Suits

Suits

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Suits S01E11 720p BluRay x265
കമന്ററി എഴുതിയത് SantaFilm
SantaFilm ترجمه فواد و مینا، تنظیم

ടാഗുകൾ

BluRay
720p
720
x265
TS
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-01-03
ഡൗൺലോഡുകൾ: 150
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

داري منو نيگا ميکني ؟

بي باک به نظر ميام ؟

.هيچ کس نمي گه بي باک

.جيمز باند " مي گه بي باک"

فکر ميکني "جيمز باندي" ؟

.ميتونستم "جيمز باند" باشم

... خوشتيپي "کانري" رو دارم «شون کانري بازيگر قديمي نقش جيمز باند»

... قطعا، خوش انداميِ "دنيل کريگ" و ... «بازيگر نقش جيمز باند»

... "لِيزنبي" ... «جرج ليزنبي: بازيگر نقش جيمزباند سال 1969»

.نظري ندارم اون واسه چي مشهوره ...

حالت خوبه ؟

... ديشب گفتگوي جالبي

.با "لويس" داشتم ...

.اون گفت بايد مراقب تو و "ريچل" باشم

دليلي براي نگرانيم وجود داره ؟

.نه

... اون "لويس" ازم متنفره

.و داره سعي ميکنه رابطه من و تو رو بهم بزنه ...

... پس تو هيچ وقت

.نه

.چيزي براي نگراني وجود نداره

.اون فقط يه دوسته

.باشه - .و من ديرم شده -

.باهات تماس ميگيرم

.باشه - .باشه -

.بايد باهم قرار بزايم

.اوه، الانشم داريم قرار ميزاريم

... "نه، منظورم اينه که من، تو و "ريچل

.بايد مثل دو تا زوج يه قرار بذاريم بريم بيرون ...

اون ... اون دوست پسر داره ؟

.من، اوه، نميدونم

.نه

... قرار گذاشتن دو جفت زوج و بيرون رفتن با يکي از سرکار

.ممکن يه جواريي عجيب به نظر بياد ...

.اگه باهاش "ريچل " آشنا مي شدن، ديگه نگران چيزي نبودم

.خوش ميگذره

.بيرون رفتن دو تا زوج که با هم دوست هستن

درسته ؟

.عاليه

تاکسي ؟ ... کسي دوچرخه ات رو دزديده ؟

.چيزاي زيادي تو ذهنم هست ... مورد امنيتي

درباره چي حرف مي زني ؟

.لويس" درباره ي من و "ريچل" به "جني" گفته"

.يه بوسه بود، و اون منو بوسيد

.باشه، برنامه ي "اُپرا"ت رو تموم کن. فقط مدارک منو بده «نمايش هاى تلويزيونى پر از احساسات با محتواي کم ارزش»

."هاروي"

."کَمرون"

حالت چطوره ؟

.خوشحالم مي بينمت - .واوو -

.زمان زيادي گذشته

... کمرون دنيس"، بازپرس بخش قضايي"

.با "مايک راس" آشنا شو، دستيارم ...

.سلام

.حدس مي زنم تو رو "هاروي" خودش کرده

ببخشيد ؟ - .هاروي" دستيار من بود" -

.من همه چيزهايي رو که الان بلده يادش دادم

.بهترين "اي. دي . اِي"ـي که بعد از من وجود داشت «دستيار بازپرس بخش قضايي»

تو بهش ياد دادي ؟ - .هرگز کارو به دادگاه نکشون -

.اين منم

.اين درباره ي اهميت دادن نيست، درباره ي برنده شدنه «اشاره به اشتياق زياد هاروي براي برنده شدن»

.من

.راه نداره. "هاروي ِ هاروي"ـه

.آره، دقيقا

.ما بايد، اوه، يه قرار بذاريم، باهم نهار بخوريم

.هي، ميدوني چيه ؟ ... اين ديوونگيه

.من امشب وقتم براي شام آزاده

... هر برنامه اي که داري کنسل کن و

به "جسيکا" بگو که من ازت خواستم ... .جدول برنامه هات رو پاک کني

.شام ... خوب مي شه

.اينم از پسر من

.خيلي خب، ميدوني کجا پيدام کني، ساعت هشت

."خوشحالم امروز ديدمت "هاروي

راس"، هنوز اينجا کار ميکني ؟"

