ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
:کــــاري از نگيـن آريـا پريسا
اونا روي اون خط اند اونا مارو به دام ميندازن
اگه بتونيم اون طرف رو پاکسازي کنيم و در اطراف جناح راست شون حرکت کنيم
ميتونيم گيرشون بندازيم فهميدم
"تو ، "کِنتون" و "مِـي منو پوشش بديد
نه . تو نميتوني تنهايي اينکارو بکني
من نميزارم سربازهام قرباني بشن
!منو پوشش بده
....رفيق تو انگار همه جات رنگي شده
رو به راهي داداش؟
خيلي خب، واي اينهاش
خب
خيلي خب خيلي خب
اوه ببخشيد ميخواي کمکت کنم؟
نه. ميتونم نون تست درست کنم
فقط آشپزخونه ات زيادي کوچيکه
آشپزخونه من همون اندازه ايه که قبلا بود
- ببين - اين يعني اينکه من دارم گنده تر ميشم
- خودم خوب ميدونم - نه ، نه
منظورم اين نبود که تو گنده تر شدي
منظورم اينه که...ميدوني..تو..تو..تو بخاطر رشد بچه سايزت يکم بزرگتر شده
ميدوني همينطوري که الان توضيح دادي ...بعدش
ميدوني..تو همه جوره عالي به نظر مياي
چيزي که الان داري ميبيني نشون دهنده ي مردونگي ته
که باعث شده تو احساسِ غرور و افتخار زيادي بکني
طبيعيه که اينا رو با دلبري کردن قاطي کني و گيج بشي
تو عالي شدي بيا اينجا ببينم
اوه هممم
بفرما حالا چي؟
....خب. ام مجلــ مجله ات روي کاسه کورن فلکس منه
ميدوني مجبور نيستيم اينجوري ادامه بديم
خونه من جـادار تره
خب هردومون موافق بوديم که هرکدوممون يه مدت خونه ي اون يکي بمونه
- بله و داريم همين کارو ميکنيم - هيچ کدوممون هم واقعا اينجوري دوست نداره
من مشکلي ندارم
بيخيال استخوني ميدوني چيه؟ الان 5 ماه گذشته
و ما تقريبا همش پيش هم بوديم
چيزايي که ميخوايم يه تخته يه خونه..خونه ي خودمون
فکر کنم قبلا گفته بودي که تا ازدواج نکني خونه ات رو عوض نميکني
تو داري از من درخواست ازدواج ميکني؟
چــي؟ مــن؟ نـه.نـه
تو کسي هستي که به ازدواج اعتقاد داري من قرار نيست اين قضيه رو مطرح کنم
واي تو الان همين کارو کردي
داري ميگي که نميخواي ازم درخواست ازدواج کني؟
نه . تو بايد از من درخواست ازدواج کني
-اين مسخره است - مسخره نيست
اين اتفاق يه روزي ميوفته اما نميدونم کِي
اما وقتي اين اتفاق افتاد هر سه تامون بايد يه خونه بهتر داشته باشيم
....يه خونه اي که
بوت
درسته. الان راه ميوفتيم يه قتـل داريم
!بوت! اون تست منه
ببين اينجا پُر از سنگ و گِل و چيزاي ديگه ست بزار اون کيف رو من بيارم
بوت ، براي قرن ها ، زن هاي باردار ....بسته هاي يونچه ها رو حمل ميکردن
...کوزه هاي آب رو روي سرشون ميزاشتن
و بعدشم سرپا ميشستن توي مزرعه هاشون و بچه هاشونو بدنيا مياوردن
خب, قرار نيست که کسي توي مزرعه سرپا بشينه
سرپا نشستن يه حالت عالي براي وضع حمل کردنه
من هيچوقت نميتونم تو اين دوران بارداري جون سالم به در ببرم
دارم بهت ميگم
اوه چه قبر کم عمقي
آره , بارون باعث شده که بقايا پيدا بشن
اوه , پسر اين قضيه وجهه ي پينت بال *رو خراب ميکنه تيراندازي با رنگ
با توجه به لگـن قرباني مونث ـه
اواخر 20 سالگي اوايل 30 سالگي
بقايا با " مگاسليا اسکالاريس" ها يا همون "مگس هاي تابوت" پوشيده شدن
اونا وقتي که بوي لاشه رو حس ميکنن از لونه هاشون توي زمين ميان بيرون
انگار عروسيشونه مگه نه استخوني؟
آره خب خانوم هاشون حامله بودن
- به پروتئين احتياج دارن ديگه - منم اينو تاييد ميکنم
