Sanctuary: A Witch's Tale

Sanctuary: A Witch's Tale

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Sanctuary A Witchs Tale S01E01 XviD-AFG
കമന്ററി എഴുതിയത് Saeed_Pardis

ടാഗുകൾ

XviD
web
720p
720
1080
x264
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-04-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 34
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

.سنکچری، زادگاه من

شهری که در آن ،صدها سال جادوگرانی مثل من

،تو سایه زندگی کردن

و از ترس آزار و اذیت .قدرت خودشون رو مخفی کردن

،امروز، تو فضای باز زندگی می‌کنیم

تا آزادانه به جادوگری بپردازیم .و به نیازمندان کمک کنیم

سنکچری حالا بهشتی شده که که پذیرای همه‌اس

مدت زیادیه که اون روزهای تاریک .رو پشت سر گذاشتیم

یا حداقل اینطور فکر می‌کردیم

،اوه، خب بچه ها، به نظر میرسه

شما جای مناسبی رو انتخاب کردین ،یعنی که سنکچری جای ارزونی نیست

ولی نگاه کنین ،با پول‌تون چی بدست میارین

مناظر عالی، تاریخی جالب .افراد فوق العاده باحالی مثل این بچه‌ها

آدم باحالی‌ام؟

.داری منو تحمل می‌کنی

،عشاق دوران بچگی

اوه

.پرخورها، تنبیه می‌شین

مگه همه‌مون مثل هم نیستیم؟

اوه، بله، همه‌مون ،تو اینجا ازدواج کردیم

.بجز سارای عزیزم

جادوگری رسمی ،مادری شگفت انگیز

الهام بخش و نیمه گمشده‌ی من

چی، شدی تبلیغات چی من؟

خب، همینطوره .دیدار با همه‌تون باعث خوشحالیه

از خارج شهر میایم و

.کاملا مطمئن نبودیم، که چی در انتظارمونه

کلاه‌های نوک‌تیز شعبده‌بازی آدمای عجیب و غریب؟

،وای خدا نه، نه

.بله، یه جورایی

نکته مهم در مورد جادو اینه که

.مرموزه ولی جواب میده

.آره

.کاملا، واقعا جواب میده، حقیقت داره

خوب، ببین، می‌دونم که ،همه طرفدار جادوگری نیستن

و خیلی از جاها ،با حرف ازت حمایت می‌کنن

گرچه بعضی‌ها ممکنه، اونو ،باورهای عجیب و غریب بدونن

.سنکچری عموماً اونا رو با جون دل می‌پذیره

خونواده من 300 ساله که ،اینجا زندگی می‌کنن

بنابراین فکر می‌کنم .خودش گویای همه چی باشه

...و امیدوارم، شما بچه ها بزودی

.وایسین

ولم نکن

نگهم‌دار

... :: ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس :: ...

سنکچری حکایت یک جادوگر

"شش سال بعد"