.بامزه بود

... آره، آخه فکر ميکردم بعد اينکه شکستت دادم

.آره، گرفتمش

.مرسي واسه اين سرعت - .آره -

.سلام

.سلام

چيزي لازم داري ؟

ميدونستي که "هاروي" بازپرس قضايي بوده ؟

.نه، نبود - .آره، بود -

.من بيوگرافي همه کارکناي شرکت رو خوندم

... اگه کسي واسه دفتر "ِدي . اِي" کار کنه

.بايد همچين چيز مهمي تو بيوگرافيش باشه ...

.خب، ما امروز صبح به "کمرون دنيس" بر خورديم

باز پرس بخش قضايي ؟ - .آره -

اون گفت که "هاروي" بهترين دستيار .بازپرس قضايي بوده، که داشته

.نه . بيا اينجا

.ميبيني ؟ هيچي درباره بازپرس قضايي بودنش نيست

.آره

... ازت مي خوام با من و "جني " به يه

.قرار دوستانه بياي ...

.آره، امکان نداره

.مجبوري ... گوش کن

.لويس" درباره ي تو و من بهش هشدار داده"

... چي

... اين چطور

.تو مي دوني چطور

.اون درست بعد اينکه منو بوسيدي اومد تو

... اگه بگي نه، "جني" فکر ميکنه که

.چيزي بين ما هست ...

.باشه ... ميام

.مرسي - .لويس" ملعون" -

اوه، اين "هاروي"ـي ؟

.باشه، تو اين عکس رو بايد واسه من بفرستي

... شرکت "وست لو" اسم "هاروي" رو به عنوان بازپرس قضايي

.تو بيشتر مواردي که داشتن ثبت کرده ...

.بهت گفتم - .باورم نمي شه -

چرا نبايد همچين چيز مهمي رو تو بيوگرافيش داشته باشه ؟

... چون

.شايد چيزي براي مخفي کردن داره ...

: تـرجـمه و زيــرنويـس از فــــــواد .ر و مــيـنــا .ف

... اين دروني ترين قسمت از وجود آرمان گراي تو رو متاثر ميکنه

جايي که حتي بزرگترين شخصيت هاي مکتب بدبيني ... .اميدي براش نداشتن

.اين دليل اينه که چرا به موزيک گوش مي ديم

.اوه، "لويس"، اين واقعا زيباست

واقعا ؟

... و من فکر ميکنم تصميم تو براي ول کردن حقوق

... و منتقد موسيقي شدن ...

.همه رو سرگرم ميکنه ...

.باشه، اين نقل قول از "پيتر سلرز" بود «کميدين انگليسي دهه 60»

.واسه نمايش"نيکسون در چين" ده هزار دلار دادم «يک نمايش اپرا که توسط جان آدمز ساخته شد»

شما دو تا الان ديگه باهم قرار مي ذاريد ؟ ... من بايد برگردم؟

."بشين، "هاروي

... عاشق اينم وقتي باهام حرف مي زني

.همون طور که عاشق خانم "کِئو" معلم سوم ابتدايي بودم ...

.آقايون

.مالکوم پرايس" هفته گذشته فوت کرد"

.براستي فقدان عظيمي براي بشريت است

.ميخواي مرده رو مسخره کني ؟ ... باشه

... "اما انتشارتش به اسم "هيچ چيز جز حقيقت «روزنامه‌ نيم‌ قطع‌ و مصو»

.پول خيلي زيادي واسمون ارمغان آورده ...

... پرايس" املاک و ده تا شرکت"

که شامل انتشارتش هم مي شه ... ... واسه دو تا دخترش به ارث گذاشته

."مديسون" و "کلسي" ...

