Horror in the High Desert 3: Firewatch

Horror in the High Desert 3: Firewatch

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Horror In The High Desert 3-Firewatch 2024 [@FoundFootageFan]
കമന്ററി എഴുതിയത് Mehdisk
« انبار ویدیوهای پیدا شده || ᴛʟɢʀᴍ:𝗙𝗼𝘂𝗻𝗱𝗙𝗼𝗼𝘁𝗮𝗴𝗲𝗙𝗮𝗻 || لینک دانلود فیلم »

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-08-06
ഡൗൺലോഡുകൾ: 82
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

:صدای "فیلمساز "دنیل پرنس

در جولای 2017

گردشگری مشتاق بنام گری هینج

.در بیابان مرتفع واقع در شمال نوادا ناپدید شد

...داره طوفان میشه باید سریعتر برم

ناپدیدشدن او مانند جرقه ای بود

که باعث آشکار شدن رازی عظیم‌تر شد

ناپدیدشدن گری زمانی رخ داد که ...به بیابان بازگشته بود

تا از سازه ای که... پیش از آن پیدا کرده بود فیلمبرداری کند

اون گفت هرچی بیشتر وایمیستاد و ،بهش نگاه میکرد

بیشتر وحشت میکرد

،احساس خوف و خطر میکرد یه چیزی مثل حس ششم

که بهش میگفت باید اونجا رو ترک کنه

،از آن زمان

ما شروع کردیم به کشف ارتباط بین وقایعی که معتقدیم دارای سرنخی از این ماجرا هستند

،مانند مرگ مرموز زنی بنام مینروا سوند

.و ناپدیدشدن آملیانا برشر

زمانی که برای اولین بار ،داستان گری را به اشتراک گذاشتیم

افراد بیشماری از سراسر جهان در اینجا حضور یافتند

تا کلبه ی معروفی که در آخرین ویدیوی گری مشاهده شده را پیدا کنند

تا مدت زیادی، هیچکس نتوانسته بود که اطلاعات مفیدی پیدا کند

اما مردی بنام اسکار مندوزا

با تئوری ای به سراغ این ماجرا آمد .که تا قبل از آن توسط کسی مطرح نشده بود

.گری، رازهایی داشت

"گزارش رادیویی از فرایت پَسیفیک"

اف پی " "1-4-2-2-3-7

"...خواستم بدونم کسی از پیمان‌کارا یا مسئولین"

"قرار بوده امشب فعالیتی انجام بده؟..."

"ما الان روی سایدینگ ادنا هستیم"

"سایدینگ ا د ن ا"

"...اینجا... اینجا آدم هست"

"!بیل! اونو نگاه کن"

"!بازم هستن! نگاه کن"

"!دوتا دیگه هم اون بالان"

"اینجا چیکار میکنن؟"

"چجوری اومدن اینجا؟"

"!اون یکیو ببین"

"!راه رفتنشو نگاه کن"

"اینجا... چه... خبره؟"

"!درو قفل کن"

Mehdisk | زیرنویس »

« تلگرام | @FoundFootageFan

« وحشت در بیابان مرتفع ۳ » ' آتش‌بان '

اسکار سفر خودشو توی شبکه اجتماعیش به اشتراک میذاشت

گل رابرتز "خبرنگار تحقیقاتی"

اون مکزیک رو ترک کرد و یکم ژوئن 2022 به نوادا رسید

و به اونجا رفت تا کاریو انجام بده که همه ی ما در تلاش برای انجامش بودیم

.یعنی پیدا کردن جواب

،وقتی به شمال نوادا رسید

"مسافرخانه راش کنیون"

