ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.خیلی وقتـه همدیگه رو ندیدیم، عمو ویکتور
.قطعاً همینطوره، توری
.ایشون همسر من هستن، وِرا
.آشنایی با شما باعث افتخاره، خانم
.ممنون که ما رو دعوت کردین
بهنظر میرسه اون انفجار بیشترِ .طرفدارانِ منطقه خاص رو محو کرده
.این از جهتی، خیال آدم رو راحت میکنه
.این قرارگاه مرکزی خیلی بزرگ شده
،آره، همینطور که پیروانی نصیبمون شد
سیستممون رو توسعه دادیم تا تعلیماتمون رو .به شکل تأثیرگذارتری ارائه کنیم
.بفرمائید، عمو ویکتور
.مجوزهای عبور امنیتی همیشگیتون
.ممنون
.خیلیخب، اینجا بهنظر امن میاد
.با موفقیت وارد شدیم
.اونا اصلاً به ما شک نکردن
.استفاده از هولوگرامهای تمامبدنیِ غیرمجاز، غیرقانونیـه
.شک دارم انتظار همچین چیزی رو داشته باشن
...میگم
چی شده؟
.بابت اتفاقی که قبلاً افتاد متأسفم
.شما از من درمقابل انفجار محافظت کردین .دیگه همچین فضاحتی بهبار نمیارم
.نگران نباش
لطفاً اگه موقعیتاش پیش اومد .برای منم همینکار رو انجام بده
.بله، قربان
،اولاً، دنبالِ بمبها و خواهر شینوگی .که معتقدیم مخفی شده، میگردیم
.و بنیانگذارِ انزوا طلب، نیسِی
.بله
این خلاصهای از اتفاقاتیـه .که توی انفجارهای سریالی تروریستی رخ داد
،تحقیق مخفی تازه شروع شده .برای همین فعلا نمیتونم نظری بدم
گذشته از این، داریم دوباره روی حادثهی .بازرسهای سابق تحقیق میکنیم
.همش همین بود
.حال به هم زن
.من کاری که داری انجام میدی رو تأیید نمیکنم
.بله، خانم
واحد یک فعلی رو در اولویت قرار بده .نه واحد یک سابق رو
.بله، خانم .البته
گایوس ژولیوس سزار یا قیصر «دیکتاتور» و رهبر نامدار سیاسی و نظامی جمهوری] [روم بود. ژولیوس سزار در کنار کراسوس و پمپی یکی از فرماندهان سهگانه روم بود
#06 سکههای طلای قیصر
.اطلاعاتی که پیدا کردیم رو رمزگشایی کردم
خواهر شینوگی و کریس اوبراین .باهم یه انبار اجاره کردن
اونا محمولههای زیای رو از اونجا .به نیو تاون میفرستن
.رسیدیم به موقعیت .هماکنون تحقیق رو شروع میکنیم
براساس اطلاعات من، خواهر شینوگی ...و اوبراین از اداره مهاجرت
قطعاً تلاش کردن تا فرایند اعطای تابعیت .رو برای پناهندگان تسریع ببخشن
.شرطاش این بوده که داراییهاشون رو رها کنن به عبارت دیگه، یه رشوه؟
آره. و بهخاطر اینکه اونا پناهندگان رو ،توی دجیما خلع سلاح کردن
احتمال این وجود داشت که موادمنفجره نظامی .بهدست آورده باشن
.خیلیخب
.هیچ چیزِ خطرناکی اینجا نیست
.پنجتا تخت که از ظاهرشون مشخصه استفاده شدن
این یعنی سهتا بمب انسانی دیگه باقی مونده؟
.مقادیر کمی از عناصر تبخیر شده پیدا کردم
با موادمنفجرهای که توی حمله .ازش استفاده شده بود مطابقت دارن
شیون، دادههای مدیریتی این مکان رو داری؟
.همهچیز سالم و دست نخوردهست
.مقصد کارخونهی توی «نیو تاون»ـه
.اونجا ناحیه انحصاری آوماست .اون باید راجع بهش بدونه
.اونا به هم مربوط هستن
.خواهر شینوگی و آوما رو میگم
.درحال حاضر، تقریباً 40 هزار پیرو داریم
در بینشون، حدودِ 500 نفر بهصورت اشتراکی .توی قرارگاه مرکزیمون زندگی میکنن
درغیر این صورت، بهعنوانِ مهاجرینای ،که رنگشون تیرهست
.از یه مؤسسه به مؤسسهی دیگه منتقل شون میکنن
این بنیانگذار نیسِی بود که دستِ رهایی .و رستگاری رو به سمتشون دراز کرد
