز ازش خسته نميشم، توئي
ميتوني بهم بگي چرا؟ ... چرا
چرا ما با اين احساس نفرين شديم
... اين احساساتي که
... طبيعي
و خوب هستن؟ ...
... چرا وقتي ما با همديگه هستيم
به نظر مياد خدا با ما تو اتاق نشسته؟
... و وقتي که تو ازم دوري
... تصميم ميگيرم فراموشت کنم
... و بعد يه تماس دستات
.و خدا برميگرده .هيجان برميگرده
خدا يا شيطان؟
.هر چيزي که هست، بر من تسلط داره
.من بزودي ميرم
.آره، ميدونم
.تو حداقل ارتشـِت رو داري
.قلعههايي داري که فرو بريزي
يه کوچولو به من فکر ميکني؟
و قول ميدي که از خودت مواظبت بکني؟
چي بهت تسلي ميده، خواهر؟
،تنها چيزي که ميتونه، فکر کنم .يه بچهي ديگه باشه
بنظر مياد شوهرم تنها تواناييش .تو مست کردن باشه
.همينطور که الانم هست
.آه، برادر
"آلفونسو"
يا بهتر صدات کنم "رهبر"؟
.اونم ميشه
سايههاي منو ديدي؟
،اونا منو موقع مشروب خوردن ميپان !منو موقع گاييدن ميپان
.يه برادر داشتم که همچين بويي ميداد
بوي چي؟ - .شراب. شراب ِ زياد -
.اوه ... اوه ... ولي اون مُرده
.آره، همچنين - از چي؟ -
! افراط .تموم کن، عشق من
ميشنوي؟ .صداي مارشِ ارتشِ اونـه
ميتونم بهشون ملحق بشم؟ - !"آلفونسو" -
اوه، نه، فکر کنم همهـَمون موافقيم که .من اينجا بيمصرفم
.ولي من ميتونم شمشير بکشم
.بذارش کنار، عشق من
No comments yet. Be the first to leave one.