A Poet

A Poet (Un poeta)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

A Poet 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-SCOPE
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Un poeta 2025 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-03-24
ഡൗൺലോഡുകൾ: 157
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

این نسخه جدیدته؟ نمی‌دونم

قوی‌تره؟ همه‌شون لنگه همن

بهت چی گفتن؟ هیچی. سالمم

پس چرا عوضش کردن؟

چرا حقیقت رو بهم نمی‌گی؟

مگه همین الان بهت نگفتم؟

طوریته؟

نه

ده تا؟

مامان، تو همه‌چی رو تو پول می‌بینی. بیست تا بهم بده

نه

ماشینم رو برندار

بشورش و بذارش سر جاش

ببین

این نامه از دویچه بانکه، بانک شماره یکِ آلمان

مدیرش، پاول اشراینر، امضاش کرده

توش نوشته که همین هفته رئیس‌جمهور آمریکا

حکمی رو امضا می‌کنه که باعث آزاد شدن بودجه می‌شه

پولم رو پس بده. بهم اعتماد کن، داره جور می‌شه

یه ساله داری همین رو می‌گی

این یه سرمایه‌گذاری بلندمدته

چی ازت می‌خوام؟

گواهی حساب بانکی و کپی شناسنامه‌ت

تا بتونن پول رو برات حواله کنن

من حساب بانکی ندارم. چطوری می‌خوای پول رو بگیری؟

خاویر، فقط سرمایه‌م رو بهم پس بده

جناب شاعر، مگه خلی؟

این یه فرصتِ عالیِ بیزینسیه

وقتی یه معامله جلوته، باید بوش به دماغت بخوره

پولی که گذاشتی هیچی نیست

در مقایسه با چیزی که قراره گیرت بیاد

نگاه کن

منبعم می‌گه اوراق قرضه دارن نقد می‌شن

همه‌چیز هم تاییدیه دولت زیمبابوه رو داره

تو روی اوراق ارزی به ارزش ده میلیون دلار سرمایه‌گذاری کردی

میلیاردرت می‌کنم پدرسوخته

دارم بهت می‌گما

می‌تونی کل وقتت رو بذاری واسه شعر گفتن

توی یه مزرعه قشنگ که کنارش رودخونه داره

مامان، این یه فرصتِ معامله‌ست. فقط بذار از حسابت استفاده کنم

دیگه یه پِزو هم بهت نمی‌دم. — کی پول خواست؟

دارن برام پول می‌ریزن

گفتم نه

چرا این کار رو با من می‌کنی مامان؟ چرا؟

مامان؟

مامان؟

مامان؟

مامان

چت شد؟

باید بشینم

چیه؟ چی شده؟

یه چیزیت هست، نه؟

می‌گذره، خوب می‌شم

راستش رو بهم بگو

داری کلافه‌م می‌کنی

من؟

پیر شدم. دردم همینه

تا ابد که پیشت نیستم

می‌خوای بمیری؟

منم کمکت می‌کنم

اگه بخوای، منم باهات میام

چی؟

با من بیای؟

چیزی خوردی؟

۱۹۶۸ اسکار رستrepo، شاعری متولد سانتواریو در سال

تاریخ‌دان از دانشگاه آنتیوکیا

از شیفتگان و پژوهشگران بزرگ «خوزه آسونسیون سیلوا»

که برخی از اشعارش رو به اون تقدیم کرده

در سال ۱۹۹۲، کتابش «فرسودگی‌ها»

برنده جایزه اولِ پنجمین مسابقه ملی شعر شد

که توسط مرکز فرهنگی «پپه سیکستو آگویناگا» برگزار شده بود

خیلی ممنونم

سلام، شب همگی بخیر

قبل از هر چیز

خیلی ممنونم آلونزو

که دعوتم کردی تا شعرهام رو به اشتراک بذارم

توی این محراب زیبای کلمات

جایی که هر شاعر، یه خدای کوچیکه

و تک‌تک شما هم وقتی شعر رو تفسیر می‌کنید

خودتون یه خدای کوچیکِ دیگه‌اید

اسکار رستrepo خودش رو یه آدمِ ابدی

یه رویابافِ همیشگی توصیف می‌کنه

جستجوگرِ رویاهای محال در کالبد کلمات

از دوازده سالگی شروع کردم به خوندن

و بعدش هم شروع کردم به نوشتنِ بیت‌ها

پونزده سالم که بود، احساس می‌کردم، یعنی فکر می‌کردم یه شاعرم

تو قلبم هیچ ادعای دیگه‌ای نداشتم

جز اینکه یه شاعر پوچ و بدبخت باشم

می‌گم بدبخت، چون رنج همیشه

ماده اولیه اشعار من بوده

کسایی که کتاب‌هام رو خوندن می‌تونن به این گواهی بدن

من با این حرف «وایلد» هم‌ذات‌پنداری می‌کنم که می‌گه:

«هر جا رنجی هست، آنجا خاکی مقدس است.»

