The Day of the Jackal

The Day of the Jackal

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Day of the Jackal S01E06 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 The.Day.of.the.Jackal زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 60
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

UDC هدف بعدی شغال است.

شغال الان کجاست؟

باید توی تالین باشه.

بفرمایید.

خیلی ممنونم. خواهش می‌کنم.

اسمت چیه؟ اِم... راسموس.

دیگه نمی‌شناسمت، بیانکا.

اگه چارلز بفهمه اومدیم اینجا، به مشکل می‌خوریم.

اگه حق با دوست آمریکاییم باشه،

مشکل از خودی‌هاست.

کارور الان سر کاره، پس یه شکار جاسوس تمام‌عیاره.

تنها راه متوقف کردن این کار، پیدا کردن نورمن استوک هست.

قدم بعدیت چیه؟

فکر می‌کنیم یه حدس تقریبی داریم که نورمن کجاست.

کجا؟ بوداپست.

تو یه سفر کاری بودم.

مهمون پیدا شد. یه زن سیاهپوست.

جمع و جور کن و همین الان برو بیرون.

اسم شغال چیه؟

این مال اونه.

این زمین منه.

این باغچه منه.

آیا اجازه می‌دی غریبه‌ها بیان تو باغچه‌ات

و همه جاشو لگدمال کنن؟

ها؟

متاسفم، نمی‌فهمم.

متاسفم. ها؟

متاسفم... آلمانی حرف می‌زنی؟ متاسفم.

مجارستانی لعنتی رو یاد بگیر!

گمشو از اینجا بیرون.

می‌تونم برم؟

آره گمشو برو!

احمق.

وایسا!

این دیگه چه کوفتیه؟

برو بیرون.

با من میای. بیرون!

از اون ور. زود باش!

می‌تونم بهت پول بدم، می‌تونم پول بدم.

پول دارم، پول دارم. دلار. یورو.

می‌تونم، می‌تونم بهت پول بدم.

خفه شو! حرکت کن!

روی زمین. بشین.

بشین!

نمی‌دونم یعنی چی.

باشه، باشه، باشه. بشین! احمق.

چی؟

گابی؟ این عوضی رو توی طویله‌ام گرفتم.

خارجیه.

و یه تفنگ داره که تا حالا ندیدم. فوق پیشرفته‌اس.

فکر کنم داره راجع به پول حرف می‌زنه.

ولی نمی‌فهمم چی میگه.

کارگر مزرعه انگلیسی حرف می‌زنه، مگه نه؟

لازلو؟!

آتیلا یه نفر همراهش داره که انگلیسی حرف می‌زنه.

بیا باهاش حرف بزن.

تلفنو بده به خارجی.

میذارمت روی اسپیکر.

انگلیسی.

چی، می‌خوای من حرف بزنم؟

الو؟

الو؟ صبر کن، انگلیسی حرف می‌زنی؟

توی مدرسه یاد گرفتم.

خب، گوش کن. دوست دارم این مشکل رو هرچه زودتر حل کنم.

هرچه زودتر. متوجهی؟

بله.

پس به دوستت اینجا می‌گی

که می‌تونم بهش پول بدم؟

آره، خب، من پول دارم و می‌تونم بهش پول بدم.

متوجهی چی میگم؟

الو؟ بله.

آره، پس من می‌تونم بهش پول بدم.

اون میگه پول میده.

بهش بگو داریم میایم.

و اگه پول بده، شاید بتونیم این مشکل رو حل کنیم.

لعنتی بهش بگو لازلو، وگرنه کونت رو پاره می‌کنم!

الان میایم. تو پول بده.

شاید مشکل حل بشه.

باشه. عالیه. ممنون. چقدر طول می‌کشه؟

آتیلا. چون باید برم.

وایسا، نه.

الان داریم میایم.

اذیتش نکن. باشه؟

خب، حالا می‌بینیم.

آتیلا میگه خارجی یه تفنگ داره.

هی، بچه‌ها.

هی، بالاش. چه خبره؟

خبر تیراندازی دیشب تو لورینچی رو شنیدی؟

پیه خوک نمکی

خیلی خوبه.

می‌خوای؟

نه، ممنون، خوبم.

م... من خوبم.

بیا، کمی بخور.

بخور.

کمی بخور. بخور.

بخور! خوشمزه‌ست!

