ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
! تیم ترجمه لـود فـیـلـم اعلام میکند « فیلیمو حق استفاده از این زیرنویسها را به هیچ عنوان ندارند »
تــرجــمـه از : رویـــــا و یـــــاس تــنــظــیــم از: ایــمـان هــیــســتـگــر
Roya_T_K, Yaas,_IMAN_
با توجه به اونجایی که من و "نوآ" از هم جدا شدیم
حدس میزنم یه سری سوال براتون پیش اومده باشه
خب، از اون لحظه ای که به "نوآ" گفتم...
دوست دارم
تا آخرین لحظه ای که رفت
خیلی اتفاقات افتاد
یکم از اتفاقات اخیر براتون بگم...
به محض اینکه مدرسه تموم شد خانواده ی "فلین" رفتند به خونه ی ساحلیشون
من و نوآ کل تابستون رو اونجا گذروندیم
وای خدا جون!
یه هدیه ی معرکه گرفتم...
تا ساعت 3 صبح تخته بازی میکردیم
منور هوا کردیم البته این دفعه توی ساحل
یه دوست قدیمی رو دیدیم غروب بی نظیر آفتاب رو تماشا کردیم
خوابیدن نوآ رو تماشا کردم
تلاش نوآ برای اسکیت بازی رو دیدم
به روش موردعلاقه ی من طلوع خورشید رو نظاره کردیم
و بعد، همونطور که میدونید
دقیقا 27 روز پیش عشق من پرواز کرد و رفت
بعد از رفتن نوآ همه چیز سخت پیش میرفت
گفتش میخواد از راه دور رابطمون رو حفظ کنیم
اما من تصمیم گرفتم مثل یه آدم بالغ رفتارکنم و آزادش بزارم
فکرکنم این یه جور بلوغه که با رسیدن به سال آخر مدرسه به وجود میاد
به عبارت دیگه، سعی میکردم حالم خوب باشه
دراین حین، همه کار کردم تا ذهنم رو از حقیقت دور کنم
حقیقتِ دور بودنِ 3000مایلی نوآ از من
مثلا شروع کردم رو مقاله ی دانشکده ام کارکنم
با "لی" رفتیم سراغ پادکست های بازی های ویدئویی
- شروع! - دنبال کننده های جدید
- خیلی ممنون - خطر خارجی!
و بالاخره رقیب ایکس باکسیم رو نشوندم سرجاش...
فینال بازی بشقاب پرنده رو تماشا کردم
با لی و "ریچل" فیلم های دهه 80 رو نگاه کردیم
عاشق شدن لی رو نظاره گر بودم
خوش هیکلتر شدن لی رو دیدم
دیدم که دخترها چجوری بدن دخترکش لی رو دید میزنند
درخواست پاسپورت و کارت اعتباری دادم
حتی با لی برای دانشگاه موردعلاقمون درخواست فرستادیم
قانون شماره 19: همیشه با بهترین دوستت، به بهترین مدرسه برو
و بالاخره زمان دانشگاه رفتن ما فرارسید
یعنی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی
دانشگاه کالیفرنیا،برکلی
خفن ترین و باحال ترین دانشگاه در شمال کالیفرنیاست
من و "لی" از همون وقتی که فهمیدیم مامان هامون دوست های صمیمی شدند
آرزومون بود بریم اونجا
،یه برج خیلی خوب قل خوردن از بالای تپه برای خوش یمنی
سنجاب های شاخ اینستا و یه پیج خوب سرگرمی
این یکی بخاطر توئه مامان
"برد" رو بردم شهربازی با لی و ریچل رفتیم کوهنوردی
یه عکس افتضاح واسه نوآ گرفتم,
هرچند جرات نکردم که بفرستمش
و آخرین کاری که انجام دادم این بود که یه چند لحظه ای رو با خودم خلوت کردم
آخرای تابستون
حس کردم که کاملا تونستم با مسائل مربوط به نوآ کنار بیام
اون جایی بود که باید باشه و من هم جایی بودم که باید باشم
این قضیه برای هردوی ما حل شده بود عالی بود!
