ആദ്യത്തെ 120 വരികൾ.
بزرگترین خرسی که تا به حال زندگی کرده
وزنش بیش از یک تن است
در آفتاب، شاید دوستداشتنی به نظر بیاید
اما گول نخورید
او یک شکارچی قدرتمند است
خرسهای غولپیکر کوتاهچهره، تازهوارد این جنگل آمریکای جنوبی هستند
از آمریکای شمالی به اینجا آمدهاند
اینکه آیا اینجا دوام بیاورند، به یک چیز بستگی دارد
غذا
چون روزانه به ۵۰ پوند گوشت نیاز دارد
سگهای وحشی در حال ضیافت بر سر یک شکار بزرگ
میتواند یک ناهار رایگان باشد
دو نیروی قدرتمند
هیچکدام نمیدانند دیگری چه تواناییهایی دارد
هنوز
۱۴ فوت قد دارد و پنجههایش ضربهای مهلک میزنند
او حرفش را به کرسی نشاند
شاید تکه پارههایی باقی مانده باشد
اما خرس به هیچجا نمیرود
او خانهی جدیدش را پیدا کرده
اینجا عصر یخبندان است
در حالی که نیروهای قدرتمند قارهها را به هم وصل میکنند
حیوانات در حال جابهجایی هستند
جهان را میکاوند و جاهای جدیدی برای زندگی پیدا میکنند
این زمانی است که قلمرو حیوانات در آشوب است
زمانی که پرندگان از فیلها بزرگترند
رقبایی از قارههای مختلف برای اولین بار یکدیگر را ملاقات میکنند
و موجودات هیولا مانند به سرزمینهای جدید هجوم میآورند
در این دنیای به سرعت در حال تغییر
حتی کوچکترین موجودات هم در حال عبور از قارهها هستند
این سنجاب عصر یخبندان، در حال کاوش یک نوار زمینی جدید است
پلی که اکنون آمریکای شمالی و جنوبی را به هم وصل میکند
هر جا را که نگاه میکند، چیز جدیدی هست
و عجیب
اینها دیگر چی هستند؟
هر کدام به اندازهی یک توپ بسکتبال هستند
فقط یکی از آنها میتواند او را برای یک هفته سیر کند
اما متأسفانه، آنها زرهی هستند
یک تنبل خاکی غولپیکر
۲۰ فوت طول و شش تن وزن دارد
اینها میوهی توپ جنگی هستند
و اگر به اندازهی یک فیل باشی، شکستنشان آسان است
حالا فرصت اوست
شاید هم نه
اما از اینها زیاد است
پنجههای یک فوتی برای برداشت محصول عالی هستند
به صورت عمده
مؤثر
اما در سطح زمین خطرناک
یک تنبل غولپیکر روزانه ۳۰۰ پوند غذا میخورد
اما به نظر میرسد این یکی از میوههای توپ جنگی سیر شده است
بعد از تمام اینها
مزهاش افتضاح است
شاید وعدهی غذایی بعدی تنبل شیرینتر باشد
هر استراتژی از همان اول جواب نمیدهد
برای موفقیت در سرزمینهای جدید، بهتر است به تلاش ادامه داد
این درسی است که همه باید یاد بگیرند
از جمله این آرمادوی جوان عصر یخبندان
فقط چند هفته سن دارد و همین حالا سه فوت طولش است
زندگی در سرزمینهای جدید میتواند غیرقابل پیشبینی باشد
و بارانها در اینجا دیر میبارند
بقای او کاملاً به مادرش بستگی دارد
اما او سر کار خوابیده است
اجداد آنها از جنگلهای آمریکای جنوبی آمده بودند
اما به اینجا، یعنی مناطق بوتهزار آمریکای شمالی، دل زده بودند
در طول عصر یخبندان
اینجا جای سختی برای زندگی است
اما مادرش یک نقشه دارد
و هیچ چیز سد راهش نخواهد شد
تقریباً هیچ چیز
در حال حاضر، بچه با شیر مادرش خوب تغذیه میشود
اما اگر به زودی آب پیدا نکنند، شیر مادرش تمام میشود
هر چه پیش میروند، به نظر میرسد زمین بدتر میشود
نه فقط شیبدارتر
بلکه گرمتر و خشکتر
خوشبختانه، مادرش برای پیدا کردن آب حس بویایی خوبی دارد
!این شد یک چیزی
اما یک نفر زودتر به آنجا رسیده
او ممکن است یک آرمادوی غولپیکر باشد
اما او یک ماموت کلمبیایی است
۱۴ فوت قد دارد
بسیار باهوش
و بسیار بد اخلاق
هر کدام از این ماموتها روزانه به ۵۰ گالن آب برای نوشیدن نیاز دارند
که این خودش کمی طول میکشد
اما یک چیز هست که ممکن است آنها را وادار به حرکت کند
ماموتها از کروکودیلها خیلی میترسند
کروکودیل نیست
اما ماموتها مطمئن نیستند
بیناییشان خوب نیست
و ریسک نمیکنند
برای مادرش، بالاخره یک نوشیدنی
که یعنی شیر برای بچه
و فرصتی برای او که در خانهی جدیدش جا بیفتد
در حالی که عصر یخبندان چهرهی سیاره را تغییر میدهد
سطح دریاها بالا و پایین میرود
و بعضی موجودات گرفتار میشوند
برای بقا در جزیرهای با غذای محدود
حیوانات به روشهای غافلگیرکنندهای سازگار میشوند
مثلاً کوچکتر میشوند
خیلی کوچکتر
یک استگودون ریزجثه
خویشاوند نزدیک فیلهاست
اما فقط نود سانتیمتر قد دارد
اگر فکر میکنید او کوچک است
این بچهاش است
حتی ۳۰ سانتیمتر هم قد ندارد
اما با وجود این جثه کوچک، اشتهای زیادی دارد
و اخلاق و رفتار خاصی هم دارد
تکان دادن خرطوم و دُم یعنی یک استگودون میخواهد بازی کند
ببینید
استگودونهای ریزجثه هنگام حرکت در جنگل، مسیرهایی ایجاد میکنند
اما سالها طول میکشد تا بچهها این نقشه را یاد بگیرند
خیلی راحت ممکن است راه را اشتباه بروند
و گم شوند
چه وقت بدی است
یک گوشتخوار یک متر و هشتاد سانتیمتری
یک لکلک غولپیکر
موجودات جزیره ممکن است کوچک باشند
اما این بازدیدکنندگان پرنده نه
No comments yet. Be the first to leave one.