به مسافرخونه ی راش کنیون رفت

درواقع اونجا رو مثل خونه ی خودش میدونست

،اونجا وسایلشو شارژ میکرد ،دوش میگرفت

یا ویدیوهاشو نگه میداشت

.چهار هفته بعد، اسکار ناپدید شد

اینکه اسکار این زمان رو برای سفرش انتخاب کرده بود

.به هیچ عنوان اتفاقی نبود

،در بخش غربی ایالت آتیش‌سوزی عظیمی رخ داده بود

،خلاصه، تمام مامورین و کارکنان ایالت

و حتی مامورین شهری اومده بودن تا به مهار آتیش کمک کنن

البته که اکثر اونا وظیفه ی آتش‌بانی داشتند

تا مطمئن بشن که آتیش سوزی به مناطق شرقی ایالت گسترش پیدا نکنه

اسکار این قضیه رو فرصت مناسبی دید

که بیاد و بفهمه چه اتفاقی برای گری افتاده

چون محیط‌بانان اونجا نبودن تا براش مزاحمت ایجاد کنن

راستش، مردم این شهر کوچیک از دست یوتیوبرا و اینفلوئنسرا خسته شدن

بس که اومدن و مزاحم اونا شدن

،اما حالا که همه سر ماموریت بودن

،درواقع درحال مهار همون آتیش‌سوزی بودن

اون با خودش گفت این بهترین فرصته

فصل تابستون بود با آب و هوایی عجیب

دلیلشم همین آتیش‌سوزی مناطق غربی ایالت بود

حتی با اینکه صدها کیلومتر با اونجا فاصله داشت

اما این اتفاق، یه مه غیرطبیعی ایجاد کرده بود

و باقی روزا هم آسمون صاف و آبی بود

ولی باد شدیدی می‌وزید

درواقع هوا طوفانی میشد

و این بدترین چیز برای آتیش‌سوزیه

و به همین دلیل، همگی انقدر نگران بودن

.و آتش‌بان شده بودن

اسکار ادعا کرده بود که شخصی از داخل بهش اطلاعات میده

و ما بعد از کمی تحقیق متوجه شدیم که

اون یه پسرخاله داره که توی ایگل کانتی زندگی میکنه

اسکار چند بار قبل از این هم اومده بود اینجا

مانی مارتینز "پسرخاله اسکار"

فرصت نشده بود که باهاش وقت بگذرونم

ولی اون واسه خودش گشت و گذار میکرد و با چندتا از محلی ها رفیق شده بود

اسکار با ---- ملاقات کرد

اون برای، درواقع، برای پلیس کار میکرد

،و وقتی باهم صحبت کردن

اسکار از اونجا متوجه قضیه ی گری و اون دوتا خانومی که ناپدید شدن شده بود

اون مشتاق این قضیه شده بود

،توسط همین دوستی با محلی ها

اسکار فهمیده بود که مراجع قانونی و شکارچیان باتجربه

...درحال حاضر معتقد بودن

که گری در منطقه ای بنام... کاپر کریک رنج" مفقود شده"

"کاپر کریک رنج"

ما فکر میکردیم اطلاعات مخفی اسکار .همینا بوده

یه اتفاق غیرمنتظره برامون رخ داد

درواقع... قرارمون این بود که اون هرروز باهام ارتباط برقرار کنه

از طریق همون موبایل ماهواره‌ای که داشتیم

روزی که اسکار ناپدید شد

برنامه‌ش این بوده که بالای یه کوهی چادر بزنه

کوهی که محلی‌ها بهش میگن "کوه ترسان"

قرار بود که یک شب اونجا چادر بزنه

و بعدش برگرده به شهر

و چندروز پیش پسرخاله‌ش مانی باشه

.و بعدش برگرده به مکزیک

لحظه ای که حس کردم یه اتفاقی افتاده

...موقعی بود که، راستش روز قبلش باهاش تماس گرفته بود

و بهم گفته بود که قراره بره و چادر بزنه

قرار بود که فرداش دوباره باهام ارتباط برقرار کنه

ولی... خبری ازش نشد

چندین بار تلاش کردم که باهاش ارتباط برقرار کنم

ولی جواب نمیداد

،از طریق موبایل ماهواره ای میدونستم که کجا باید دنبالش بگردم

مانی رفت اونجا ولی خبری از اسکار نبود

نه اسکار اونجا بود

نه چیزی که نشون بده اسکار اونجا چادر زده

،هیچ چادری نبود ،هیچ وسیله ی خاصی نبود

،هیچی نبود ...انگار که

.انگار اسکار اصلا اونجا نبوده...