اگرهم نشده بود بازهم مشکلی نداشت
همونطور که گفتم حال من خوب بود
البته در اکثر مواقع
و این هم از من درحال آماده شدن برای اولین روز مدرسه
و همه چیز یه جورایی متفاوت به نظر میرسه
اومدش
اولین روز سال آخر باید برم
دوست دارم! دوست دارم!
- من بیشتر دوست دارم - خیله خب. من باید...
چه خبره؟
چه خبرته؟
این دیگه چیه؟
بازش کن
باوشه!
نمکدون
الان چی بگم؟
فکرکردم شاید این دفعه دوتا زاپاس لازم داشته باشی
اون ها رو هم باید بپوشی به نظرم هیکلت رو خیلی قشنگ نشون میدند
کجا... کجا داری میری؟ مدرسه که از اون طرفه
میریم سراغ ریچل
بریم
چه خبرا ترشیده خانم؟
سلامتی، مثل همیشه
باشه
بریم
چیه؟
داشتم فکرمیکردم آخه چقدر من خرشناسم
خیله خب کفترهای عاشق
د برو که رفتیم! سال آخر!
سلام!
- خبریه؟ - نمیدونم...
حس خیلی خیلی خوبی نسبت به سال آخر داشتم
البته تا قبل از اینکه همه اینجوری بر و بر من رو نگاه کنند
بدجور گیر افتاه بودم
- سلام، "ال" - سلام "تاپن"
شنیدم تو و نوآ بهم زدید
- امیدوار بودم... - نه، ما بهم نزدیم
متاسفم فکرمیکردم شماها خیلی بهم میایند
- من فقط... - اینطور نیست... ما بهم...
- تصمیم تو بود یا اون؟ - بیخیال
بعضی وقت ها حالم از دبیرستان بهم میخوره
صبح بخیر دانش آموزان مدرسه ی "کانتری دی" لس آنجلس. خوش اومدید
امیدواریم همگی تعطیلات تابستانه ی خوبی رو سپری کرده باشید
و برای یک سال عالی تحصیلی دیگه آماده شده باشید
هر گروهی که ایده ای برای جمع آوری بودجه ی خیریه داره و میخواد به شورای دانش آموزی ارائش بده باید تا
- ساعت 3عصر این کار رو بکنه. عجله کنید - برنامه ی "غرق بوسه" رو
یادمون رفت!
- وای خدا جونم! - شروع کن!
و سخنِ بزرگانِ امروزمون:
"مهم ترین چیزی که باید در زندگی حفظش کنیم، وجود همدیگه ست"
جمله ای زیبا از ستاره ی بی نظیر سینما آدری هپبورن
حرف قشنگی زده آدری حرف قشنگیه
روز خوبی داشته باشید
خیله خب بچه ها "پیام: سلام. چه خبرا؟"
بیایید درمورد کتاب هایی که در تابستون مطالعه کردیم صحبت کنیم
خیلی خوب بود خیلی سورپرایز شدم
گروه "او ام جی"
ببین کیا اینجاند
خدای من، الن حالت چطوره؟
هاروارد دخترهای خیلی خوشگلی داره
- دخترهای باتجربه - دوری خیلی سخته
بگو ببینم چرا شماها دیگه هیچ پستی تو فضاهای مجازی نمیزارید
خب، من و نوآ تصمیم گرفتیم فعالیتمون رو تو فضاهای مجازی کمتر کنیم
واس همین دیگه تحت فشار فضای مجازی نیستیم
ایده ی هوشمندانه ایه بهم زدن خیلی بی رحمانه ست
خیلی بی رحمانه
البته ما بهم نزدیم
وقتی دوتا زیپ از هم جدا بشند ناخودآگاه دیگه بهم نمیرسند
- ناخوداگاه - خب، بریم
میخوام یه نگاهی به پسر خوشمزه ای که تازه به اینجا اومده بندازم
سر کلاس دیدمش. اسمش "مارکو"ئه جدا خیلی خواستنیه
بابت جدایی تو و "فلن" خیلی متاسفم
خیله خب
ممنون. خدافظ
ببخشید که مزاحم کلاستون شدم
ال اونز، بیا دفتر. تماس داری
پدرته
گفت خیلی فوریه
- تلفن اونجاست عزیزم - باشه
- خدایا. امیدوارم چیز جدی ای نباشه - الو؟
چطوری؟
چی؟
بابا منظورت چیه؟
چرا جواب پیامم رو نمیدی؟
خب... چی؟
خدای من!
