ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت..
تو یه کاری انجام دادی که میدونی من هیچوقت نمیبخشمش
این تصمیمیه که تو گرفتی چه بخوای چه نخوای
-من دیگه باید تو زندگیت باشم -صبر کن
-هیچکدوم از اونا واقعی نبود؟ -نه
تو با مزخرفات هنري كاری نداری
در عوض تو یه دوره كاراموزی در سوركل شروع میکنی
تو میدونی لیام این کارو کرده درسته؟
ظاهرا یه نفر یه لينک از حساب دوم دوک به تی ام زد فرستاده
من عاشقه شین هرویم
از همه متشکرم به خاطر حمایتشون
نمیتونم صبر کنم برای رئیس شدنه تو
این معنیش این نیست که منو بخشیدی؟ نه
دوستت دارم
چیکار داری میکنی؟
متاسفم این نقطه ضعفه منه
چند بار من مجبورم اینو بهت بگم!
ما فقط دوستای خوبی هستیم که گاهی باهم سکس داریم!
و اگه این باعث سردرگمی تو میشه شاید بهتر باشه تمومش کنیم
آره آره میفهمم
فقط دهنم یهو یادش رفت اینو!
ما دیر میایم
در ادامه...
یه لحظه به من وقت بده
لورن؟ خوبی؟
دو هفته میشه که با اون پسره بهم زدی
کی؟کدوم پسر؟
اوه,تئو؟ من به سختی اونو میشناسم!
اگه این درسته پس تو چرا انقد عصبانی ای؟
من عصبانی نیستم استرس دارم!
به عنوان رئیس کلاس من الان یه الگو ام
که معنیش اینه من نمیتونم دیر کنم!
خب به امی بگو اون میتونه اوتوبوس بگیره
امی! تو 5 ثانیه وقت داری
تا من بیام اونجام و من از تخت میکشمت بیرون
من اینجام جیز
اگه ميخواستی با لورن بری،اون همين الان رفت
اوه,اشکال نداره کارما و لیام منو پیچوندن
عزیزم,من میدونم که بهترین مدل نبودم
برای یه رابطه ی سالم
اما من حتی میتونم بگم این ایده ی وحشتناکیه
من و کارما دو هفته گذشته رو درباره همه چیز حرف زدیم
و اون حتما منو بخشیده برای اینکه با لیام خوابیدم
امیدوارم درست بگی
اما اگه اون با یه چیز تیز اومد دنبالت,بدو
اوه,اون رگانه؟
بذا حدس بزنم اون پیشنهاد داد؟
خیلی بامزس
نه,اون یه یکی از عکسامون تو سفر کمپینگ رو فرستاد
اين همش نيست! طوري که من تصور ميكردم
من هيچ تصوري نداشتم!
این واقعا برای تو خوبه که امروز با ماشن مارو برسونی مدرسه
من چی میتونم بگم؟
من دوسته خوبیم
و بعلاوه از این راه میتونم چشممو رو شما دوتا نگه دارم
شوخی کردم بچه ها جیز
من بهت گفتم دیگه باهاش کاری ندارم
بذار بره
کارما تو مطمئنی باهاش کاری نداری؟
چی؟ چرا داری میپرسی؟
من فقط اینو تو صدات حس کردم!
و تو هنوز گردنبنده دوستیت رو گردنت نمیکنی
اوه,ما هنوزباید این کارو بکنیم؟
تو فکر نمیکنی اونها یکم بچگونن؟
ما 16 سالمونه ما تازه بازداشت شديم
و ما دیگه باکره نیستیم به لطف این پسر
به من اعتماد کن پس تمومه
به من نگاه کن یه ورزشکار حرفه ایه رزمی
دست در دست جلو همه با دوست پسره جذابت
میبینی؟ستاره ها... اونا فقط مثل ماعن
بیشتر اينطوريه که هر كي لوت داده در حقت لطف كرده!
تقريبا، جز اينكه اون موجود بي مصرف متوجه نشد
که وقتي که اون احمق منو انداخت یکی به سرعت اومد منو نجات داد
اگه من هیچوقت نفهمم اون کیه...
باشه خره نگهش دار برای زنگ
متاسفم.تو راست میگفتی
تو همیشه میدونی چجوری با من صحبت کنی
خوبی؟من خيلي ضعيف شدم و تو هم حواس پرت به نظر ميرسی
نو یه چیزیو پنهون میکنی من فکر میکنم بدونم اون چیه
میدونی؟
آره.لورن رئیس منتخب کلاس شد به جای تو
اون از دوجنسه بودنش استفاده کرد باشه؟
وقتي بفهمن تندرو و افراطيه همه مدرسه بهش حمله ميكنن
دستور کار
بسیار خب.تو بعدی ای یه قدم بیا جلو لطفا
دانش آموزان,ای دی اس (شناسه)لطفا
اوه من مال خودمو ساله پیش تو راه انداختم
عکس وحشتناک. من اين مدل جديد ابرو بالابردن رو امتحان كردم
و این کار نمیکنه
پنی ما یدونه دیگه داریم
خوبه این مرد جوان دانش آموزه
درباره یاهو چی؟
آه,اون دانش آموز نیست
اين دوست پسره منه كه تو ورزش هاي رزمیم حرفه ايه
حالا من همه چیو دیدم
پنلوپه این چه بود؟
میدونم.متاسفم
به من اعتماد کن من استخدامش نکردم
پس کی کرده؟
مدیره جدید
ترجمه از ShabnaM و ReZa
این فرصت خوبیه
واسه كمک كردن به تعداد آراي رو به كاهش نظرسنجيت!
