ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.آزاد ميباشد .تصويبشده به شمارهيِ 3-4 .فلذا فيلم در ادامه نمايش داده خواهد شد
«« مـرگِ يـک بـوروکــرات »»
ضمناً فيلمِ مذکور توسطِ انستيتويِ هنر و صنعتِ .سينماتوگرافيِ کوبا توليد شده است
ضمناً در ساختِ اين فيلم .اشخاصِ بسياري مشارکت داشتهاند
ضمناً از اساتيدي بهرهمند گرديدهام .که به اينجانب مشاوره دادهاند
.تصويبشد
: اول : اساميِ بازيگرانِ اصليِ فيلم
«سالوادور وود» ،در نقشِ پسرخواهر
«سيلويا پلاناس» ،در نقشِ بيوه
«مانوئل استانييو» ،در نقشِ بوروکرات
«گاسپار ده سانتِليسِس» .در نقشِ رئيسِ پسرخواهر
اساميِ بازيگرانِ : نقشهايِ برجستهيِ بعدي
اين اسامي نيز در ساختِ فيلم : ايفايِ نقش نمودهاند
دوم : اساميِ کساني که در پشتِ دوربين : فعاليت نمودهاند
.از «گونزالز» بپرسيد
سوم : معرفيِ قطعاتِ موسيقيِ بکار بردهشده : و سازندگانِ آنها
چهارم : از نهادهايِ ذيل : کمالِ قدرداني را داريم
پنجم : اين فيلم : تقديم ميشود به
،«لوئيس بونوئل»، «استن لورل» ... «اوليور هاردي»، «اينگمار برگمن»
،«هارولد لويد»، «آکيرا کوروساوا» ... «اورسن ولز»
،«خوان کارلوس توبيو»، «اليا کازان» ... «باستر کيتون»
ژان ويگو»، «مرلين مونرو» و تمامِ کساني که» .از زمانِ «لومير» تا امروز در صنعتِ فيلم فعاليت داشتهاند
،تصحيح و غلطگيري در هاوانا .مورخِ 9 مارسِ 1966
«امضاء توسطِ : «توماس گوتيهرِز آلئا .کارگردانِ فيلم
: رونوشت به .تماميِ مديرانِ سينما
رفقايِ ،آقا و خانم
گاهي دشوار است ... يافتنِ کلماتي که
بتوانند عزيزانمان را ،تا آرامگاه واپسينشان همراهينمايند
،ليکن در اين موردِ بخصوص .تنها تککلمهاي کافيست
تککلمهاي که وقار، استواري و لياقتِ ... اين مردِ والامقامي را
خلاصه مينمايد که فقدانِ نابهنگامِ ... وجودِ مشعشعش
ما را در اينجا .گرد آوردهاست
.يک کلمه
.پرولتر
و اينچنين بود .«فرانسيسکو خوزه پرز»
... برايِ دوستانش .«پاکو»
پرولتري بهمعنايِ واقعيِ کلمه ،و حتي بيشتر
،هنرمندي بازنشسته، مخترعي بلندآوازه .الگويي برايِ ميهنپرستان
او از عنفوانِ طفوليت ... تمايلي مقاومتناپذير نشان ميداد
.به هنرِ مجسمهسازي
قطعهاي خاکِ رُس يا آهن ... در دستانش تغييرِ شکل مييافت به
،يک کبوترِ صلح ... عقابي مغلوب از نيرويِ کار
اثري جاودان .از عملِ خلاقانه
پشتکار و عزمِ وي ... از برايِ پيشرفت
بهزودي او را مالکِ يک کارخانهيِ .سنگِ مرمر نمود
ليکن شغلِ او ... بهمثابهيِ يک مجسمهساز
موجب نگرديد وظايفِ پرولتارياييش را .فراموشنمايد
همواره ميشد او را مشاهدهنمود ... در خطِ مقدمِ مبارزه
برعليه تماميِ ،نيروهايِ بيدادگر
