ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کِی قراره به همه راجع به ازدواجمون بگیم؟
اوه، فعلاً که چیزی نمیگیم تا وقتی که تمام برنامههامون رو بریزیم، باشه؟
- !وایسا - .بسیارخب
خیلیخب
.وای. انگار یکی این یارو رو جویده
.درواقع، تیکه پاره شده
استخوانهای انگشت و .قطعاتی از جمجمه گم شدن
.احتمالاً یه شاهین اونو خورده
نمیخوای با دوستامون درمیون بزاریم، بوت؟
واقعاً؟ تو واقعاً میخوای نظر همه رو
درباره اینکه دوست دارن عروسیمون چجوری باشه رو بدونی؟
چی، "تو نمیخوای پیراشکی سوسیسِ خوک سرو کنی؟"، هان؟
نه، نه. میدونی چیه باید تربچههایی سرو کنی"
که به شکل مرغمگس در آورده شده ".باشن و کلاه قاصدکی رو سرشون باشه
- .من تاحالا همچین چیزایی رو ندیدم - .ولی وجود دارن
براساس میزان تجزیه، من تخمین میزنم .که این حدود 3 روزه که اینجاست
.ولی احتمالاً "کم" باید اینو تعیین کنه
- ...میتونیم منتظرش بمونیم تا زمان دقیق - ...نه، نه، نه. اینکارو نمیکنیم
به اندازهی کافی اینجا آویزون موندیم، باشه؟
.دیگه کمکم ... میدونی دارم اذیت میشم
گوش کن، استخونی ... تمام چیزی که من میگم، اینه که
ببین، ما مدت زیادیه که منتظر این روز هستیم، روز عروسیمون، خب؟
.من فقط میخوام اون روز، روزِ ما باشه مگه تو نمیخوای؟
- ولی مگه ما همه رو دعوت نمیکنیم؟ - البته، معلومه که همه رو دعوت میکنیم
.تو خودت همیشه میگی : خودت بهتر میدونی
،باتوجه به شکاف کامی
همینطور عرض استخوان راموس تحتانی و انتهای دندههای جناغی
.قربانی یه مرد سفیدپوست در اوایل 50 سالگیه
منم بدم میاد وقتی مردم .بهم میگم چیکار باید بکنم
دیدی؟ حالا شدی همون استخونی که من عاشقشم، مگهنه؟
.ما قراره یه عروسی عالی داشته باشیم
...داری چیکار میکنی؟
.این درسته، هر چی میخواد بشه
باشه. ولی پیراشکی سوسیس خوک؟
.آره، پیراشکی سوسیس خوک .اوه، اون بهترین غذای خداست
.این هم ممکنه باعث بحث بشه
- .بیخیال - .این مثل یه اتفاق میمونه
اوه، نه. هیچ آدم 50 سالهای .نمیاد تنهای صخرهنوردی کنه
.این یه قتـل بوده
- تو داری اینو فرض میکنی، بوت - چی؟ خب، من اینم
من اساسی فکر میکنم، خب؟ .من فرض میکنم؛ این کاره منه
!وای
خب حالا اون شاهین رو هم .باید به آزمایشگاه ببریم
- اون داره انگشت میخوره؟ - آره. انگاره خیلی هم خوشش اومده
.ما به یه کنترلکننده حیوان نیاز داریم
.نه، ما باید بریم بالا
هی! میتونی این شاهین رو بگیری؟
باور کن؛ مطمئنم که از .پیراشکی سوسیس خوک خوشت میاد
خب من یه سری اطلاعات درباره شخصیت و رفتار اجتماعی
- ...صخرهنوردها جمعآوری کردم که - .عالیه
- نمیخوای بشنوی؟ - .خودم فهمیدم
روان اجتماعی، مثل رقص میمونه .میدونی، توی دیوونه خونه
درست گفتم، مگه نه؟ .بیا تو
میشه در رو ببندی؟ فقط، میشه یه لحظه در رو ببندی؟
- چه خبره؟ - ...ممنون، فقط میخواستم
ازت میخوام دربارهی یه .موضوعی ذهنت باز نگه داری
درباره چه موضوعی؟ منظورت ازدواجه؟
چون اگه میخوای با چترنجات از هواپیمایی چیزی
- ...بپری پایین - .نه
- من این پایینام، هر کاری بگی انجام میدم - کسی قرار نیست از هواپیما بپره پایین
خدا رو شکر؛ راستش من یه ایدهی .فوقالعاده برای عروسی دارم
.سوییتس، حرف من دربارهی ازدواج نیست .ـه VAL دربارهی
.اون کیه؟ نه، نه، نه
