Ginger Snaps Back: The Beginning
ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سرخ پوستها متقدند که نفرين از زمان قديم آغاز شده
و از طريق خون انسانها نيرو گرفته
افسانه هاي زيادي از ونديگو وجود داره که
تو اون از اومدن دختر مو سياه و مو قرمزي نقل شده
افسانه هايي در مورد روز حساب
و فرا گرفتن زمين از مرگ نقل شده و روزي که نيکي در برابر بدي قرار ميگيره
و روزي که اين نفرين براي هميشه شکسته ميشه
و يا قويتر ميشه و تا نسلهاي بعدي ادامه پيدا ميکنه تا همه رو در رنج و عذاب قرار بده
اما داستان ما در مورد بقاست,
در مورد دو خواهر با پيوند خوني
پيوندي که شکسته نميشه
اين پيمان ما فراتر از همه چيز بود
فراتر از انسانها ، فراتر از خدا
فراتر از سرنوشت
و تو خون ما بود
با هم تا هميشه
من سردمه منم همين طور
جينجر فکر کنم راهمون گم کرديم
بريجيت ما چيزي رو گم نکرديم
اون ما رو گم کرده
آروم باش
يالا ، يالا
باشه پس همون پياده ميريم ، يالا
بريم
سلام
جينجر
حالتون خوبه ؟
چه اتفاقي اينجا افتاده ؟
خواهرم رفته
تابستانهاي زيادي که
تو باد ، تو درختان
تو خون
خواهران
مال تو و خواهرته
ممنون
جينجر بگو متشکرم ممنون
پسره رو بکش
يا اينکه يکي از خواهرها بدست اون يکي رو ميکشه
آروم باش، آروم باش
چه مرگشه ؟ چيزي نيست
جينجر نه ! برگرد ، برگرد
برگرد
بريجيت
منو از اين خلاص کن نميتونم
به کمپ برميگردم و سعي ميکنم اون پيرزن رو پيدا کنم
من رو اينجا تنها نزار
نگام کن ، تا 100 بشمار
قبل از اينکه تموم بشي من برگشتم
باشه ؟ يک ، دو
سه چهار
پنج
شش ، هفت
هشت ، نه
ده ، يازده
پنجاه
جينجر
پنجاه و پنج پنجاه و شش
کمک
لطفا کسي بهمون کمک کنه
بريجيت
جينجر
نود و هشت نود و نه
من تنها نيستم دارم ميشمرم
صد
بهش نزديک نشو حرومزاده
خوبي ؟
واسمون سوت زد ؟
مطمئنم با سگه بود
پسر
به تمدن خوش اومدي
کورمک
کسي رو شبيه اينها ديدي
غير از وقتي که تو کثافت خونه کار ميکردي ؟
جوابم بده
ما هيچوقت در رو براي غريبه باز نميکنيم
ميکنيم ؟ ابله
نزديکه شب بود و ما دنبال سرپناه بوديم
اينجا هيچ کس بدون نوبت حرف نميزنه
وقتي که تف ميکنم يعني اينکه نوبت منه
اما ميبينم که اوالين بار نيست که
دهن گشادت برات مايه دردسره مگه نه ؟
استوار ، کنار بايستيد
آقاي رولندز
مو سياهه زخمي شده نشونم بده
گازش گرفتن
چطوريه زخمي شدي ؟
تو جنگل روي تله پامو گذاشتم و سرخپوسته کمکم کرد ؟
ما همراه پدرمون مونتگومري فيتزجرالد بوديم
و ماموريتش پيدا کردن گذرگاهي بين کوههاي غربي بود
ولي قايقمون واژگون شد و آب ما رو به ساحل آورد ، ولي
والدينمون غرق شدند
بندازشون بيرون والاس بندازشون بيرون
اگه بهشون پناه بدي هممون رو تو خطر بزرگي ميندازي
گوش کن والاس بسته ديگه
بزار دکتر مورفي بهش يه نگاهي بکنه
والدينمون غرق شدن ؟ آره ، ولي هيچ دردي نکشيدند
واقعا تو آرامش مردند
جاي زخمت باقي ميمونه ولي پات قطع نميشه
بايد مطئن بشيم که زخمش عفونت نميکنه
اين لعنتي ها خون ميخواند
اوه خدايا نه اما مريضيت خوب ميشه
اون نميخواد که اينها رو روش بندازي - لازمه که اين کار بکنيم
من والاس رولاند هستم رئيس اصلي قلعه بيلي