و او هرگز از آن آرمانهايِ انقلابي .دست نکِشيد
،شورِ ميهنپرستانهاش او را به کار سوق ميداد ... روز و شب، خستگيناپذير
،در حالِ ساختنِ تنديسها با دستانِ خويش ... پيشيگرفته از اهدافِ توليد
،و دغدغهمند با اين ايده که در عرضِ يکسال ... در خانهيِ هر خانوادهيِ کوبايي
.صاحبِ کُنجي وطنپرستانه باشد ... و بدين قرار بود که بر رويِ شاهکارش به کار پرداخت
دستگاهي که تنديسها را با سرعتِ فراوان .و به ميزاني باورنکردني توليد مينمود
«فرانسيسکو خوزه پرز» .ميکلآنژ»ي بود فروتن»
و به همين دليل، رفقايش فقط ميتوانستند بپذيرند ... که بهترين تجليل از او
اين باشد که همراه با ،کارتِ عضويتِ کارگريش تدفينگردد
،همچون نمادي از وضعيتِ او بهمثابهيِ يک کارگر ... تا همچون نشاني ابدي عملنمايد
از کارِ خلاقانهاش، تا بدانجايي که .روحِ پرولترش قطعاً خواهد رفت
رفقايِ ،آقا و خانم
من از طرفِ بيوهيِ داغديده ... و پسرخواهرِ ايشان
تنها ميتوانم از شما تشکر نمايم بابتِ ... ملحقشدن به ما در اين روزِ غمناکي که
گويا طبيعت نيز با درد و اندوه ما .يگانه گشتهاست
،و بدين قرار .ختمِ کلام ميکُنم
.کارمون تقريباً تمومه
کارت رو آوردين؟
کارتِ پزشکي ديگه، درسته؟ - .نه، کارتِ کارگري -
.ولي من چنين کارتي ندارم، آخه خانهدار هستم - .مالِ خودتون نه، خانم -
.مالِ مرحوم، که اميدوارم روحش در آرامش باشه .چون لازمه که به پرونده پيوستشکُنيم
مالِ شوهرم؟ - ... عمه جان، اين همون کارتيه که -
... آخه
... آخه - .بهشون بگو -
آخه اين همون کارتيه که .همراه شوهرم دفنشده
چي؟
.آره، ما نميدونستيم .کسي چيزي نگفت
،آخه داييِ من يه کارگرِ نمونه بود متوجهين؟
آره، ولي من بايد .پيوستشکُنم
!واي خدايِ من! چه مشکلِ بزرگي - .صبرکُن عمه جان. حتماً ميشه درستشکرد -
،ببين رفيق .بذار توضيحبدم
،داييِ من عاشقِ رفقاش بود .بههميندليل يه دستگاه اختراعکرد
،بنابراين حينِ شبزندهداري کنارِ جسد ... اعضايِ اتحاديه پيشنهاد دادن
که همراه کارتِ عضويتش .دفن بشه
پس کارتشو تويِ تابوت .گذاشتن
حالا نميتونين براش يه المثني صادر کُنين؟
المثني؟ .نميدونم، کارِ خيلي مشکليه
.آخه تنها راهحل همينه - .بله، ولي فقط خودِ شخص ميتونه درخواستشو بده -
!يا مريمِ عذراء
نميبايست کارت رو .همراهش دفن ميکردين
الان قضيه .خيلي بغرنج شده
.ببين رفيق، اون قبلاً دفنشده .پس حالا بايد يه راهحل پيداکُنيم
.آره، ولي نميدونم ... اولين باريه که ميشنوم
کسيو با کارتش .دفنکردن
.خُب از اين اتفاقها ميفته ديگه - .ولي نميبايست بيفته -
خُب اتفاق افتاده ديگه! داييِ من يه کارگرِ نمونه بود، مقصرش کيه؟
.آره، اين تقصيرِ هيچکس نيست - ... باشه، ولي تصورکُنين اگه تمامِ کارگرها -