رنگهاشون هم در پیروِ تغییر مذهبشون .بهسرعت بهبود یافت
.خارقالعادهست
.بعد از این همه مدت، مایلام با جنابِ نیسِی صحبت کنم
.بسیارخب. شما رو میبرم پیششون
،فروتنانه از شما عذرمیخوام
.ولی ایشون مشغولِ عبادت خاصی هستن .هیچکس اجازه نداره با ایشون صحبت کنه
تمام مدت رو مشغول عبادتـه؟
،بله. زمانی که به آرامش درونیِ حقیقی دست پیدا کنن
.باری دیگر منت گذاشته و با ما صحبت میکنن
!ولم کنین
.ساکت شو، دُنیوی
.چه خشونتآمیز
،یه دُنیوی، یکی از پیروانمون که کمترین ایمان رو دارن .حتماً دردسر درست کرده
اونایی که ماسک زده بودن کیا هستن؟
.«درجهای که به تازگی ایجاد کردیم، بهشون میگیم «دکترها
.اونا نخبههای اینجا هستن
.واقعاً شرمندهام که مجبور شدید این صحنه رو ببینید
.ایشون رئیسِ «دکترها» هستن، دکتر سابورو نیهِی
.از آشناییتون خوشحال شدم
باید یواشکی از بینشون رد شیم .تا با بنیانگذار حرف بزنیم
.بله، قربان
در خلال روز، به درمان ملحق میشیم .و از اعضا اطلاعات جمعآوری میکنیم
توی درمان شرکت میکنیم؟
مشکلی هست؟
فقط اینکه ممکن نیست بشه رنگ رو .به این سرعت بهبود داد
چرا همچین کلاهبرداریای رو باور دارن؟
یعنی دین فقط سر ضعیفها کلاه میذاره؟
شاید به یه نفر احتیاج دارن که وقتی همه اونا رو ترک کردن .درکشون کنه و دستِ یاری به سمتشون دراز کنه
.تعجب میکنم شما داری این حرف رو میزنی
فکر میکنی من چه جور آدمیام؟
.یه آدم که به کمک احتیاج نداره
.همه به کمک احتیاج دارن
این دیگه چـ... ؟
درمان کوتاه مدتِ رنگ همسرتون ممکنه .به سختی جواب بده
.من درمان بلند مدت رو توصیه میکنم
.میخوام به زودی بتونه توی این کشور زندگی کنه میتونی بهمون کنی؟
.راستش، یه روشی هست به اسمِ سفیدِ ابدی
یه نوع درمانـه که میتونه هر رنگای رو .برای همیشه پاک نگه داره
.جنابِ توری
.یه انفجار دیگه رخ داده .جوزف آوما مُرده
.به ناحیهی کارخونهای خسارت وارد شده
،عمو ویکتور
.براتون به اندازه کافی بسته تأمین کردیم
مایلاید برای اینکه خیالتون راحت بشه بررسیشون کنید؟
.آره، خوشحال میشم
!آومای بزرگوار چرا این اتفاق افتاد؟
.خب، در نهایت یه بمب جونش رو گرفت
،عامل انتحاری «سَموئیل مینی» بود
.یکی از اعضای سابقِ هِونز لیپ
مگه آوما دستاش با مجرمین توی یه کاسه نبود؟
.و برخلافِ بقیهی قربانیها، اون مخلافِ منطقه خاص بود
.فراموشش کن، بازرس
چی رو فراموش کنم؟
.دوباره مثل دفعههای قبل غش میکنی
.راجع به این قضیه کنجکاوم
چرا جوزف آوما این همه راه رو با سرعت توی یه کامیون اومد اینجا؟
یعنی میدونسته که یه انتحاری قراره بیاد؟
.آره، احتمالاً
ولی اون فرار نکرد. عامل انتحاری رو کوبوند .به مخزن آب و خودش هم باهاش مُرد
برای محافظت از کارخونه اینکارو کرد؟
.این مرکز، آبِ کارخونه رو تأمین میکنه
.اگه خراب میشد، دیگه کارخونه راه نمیافتاد
.ولی اون سمت، فقط یه ساختمون قدیمی مخروبهست
.که اینطور
اگه میذاشتن توی انبار منفجر بشه .خسارت کمتری به بار میآورد
...این یعنی
.جوزف آوما در راه محافظت از اونجا مُرد
.ببینین داشتن چی رو مخفی میکردن
!معلوم هست شماها دارین اینجا چیکار میکنین؟
.هیچی
،جاکش(دلال جنسی)شون یکی از طرفدارانِ منطقه خاص بود .که توی حمله انتحاری کشته شد
