The Iris Affair

The Iris Affair

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Iris Affair S01E02 More Than Zero Less Than One 720p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-MADSKY
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 The Iris Affair 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 71
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

این برنامه حاوی الفاظ رکیک است.

میشه لطفاً از لبه فاصله بگیرید؟

اون چیه دستت؟ بده به من لطفاً.

من معلم خصوصی جوی هستم. هریت بروک. مونیکا هستم.

من معلم خصوصی جوی هستم. هریت بروک. مونیکا هستم.

من هیچی ازت نمی‌دونم.

خب، در واقع چیزی هم نیست که بدونی.

آیریس، درسته؟ فقط می‌خوام بیای با من کار کنی.

آیریس، درسته؟ فقط می‌خوام بیای با من کار کنی.

حل کردن یه معمای فوق‌العاده سخت.

چارلی بیگ پوتِیتوز. (اون) یه دستگاه کوانتومی توپولوژیکاله.

خب چشه؟ خوابه.

خب چشه؟ خوابه.

و باید برام بیدارش کنی.

این خالق چارلیه.

جنسن. چی شده؟

تنها چیزی که لازم داریم تا دستگاه رو راه بندازیم...

تنها چیزی که لازم داریم تا دستگاه رو راه بندازیم...

...اینه که یه توالی فعال‌سازی وارد کنیم.

تو این رمزگذاری شده. دفتر خاطراتشه.

هوی!

هوی!

با پاداش چهار میلیون یورویی...

سوال اصلی اینه که کی قراره زودتر پیداش کنه.

سوال اصلی اینه که کی قراره زودتر پیداش کنه.

چیزی که ازت می‌خوایم اینه که یه کتاب رو پیدا کنی که از ما دزدیده.

چیزی که ازت می‌خوایم اینه که یه کتاب رو پیدا کنی که از ما دزدیده.

# اون روز داره می‌رسه #

# آه، اون روز داره می‌رسه #

# آه، داره رژه تو به هم می‌ریزه #

# آه، داره رژه تو به هم می‌ریزه #

# باید تاوان پس بدی #

# باید تاوان پس بدی #

# برای یک عمر دورویی #

# برای یک عمر دورویی #

# و تو تظاهر می‌کنی #

# که مهم نیست #

# که مهم نیست #

# و اینکه نمی‌ترسی #

# آه، اون روز داره می‌رسه #

# آه، اون روز داره می‌رسه #

# آه، داره رژه تو به هم می‌ریزه #

# آه، داره رژه تو به هم می‌ریزه #

باشه.

نه!

اینجا چی کار می‌کنی؟ نمی‌تونی اینجا باشی! اینجا خونه منه!

حالا من باید برم سر کار. با اجازه شما.

حدس می‌زنم برای رسیدگی به اون لاشه سوخته...

حدس می‌زنم برای رسیدگی به اون لاشه سوخته...

...که کنار ساحل نزدیک آلگرو بوده، فراخوانده شدی؟

تو چی در موردش می‌دونی؟

خب، اینطور بگم که، نه به اون اندازه که باید.

خب، اینطور بگم که، نه به اون اندازه که باید.

متوجه نمی‌شم. تو داری تحقیق رو رهبری می‌کنی، درسته؟

و خب، تو حوزه اختیارات توئه.

خب که چی؟ چیزی در مورد این می‌دونی؟

خب که چی؟ چیزی در مورد این می‌دونی؟

می‌خوای گزارش بدی؟ نه.

باید بدونم این آدما کین.

چرا؟ چون یکی دنبال منه.

مهم نیست کیه ولی...

...اون داره به هرکی پیدام کنه پول زیادی میده.

...اون داره به هرکی پیدام کنه پول زیادی میده.

یعنی... پول خیلی زیادی. میلیون‌ها یورو.

باید بدونم چقدر خطرناکن.

چی داری میگی؟

چی داری میگی؟

اسم این چهره‌ها رو برام بگو.