وحشتناکه چه اتفاق وحشتناکی برای خاله...
"رز" افتاده
همه چیز روبه راهه؟
نه
- میشه یه لحظه خصوصی صحبت کنم؟ - حتما
یه ثانیه لطفا
دارم میرم داخل دفتر یه ثانیه وایسا تا درو ببندم
چرا خودت رو بابای من جا زدی؟
به نظرم تنها راهی بود که تو رو پای تلفن میکشوند
اصلا هم اینطور نیست
چرا. همینطوره به ندرت زنگ میزنی وقتی هم پیام میدی
پیام های عجیب سه کلمه ای میفرستی
مثل: "مواظب خودت باش" "بعدا حرف میزنیم"
با من بهم زدی؟
چی؟ نه، نه، نه برعکس
پس چی؟ چرا؟ چرا بهم بی توجهی میکنی؟
من... نمیدونم... من
فکرکنم فقط...
دارم سعی میکنم عاقلانه رفتار کنم و مثل دوست دخترهای سیریش بهت نچسبم
ال، بهت گفتم که میخواستم این کار رو بکنم
میدونم، ولی آدم ها همیشه وقتی میخواند برند، همین رو میگند
فقط میخواستم آزادت بزارم
تا بفهمی این واقعا همون چیزیه که میخوای؟
آزادی. آزادی من... من آزادی نمیخوام
آزادی اون چیزی نیست که من میخوام بهت گفته بودم
من آزادی نمیخوام من تو رو میخوام
میخوام همیشه دور وبرم باشی
میخوام همین الان باهام باشی
من فقط... من فقط تورو میخوام گرفتی؟
بهم پیام بده زنگ بزن
با کفتر برام نامه بفرست هرچی میخواد باشه، باشه؟
هرچی که هست من رو آزاد نزار، خب؟
خب
خوبه
اولین نفرات "ال اونز" و "لی فلین"
سلام خدمت همه برای جمع آوری بودجه ی امسال
و شانسی که در پیشرو داریم، هیجان زده ایم
براساس مبلغی که پارسال جمع آوری شد ما فکرمیکنیم...
هرکس که موافقه گروه رقص دوباره برای جمع آوری بودجه، غرق در بوسه رو انجام بده
- لطفا با گفتن "بله" موافقتش رو اعلام کنه - بله
- بله - برخلاف همه، میگم "نه"
نه
وایسید، نه واقعا نمیدونم چرا این رو گفتم
نتیجه نشون میده که تعداد "بله" بیشتر بود
با "غرق بوسه" موافقت میشه
حالا که موافقت شد کنجکاویم بدونیم
این بار چه کسانی رو در صف افرادی که بوسیده میشند، قرار میدید
چون بدون حضور "فلین" به عنوان سرگروه این کار
غرق در بوسه ممکنه امسال خیلی خوب پیش نره
- نکته ی خوبیه - پارسال بهترین بودن کار سختی بود
- ما... - خیلی سخت
کاملا درسته. نظرتون؟
خب، در واقع نظر ما این که...
درسته. درسته نکته ی خوبیه
خب، ما در نظر گرفتیم امسال لیستمون رو لو ندیم
No comments yet. Be the first to leave one.