هرچند باید اعتراف کنم ما شاعرا آدم‌های غلوگرایی هستیم

و از همین غلو هم استفاده می‌کنیم

این بزرگ‌نماییِ همیشگیِ رنج‌هامون رو

به لایه‌های سوم و چهارم می‌بریم

یه بار یکی از خواننده‌هام بهم گفت:

«جناب شاعر

چطوری ممکنه

شعری به این زیبایی، اما این‌قدر غمگین بگی؟»

و من هم جمله‌ای از کتاب ارنستو ساباتو رو براش نقل کردم

اسکار

داری چه شعری می‌خونی؟

هنوز هیچ شاعری به مهارتِ خوزه آسونسیون سیلوا نرسیده

تو این خراب‌شده

تاکیدهاش، ریتمش، موسیقیِ کلامش

تا صد سال دیگه هم کسی مثلش نمیاد. هیچ‌کس

نگو که از این یارو هم بهتر بود

کی؟

همون که برنده جایزه شد و سبیل داشت

گارسیا مارکز؟ آره، همون گارسیا مارکز

اون «کیمیاگر» رو نوشت

«کیمیاگر» اثرِ پائولو کوئلیوئه

نه، نه، نه

گارسیا مارکز «صد سال تنهایی» رو نوشته

آره. مارکز بهترینه پسر

گارسیا مارکز تشنه شهرت بود

ولی خوزه آسونسیون سیلوا هیچ‌وقت

واسه شهرت ننوشت

واسه همینه که فقط مادرش می‌شناختش

فقط مادرش؟

ای بابا

این رو ببین

فکر می‌کنی آدم مهمی نیست؟

عکس مارکز روی پنجاهی‌یه. زیادی بزرگش کردن

برو باهاش یکم آبجو بخر

زندگیِ خودِ خوزه آسونسیون یه شعرِ واقعی بود

سی سالش بود که یه تیر خالی کرد تو قلب خودش

غرق در قرض و بدهی... همه‌مون بدهی داریم

و داغدیده از مرگ خواهر عزیزش، الویرا

یک شب

شبی سرشار از عطرها

از پچ‌پچ‌ها و موسیقیِ بال‌ها

یک شب

که در آن می‌سوختند

در سایه نمناکِ حجله

کرم‌های شب‌تابِ خیال‌انگیز

بخش اول - شکست

وسایلت رو جمع کن و بزن به چاک

پول اینجا رو من می‌دم و نمی‌خوام ریختت رو ببینم

کی می‌خواد مراقب مامان باشه؟ فقط منم که کنارشم

واسه همینه که نقشه کشیدی بکشیش؟ بذار باهاش حرف بزنم

تو می‌تونی خودت رو بکشی، ولی حق نداری اون رو با خودت ببری

کارلوس، برو بیرون، خواهش می‌کنم

پانزده دقیقه وقت داری وسایلت رو جمع کنی

چرا اون حرف رو به مامان زدی؟

اون داره می‌میره

اون نمی‌میره

نسبت به سنش حالش خوبه

یه چیزیش هست. تو هم حالت خوب نیست، نه؟

مشکل الکلت در چه حاله؟

مشکل الکل کم‌وبیش بد پیش می‌ره

اگه مامان بمیره، می‌خوای چی کار کنی؟

حقوق بازنشستگیش تموم می‌شه و کارلوس هم از اینجا پرتت می‌کنه بیرون

یه فکری براش می‌کنم

آخرش آواره کوچه و خیابون می‌شی

چی به سرت اومد اسکار؟

تو خیلی باهوش و حرفه‌ای بودی، ولی قیافه‌ت رو ببین

چند وقته که سرِ کار نرفتی؟

من شاعرم. — تو بیکاری

اگه شاعر بودن یعنی این، پس شاعرم

مزخرف نگو

منتظر رسیدنِ پول از یه معامله‌ام

چه معامله‌ای؟ یه بیزینسِ خیلی بزرگ

به دانیلا هم فکر کردی؟

نه، نه یولاندا. اعصابم رو خرد نکن

تو واسه اون دختر چی کار کردی؟ — نه یولاندا، خواهش می‌کنم

بحثش رو نکش وسط. اصلاً بهش زنگ می‌زنی؟

دیگه کافیه. وارد این بحث نشو. اعصابم رو بهم نریز

چرا اون کار رو قبول نمی‌کنی؟

من معلم مدرسه بشو نیستم، چه برسه به اینکه فلسفه درس بدم

نمی‌خوام اون رو درس بدم

مجبوری، تو موقعیتی نیستی که بخوای انتخاب کنی

این کارِ من نیست

پس کارِ تو چیه؟

دارم یه کتاب می‌نویسم

یه کتاب

اسکار، محض رضای خدا

بیا این کار رو بکنیم

من با کارلوس حرف می‌زنم و بهش می‌گم که

من و تو با هم توافق کردیم، تا اون از اینجا بیرون‌ت نکنه

به ویلیام زنگ می‌زنم و بهش می‌گم

دوشنبه صبح مدرسه باشی

ولی باید بهم قول بدی

من دارم از اینجا می‌رم، اسکار

می‌خوام از اینجا برم

ماشینم رو برندار

سلام

چی شده؟ نه، هیچی

فقط می‌خواستم یه سلامی بکنم. چطوری؟

خوبم. تو چی؟

خوبم

دارم ناهار می‌خورم

واقعاً؟

ببخشید. بعداً برمی‌گردم

ناهار خوردی؟

می‌خوای بیای تو؟

مامانت اونجاست؟

هنوز نمی‌دونه، داره گزینه‌ها رو بررسی می‌کنه

A Poet subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left