داری درباره چی حرف میزنی؟ مردم عاشقه منن
مردم عاشق ایده هاتن جدا؟نه بابا
همه امیدوارن
که تو بیشتر یه رهبر الهام بخش باشی
شاید اگه تو بیشتر در مورد همجنسا حرف بزنی
کد
باشه,پس حرف بزن راجب این که چطور تئو...
کد این بحث ماست
شخصيت حقيقی و حقوقی
باشه
پس تو فقط یه گزینه داری
اونم اینه که به پای مدیر جدید بلند شی
تجمعه مدرسه پشته سرت
من متاسفم,وندی
ما باید این گفتگو رو تموم کنیم
یکی پشت میز ما نشسته
ساکت باش اویتا
هیچ میز رزرو شده ای در کافه تریا وجود نداره
الان داره من این کارو از هفته ی پیش را انداختم
پس اگه برای تو مهم نیست...
میدونی چیه لورن؟ من خیلی خوشحالم
بعد از خیانت خفن تئو تو یه چیزی داری که بهش تکیه کنی
اما فراموش نكن که كي اينجا همه دستوراتو ميده...من
اوه,شین
جگر سوز واقعا برازنده ی توعه
هی
-ما میتونیم راجب کارما صحبت کنیم؟ -ما میتونیم راجب کارما صحبت کنیم؟
-برو -تو برو خانوما مقدم ترن
-من لهت میکنم -پس من اول میرم
کارما گفت که مارو بخشیده ولی من فکر نمیکنم بخشیده باشه
میدونم اون گفت این گردنبندا بچگونن
داره ب نكته ی خوبی اشاره ميكنه
تو اونارو تو بازی نبردی؟
نه این بازی پنجه به پنجه بود
توجه کنید دانش آموزان
لطفا راهتونو برای رسيدن به محوطه ی جلسه اجباري ادامه بدين
-خانوما اول -اوق!
گاندی اول گفت بهترین راه اینه که خودتون رو پیدا کنید
اگه تو خدمت خودتون رو گم کردید
و من مشتاقانه منتظر خدمت به شما در هستر جدید هستم
معاون اصلی
حالا ما یه رهبر جدید داریم
مدیر ترنر
کدوم معامله؟
ممنون معاون مدير بيور
این بویره
بچه ها من با شما رو راستم
من یه رهبر الهام بخش نیستم
من اینجا نیستم تا از یه رویای بزرگ حرف بزنم
یا دستیابی به ستاره ها یا هرکدوم از این چرتو پرتا
اين كشف مواد مخدر اخير، یه مدرسه رو در خطر قرار داد
با استاندارد های اموزشی که به طور خطرناكي بد هستن
و بی توجهی کامل
برای چه کارهایی که تو دنیای واقعی انجام نمیشه!
من اینجام تا درستش کنم
باور کنید این برای خودتونم خوبه
لورن کوپر رئیس کلاس سال دوم
تو باید بذاری این ماموریت رو بهت بدیم
و,نه,من نمیخوام جواب نه رو ازت بشنوم
ما باید جلوی این پسرو بگیریم
بیاید بعد مدرسه همدیگرو ببینیم و با برنامه بیاید
اوه,من امروز نمیتونم من امروز باید برم دندون پزشکی
این مهمه
شنيدم که استوديوی هنری رو به انبار تبديل كرده
و من واقعا به خاطر این ناراحتم
اما اون هفته ها قبل رزرو ميكنه
پنلوپه
يارو همه چيزي که اين مدرسه باهاش سرپاست رو نابود ميكنه
تو فکر نمیکنی من اینو میدونم؟
اما من به سختی شغلمو نگه داشتم و من سه تا گربه دارم که باید سیرشون کنم
متاسفم کاری نیست که من بتونم انجام بدم
اما اگه برخی از رهبرای دانش آموزی
به تجمع مدرسه اعتراض کنن
باشه من خجالت میکشم بسه
-میکشم خب -تو میری با لورن حرف بزنی
مرسی من میخوام دستامو تمیز نگه دارم
ميخوای در مورد اين صحبت كنی که چی غلطه
خب بذار میبینیم
در حال حاظر من نه تنها دختریم که درباره لزبین بودن دروغ گفتم
همچنین من موادم میفروشم
کی مدرسرو از بین برد؟
-خیلی بامزس -تو احساس داری بهش
چطوره من بعد مدرسه بیام
و اونارو بخوریم باهمدیگه؟
امروز "دور هميِ" دوشنبه بدون گوشت های مامانت نيست؟
اوه اوه کنسله
مامان یه پوست كنده شده خيلی بد كنار ناخنش داره!
این آلودس
باور کن تو دستای اونو تو غذات نمیخوای
بای
ستاد اسورکل لطفا منتظر باشید
-هی لیام -هی جانت
-زخم پای شوهرت چطوره؟ -دکتر گفته که عفونت نداره
اوه خوبه من نگران بودم
دوباره همدیگرو دیدیم جدیه جوان
من هیچوقت تو بخش تیره ی ماجرا باهات همراهی نمیکنم
میبینیم
No comments yet. Be the first to leave one.