و از اونجايي که امشب مهمون ما هستيد
شام تو سالن مهمانان سرو خواهد شد خانمها ... آقاي مورفي
حسش ميکني ؟
خوبه ، شکرگزار باش
که زنده اي
واسه تسکين دردت يه چيزي ميارم
واقعا چيز زيادي براي تسکين دردت ندارم که بهت بدم ولي
اين دارو هستش ؟
نه کاملا جينجر
من کنارتم
تا تموم شدن اثرش حاشو ببر دختر
آقاي مورفي ، قبرهاي بيرون
به خاطر آبله هستش
نه به خاطر اون نيست
قلعه تقريبا خالي از سکنه هستش
بيشتر مردم رفتن به خونه هاشون
بقيه هم که خوب نميخوابند
از چي اينقدر ميترسن ؟
مگه اونا رو نديدي
اونجا تو جنگل
ما چيزي نديديم
جاي نگراني نيست ، دختر
براي اينکه اونا شما ها رو ديدند
چه خوبه که بازم تو خونه مهمون داريم
شما ميخواستيدکه يه جاي راحتي رو پيدا کنيد براي همينکه تو جنگل سفر ميکرديد
سر راهمون از يه کمپ سرخپوتي رد شديم
بنظرم بهشون حمله شده بود
واقعا
مهاجم ها بهتون حمله کردنند
اين چيزي که اينجا اتفاق افتاده ؟
اينجا جايي که استخونهاي شيطون هم ميلرزه
سرخپوستها به شرکت گفتند که اينجا جاي خوبي براي ساختن قلعه و قرارگاه نيستش
ولي اونا گوش نکردنند
پس ، بقيه کجاند ؟
گروه تجاري قراره بود که با تجهيزات
دو ماه پيش برگرده
دو ماهه که
هيچ خبري ازشون نداريم
پس تو شرق هيچ گذرگاهي نيست ؟
با پاي پياده چند هزار مايله
اين اتاق جفري
پسر والاس بود
کجاست ؟ اون مرده
چند هفته پيش
اينا براي توئه اميدوارم که به تنت بياد
مال زن والاسه يه دختر سرخپوست خوشگلي بود
اونم مرده ، خيلي ناراحت کننده هستش
اينم از کليد
وقت شام مي بينمتون
هم
چه رنگ سياه قشنگيه
اتاق يه پسر مرده تنها اتاقي بود که داشتن ؟
بهتر از خوابيدن تو جنگله با ريشه ها دختان به جاي بالش و ملافه هستش
ما که قبلا اينطوري ميخوابيديم
با هم ديگه تا هميشه ؟
با هم ديگه تا هميشه
خانمها
بايد تو اينجا بيشتر غذا بخوريم
براتون دو تا صندلي اينجا گذاشيم
رئيس ، دعاي سر غذا
باشه ، البته
اگه خداي متعال با ما نباشد اين شام نخواهد بود
پروردگارا ما را بواسطه هدايتي
که دريافت ميکنيم قرين رحمت فرما
و به راستي که
براي تو ميگوييم
که اجازه نده که به وسوسه هاي جسماني تن دهيم
تا پاکدامن باقي بمانيم
با ايمانان بر جامه هاي خونين زانو خواهند زد
آمين
آمين
کتاب مقدس بد جوري روي اون مرد تاثير گذاشته
و شما
مراقب باش بهت گير داده
تا ميتوني از خوردنش لذت ببر
به زودي چيزي براي خوردن نخواهيم داشت
تدارکات به زودي ميرسه
ما بايد تا اون موقع صبر کنيم
ميخوام که به سلامتي
بسلامتي دوست سرخپوست خارق العادمون
ديده باني مثل تو که تو شرق داريم
بله ، داشتن تو برامون موهبتيه
چون تو خط مقدم گلوله ميخوري
مثل کيسه شني
حدود 7 پا و 300 پوند
والاس کار درستي کرده که اون رو اينجا نگه داشته
شکارچي مثل اون ميتونه هر چيزي بکشه
براي چي اينجا مونده ؟
اين چيزيه که هيشکي نميگه
نه ، منتظر چيزي هستي
چيه ؟
يه برادر خوني اونجا داري ؟
اونا از بيرون ازارمون ميدن و تو سرخپوست از داخل ؟
آروم باش ، آروم باش
آروم باش ولش کن
من به خواست خودم موندم
من براي اين موندم که
No comments yet. Be the first to leave one.