ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تــــــرجــــمــــــه و زیــــــرنویـــــــس فرشــــاد
...تمام ماموران "اف بی آی" که از آکادمیه
کوانتیکو" فارغ التحصیل میشن، باید سوگند" .یاد کنن
...این سوگند صرفا یه سری لغات نیست
این سوگند دلیلیه که من به اف بی آی .ملحق شدم
...آمریکا رو دوست دارم
و معتقدم اونقدر ارزش داره که تا پای جونم .ازش دفاع کنم
...در سال 1983
..."اف بی آی منو فرستاد "تایوان
تا در مورد قتل یکی از شهروندان آمریکایی .تحقیق و کمک کنم
...اونجا بود که "مینگ" رو دیدم
...مردی که از بی عدالتی رنج کشیده بود
و باعث شد تا عقایدم در مورد قانون ...اساسی
...و نظام قضایی
.و بنیاد دولت آمریکا تغییر کنه
!اف بی آی! اون با منه
!افسر! افسر
...این آمریکایی از طرف بنیاد آمریکاست
...لطفا از اینجا ببرش
...بذار من یه صحبتی باهاش بکنم
.ببینم چی شده
.نگران نباشید، خطرناک نیست
یه لحظه بهمون وقت بدید، باشه؟
.یه مقدار واست وقت گرفتم
خوبی؟
.بیا، بگیرش
چه اتفاقی افتاد؟
.همین الان بهم میگی چی شده
.وگرنه نمیتونم ازت محافظت کنم
!بیخیال بابا
.اینجا هیچ اختیاری نداری
...اینجا "تایوان"ــه
...و اگر متوجه نشدی
باید بگم که فقط به خاطر من الان اینجایی و .حق و حقوق طبیعیت رو داری
"شیکاگو، 2 هفته قبل"
نشانههای روی بدن "هنری ون" حاکی از یه ...قتل سازمان یافتست
واسه همین خوشحالم که شما رو وارد پرونده .کردن
!هی هی! جای تعجب داره
...شخصا فکر میکنم تمام رقابتی که
.بین مامورهاست یه مشت چرندیاته
.فقط میخوام جنایتکاران رو بگیرم
.من باهاتم
.لیزا"، از دختر صادق و رُک گو خوشم میاد"
."کارآگاه "گیلبرت" هستم مامور "برکسن
.تو عکسبرداری یه چیز غیر عادی پیدا کردیم
...گلوش خراشیده شده
.بیشتر آزمایشاتمون ساده هستن
.اما این پرونده استثناست
.اینو از خرخرش در آوردیم
چینی"ــه؟"
.تایوانی"ــه"
اولش گفتم شاید به وطن پرستهای ...آیرن بلاد" مربوط بشه"
.یه گروه "تایوانی" که تو آمریکا هم آدم دارن
وطن پرستهای "آیرن بلاد"؟
.آره
.اینم تو صحنهی جرم پیدا شده
.این سیگارها تو آمریکا قابل خرید نیستن
...گفتم شاید این مدرک یه چیزی رو
.نشون میده که خارج از حوزهی اختیاراتمه
.ممکنه، کارآگاه
.هنری ون" پروفسور اقتصاد بود"
این روزا اینارو درس میدن؟
.البته نه تو کلاسهای عادی
"چیزی پیدا کردی که اونو به جنایتکاران "تایوانی ربط بده؟
.نه، تو خونه هم چیزی پیدا نکردم
...همسرش خیلی کمک کرد
.که واسه یه قتل سازمان یافته عادی نیست
...اونو به خاطر
.کارش کشتن
...چندتا جاسوس اونو
.تحت نظر داشتن
به دانشگاهی که تدریس میکرده رفتی؟
.با همکارها و دانشجوهاش مصاحبه کردیم
...محترم و مورد علاقه بوده
.اقتصاد تدریس میکرده و ظاهرا یه کتاب مینوشته
کتاب در مورد چی بوده؟
.هیچکسی نمیدونه
.یا حداقل همینو میگن
شبی که "هنری" کشته شد داشتیم رسمی .شدنش تو دانشگاه رو جشن میگرفتیم
...اومدن به این کشور به عنوان یه مرد جوون
...کارشناس اصول ریاضی
و حالا هم رسمی شدن تو دانشگاه، به نظرم .یه موفقیت عالی و خیلی سریعه
...به سلامتی یه مرد بزرگوار
.که با هم به فکر سالهای پیش رو هستیم
...جامهامون رو به خاطر
!پروفسور "هنری ون" بالا میاریم
کِی در مورد کتاب جدیدت میشنویم "هنری"؟
چه کتابی؟
...تو جامعهی "چینی"ها خیلی معروف بود
.همچنین تو روزنامهها و غیره
دلیلی به ذهنت میاد که چرا یه نفر کشتتش؟
...خب یه منتقد صریح و رک گو
.در مورد دولت فعلیه "تایوان" بود
..."به نظرم تئوریهای اقتصادیه "هنری
فقط باعث ایجاد یه سری بحثهای دشوار .و غیر قابل فهم میشد
همسرش چیزی گفته؟
.به نظرش یه عده جاسوسیه "هنری" رو میکردن