اونا تخم گذاري کردن که تخم هاشون الان در مرحله شفيره است
بنابراين زمان مرگ رو 7 روز تخمين ميزنم
من اسم تمام کساني که توي بازي پينت بال بودن رو ميخوام فهميدي؟
روي کامِ نرم و سختِ دهان يه آسيب وجود داره
....اين ميتونه اين ميتونه علت مرگ باشه
- همه چي رو به راهه؛ استخوني؟ - معلومه
من فقط دارم تناقض هاي عاطفي ...که علتشون
ترشح هورمون در دوران بارداري هستش رو تجربه ميکنه
انجلا قبلا براي تبليغ دستمال جادويي گريه ميکرد
شايد جسدها بالاخره تو رو ناراحت کردن
- معلومه که نه - بايد از اين يه عکس بگيرم هان؟
تمومش کن , بوت
بسيار خب, آروم باش باشه؟ اين فقط يعني تو, ميدوني ..تو عين يه آدم معمولي هستي
من معمولي نيستم من فوق العاده ام
اين صد در صد يه قتــله ....يه چيزي
يه چيز تيز شکل از کام سخت تا مغز اون فرو رفته
حالا منم بودم ناراحت ميشدم
من ناراحت نيستم
فقط بقايا رو بياريد آزمايشگاه
:کــــاري از نگيـن آريـا پريسا
استــــخــوانـها
نخستين قسمت فصل 7 خاطراتي در قبر کم عمق
يه جور پسمانده ي روغني روي لباس هاش هست
اون حتما روي يه چيزي دراز کشيده بوده
آره ، خب ميتونم با نمونه خاک هايي که از اون منطقه برداشتم مقايسه اش کنم
شما مراقب هستين که به شکستگي جمجمه آسيبي نزنيد ، مگه نه؟
الان داري مهارت منو زير سوال ميبري آقاي برِي؟
آه ، نه فقط ....دکتر برنان به من گفته که
مطمئن شم که بقاياي اون به خطر نيفتن
پس تو الان داري به بهونه ي دکتر برنان برا من شاخ شونه ميکشي
درحالي که اين منم که دارم اين آزمايشگاه رو ميگردونم
خب ، وقتي شما دکتر برنان رو در نظر بگيريد .....و تازه حاملگي هم بهش اضافه کنيد نه
شما تو زمينه ي خودتون بهترينيد
بهتره که شما برا من شاخ شونه بکشين
خوب خودتو نجات دادي
هر چيزي که بوده تا بالاي جمجمه فرو رفته
باورش سخته که ....اين کوچولوي 3 پوندي
ما رو به کسي که هستيم تبديل ميکنه
-! واي -! اوه خداي من
داخلش پُر سوسکه
بياين پيش باباي دوستاي کوچولوي من
ببين، اونا ممکنه که بعضي از ذراتي که روي سلاح بوده رو خورده باشن
...با توجه به شکل آسيب
و اين واقعيت اين که بعضي ...از بافت هاي مغر پاره شدن
به نظر يه سلاح فلزي مياد با لبه دندانه دار
خب , شايد شما ها بتونين کمکمون کنين مگه نه؟
شوخيتون گرفته؟
اونا سوسک اند ، نه توله سگ دکتر هاجينز
اه ببين چيه
دکتر برنان ازم پرسيده که چرا اينقدر طولش دادم
خب من...الان بهش ميگم که يه کم صبر کنه
چون من نميخوام شما رو هول کنم چيز ديگه هم مهم نيست
کار من تموم شده آقاي بري
.خدا رو شکر
پس اون کسي که نبرد هاي پينت بال ..... رو سازماندهي ميکرده
گفته که اولين بارشون بوده که از اون منطقه استفاده ميکردن
ما داريم عدم حضور افردي که اونجا نبودن رو بررسي ميکنيم
هيچکدوم از شرکت کننده ها سابقه جنايي ندارن؟
بدترين کسي که داريم يه مستِ آشوب گره که توي خونه دانشجويي زندگي ميکنه
و يه نفر که 2 روز بخاطر پرداخت نکردن نـفـقه بچه اش، خدمات انجام داده
همسر سابق اون گم نشده؟
راستش يه بانکي بوده که اونا به گند کشيدنش
تو انگار...ميدوني انگار خيلي گرسنه ي جزئياتي
- آه -.... اوه , من فقط
نه من فقط ميخوام کمک کنم ؛ ميدوني ...تحت شرايط معمولي
دکتر برنان بايد الان تمام حواسش به ميزش باشه ..پس
- خب ، ما هممون ميدونيم که استخوني معمولي نيست - درسته
