ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هی سَم
اوضاع چطوره؟
خوب. تو چی؟
عالی
هی، اینکارت الان چی بود؟
کشش جنسی دوست من. کشش جنسی
لاس زدن زیرکانه و استفاده از ایهام
هیچکدوم از این چیزایی که گفتی اتفاق نیفتاد
داری چه برنامهای نگاه میکنی؟
هی داداش، باید بیخیال این عشق و علاقهی شدید بشی
سَم مدیر خیلی خوبیه، بهش نیاز داریم
هی بن، یادت نره پول اون یارو که برامون آبجو میاره رو بدی
به چشم
وای خدا. میشد با چاقو پارهش کرد
ترجمه از مــهرداد .:: Mehrdadss ::.
سلام بن
میخواستم ببینم دوست داری بیای با هم بریم یه قهوهای چیزی بخوریم؟
چون من خیلی داغون و ضایعم
هی بن، یادته بعد از اینکه
کمکم کردی این آقا کوچولو ...از اونجا بیاد بیرون چطور
سعی نکن بامزه باشی
اون یه پسره بانمکه، فقط سلام کن
زویی؟
تاکر. سلام
قرار نبود اینو بشنوی
...احتمالاً این سوال برات پیش اومده که چرا
چرا دم خونهمون ایستادی و داری با خودت حرف میزنی؟
دارم احساس میکنم که شاید
گلوت پیش یکی گیر کرده باشه
وای خدا. خیلی خجالت میکشم
میشه لطفاً فراموش کنیم اصلاً همچین اتفاقی افتاده؟
...آره میتونیم ولی
اگه این احساس دو طرفه بوده باشه چی؟
وای خدا، واقعاً؟
!خیلی عالیه
ولی الان باید چیکار کنم؟
چون نمیخوام بعد از تمام اتفاقاتی که منو بن پشت سر گذاشتیم
اوضاع عجیب غریب و ضایع بشه
چطوره اجازه بدی من اول باهاش حرف بزنم؟
باشه
آره. فقط سعی کن... عادی برخورد کنی
لطفاً خیلی بزرگش نکن
بهم اعتماد کن، اگه یه کار باشه
...که انجام دادنش خوارکم باشه
عادی بودنه، دختر
!بن، عمراً باورت بشه الان چه اتفاقی افتاد
زویی داشت بهم آمار میداد
زوییِ من؟
نه، زوییای که قبلاً زوییِ تو بود
رفیق، الان تو نخ منه. البته اگه تو با این موضوع مشکلی نداشته باشی
...آره. منظورم اینه فکر نمیکنم
ممنون رفیق. تو بهترینی
باید برم یکم به خودم برسم
خب، یه دختر دیگه هم پیدا شد که قرار نیست بهش برسم
تو که هیچوقت تنهام نمیذاری، مگهنه؟
اِما؟
...کجا
،هی، جدی میگم. داشتم باهات حرف میزدم داری کجا میری؟
بیا ببینم. رفتی اونجا
صبح بخیر عزیزم. چه خبر؟
خواهر احمق یکی از مؤسین احمق شرکت حقوقیمون
داره یه طلاق احمقانه میگیره و دارن منو مجبور میکنن تا این پروندهی احمقانه رو قبول کنم
احمقانه بنظر میرسه
همینطوره. همینطوره
و چون طرف خواهر رئیسمه
کوچکترین کاری که انجام بده بهش گزارش داده میشه
...و اینو داشته باش، جُن
...اسم مسخرهش جُنــه
میخواد دوستم باشه
مثلاً با هم وقت بگذرونیم، مشروب بخوریم
واقعاً نمیتونم چیزی رو بدتر از
گذروندن وقت آزادم با یه مطلقهی مستِ میان سال در نظر بگیرم
سلام بچهها
صبحتون بهتر و درخشانتر شد
دقیقاً میدونم که میخواین چی بپرسین؟
چرا اومدی اینجا؟
چرا در نزدی؟ - چرا کیفم دست توئه؟ -
همهشون درستن
،ولی سوال اصلی اینه که
کِی قراره بانی ویلر" "قراره گذاشتن رو دوباره شروع کنه؟
جوابش، الان
،احتمالش هست که این سوال رو از برد، شوهرت
پرسیده باشی؟
با اون که نمیتونم قرار بذارم
درحالیکه باید از این سینهها بالا بره
اون سر دنیا داره از کوهها بالا میره و ماجراجویی میکنه
بزن قدش. بزن قدش
دلم نمینمیخوام
خیلیخب ولی آروم باشین. باشه؟
میدونین، قرار نیست که با کسی بخوابم
فقط احساس میکنم به همراهی و همنشینی با یه مرد احتیاج دارم
و اینجاست که تو باید پا پیش بذاری
باید پایهم باشی
...مامان
...اونم، مثل تو، صاحل داره
من، پسرت
که الان همینجا نشسته
قرار نیست با کسی دوست بشه
ولی وقتی که 2 زن با هم باشن راحتتر میشه بهشون نزدیک شد
من خوشتیپها رو انتخاب میکنم
و رایلی میتونه یکی از اون مکالمههای کسلکنندهش رو انجام بده تا حواس
اون دوستش که تیپش یکم ضعیفتر و بدتره رو پرت کنه
با کارت یا علاقهت به لباسهای راهراه یا یه همچین چیزی شروع کن
...من
پس نظرت با بیرون رفتن و مشروب خوردن چیه؟
من میگم این میتونه شروع یه دوستی خیلی خوب باشه