.خب شاید از این گروه جنایتکار خیلی ترسیده
.خیلی ترسیده بود
.خب قابل فهمه
...گفتش که دو تا آدم مشکوک
.مدام میومدن به پارک روبروی خونش
.توسط یکی از همسایهها هم تایید شده
دو نفر که لباس کلاه دار داشتن و روی دوچرخه .بودن رو دیدم
چیز دقیقتری هم هست؟
.به نظر شرقی بودن
...خیلی خوب نمیتونستم ببینمشون
اما رو دوچرخههاشون میشستن و سیگار .میکشیدن
.دو بار دیدمشون
.هر سری صبح بود و داشتم میرفتم سرکار
.به نظر میاد کار یه سری آماتوره
.شاید اینطوری جلوه دادن به نظرت دنبال چی بودن؟
و آیا پیداش کردن؟
چطور با قضیه کنار میاید؟
...یه جورایی
چند سال بود که داشتم واسه چنین چیزی .آماده میشدم
...اما الان دارم میفهمم که
.اصلا نمیشه واسه چنین چیزی آماده شد
.تو کل زندگیمون همدیگه رو میشناختیم
.خیلی سال پیش به یه عروسی تو سفارت رفتم
.یه نوجوون بودم
.اونجا بود که همسرم رو اولین بار دیدم
...شاید بخواید با داماد صحبتی کنید
...سلام منو بهش برسونید
.و امیدوارم حالش خوب باشه
...وقتی این اتفاق افتاده خانم "ون" تو ماشین بوده
.اما آسیبی ندیده
.اصلا بهش دست نزدن
.خیلی گستاخیه
به نظر نگران دستگیر شدن یا شناسایی شدن .نبودن
آخرین نفراتی که ساختمون رو ترک کردن .خانم و آقای "ون" بودن
ون مینگ هوآ"؟"
بله؟
!"مینگ هوآ" !"مینگ هوآ"
!کمک! یه نفر کمکم کنه
مینگ هوآ"؟" مینگ هوآ"؟"
!نه! نه
."یک هفته بعد"
.ملاقات با خانم "ون" مدام تو ذهنم بود
.نمیتونم تصور کنم چطور بوده
.معمولا شاهد یه قتل زنده نمیمونه
چرا اونو نکشتنش؟
،به نظرم اینطوری که دارم داستان رو دنبال میکنم .روش درستیه
.فکر کنم خودشه، ببخشید
مامور "کلی"؟
.بله
.سوزان کین"، رابط آمریکا تو اینجا هستم"
چطورید؟
خوبم، شما چطور؟
.لطفا اینارو ببرید
.بذار کیفت رو بگیره
پرواز چطور بود؟
.خوب بود - طولانی، هان؟ -
...میبریمت هتل تا
.یه مقدار استراحت کنی
...مامور "کلی"، ایشون آقای "کو" هستن
.ایشون در اینجا، رابط ما با دولت هستن
."به جمهوری "چین" خوش اومدید مامور "کلی
حضور شما و مشارکت "اف بی آی" باعث .افتخاره
...اگه کاری هست که میتونم انجام بدم
...تا حضورتون در اینجا بهتر و موثرتر بشه
.دریغ نکنید و بگید
.ممنونم
.سرپرست "لو"، از پلیس منطقه
."افسر "چن" از ادارهی بازرسی "تایوان
ایشون نفر اصلیای هستن که تو بازرسی .کمکتون میکنن
...روی مهارت شما تو پیدا کردن
.قاتل پروفسور "ون" حساب کردیم
!چطور جرات میکنی - !ببرش -
خیلی خب آقایون، میتونیم بریم؟
.ببخشید مجبور شدید اینو ببینید
.جاسوس کمونیست
کافیه تمام مشکلاتی که اینجا داریم رو .تصور کنید
..."مامور "کلی
واسه حضورتون یه سری برنامهی خاص .در نظر گرفتیم
...امشب موقع شام تمام کسانی که
...به دانشتون اعتماد کردن رو میبینید
...و چندتا جای مخصوص هم واسه
.رقص باله و ارکستر در نظر گرفتیم
.متاسفانه واسه تعطیلات نیمدم اینجا
.درسته، کار خیلی مهمه
!اما این کشور خیلی چیزا داره که تقدیمتون کنه
میشه کولر رو روشن کنی؟
.اینطوری بهتره
چند ماه میشه که اینجام ولی هنوز به .رطوبت هوا عادت نکردم
حتما تاحالا تابستونهای "شیکاگو" رو .تجربه نکردی
.اهل "کالیفرنیا" هستم
.پس باید ماموریتهات رو بهتر انتخاب کنی
."از اقامتتون لذت ببرید آقای "کلی
.ممنونم
همه چی حله؟
.آره
حدودای 6:30 یه ماشین میفرستیم تا واسه ...شام بیاد دنبالت
.و بهت پیشنهاد میکنم یه چرتی بزنی
...آخه این کارها زیاد طول میکشه
.و نمیتونی زود برگردی
...میدونی، فقط باید خودمو بشورم
.بعدش دوست دارم برم اداره
،اگه ممکنه، امشب واسه شام میریم ...نوشیدنی میخوریم
.و یه مقدار با همه آشنا میشیم
No comments yet. Be the first to leave one.