... دفن ميشدن همراه با - !نه، نه تمامِ کارگرها -
داييِ من يه دستگاه !اختراع کردهبود
،دستش درد نکُنه ولي من چکار ميتونم بکُنم؟
!خُب يه کاري بکُنين ديگه! يالا !ايشون به مقرريش نياز داره
.البته رفيق، البته .آرومباش
آخه چطور ممکنه ندونين چکار کُنين؟ .شما برايِ همين کارهاست که اينجايين
.آرومباش رفيق. ما اين مسئله رو حل ميکُنيم مشکل چيه؟
.اين خانم برايِ دريافتِ مقرريش اومده ... و به همين دليل، نياز به کارتِ عضويتِ
.شوهرِ مرحومش داريم - .از صميمِ قلب تسليت ميگم، خانم -
و؟ - .و خُب همراه کارتش دفنشده -
تابحال همچين چيزي شنيدهبودي؟ - همراه کارتش؟ -
.آره
و اونوقت فکرميکُني بابتِ يه تشريفاتِ ساده اين خانم ميبايست بدونِ مقرريش سر کُنه؟
... خُب والا - ما به همين دليله که اينجايم، درسته؟ -
ما اين مسئله رو .حل ميکُنيم
،«بيا بريم پيشِ «مدينا .اون ميتونه اين قضيه رو حلکُنه
.صبرکُن، بيا از «ليساندرو» بپرسيم ... اون سالهاست که
.بيا مستقيم بريم بالا
،«بريم پيشِ «مدينا ها؟
.از اينطرف، خانم
،البته برايِ وضعيتي از اين نوع .هيچ قانوني در نظر گرفتهنشده
شايد چون اخيراً اين دستور وضعشده که .از اربابرجوع گواهينامهيِ کار دريافتکُنيم
و ضمناً هيچ رويهيِ حقوقي هم وجود نداره .که بتونيم بهش تکيهکُنيم
،ما با موردِ منحصربهفردي مواجهيم .موردي که غافلگيرکُنندهست چون نامعموله
و البته بههرحال ،نميبايست غافلگيرکُننده باشه
چون بايد بپذيريم که تدفينِ يک عزيز ... با متعلقاتش
بهنوعي ... مشخصکُنندهيِ اينه که
،اون شخص، چه کسيست و چه خصوصياتي داشته .هرچند شايد اين حرف مبالغهآميز بهنظر بياد
و در اين مورد، کارتِ مذکور، برچسبي بيچونوچراست .از اينکه او يک کارگر بوده
.يک کارگرِ نمونه، دکتر - .بله، يک کارگرِ نمونه هم -
،همونطور که گفتم .اين در تاريخ ريشه داره
،و برميگرده به دورانِ مصرِ باستان .و صدها سال قبل
مرسوم بود متوفي همراه با اشيائي دفنبشه ،که در عمرش موردِ استفاده قرار دادهبود
تا روحش نيز .ازشون استفادهکُنه
،واضحه که در اين قضيه، استدلالي نمادين وجود داره .عاري از دلالتهايِ ديني
ولي البته باز هم ... از همون جنس باقي ميمونه و
،و بهنظرِ من، بله .اين عملاً مشابه همونه
،خُب پس دکتر ميتونيم درستشکُنيم؟
بله، از اونجاييکه نميتونيم المثني صادرکُنيم، بدليلِ اينکه ... فقط طبقِ درخواستِ متوفي ميشد چنين کاري کرد
پس بنابراين .نبشِقبر ضروريه
چي گفت؟
لازمه که دايي «پاکو» رو .نبشِقبر کُنيم
،خُب رفيق .نظرِ دکتر رو شنيدي
،هروقت کارته رو بدست آوردي .شخصاً بيا پيشِ خودم
.ديگه همهچيز حله
،عمه جان، عمه جان چت شده؟
.شايد خستهشه
