The Faithful

The Faithful

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Faithful S01E01 720p WEB H264-JFF
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 The Faithful: Women of the Bible 2026 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-03-29
ഡൗൺലോഡുകൾ: 25
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

نام‌های ما در طول زمان زمزمه شد

از نسلی به نسل دیگر

من یک برده‌ی مصری بودم

اما او همه‌چیز را تغییر داد

زنی که در برابر هیچ‌کس سر خم نکرد

من در جستجوی آزادی بودم

او در جستجوی ایمان بود

زندگی‌های ما قرار بود یکی شود

داستان از زمان‌های دور شروع شد

در بازاری در حران

به آبیِ خودِ دریاست

من حتی تا به حال دریا را ندیده‌ام

آها

قیمتش چند است؟

برای تو، ده شِکِل

شاید یک روز دیگر

بهت می‌آید

این‌طور فکر می‌کنی؟ خیلی زیاد

سارای! سارای

همه‌جا را دنبالت گشتم

چی شده مادر؟

"آبیمِ گراری" پیشنهادی به پدرت داده

دوازده میشِ درجه‌یک در ازای دست دخترش

تو چی می‌گی؟

گمانم بهای مناسبی برای عروس باشد

تو چی می‌گی سارای؟ موافقی؟

تو چه نیازی به همسر داری، آبیم؟

مگر همین حالا یکی نداری؟

تیلدا. او به من سه پسر داد

من بیشتر می‌خواهم

دوباره می‌پرسم، موافقی؟

با ازدواج با مردی که به سختی می‌شناسمش

چه برسد به اینکه تحسینش کنم؟

فکر نکنم. سارای

به نظر می‌رسد دخترت چیزی دارد که

برخی به آن روحیه‌ای سرکش می‌گویند

او خیلی وقت است که این‌طوری است

عذرخواهی کن سارای. نه

در برابر نامزدت تعظیم کن و بخشش او را بپذیر

من در برابر هیچ مردی تعظیم نمی‌کنم

خب، حالا که از نزدیک نگاهت کردم

از همان اول هم ارزش دوازده میشِ درجه‌یک را نداشتی

هی

شنیدی بانو چی گفت، راهت را بکش و برو

پسر، این موضوع ربطی به تو ندارد

افسوس

زیبایی‌ات بیشتر از عقلت است

ببین چه دست‌گلی به آب دادی

حالا دیگر هیچ مردی با تو ازدواج نمی‌کند

حالت خوب است؟

تو چطور؟

گوش کن سارای، من

من حتی دوازده گوسفند هم به نامم ندارم، یا حتی چیزی نزدیک به آن

اما

افتخار می‌کنم که شوهرت باشم

آبرام

نه کسی که در برابرش تعظیم کنی، بلکه کسی که شانه به شانه‌اش بایستی

فرقی نمی‌کند زندگی چه پیش بیاورد

بالاخره

فکر کردم شاید هیچ‌وقت نپرسی

من را می‌پذیری، سارای؟

من با تو می‌ایستم، آبرام و همسرت خواهم بود

تا روزی که بمیرم

امیدوارم فرزندی به همراه داشته باشد

فرزندانِ بسیار، بسیار زیاد

آبرام

یادت بود. البته که بود

یک پیکنیک

بیست و پنج سال

من هم یادم هست

همین الان تمامش کردم

اوه، زیباست. عاشقش هستم

رنگ مورد علاقه‌ات

سارای؟

اصلاً به این فکر می‌کنی که همسر دیگری بگیری؟

اوه، عجب سوالی است که در روز سالگردمان

از شوهرت می‌پرسی

بیشتر مردها در موقعیت تو این کار را می‌کردند

بیشتر مردها با زنی مثل تو ازدواج نکرده‌اند

تو همسر منی و نه هیچ‌کس دیگر

من در حق تو کوتاهی کردم

نه

نسل تو با من به پایان می‌رسد

وقتی بمیریم، نام تو هم با ما می‌میرد

تمامش کن

حقیقت را به من بگو همسرم، همین‌جا و همین حالا

آیا باز هم با من ازدواج می‌کردی

اگر می‌دانستی نمی‌توانم برایت فرزندی بیاورم؟

شانه به شانه، فرقی نمی‌کند زندگی چه پیش بیاورد

یادت هست کی این را گفتم؟

مثل اینکه همین دیروز بود

شنیدی؟