فکر می‌کنن قاتل هنوز تو منطقه است.

می‌گن غریبه‌ست.

اگه بگیریمش جایزه‌ای داره؟

ازش دور بمون.

خیلی خطرناکه.

می‌بینمت.

این قراره یه پول گنده واسه ما باشه.

آتیلا، مراقب غریبه باش، خطرناکه.

ما تو راهیم.

بهم زنگ بزن.

لعنتی چرا آتیلا بهم زنگ نمی‌زنه؟

لعنتی، فقط گلوله‌ی پلاستیکی شلیک می‌کنه!

اینقدر غر نزن!

به یه جور اسلحه احتیاج داری

اگه غریبه واسمون دردسر درست کنه.

آتیلا؟

لاسلو!

زود باش!

ببخشید.

اون ماشین توئه؟

کلید داری؟

بریم.

تو رانندگی می‌کنی.

بریم.

چی رو داشتن پرینت می‌گرفتن؟

نمی‌دونم. نمی‌دونم.

کامپیوتر رو پاک کرده.

اما از مجارها خواستم اجازه بدن برش داریم.

ببینیم نابغه‌های ما می‌تونن چیزی رو بازیابی کنن. باشه.

همین الان دو تا جسد تو یه مزرعه، ده کیلومتر اونورتر پیدا کردیم.

بریم.

خودشه. می‌دونم.

هی، کدت چیه؟

رمز عبورت؟ ا... این تلفن آتیلاست.

ن... نمی‌دونم.

گوشیتو نشونم بده.

قفلشو باز کن.

بده به من.

خب، می‌خوام دو تا دستت رو...

جایی نگه داری که ببینمشون و می‌خوام به رانندگی ادامه بدی.

فهمیدی چی گفتم؟

متوجه شدی؟ بله.

باشه.

آلو؟

هی. منم.

حالت خوبه؟

اَه.

هی.

نوری؟ حالت خوبه؟

راستش؟

نه، خوب نیستم.

و... واقعاً حالم خوب نیست.

چی شده؟

یه کمی خودمو تو یه وضعیت ناجور انداختم.

و تو دردسر نسبتاً جدی افتادم.

منظورت از دردسر چیه؟

به هر حال، فقط می‌خواستم صداتو بشنوم.

چون صد در صد مطمئن نیستم...

که برگردم.

چارلز، داری منو می‌ترسونی.

چی شده؟

چارلز؟

نوریا، خیلی متاسفم.

برای همه‌ی اینا. من...

آره، باید متاسف باشی.

کجایی؟

چارلز، تو کدوم گوری هستی؟

من تو مجارستانم.

کجای مجارستان؟

تو بوداپست.

باشه.

میام پیدات کنم.

نه، نه، نه. عزیزم، به اندازه کافی بهت آسیب زدم.

نه، نمی‌تونی... بگو کجایی.

و چی لازم داری.

لطفاً.

چارلز، لطفاً.

یه چیز هست.

یه کاری هست که می‌تونی انجام بدی.

خب، وقتی خونه رو تموم کردیم...

یه اضافه بنا پشت دفترم ساختم.

یه اتاقه...

من اون اتاق رو می‌شناسم، چارلز.

چی لازم داری؟

پول چی؟

چارلز مرد خیلی پولداریه. بستگی داره.

معمولاً حدود ۱۵ درصد برای همسریه که از نظر اقتصادی ضعیف‌تره.

اما مطمئنم می‌تونیم بیشتر بگیریم.

نوریا باید اینو بشنوه.

نوریا، اینو شنیدی؟

مامان، اصلاً برام مهم نیست. ببخشید، باید برم.

تو هم با من میای. بریم.

بهت زنگ می‌زنم.

یالا!

بیانکا و وینس تونستن آدرس نورمن رو از لری بگیرن.

فوری بود. من مجوز دستگیری رو صادر کردم.

گزارش‌ها حاکی از کشته شدن یک نفره.

نورمن استوک. فرض می‌کنیم جکال بهش شلیک کرده.

و یک مرد دیگه، احتمالاً خود جکال، فرار کرده.

باید اینو به عنوان یه داستان موفقیت‌آمیز بفروشم.

خودش یه داستان موفقه.

روشنگری بفرمایید که چطور ناکامی در گرفتن مرد خودمون

میتونه به عنوان موفقیت توصیف بشه؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left