ആദ്യത്തെ 174 വരികൾ.
قبلاً در فورس
پول کوفتی کجاست؟
!آه! لعنتی! لعنتی! لعنتی
بیایید این کنفرانس خبری رو هماهنگ کنیم
تا بتونیم رسماً اعلام کنیم
بله، قربان. اون دختر کیه؟
.من ری تامپسونم. من جیسون بوکر هستم
من نامزدیم رو برای شهرداری شیکاگو اعلام میکنم
اگه انتخاب بشم
انتظار دارم ادامه بدم
همکاری حرفهایم رو با اداره پلیس شیکاگو (CPD)
هرچیزی که از اون مامور فدرال عوضی داری، بهم بگو
اون دنبال پوله و تو داری
بذار ببینیم اون هرزه میتونه جلوی پول من مقاومت کنه
اسمش کالین جاج بود. ما قبلاً با هم پارتی میرفتیم
و تو اونجا بودی وقتی اتفاق افتاد؟
من دیدم این پسره کالین رو کشت
وقتی دیشب تامی با دی-مک مچمون رو گرفت
فکر کردیم باید اون یارو رو خاک کنیم
قراره به زودی یه نفر دیگه رو خاک کنیم
اگه این کار رو بکنم، میتونم چِه رو ملاقات کنم
من اینجا تنهام، کلودی، و میترسم
زیاد تنها نمیمونی
من یه برگ دیگه برای رو کردن دارم
اگه لو بدم، تا ۲۴ ساعت دیگه همینجا میمیرم
کاری کن ایگان به جابجایی مواد اعتراف کنه
برای کارتل استرادا
اون برای این کار خیلی باهوشه
اما میتونیم به جرم اقدام به قتل گیرش بندازیم
چرا انقدر مطمئنی که دنبالت میاد؟
چون چیزی ازش گرفتم که دیگه هرگز نمیتونه پسش بگیره
کاری کن زجر بکشن
حتماً
!برو ویلی! برو ویلی
!برو ویلی! برو ویلی! انجامش بده، ویلی
!برو ویلی! برو ویلی! آ! انجامش بده، ویلی
!آها، همینه
!برو ویلی! برو ویلی
پسر، مگه رقص "اِستَنکی لِگ" رو بدون پا ندیدین؟
میبینمت، داداش
هی، اون پسره داره میترکونه، نه؟
آره بابا، اون کارش باحاله
.نقد قبول میکنم، کارت بانکی هم قبول میکنم، حرومزادهها. گرمی هم (میفروشم)
ولی اگه واقعاً دست و دلبازید
!یه زانو بهم اهدا کنید
بیا ویلی، رفیق. یه چیزی بهت میدم
اونو بده به رفیقم. میدونی که هواتو دارم
اوه، لعنتی! هی، رفیق
یِرپ! یو
اونا یه مشت حرومزادههای سیبیآی هستن
مگه اینا با اون یارویی که یه مدت پیش بهت شلیک کرد، قاطی نیستن؟
تامی ایگان؟
بیا این عوضیها رو دود کنیم
هی، اون لعنتی کیه داره میاد سراغمون؟
!دختره لامصب خیلی جذابه
چطوری، خوشگله؟
!قاتلای سیبیآی! قاتلای سیبیآی
!برگردید! برگردید
!یاردیهای لعنتی
!یاردیها، عوضی
!لعنتی
!لعنتی
!ویلی لعنتی، مرد
!این دیوونگی محضه
.لازم نیست هیچکدوم از این کارا رو بکنی
میتونیم فقط با جت بابا مامانم بریم باربادوس
.یا هر جایی که نتونن استردادت کنن
.باشه
اونوقت من چطوری فرار کنم؟
.با این همه مراقبت فدرالها از ما
.باید اول تامی رو لو بدم تا دست از سرم بردارن
ولی اینکه اجازه بدی ازت به عنوان طعمه استفاده کنن؟
.اون میخواد بکشتت! خب بذار تلاش کنه
!اگه این کارو بکنه، به جرم اقدام به قتل دستگیرش میکنن
.تا آخر عمرش میره زندان
و اگه موفق بشه؟
اونوقت چی؟
.نمیشه. فدرالها ازم محافظت میکنن
...چطور؟ مگه کل دلیل اینکه دستگیر شدی این نبود
چون تامی ایگن از همون اول فریبشون داد؟...