چون توی آخرین قراری که با یه شخصی داشتم فاجعه پیش اومد، خب؟
اون نوشیدنیش رو ریخت روی صورتم چون
- نمیدونست "جویدن" یعنی چه - ...این دربارهی
- یعنی یه چیزی رو بِجوی - سوییتس، فقط یه لحظه توجه کن
.معرفی کنم VAL میخوام تو رو به
...خب؟ این یه چیز مجازی ـه
- یه جور نمایشدهنده - آره! خودشه
.این یه سیستم شخصیتشناس مصنوعی ـه
...درسته، میدونی
خب، باید هر چیزی که از پرونده به دستم میرسه رو داخل این وارد کنم
- ...و بعدش نشون میده، خب - .عجب
.میخوان منو با یه کامپیوتر مقایسه کنن .من با یه بازی کامپیوتری جایگزین شدنی نیستم
...گوش کن، من باید .من فقط حس کردم که باید اینو بهت بگم
...خب؟ چون که تو، میدونی .واسه همین هم گفتم
،ولی اگه به کسی بگی .خودم میکُشمت
.نه، درک میکنم .این یه مشکل نیست
...این یه شوخی ـه. که
- منم موافقم. این یه شوخی به تمام معناست - .آره
برای من، مثل اون مرد روسی میمونه که داره با کامپیوتر شطرنج بازی میکنه
- .جواب نمیده - .دقیقاً
!کاسپارف " از کامپیوتر باخت" ....ولی این
.مقایسه خوبی نیست
- .چه پرنده قشنگی - میدونم، مگه نه؟
.و ببین چقدر استفراغ کرده
- ببخشید؟ - .آره
ببین، شاهینها دندون ندارن، خب؟
برای همین اونا باید لباسها رو پاره کنن و ببلعن همینطور گوشت و استخوان
...و بعدش چیزهایی که نمیتونن .میدونی، هضم کنن رو بالا میارن
.این پسر شکمش پر از مدرک ـه .منظورم اینه، اینو ببین
،عزیزم، وقتی داری استفراغ نشونم میدی .اینجوری لبخند نزن
."بهش میگن "رنگـل
.ببین، وقتی محتویات معده بیرون میان اینجوریان .ببین چقدر سفت و ماسیدهان
!باشه، فهمیدم دیگه .خودمم کمکم دارم حس میکنم میخوام بالا بیارم
.بیا بریم، رفیق
عکسهای رادیولوژی رو بررسی کردید، دکتر "ویلس"؟
.معلومه. خودم اون عکسها رو گرفتم
عدم وجود ضایعات در طول استخوان انگشتها
و در محل اتصالات غلاف خمکننده و عدم وجود فشاری ناشی از تغییرشکل
و یا شکستگیهای دیگه در مچ و کف دستها
نشون میده قربانی قبلاً .هرگز صخرهنوردی نکرده بوده
شما نباید اینجا کتاب بخونین، دکتر "ویلس"؟
ببخشید، اشتباه گفتم؟
.از موضوع منحرف نشید .شما اینجایید که کار کنید؛ نه کتاب بخونین
،باتوجه به میزان تجزیه و خشکی بافت
- ...من تخمین میزنم زمان مرگ - سه روز پیش
- ببخشید؟ - سه روز پیش
،من درجه حرارت صحنه جرم رو هم فاکتور گرفتم
...باتوجه به بارش و تغذیه از جسد
ببخشد که اینو میگم، ولی اگه ،تخمینی غیر از سه روز بزنید
.اشتباه کردید
- حالا، میشه این صفحه رو تموم کنم؟ - نخیر
.اوه، خدای من
چرا من هیچوقت برای چیزی که اینجا میبینم آماده نیستم؟
...آلفرد آدلر" میگه که سرکوبی محرکهای دیداری"
چرا اون برگشته؟
.چون باهوش ـه
واسه همینه داره کتابهای "میندی کالینگ" رو میخونه؟
.من یه دانشمند همهچیز دان ام
.هر چیزی رو میتونم یاد بگیرم
چقدر طول میکشه تا بازسازی چهره رو انجام بدی؟
- ...آه، باتوجه به آسیب جمجمه و بافت خشک - ...هرچه زودتر بهتر، واقعاً
.چون این یارو صددرصد به قتل رسیده
."فکر کنم یهکم زوده که اینو بگیم، دکتر "ویلس
.شاید زود نباشه
صدمات روی صورت نشون میده که صورت قربانی اول به صخره کوبیده شده
مثل اینکه اون از لبه صخره به پایین پرت شده باشه
- که نظر بوت هم همین بود - ...خب، همچینین
،رنگ خونریزیِ زخم استخوان آهیانه