با من نه، با یه نفر دیگه
حدمت شما، اینکاره
قرار تا حالا چطور پیش میره؟
عالی. فوقالعاده. بینقص
رفیق، بدجوری تو نخمه
منظورم اینه، هنوز هیچی نشده داره سعی میکنه حسادتم گُل کنه
یهبَند دربارهی تو حرف میزنه
دختر کاربلدیه
ازت خوشم میاد پرین
من یاد اون موقعها که هم سنت بودم میاندازی
البته کفشهای ارزونتر و اعتماد به نفس کمتری داری
فقط باورم نمیشه که داری منو میپیچونی و میاندازیم با یه غریبه
انگار که من یه دختر بچهی زشت و کریهام که هیچکس دوست نداره باهاش دوست بشه
نه، نه، اون یه غریبه نیست
بانی یه دوست صمیمی و عزیزه
و فکر میکنم شما دو تا نقاط مشترک زیادی دارین
بعلاوه، اینجوری باعث میشه وقت بیشتری برای کار کردن روی طلاقتون داشته باشم
و کارم خیلی برام مهمه
خواستین اینو به برادرتون بگین راحت باشین
صحبت از تلاش نافرجام ،پدرومادرم برای نجات ازدواجشون شد
خودشه
سلام مایکل
نه، نه. این دخترهی لاغرمُردنیای که بهم معرفی کردی کارشو خوب انجام میده
راستش، این دخترهی لاغرمُردنی انگار دلال رابطهست
و قراره منو با یه زنِ مو بلوندِ قد بلندِ مست آشنا کنه
و مامانی بدجوری تشنهست
رفیق، چرا نمیتونم مثل بچهی آدم از سَم بخوام باهام بیاد بیرون؟
نگو به این خاطر که رئیسشم
پس با دهنم نمیگم. با چشمام میگم
آخر نامردیه
از وقتی که 14 سالم بوده میخواستم با سَم برم بیرون
ایکاش میدونستم چه حسی داره
...هی فهمیدم. تو میتونی بفهمی
عمراً - تو رو خدا -
فراموشش کن - ...مجبورم نکن -
اینکارو نمیکنی
من بخاطر تو بیخیال رایلی شدم
وای
باشه
فقط ببین تو نخم هست یا نه
ولی اینکارو زیرکانه انجام بده
البته نه اینجوری، چون اصلاً زیرکانه نیست
هی
چه خبرا؟
دارم گزارشهای انبار رو بررسی میکنم
باید یه دفعه با برادرت تنها باشم و بررسیشون کنیم
آره، برادرم
فوقالعادهست
...عاشقشم. صحبت از مشروب خوردن شد
دربارهی مشروب خوردن حرف نمیزدیم
خب، الان میزنیم
به اینکار میگن هدایت کردن مکالمه
تا حالا به بیرون رفتن با یه نفر که باهاش کار میکنی فکر کردی؟
یه جورایی غیر حرفهایه، ولی... بستگی به شخصش داره
ببین، هردومون میدونیم اوضاع از چه قراره
کشش جنسی، لاس زدن زیرکانه، استفاده از ایهام
متوجهم
یه نوشیدنی
صحبت دربارهی گذشتهها و اینکه ببینی دلت میخواد اینکارو بکنی یا نه. سگ مُفت، گنجیشک هم مُفت
رایلی چی؟
اون که مال عهد بوقه
خب نظرت چیه؟
میگم حتماً. چرا که نه؟ به سلامتیِ گذشتهها
تقویممو نگاه میکنم
و بن رو از این ماجراها مطلع کنی؟
بن رو از همه چیز مطلع میکنم
کاملاً بیخیال شکایتشون شدن
امان از دست این کاناداییها
امروز داره بهتر و بهتر میشه
با یه چوب کبریت شروع کردم و آخرش به یه آتیش بزرگ رسیدم هم به معنای چوب کبریت matchstick بازی با کلمهی] [و هم به معنای آدم لاغر
خیلی بانمکی
وای خدا، تو هم خیلی قویای
یه مشروب دیگه میخوای؟
اینجا مال پسرمه پس همهچیز به حساب خونهست
که برای جبران مدتیه که توی خونهی من زندگی کردن
بچه داری؟
دارم حس میکنم داستان جالبی پشت این جرفاست
خب ازدواج کرده بودم
ولی خودت که میدونی وقتی یکی از دو طرف همجنسباز باشه چه اتفاقی میافته
البته که میدونم
واسه چی میخندی؟
بازم توی دفتر نشتیِ گاز داریم؟
موفق شدم. قراره مشروب خوردنت با سَم رو چیدم
بقیهش با خودته، داداش
چی؟ بهت گفتم ببین نظرش چیه نه اینکه ازش بخوای بیاد بیرون
بهت گفتم زیرکانه رفتار کن دنی
هی دنی، تقویممو چک کردم و کاملاً آزادم
هر شبی که بخوای بریم بیرون مشکلی ندارم، حله
شاید یکم بیش از حد زیرکانه رفتار کردم
باورم نمیشه سم فکر میکنه ازش خواستی با خودت بیاد بیرون
حالا باید کاری که تو کردی رو به حالت قبل برگردونم و کاری که انجام ندادی رو دوباره انجام بدم
و کاری که خودم باید از اول انجام میدادم رو انجام بدم. فهمیدی؟
خودت فهمیدی؟
هی سَم، یه لحظه
No comments yet. Be the first to leave one.