ما هم از فرصت استفاده کردیم تا بهشون کمک کنیم .از فاحشهخونههاشون فرار کنن
...شنیده بودم که یه سازمان داره مهاجرینای
که بهخاطر وخیم شدن وضع رنگشون در معرضِ اخراج .از کشور هستن رو مجبور به فاحشگی میکنه
چرا این رو به امنیت ملی گزارش نکردن؟
وقتی که همهشون ممکنه مجرم بالقوه باشن؟
جوزف آوما .مخلاف باند فاحشگی بود
اون جونش رو داد تا ازشون محافظت کنه .چون نمیتونستن فرار کنن
.درسته
.همهشون برای مراقبت به مؤسسه فرستاده میشن شما در این باره میخواین چیکار کنین؟
.ازشون محافظت میکنیم
!بدون جوزف آوما چه کاری ازدستتون برمیاد؟
...خب
.یه اقدامی انجام میدم
.میخوام از دجیما استفاده کنم
بدون اعلام قبلی، چرا یهویی حالا؟
زیردستهام تعداد زیادی از مهاجرین رو که مجبور به .فاحشگی شده بودن رو پیدا کردن
که اینطور. میخوای برای انجام مراقبتهای روانی منتقلشون کنی به دجیما؟
واقعاً برام مهم نیست که چه اتفاقی برای .مهاجرینای که رنگشون تیرهست میافته
دارم میگم که اینجوری یکی طلبت میشم. فهمیدی؟
آدمها بهخاطر چیزهایی که بهشون اهمیت ...نمیدن برای کسایی که ازشون متنفرن
.زیادی اظهار ادب نمیکنن
.بهش رسیدگی میکنم
درضمن، شما که روی هِونز لیپ تحقیق نمیکنین، مگه نه؟
منظورت چیه؟
.توی کارمون دخالت نکنین
این مربوط به حوزهی اختیارات ماست. اگه کسی هست که .داره توی کار یه نفر دیگه دخالت میکنه، اون شمایین
،اگه میخوای تظاهر به احمق بودن کنی اشکالی نداره
.ولی سعی کن زیادی خودت رو مدیون من نکنی
.شیموتسکی صحبت میکنه
چهطور پیش رفت؟
.یهجوری ترتیب قضیه رو دادم
ولی وظیفهی تو اینه که از افرادی که رنگهای سالم دارن محافظت کنی. مفهومه؟
.بله، خانم
میتونی برای ضعفا دلسوزی کنی، ولی مأموریت .اداره امنیت ملی رو فراموش نکن
.اینو به خاطر داشته باش
.توی دجیما ازشون مراقبت میکنیم
.آومای بزرگوار از این موضوع خوشحال میشن
.مطمئنام آوما سعی نداشت که فقط از اونا محافظت کنه
.بهمون نشون بدین که اینجا چی دارین
.حالا دیگه مدرک داریم
جناح ضد منطقه خاص به یه گروه قاچاق مرتبطـه؟
.آره
.شکی توش نیست
این خودش به تنهایی مدرک کافیای برای .اجرای یه بازرسی اجباری محسوب میشه
.این سازمان به این راحتیها دم به تله نمیده
.ما به اعترافِ بنیانگذار و یه بمب احتیاج داریم
.این آخرین جاییـه که نگشتیم
.به این روح نعمتِ سفید ابدی رو عطا کن
.باشد که مورد رحمت سیبل قرار بگیری
اینا شبیه دستگاههای حفظ حیات .برای افرادیان که دچار حالت نباتی پایدار هستن
وضعیتی است که به علت ضایعه مغزی شدید در برخی از بیمارانی که] به اغما رفتهاند، رخ میدهد به نحوی که بیمار در این حالت بیدار میگردد [ولی هوشیاری و آگاهی خود را مجدداً به دست نمیآورد
همهی اینا... ؟
.اینا افرادی هستن که توی «برنامه» شرکت کردن .نمودار همهشون اینجاست
.اینجا رو نگاه کن
.مارسل کوتارد. عامل انتحاری
.یادداشتها عجیبان
«.لطفاً توجه کنید» «.نمونهی مورد آزمایش مربوط به سی.او میباشد»
«.به لیستِ محو شدهها اضافه شود»
.عامل انتحاری دوم هم یه نمودار داره
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100
مربوط به سی.او
...«نمونه مربوطه» و «محو کردن»
.پنجتا نمودار هست که مُهرِ «مربوط به سی.او» رو دارن
No comments yet. Be the first to leave one.