ആദ്യത്തെ 150 വരികൾ.
یه ایده درباره اینکه این چه زهریه دارم
از یه گیاه سمی درست شده
و آروم به بدنتون نفوذ میکنه
اولش ، شبا کابوس میبینین
بعد یه چیزایی میبینین و میشنوین
وقتی سم به همه ی بدنتون نفوذ کرد
اعضای بدنتون کم کم از کار میفته
پس داری میگی که میتونی سمو از بین ببری یا نه؟
فقط یه چیزایی راجع به پادزهر شنیدم
دارین میگین پادزهر داره؟
کسایی که سمو درست میکنن پادزهرم دارن
تا برای مواقعی که خودشون مسموم میشن خودشونو نجات بدن
نمیتونی نصف شب اینجوری بیای دیدنم
اگه کسی ببینمون شروع میکنن به حرف درآوردن میدونی که
چرا انقدر افراد زیادی در خونه ی بازرگانان هستن؟
و همه شون تا شب موندن؟
دقیقا . برای همینه که نباید شبا بیای اینجا
خیلی بهتر بود اگه میتونستیم در طول روز یه جایی همدیگه رو ببینیم
وقتی هوا روشن تره بهتر میتونم ببینمت
میخوان از کی محافظت کنن؟
حس میکنم کسیه که خیلی نجیب زادست
نجیب زاده؟ فکر میکنم کاملا مریضه
حتی یه دکترم بالای سرش بردن
و یه دکتر از بیمارستان سلطنتیه
پزشک سلطنتی
فهمیدم که طرف نجیب زادست
اون تو یه انبار تو وونسونگجون حبس شده بوده
بانوان دربار میگفتن که
بعد اینکه ملکه ی مرحوم ازش بازجویی کرد
بهشون گفت که تا زمانی که دستور دیگه ای بده زندانیش کنن
پاشو
بهم بگو
چی ... چی بهتون بگم؟
چی پرسید و چی جواب دادی؟
و هرچیز دیگه ای که بهش نگفتی
اعلیحضرت، من
چرا کسیو برام آوردی که هیچ حرفی برای گفتن نداره؟
این مردو ببریدو من
من فقط
همون کاریو کردم که بهم گفته شده بود
نمیدونستم چه تاثیری روی بقیه داره
ادامه بده
نمیدونستم دارویی که ملکه مو بهم داد
مال وزیر دارایی بود
بهم گفت تا دارو رو تو اتاق ملکه بذارم
و مطمئن بشم که شما میبینین اونجاست
فقط کاری که بهم گفته شده بودو انجام دادم
کی بهت گفت؟
دستیار منشی سلطنتی سونگ بانگ یونگ
دیگه کی؟
ببخشید؟ تنها نبوده . دیگه کی باهاش بوده؟
و سونگ این
دیگه کی؟ ژنرال یون گیون سونگ
و کیم این گیونگ ، کیم گیل
اینا کسایین که من میدونم
چرا اینکارو کردی؟ اینکارو برای
شاهزاده ی دورگه
و برای پادشاه بعدی گوریو کردم
من اینکارو فقط برای این کشور انجام دادم
لطفا درک کنین
همه جارو بگردین
اقامتگاهی که بهش اشاره کردین خالی رها شده . اما
ژنرال
ازین سمت
ما شاهزاده گانگ یانگو در یک خونه ی دیگه دیدیم
در شرایط خیلی بدی بود
بذارین برم
پسر دومت ، وانگ جون کجاست؟
چند روزه که گم شده
وانگ رین چی؟ اونم همینطور.
اینجا فرستاده شدیم تا پسراتو ببریم
اما اگه اینجا نیستن ، تو رو باید به جاشون ببریم؟
چکار باید بکنم؟
بیا
چکار دارین میکنین؟ بذارین برم
بریم
اعلیحضرت
کیم این گیونگو پیدا کردم
خواب بود
فهمیدیم چیو پنهان کرده بودن
بانو سان
چجوری اینجایی؟
حالت خوبه؟
حرفای زیادی برای گفتن داشتم
اما نمیتونم هیچیو به خاطر بیارم
پدرم
ملکه نکشتش
عود ، داروش که دزدیده شده بود
مرگش
شنیدم
افرادی که اطراف شاهن همشو انجام داده بودن
بله
تو هم
باهاشونی مگه نه؟
بله چرا؟
داستانش طولانیه . بعدا برات
توضیح میدم
بیا بریم پیش ولیعهد . میتونیم همه چیو توضیح بدیم
قبلا هم اینطوری بودی
لازم نیست توضیح بدی تا بفهمه
خودش میفهمه
امیدوارم نفهمه
امیدوارم نفهمه
سان
سان
پیکر ملکه مو هنوزم تو قصره
نمیتونم برم تو
میتونی برای من پیکرشو بررسی کنی؟
دنبال پادزهر بگرد
پادزهر؟
وانگ رین
وانگ رین
وانگ رین
خودتو نشون بده
کجایی؟
ببخشید
مسابقه کی شروع شد؟ همین الان
بفرمایین اون چیه؟
اینارو بپوش
با لباسای خودت حتی نمیتونی از دروازه رد بشی
نمیدونی چیو؟
نمیدونی چطوری تنهایی لباساتو عوض کنی؟
این وظیفه ی من نیست
همینجوری میمونی درد میگیره
بعدش دستتو دربیار
چطور جرئت میکنی؟
اولین باره که دارم لباس کسیو درمیارم
انجامش میدم نمیتونی تنهایی انجامش بدی
خودم انجامش میدم چجوری میتونی تنهایی لباس بپوشی؟
خودم از پسش بر میام
ممکنه بخوای ازم اطاعت کنی
اما اسممو صدا کن و راحت حرف بزن
اسم من وونه
تا پل باهات مسابقه میدم اگه ببرم چی؟
من شمشیر سویونگ رو بهت میدم واقعا؟
برای همینه که هیچوقت نمیبری
هر مسابقه ای به یه نقطه ی شروع احتیاج داره
از الان تو دوست منی
تو هم اینطوری باهام رفتار کن . این یه دستوره
سعی نکن یه دوست واقعی باشی
ولیعهد پادشاه میشه
نمیتونه دوستی داشته باشه
نباید
از اول هیچ امیدی میداشتی
این چیزیه که پدرم گفت
اما مطمئن نبودم
چجوری دوستای واقعی با بقیه ی دوستا فرق دارن؟
کجا باید مرزی قائل بشم؟
حالا که بهش فکر میکنم
هیچوقت به کشور بزرگی به اسم گوریو
No comments yet. Be the first to leave one.