.من ازش زرنگترم، الیز
خب اورتگا چی؟
.میفهمه داری همکاری میکنی
قانعش میکنم
که من آزاد شدم چون تو
.وثیقه گذاشتی
.و علیه اون شهادت نمیدم
.خیلی قبل از اون رفتهایم
.نمیدونم
.فقط چند روز بهم فرصت بده
.قبل از اینکه به خودت بیای، تو یه ساحلیم
باشه؟
.فقط بهم اعتماد کن
!الیز
تازه رسیدی خونه؟
.آره. ببخشید بیدارت کردم
چیزی شده؟
.آره، خوبم
.متاسفم عزیزم
.باید همین الان دوباره برم بیرون
باید نگران باشم، تامی؟
.من یه دوست خیلی عزیز رو از دست دادم
.اسمش لیلیانا بود
.فقط یه دوست بود
.تو این کار کشته شد
.درست قبل از اینکه تو رو ببینم
.خیلی متاسفم تامی
.بالاخره یه راه پیدا کردم که کارا رو درست کنم
.هی
مواظب باش، باشه؟
.احتیاط الان اولین غریزه من نیست
.میدونم
.ولی فقط تلاش کن
.کلودیا
.تامی
.داشتم فکر میکردم چقدر طول میکشه زنگ بزنی
منتظر زنگ من، دم تلفن بودی؟
.اوه... الیز حسابی عصبانی میشه
چی میخوای؟
بالاخره یه راه پیدا کردم
.که ما کینهها رو کنار بذاریم
.بیا همدیگه رو ببینیم
فکر کردی من خرّم؟
کلودیا، اگه میخواستم بمیری
.هیچوقت از دیشب جون سالم به در نمیبردی
واقعیت اینه که
.دوستت اورتگا از اینکه آزاد شدی خوشحال نیست
،که یعنی من و تو
.الان هر دو هدف کارتل مارکزیم
بیا یه راه پیدا کنیم که
.کارشون رو بسازیم
.با هم
کجا میخوای همدیگه رو ببینیم؟
.یه زمین خالی
.خیابون شانزدهم و کانال
.ظهر
،و البته ناگفته پیداست که
.تنها بیا
.آقای لارنس، خانم
.ممنون، النا
.ممنون که اومدی، جادسون
،اگه منو اینجا خواستی که حمایت منو بگیری، استیسی
مطمئن نیستم کمکت کنه. چطور مگه؟
خب، اون تحقیق کوچیک حقوق مدنی تو
.برای اداره یه ننگ بود
.پلیسها حافظه طولانی دارن
.اون تحقیق من نبود. مال وزارت دادگستری بود
.و تبعیض تو اداره پلیس شیکاگو بیداد میکرد
.من کاری رو کردم که فکر میکردم درسته
اینجایی تا از خودت دفاع کنی
یا از من کمک بخوای؟
.ببین، جادسون. میدونم از من خوشت نمیاد
ولی انتخابت بین منه که یک دادستان مادامالعمرم
یا رقیبم که احتمالاً جمله "بودجه پلیس رو قطع کنید" رو
.روی باسنش تتو کرده
.من نمیتونم بدون حمایت اتحادیه تو رقابت شهرداری پیروز بشم
چی به من میرسه؟
چی میخوای؟
اوه، من و همسرم چشممون
.دنبال یه قایق جدیده
.صد هزار تا حسابی به پیشقسط کمک میکرد
.میدونی که نمیتونم این کارو بکنم
.استیسی مارکسی که من میشناسم، هر چی رو اراده کنه انجام میده
،چیزی که میتونم پیشنهاد بدم اینه که وقتی من شهردار بشم
.یه رئیس پلیس رو طبق نظر خودت انتخاب میکنم
.مطمئن نیستم این دو تا گزینه با هم برابر باشن
،همچنین میتونم ضمانت بدم که دفتر شهردار
.دست از سر پلیس شیکاگو (CPD) برمیداره
.به نظر من که ارزشش رو داره
.میتونم باهاش کنار بیام
کاری میکنم که حضور پلیس شیکاگو (CPD) قوی باشه
.توی مراسم کمپینات
.بیا این کارو با هم انجام بدیم
تو اینجا چیکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.