نشون میده که این خونریزی .قبل از مرگ اتفاق افتاده
پس صدمه به استخوان آهیانه علت مرگ بوده؟
بله. قبل از اینکه از صخره آویزونش کنن . با وسیلهای توی سر قربانی زدن تا بمیره
حالا میتونم این صفحهمو تموم کنم؟
.سکوت علامت رضایت ـه
استخوانـها
فصل نهم، قسمت5 ليست آرزوها
- .من مخالفم - میگه VAL من فقط چیزی رو دارم بهت میگم که
چجوری اینا رو به تو گفت؟ VAL و دقیقاً
اوه، خب، اگه من توی دفترم نباشم، .میدونی، اون بهم پیام میده، ببین
".مجرم یک صخرهنورد باتجربه است"
.مخالفم. جفرسونیان هم نظر منو داره
.خیلیخب، سوییتس، فقط آروم باش
باشه، میشه اینقدر مثل یه آدم درنظرش نگیریم؟
- ..منظورم اینه که - آره
خب، چرا فکر میکنی قاتل یه صخرهنورد نبوده؟
، نه، من نگفتم قاتل یه صخرهنورد نبوده
فقط فکر کردم احمقانه است که بگیم .اون یه صخرهنورد باتجربه است
.تفاوتش در اینه
.خیلیخب، تو با من موافقی .که، میدونی، این خوبه، خوشم میاد
،پس، قربانیِ ما یه آماتور بوده
.اون توی موقعیتهای خطرناک آسیبپذیره
اون با کسی که بهش حمله کرده .رفته صخرهنوردی
وقتی داشته لباسهاش رو میپوشیده .یا هرچیزی که بهش میگن
کافیه. و اون قربانی رو از لبه پرت میکنه پایین
.و کاری میکنه که به نظر بیاد تصادفی ـه
بهت گفت؟ VAL اینو هم
.فکر نکنم
قربانی شکستگیهای دوطرفه اینترکوندیلار
.در انتهای کنارههای استخوانهای رانش داره
."جالبه، دکتر "ویلس .ولی به علت مرگ ربطی نداره
خب، آره. اگه بنظرتون مهم نباشه که چجوری 4 ماه .قبل از مرگ قربانی بوجود اومده
! اینقدر تُند نرین
.دکتر "ولس" شما یه کارآموزید
لطفاً با دکتر برنان طوری رفتار کنید .و احترام بزارید که درخور ایشونه
- خب، من فکر کردم اینجا "شایستهسالاری" حکم فرماست - همینطوره
- پس همین رفتار درخور ایشون بود - نه
...نه. نبود. و از اونجاییکه ایشون
"نگید "مافوق - ...رئیس شماست -
،" ولی هروقت دلم بخواد میگم "مافوق .چون خود من هم مافوق شما هستم
فهمیدید؟
خب، دکتر برنان هنوز تاریخ رو مشخص نکردید؟
.تاریخ ازدواج رو میگم
.اوه، ما برنامهمون رو با کسی تطبیق نمیکنیم
،اگه تاریخ ما با برنامه شما مغایرت داشت
.باید برنامهتون رو تغییر بدید
!باشه. چه دعوت گرمی
- مختصر، کوبنده، خوب گفتید. آفرین - .ممنون
من از کبد قربانی یه اسلاید گرفتم
- ...همینطور که میبینید - سرطانی ـه
- .کاملا پیشرفته - قربانی چیزی از عمرش نمونده بوده
...میشه لطفا برید و ببینید که آنجلا
توی تعیین هویت قربانی به .جایی رسیده یا نه؟ بله
مجبوری بپری وسط حرفم؟
فقط دارم سعی میکنم در .زمان صرفهجویی کنم
خب، این اصلاً باعث نمیشه .از نچسب بودن دربیای
مگه نچسب بودن مهمـه؟
.توی شرایط الان، باید بگم بله
،چجوری میخوای بدون علائم بافتی بازسازی چهره انجام بدی؟
خب، من براساس ویژگیهای کلی ،جمجمههای افراد سفیدپوست
.قطعات ازدست رفته رو برونیابی میکنم
حالا این رو وارد پایگاه اطلاعات وسایل نقلیه میکنم
.تا ببینم چیزی دستگیرم میشه یا نه
استفاده از یه جمجمه کلی میتونه .مطابقتهای زیادی رو نتیجه بده
- تو دوستهای زیادی نداری، مگهنه؟ - نه، ندارم. راستش، هیچی
- چه بد - این هدر دادن وقت ـه
. وای، اینجا رو ببین یک مطابقت، کی میدونست؟
فکر کنم با این لحنت میخوای یه درسی به من بدی؟
- واقعاً؟ - آره
No comments yet. Be the first to leave one.