"فقط برايِ ورود"
"اهدافِ نيمساله"
آيا من در حالِ" "دنبالهروي هستم ...؟
.رفيق
.رفيق
.ايناهاش
رفيق، برايِ درخواستِ نبشِقبر بايد کيو ببينم؟
لطفاً اين فرم رو .پُر کُنين
.بذارش رويِ ميز .من همينالان برميگردم
.نبشِقبر رو فراموشنکُني - .نه، يادم نميره -
.ببين رفيق، موردِ من متفاوته .من نميخوام جسد رو دربيارم
ولي درخواستِ نبشِقبر فقط برايِ وقتيه که .لازمه بقايايِ جسد جابجا بشه
درسته، ولي تويِ اينجا .جسد کاملاً جاش خوبه
فقط نياز به مجوز دارم برايِ بازکردنِ تابوت .و خارجکردنِ يه مدرک
ولي جسد بايد .تجزيه شدهباشه
چطور ميتونه تجزيه شدهباشه وقتي همين 2 روز قبل دفنشده؟
گفتي 2 روز؟
بله، به همين دليله که ميگم !... اين فرمِ تقاضانامه
بهگمونم حکمِ قضايي نياوردي؟
نه، اون ديگه چيه؟
،تا قبل از گذشتِ 2 سال از زمانِ تدفين ،هيچ نبشِقبري مجاز نيست
،مگر اينکه حکمِ قضايي صادر بشه ... و يا جسد موميايي شدهباشه
و يا از طرفِ وزارتِ بهداشت و درمان .مجوزِ ويژه و رسمي وجود داشتهباشه
نبشِقبرهايِ ممنوعه شاملِ مرگهايي هستن ،از قبيلِ طاعونِ گاوي، وبا و جذام
،و همچنين تبِ مخملک با زمانِ سپريشدهيِ 5 ساله .و اونهم در حضورِ مقامِ ارشدِ وزارتِ بهداشت
ولي من فقط ... نياز دارم به
ببين رفيق، يا برو ... حکمِ قضايي و مجوز بيار
.يا 2 سال ديگه برگرد
،اگه من هنوز اينجا باشم .خوشحال ميشم کمکتکُنم
.دست از شوخي بردار
،خواهش ميکُنم، حالا که مشغولين .قبرِ داييم که اونجاست رو هم بازکُنين
،يهکم حرمت نگهدار باشه؟
!چقدر گستاخ و پُررو
.نگاهکُنين، نگاهکُنين، درست همونجاست .اون قبرِ داييمه
،اون يه کارگرِ نمونه بود ميدونين؟
و با کارتِ عضويتِ کارگريش .دفنشد
.هي، يه دقيقه صبرکُنين
تعريفنمود روزي از برايم گورکن ... داستانِ خويش را
،و گفت که چگونه بختِ بيرحم و مرگ .از کفش ربود عشقِ شيرينش را
پس قرار نيست متوفي رو از تويِ يه قبر بذاريم تويِ يه قبرِ ديگه؟
.نه، فقط قبر رو باز ميکُنين، همين و بس .جسد همونجا سرِ جاش ميمونه
.نگراننباش .ما قبلاً هم اين کارو کرديم
،نميدونم والا ... آخه راستش
.ساکتباش .ما بايد اين قضيه رو حلکُنيم
... آره، ولي
.ولي بي ولي. کاغذبازيِ اداريش خيلي زياده .پس ساکتباش
خُب پس ... فکرميکُني که
.آره، همين فکرو ميکُنم .امشب همديگه رو ميبينيم
.بريد داخل .ابزارها رو بياريد
،همينجا منتظرم بمون .و ساکتباش
،اونجا منتظرم بمون !داداش
.اينجاست - مطمئني؟ -
.آره، اين داييمه
.دايي جان، با اجازهات ... معذرت ميخوام، ولي
کي اونجاست؟
.من نميخوام جسد رو ببرم .فقط کارت رو بيار، همين و بس
.نگراننباش .رديفه
No comments yet. Be the first to leave one.