- منظورم اينه که معمولي بودن تو کار اون نيست -نه ، نه
- خب ، من فقط ميخوام بدوني که من آماده ام؟ -آماده اي؟
-آماده ام - بسيار خب ، آماده
تمام چيزي که ازت ميخوام اون چيزاي روانشناسيـته
پس بين تو و دکتر برنان هيچ فشار يا استرسي بخاطر حاملگي نيست؟
نه ، قرار نيست ما درباره اين چيزا حرف بزنيم
چرا؟ اين يه چيز روانشناسيـه
- ما روبه راهيم ، ما روبه راهيم - بسيار خب
خيلي خب نميخوام زياد سمج بشم
اما اين بايد خيلي سخت باشه ...که تو و دکتر برنان
هنوز موافقت نکردين که قراره با هم کجا زندگي کنين
خيلي خب ، ميدوني چيه؟ من تير خوردم ، براي دشمن کمين کردم
دزديده شدم تقريبا غرق هم شدم ؛ باشه؟
خودم بلدم يه جا پيدا کنم که بتونيم توش زندگي کنيم
حالا تو هم برو يه قهوه بخور باشه؟
ممنون
راسته که تو توي صحنه جرم گريه کرده بودي؟
همش به خاطر افزايش ميزان هورمون هاي خروجي ام بود
ناراحتي ام بخاطر مرگ قرباني نبود
احتمالا بخاطر هورمون اچ سي جي بوده گنادوتروپين جفتي انسان
- دقيقا - هنوزم باورم نميشه گريه کرده باشيد
دوست داشتم اونجا بودم و اون صحنه رو ميديدم
- چرا؟ - عين خورشيد گرفتگي ميمونه
- اين چيزا معمولا اتفاق نميوفتن - بوت يه عکس از من گرفت
اما چون منم يه عکس ازش داشتم که ...داشت لُـخت املت درست ميکرد
اون هم موافقت کرد که عکس منو به کسي نشون نده
!!چه حرکت هوشمندانه اي
ببــ..ببخشيـد؟ لـخت؟ واي
خيلي خب ,گوش کن من بهترين دوست تو ام ,عزيزم
برا همين فکر کنم من بايد يه نگاه کوچولو به اون عکس بوت بندازم
....با توجه به بازسازي
اين شکستگي ها حدود 6 ماه پيش اتفاق افتادن
يه آسيب ديدگي هم توي استخوان پيشاني هست
همينطور بازسازي هايي در قسمت آسيب ترقوه وجود داره
و نوک شانه همشون سمت چپ اند
- ميتونه در اثر سقوط از جايي باشه - يا ضرب و شتم
گفتنش با اين همه بازسازي که وجود داره ، سخته
کلِ هيکلش بود؟
نه. به نظر مياد جراحات فقط تو اين قسمت گسترش دارن
منظورم اون عکس املت پزي بود
نميخواين برين و از اون عکسهاي قرباني براي بازسازي صورت استفاده کنين؟
!خرمگس معرکه
....قرباني روي اسيد هاي غنيِ
دي و تري غير اشباع خوابيده بوده
- اون چيه؟ - روغن تخم کتان
توي خاک و روي لباس هاش بود
چرا بايد يه نفر که کف يه قبره آغشته به روغن تخم کتان باشه؟
روغن از جذب آبِ زير جسد جلوگيري ميکرده
نميدونم چرا خشک نگه داشتن اون اينقدر براي قاتل مهم بوده
- مغز تو چطور پيش ميره؟ -.... کنار جاي زخم
من يه آسيب مغزي که مال قبل بوده رو پيدا کردم که اين ميتونسته عملکرد شناختي رو به خطر بندازه
وندل گفت که اونا يه سري شکستگي هاي بازسازي شده که مال 6 ماه پيشه روي جمجمه پيدا کردند
جور در مياد
از سوسک ها چه خبر؟
چيزي که به سلاح ربط داشته باشه نبود اما اينو نگاه کن
بافت هايي که اونا خورده بودن توش اثراتي از "لورازپام" بود دارويي براي درمان بيخوابي و اضطراب
اون تحت درمان بيماري هاي مربوط به اضطراب بوده
که ميتونه به اون آسيب هاي مغزي قبلي ربط داشته باشه
پس حدود 6 ماه پيش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و هفته پيش هم به قتل رسيده
عجب بد شانسي اي
هي , من تقريبا کارم تمومه
فقط بايد اجراش کنم
من واسه اين نيومدم اينجا
No comments yet. Be the first to leave one.