.موضوع خانم وایت هال‌ـه

.تا حالا با یه جادوگر مشورت نکردم

.اوه خواهش می‌کنم، جای نگرانی نیست

،مایکل وضعیتت رو بهم گفت

می‌دونستم که باید ،تو مسیر درست راهنمایی‌ت کنم

البته مایکل مدام دنبال ،پیروی از علائم میره

پس هرگز قرار نیست به طور رسمی .مسیر رو بهت نشون بدم

.سلام، خانم وایت‌هال

.سلام، کتی

ولی اون به خوبی من می‌دونه که .این شهر به سارا متکی‌ـه

،وقتی دن دچار مشکل همسترینگ شد

.اونو تو کمترین زمان به دنیا برگردوند

"سارا فین" جادوگر رسمی

.ابی، امیلی

،پس این احساس فشار

.فقط یه احساس نیست

.یه درد واقعیه

.شوهرم فکر می‌کنه دارم خیال می‌کنم

ولی داره بدتر میشه ،و دارم فکر می‌کنم

نکنه دارم سکته می‌کنم؟

باید فوق العاده ترسناک باشه

اشکالی نداره اگه نگاهی بندازم؟

.نه، حتما

خیلی‌خوب

.فکر کنم الان تصویر واضح‌تری ازش دارم

این بچه اولت نیست،درسته؟

آماده رفتن شدی؟

.اونا فقط تو رو می‌خوان، نه من

،پس گفتن که تو حالت پریشونی بوده

.و باید سریع بچه رو بیاریمش بیرون

من چیزی یادم نمیاد ،تا زمانی که گفتن متوقف شده

...ضربان قلبش

دیگه نمیزنه

ابیگیل گفت می‌تونی بهم کمک کنی

می‌تونی این یکی روزنده نگه داری؟

قانون بهم این اجازه رو نمیده که

.تو نتایج و وقایع آینده دخالت کنم

...ولی اون گفت

کاری که می‌تونم بکنم اینه که بهت ایمان و اعتماد بدم

،که بدنت کارش رو انجام بده .و دادن استقامت برای تحمل دردهای بیشتر

و اعتماد داشته باشی که این روح .راه خودشو پیدا می‌کنه

و تنها کاری که باید بکنی .اینه که ازش استقبال کنی

پس طلسمی براش هست؟

.آره، هست

پس، اگه مشکلی نیست .این فرم مجوز رو امضا کن

نوشته رضایت دادی که .این نمونه‌های مو رو بگیرم

و موافقت تو رو دارم که ازش بعنوان

بخشی از هر گونه درمان استفاده کنم ،و هر نمونه‌ی استفاده نشده‌ی دیگه

همراه با یادداشت‌هات .تو گاوصندوق من نگهداری می‌شه

.حتما

.باشه

.پس امشب درمان رو آماده می‌کنم

فکر می‌کنم که افراد نا امید و درمونده زیادی رو می‌بینی

.که به امید معجزه هستن

آره

و می‌تونی معجزه کنی؟

.اینطور میگن

.متشکرم، شارلوت به مامانت میگی که حالش رو پرسیدم؟

.آره، میگم

.ممنون رفقا .نگران نباش

.اوه، هیجان انگیزه، سارا

سلام ابس، چطوری؟ .آره، خوبم

.عالی‌ام

سلام سارا، خوبی؟

.دن، خیلی وقته ندیدمت

.دل منم برات تنگ شده، از دیدنت خوشحالم

،مری آن، نمی‌دونم چطوری اینکارو می‌کنی

راستش، نمی‌دونم چطور اینکارو انجام میدی

.سلام بئاتریس

.هی، بی سلام بچه ها، اوضاع چطوره؟

سلام .خانم وایت‌هال

.دست بردار، اسمم ابیگیل‌ـه

.اگه اصرار داری باشه، حالت چطوره؟

.حالم خوبه

.آبمیوه بفرما .باشه سرآشپز

.برید کنار بچه‌ها

!هی

آماده‌ایم؟

.آره .آره

.خیل‌خب .شروع می‌کنیم

.بیا، مرد موفق .بعدا می‌بینمتون، بچه ها

.بیا بریم .میشه بریم؟

.زودباش، بریم انجامش بدیم

"جمع آوری کمک مالی سالانه"

.ممنون، ممنونم

دوستان و حامیان ...لطفا یه دست مرتب

،برای ملکه جمع آوری کمک‌مالی‌مون

.خانم ابیگیل وایت‌هال .آره

خب، متشکرم تد ،خوشحالم که این افتخار نصیبم می‌شه

ولی می‌دونم، کسی هست که .شما ترجیح میدین از خودش بشنوین

،کاپیتان زیر 18 سال‌مون

.بازیکن بین‌المللی آینده .چهار تا باشگاه برای جذبش التماس می‌کنن

.دوباره که شروع کرد

فقط اجازه بدین بگه که

موفق به دریافت چند جایزه شگفت انگیز

برای حراج خیریه شدیم ...آره، یه پرتره از

شهروند هنرمند فوق العاده‌مون .جولیا گارستون

یه بازدید از از طرف ایستگاه پلیس .توسط سربازرس بولت

برای کسانی که .با سلول‌های زندان آشنایی ندارین

،و از طرف متخصص جادویی‌مون

.سارا فین، یه طلسم انرژی‌بخش سفارشی داریم

.خب، بذارین تریبون رو بسپارم به کاپیتان‌مون

که بهتون میگه چطور می‌تونین .از تیم شگفت انگیزش حمایت کنین

.برای طلسم تو پیشنهادهای زیادی شده

.شرمنده که نمی‌تونیم اونو شبیه‌سازی کنیم

.امروز هیچ اثری از مایکل نیست

.اوه، یه بحران تو بیمارستان پیش اومده

،ولی برای ابیِ روز بزرگی بود

.تیم دانیال

.آره، تا زمانی که مرتب پول بفرسته

هوم؟

می‌خوای برسونمت؟

.من پیاده روی رو دوست دارم

.اوه نه نه نه

.من یه تنبلم ولی پی هنوزم دوستم داره

همیشه دوستش دارم .با اینکه قلبمو شکست

مگه طلاقم ندادی؟

هی، ایزی چطوره؟

.اوه، هنوز مریضه

هارپر چطوره؟

.هنوزم هارپره

جمع آوری کمک مالی چطور بود؟

دوست نداشتی شرکت کنی؟

چی رو از دست دادم؟

ابیگیل کلی از دن تعریف کرد؟

.حدس خوبی زدی

.خوب هر زمان که بخوام می‌تونم بفهمم

.اخیرا خبری ازش نیست

حالش چطوره؟

می‌دونی، فقط برای .سوپراستار شدن تمرین می‌کنه

.اوه، آره، ابی بهش اشاره کرد

تو امشب میری بیرون؟

.آره، قراره مهمونی تو انبار برگزار بشه

.آه

خب، اگه بهم نیاز داشتی .میرم خونه بریج

.طلسم و جادو خوش بگذره

.شوخی کردم

امشب نوبت کیه؟ دن؟

هارپر؟

هارپر چطوره؟

.در مورد دن وسواس دارم

اوه، به جرات می‌تونم بگم که .اونا همه مشکلات رو حل می‌کنن

.چه بخوای، چه نخوای

به هر حال، من نمی‌تونم .با نمایشهای اونا مسخره بازی در بیارم

میشه منو برسونی؟

.اوه، از بابا بپرس

.امشب قراره دخترا رو ببینه

.کالسکه شما در انتظار ملکه منه

.دارم وزوز می‌کنم

.فکر کنم همه‌مون کمی شاداب شدیم

اوه، سارای عزیزم میشه روشن‌شون کنی؟

.اوه، آره

،همیشه چنین افتخاری رو حس می‌کنم

More Farsi Persian subtitles for Sanctuary: A Witch's Tale

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left