فقط صدای باد است

می‌توانیم دوباره بخوابیم؟

صبح بخیر نیلیا

متاسفم. او بیدارت کرد؟

اوه، اشکالی ندارد. صدای سرفه‌اش است؟

اگر کمی نعناع و عسل در چای بریزی

باید کارساز باشد

اوه! اوه

نگاهت کن. چطور این‌قدر بزرگ شدی؟

آبرام؟

آبرام

آبرام

او با من حرف زد

چی؟

او با من حرف زد

کی؟

خدا

خدا؟ کدام خدا؟

خدا

خب، او چه شکلی است؟

نامی دارد؟

چیزی نگفت

و من هم او را ندیدم

پس... پس فقط یک صدا بود؟

یک صدا

یک حضور

توصیف‌ناپذیر

او گفت: "هجرت کن، از سرزمین مادری‌ات

به سرزمینی که به تو نشان خواهم داد."

و تو می‌خواهی به خاطر یک خواب این کار را بکنی؟

نه، خواب نبود

من به همان اندازه از این بابت مطمئنم که به عشقم به تو اطمینان دارم

او گفت که از من ملتی بزرگ خواهد ساخت

فرزندان، سارای. او قرار است به ما فرزند بدهد

این‌ها کلام او بود

این‌ها کلام او به تو بود، آبرام؟

بله، و من باید بروم

باید به جایی بروم که خدا مرا هدایت می‌کند

اما بدون تو نمی‌توانم این کار را بکنم

خواهش می‌کنم، عشق من

باید به من اعتماد کنی

خواهش می‌کنم به من اعتماد کن

امم، من به تو اعتماد دارم

اگر لازم است که این کار را انجام دهی

من با تو می‌آیم

الیزر، این‌ها را هم پر کن

باید تا جایی که می‌توانیم با خودمان آب ببریم

من مطمئن می‌شوم که برای همه‌ی خدمتکاران به اندازه‌ی کافی هست

سارای

دخترم، من نگران امنیت تو هستم

این‌ها را بگیر

بت‌های خانگی تا در طول سفر از تو محافظت کنند

آبرام از من محافظت خواهد کرد

تا دیدار دوباره، پدر

می‌ترسم که دیگر دیداری در کار نباشد

نه در این زندگی

باید آب پیدا کنیم

و علف برای چرای گله‌مان

کجا؟

در تمام منطقه لوانت خشکسالی است

پس به سمت جنوب، به مصر می‌رویم

خشکسالی هر چقدر هم باشد، نیل هنوز جاری است

نیلیا

برای کوچولوهایت

ممنونم، بانو

بیا

مردم دارند از گرسنگی می‌میرند، آبرام

آیا خدای تو درباره‌ی این همه رنج به تو هشدار نداده بود؟

حالا آب داریم. غذا هم می‌رسد

خب، بهتر است زودتر برسد

مردم گرسنه‌اند. آن‌ها نان می‌خواهند

اگر بهای کافی پیشنهاد بدهیم

حتماً جایی برای خرید غله پیدا می‌شود

من فوراً می‌روم

اما باید کاری کنیم که دوام بیاورد

فرعون

فرعون! فرعون! فرعون

الیزر، سرت را پایین بیاور

تعدادشان خیلی زیاد است

این یکی

چرا تعظیم نمی‌کند؟

او باید درس عبرتی برای دیگران شود

بانو سارای، در برابر خدای زنده زانو بزن

او را بگیرید

صبر کنید! صبر کنید! نه! صبر کنید! نه

خواهش می‌کنم، بگذارید برود

حرکت کن! نه! ولم کنید

هیاه! آبرام! آبرام

سارای! سارای

سارای

نامت چیست؟

سارای

به من بگو سارای

آیا از خون سلطنتی هستی؟

نه، ای فرعون

آیا الهه هستی؟ نه، ای فرعون

با این حال از تعظیم در حضور من امتناع می‌کنی

من خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم که در برابر هیچ مردی تعظیم نکنم

و می‌گویی که این موضوع شخصی نبوده؟

قصدم بی‌احترامی نبود

در مورد یک خدا چطور؟

آیا در برابر او تعظیم می‌کنی؟

اگر با یکی روبرو شوم

اشکالی ندارد

او در مصر تازه‌وارد است

او نمی‌داند

اگر با خدایی روبرو شوی و او را نشناسی چه؟

او مرا خواهد شناخت

More Farsi Persian subtitles for The Faithful

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left