اسم این چهره‌ها رو برام بگو.

از کجا میان، کجا اقامت دارن.

چند نفرن؟

این کار رو برام بکن و همه چی برات خوب میشه.

و اگه نکنم، به طریقی همه چی برام خوب نمیشه؟

بیخیال. اینجوری نباش. نه. نه. نه. می‌خوام خودت بگی.

اگه نکنم، دقیقاً چجوری همه چی برام خوب نمیشه؟

اگه نکنم، دقیقاً چجوری همه چی برام خوب نمیشه؟

پس من اطلاعاتی در مورد یه قتل احتمالی بهت بدم...

...یا تو در مورد ما به زنم میگی؟ همینه؟

...یا تو در مورد ما به زنم میگی؟ همینه؟

همینه؟ نه، اون... نه، اصلاً این نیست.

پس نمی‌فهمم چی داری میگی.

خب، باشه پس.

خب، باشه پس.

که طی شش ماه گذشته...

...تو و من داشتیم برای کشتن زنت نقشه می‌کشیدیم.

غیر از اینکه این حقیقت نداره. حالا باید بری بیرون!

ها، برو بیرون! مسلماً نه.

ولی من می‌تونم واقعی‌ش کنم.

ولی من می‌تونم واقعی‌ش کنم.

منظورت چیه؟ دیوونه شدی؟

احتمالاً. قطعاً بهم گفته شده.

احتمالاً. قطعاً بهم گفته شده.

ولی چندین بار در طول چند ماه گذشته...

...وقتی خواب بودی یا دوش می‌گرفتی یا دستشویی بودی...

...از گوشی تو به گوشی خودم پیامک فرستادم.

...از گوشی تو به گوشی خودم پیامک فرستادم.

و این پیام‌ها کاملاً واضح نشون میدن...

...که تو می‌خوای ما زن دوست‌داشتنی‌ت رو بکشیم.

تا بتونیم با هم باشیم. این شوخیه، نه؟ داری شوخی می‌کنی.

تا بتونیم با هم باشیم. این شوخیه، نه؟ داری شوخی می‌کنی.

هوم؟ امتحانم کن تا ببینی.

البته که پیام‌ها دیگه روی گوشی‌ات نیستن.

البته که پیام‌ها دیگه روی گوشی‌ات نیستن.

همین که فرستادمشون پاکشون کردم. اما هنوز روی سرور هستن.

و مطمئنم هر پلیسی می‌تونه پیداشون کنه.

و مطمئنم هر پلیسی می‌تونه پیداشون کنه.

تو چند دقیقه با حکم قضایی مربوطه.

تو چی هستی، مونیکا؟

اسم من در واقع مونیکا نیست.

فقط این یه کار رو برام بکن، تئو.

قول می‌دم، فقط همین رو می‌خوام. فقط چند تا اسم.

قول می‌دم، فقط همین رو می‌خوام. فقط چند تا اسم.

و... من رفتم.

این شوهرته؟

بله.

خانم. دارم بهتون اخطار می‌دم.

خانم. دارم بهتون اخطار می‌دم.

شما کی هستی؟ تو خونه من چیکار می‌کنی؟

شما کی هستی؟ تو خونه من چیکار می‌کنی؟

بعضی از وسایلم از هتل دزدیده شده.

و ام... شوهرتون حتی یه اثر انگشت هم برنداشت.

و ام... شوهرتون حتی یه اثر انگشت هم برنداشت.

می‌خوام یک شکایت شخصی ثبت کنم.

خانم، اصرار دارم که برید.

خب، نمی‌دونم چجوری دیگه باید توجه شما رو جلب می‌کردم.

باشه.

باشه.

الان جای مهم‌تری دارم که باشم. ولی بله...

تو فصل گردشگری کارها یه خورده زیاد می‌شه.