.از ما خواسته شده دارايي اش بطور منصفانه بين اونها قسمت کنيم

و چرا من اينجا هستم ؟

.چون اون دو تا خواهر از همديگه متنفر هستن

... مالکوم" وصيتنامه رو طوري تنظيم کرد که"

.اونها رو پيش هم برگردونه ...

ابتکاري بکار ببريد طرفين دعوي ... رو که چشم ندارن همديگه رو ببينن

.پيش هم ببره ...

پس اين اينجا چيکار ميکنه ؟

.چون "مديسون پرايس" اون رو خواسته

مطمئني "مديسون" منو با "لويس" اشتباه نگرفته ؟

... شرکت خودمون دو سال پيش

"منو به عنوان موکل "مديسون ... .واسه يه مورد پيمانکاري فرستاد

.خب فکر ميکنم کارم تاثير خوبي داشت

.درسته

.پس هر کدوم از شما به کار يکي از خواهرها مي رسيد

... فکر ميکني قرار دادن ما دو تا مقابل همديگه

براي موکل "لويس" منصفانه باشه ؟ ...

خواهش ميکنم ... تو تقسيم کردن دارايي هاي مالي ؟

.بايد کفاشم رو برق بندازي - .يکي بايد بتونه -

... خب، درواقع، من خودم شخصن کفشاي خودمو برق مي ندازم

.پس بفرما هرکاري دلت خواست بکن ...

.اوه خوش به حالشون - ...چطور هميشه ميايي از "دننا" ميپرسي -

... دننا" درضمن" ... "

" کفشايي که "لويس" مي پوشه واقعا قشنگ نيستن؟ ...

.آقايون

.ما هممنون يه طرف هستيم

... من چاره اي جز انتخاب شما دو تا واسه اين مورد نداشتم

.پس چطوره تمومش کنيد ...

... ازتون انتظار دارم اختلافهاتون رو کنار بذاريد

... و باهمديگه رو اين مورد کار کنيد ...

.اينجوري همه ميتونن خوشحال باشن ...

ميشه اين باز ازش پسش بر ميايد ؟

.اون هميشه ازم متنفر بود

.شايد اين فرصتي همه ي اين اختلاف ها رو کنار بذاريد

.مايلم اينکارو بکنم ... واقعا دوست دارم

.اما "مدي" ... فکرنميکنم

.شايد اون ميخواد شما رو غافلگير کنه

.کلسي" يه عوضيه"

.اون لياقت هيچ کدوم از اينا رو نداره

... خب، متاسفانه پدر شما باهاتون

.هم عقيده نبوده ...

... طبق وصيتنامه ايشون ما بايد

... راهي رو براي قسمت کردن اين شرکت ها پيدا کنيم که ...

.هر دوي شما رو راضي کنه ...

... اما من مي خوام مطمئن بشم

.که شما راضي هستيد ...

ميخواين بدونين چي منو راضي ميکنه ؟

.هر چيزي که اون رو بدبخت کنه

.اين ساده اس

.من مجله ي"هيچ چيز جز حقيقت" رو خوام

... من و پدرم سالها روي اين باهم کار کرديم

.و اين منو ديوونه ميکنه ...

.هر دوي اونها وانمود ميکردن انتشارتشون يه مجله ادبي هست

.خيلي برام با ارزشه

... همه چيزي که من مي خوام

... فروختن اون تکه آشغال هست ...

.تا اون کمترين سهم ممکن رو بدست بياره ...

چي باعث ميشه اون اينقدر از تو بدش بياد ؟

اون منو بخاطر اينکه پدرمون مادرش رو ترک کرد ... و با مادر من ازدواج کرد

.مقصر ميدونه ...

چطور ميتونه فکر کنه اين تقصير تو بود ؟

... واسه اينکه مادرش حامله شد و از

.اين راه براي به تله انداختن پدر من استفاده کرد ...

.و بعد "کلسي" کوچولو مرکز توجه همه عالم شد

More Farsi Persian subtitles for Suits

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left