ولی مطمئن می‌شم به این قضیه رسیدگی بشه. باشه؟

ولی مطمئن می‌شم به این قضیه رسیدگی بشه. باشه؟

حالا مطمئنی؟ قول می‌دی؟

گفت کمک می‌کنه. حالا باید بری، لطفا.

گفت کمک می‌کنه. حالا باید بری، لطفا.

همین الان. باید از خونه من بری.

واقعا متاسفم که بیدارتون کردم.

بازرس.

بفرمایید.

بفرمایید.

صبح بخیر، بازرس. صبح بخیر.

صبح بخیر، بازرس. صبح بخیر.

امم.

هوم؟ امم.

چی؟

نه! نه، نه، نه، نه، نه.

لعنتی!

لعنتی!

به درک!

لعنتی!

لعنتی!

دوستش داری؟ این کارتون رو؟

فکر کنم بد نیست. خودت درستش کردی؟

فکر کنم بد نیست. خودت درستش کردی؟

من ناظر هنری بودم.

پس یعنی نه.

ساردینیا چطوره؟

ساردینیا چطوره؟

اوه خدای من، واقعا محشره.

بهتره همونطوری نگهش داری و نیای.

باید بگم، و قصد بی‌ادبی ندارم.

باید بگم، و قصد بی‌ادبی ندارم.

ولی جای عجیبیه که یه فراری اونجا مخفی بشه.

مخصوصاً یه آدم باهوش، در هر صورت.

یه جزیره با راه‌های ورود و خروج محدود.

یه جزیره با راه‌های ورود و خروج محدود.

نکته انتخاب تصادفی، همون تصادفی بودنشه.

آها، درسته! نمی‌خواستی غیرقابل پیش‌بینی بودنت هم قابل پیش‌بینی باشه.

آها، درسته! نمی‌خواستی غیرقابل پیش‌بینی بودنت هم قابل پیش‌بینی باشه.

بفرما. چقدر قابل پیش‌بینی.

خب، بالاخره پیدات کردیم.

پس بذار خلاصه کنیم. تو پولی نداری.

پس بذار خلاصه کنیم. تو پولی نداری.

خدا می‌دونه دوستی نداری. جایی برای فرار نداری.

و خب، تو یه جزیره‌ای. پس یالا.

منصف باش. بازی تمومه. اون دفترچه‌ای که دزدیدی رو پس بده!

منصف باش. بازی تمومه. اون دفترچه‌ای که دزدیدی رو پس بده!

امم.

آره.

نه. متاسفم.

نه. متاسفم.

ترجیح می‌دی پولیا منو از پنجره بندازن بیرون؟

مغزم رو به دیوار بپاشن؟

بنزین روم بریزن و زنده زنده بسوزوننم؟

بنزین روم بریزن و زنده زنده بسوزوننم؟

خب، منظورم اینه که نمی‌گم من این رو ترجیح می‌دم.

ولی می‌دونی، قطعا کارها رو آسون‌تر می‌کرد.

از دیدگاه من.

از دیدگاه من.

امم... می‌تونم برای یه لحظه نقش وکیل شیطان رو بازی کنم؟

اوه، حتماً بفرمایید. توی یه جهان بی‌نهایت...

نسخه‌های بی‌نهایتی از تو هست که فقط می‌گن بی‌خیال.

نسخه‌های بی‌نهایتی از تو هست که فقط می‌گن بی‌خیال.

چیزی که می‌خواد رو بهش بده. پس چرا تو یکی از اون‌ها نباشی؟

توالی فعال‌سازی رو بهم بده.

بذار چارلی رو بیدار کنم و بفرستمش سر کار.

بذار چارلی رو بیدار کنم و بفرستمش سر کار.

کاری کن که پول به مقصد برسه.

و بعد دیگه لازم نیست کسی رو آتیش بزنیم.

یا... یا تو سیم‌خاردار بپیچوننشون.

و از هلیکوپتر بندازنشون پایین توی دریاچه.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left