موقعیت موبایلش دقیقا همینجا رو نشون میده

...من نگاه کردم و

،دیدم یه موبایل اونجاس یه موبایل ماهواره ای

که یه برچسب سبز پررنگ خورده بود روش

موبایلش یه جورایی زیر خاک بود

مانی اشتیاقی برای زنگ زدن به پلیس نداشت

،چون همون‌طور که میدونیم کلی آدم از جاهای مختلف میان به این شهر

و درواقع، میخوان بفهمن که چه بلایی سر گری اومده

و اکثرشون به همین دلیل گم میشن و به کمک احتیاج پیدا میکنن

و درواقع این قضیه انقدر عادی شده که شاید دیرتر از همه بهش رسیدگی بشه

خلاصه، از اونجا مستقیم رفتم سمت مسافرخونه

راستش، ماشینم اونجا نبود

بعدش رفتم پیش مسئول مسافرخونه

و از اون خانومه اجازه گرفتم که برم اتاق اسکارو بررسی کنم

اون بهم نگاه کرد

با یه حالت چهره ی عجیب غریب

گفتش که

"عزیزم، اون یک هفته پیش تخلیه کرد"

من... من خشکم زد

چه خبره اینجا؟

بعدش ترسیدم

،راستش، ماشین من دستش بود ...ما یه قراری باهم داشتیم

اونجا بود که مانی تصمیم گرفت بره پیش پلیس

و پلیس گفت نمیتونه کمکش کنه

چون اسکار با میل خودش مسافرخونه رو ترک کرده

درواقع گفتن اون یه مرد بالغه و میتونه هرکاری دلش بخواد بکنه

به این دلیل بود که مانی رفت سراغ کارآگاه شخصی معروف اون منطقه

کسی که شاید از داستان گری بخاطر بیاریدش

ویلیام بیل سالرنو "کارآگاه شخصی و دادستان سابق"

...میخواستم بفهمم اون چیه که

اسکار میخواست از پسرخاله‌ش مخفی نگه داره...

،همونطور که این مسائل آشکار شد

فهمیدیم که اسکار سعی داشته که با بورلی هینج ملاقات کنه

برای کسایی که اونو نمیشناسم بگم که

بورلی هینج خواهر گری هینجه

...و گری هینج

دلیل اصلی تمام این صحبت‌ها و تحقیقاته...

درواقع اون دلیل شروع تمام این اتفاقاته

و بورلی شرایط مناسب برای ملاقات با کسی رو نداشت

،از زمان ناپدید شدن گری

بورلی از طرف آدمای سرتاسر دنیا پیام دریافت میکنه

که بهش میگن از جای گری خبر دارن

من مدام بهش میگم "اونا نمیدونن گری کجاس"

"اونا غریبه‌ن"

یه نفر هست

که دائما بهش پیام میده

بارها و بارها

پلیسا هنوز نتونستن هویتشو مشخص کنن

،منم نمیدونم اون کیه ولی بطور خستگی ناپذیر پیام میدن

و اینکه

درنهایت بورلی رفت به بیابان مرتفع تا دنبال برادرش بگرده

اونجا گم شد

،و زمانی که پیداش کردن گرمازده شده بود

چندتا از اعضای بدنش آسیب دیده بودن

.و توی بیمارستان بستریش کردن

شرایطی که بورلی ...بعد از ناپدیدشدن برادرش پشت سر گذاشت

امیدوارم برای هیچکس اتفاق نیوفته...

بورلی هینج

،بعد از اولین مصاحبه‌مون

فکر کردم شاید مردم زنگ بزنن

و بهم سرنخ و اطلاعات بدن

هرچیزی که به پیدا کردن گری کمک کنه

،من شوکه شده بودم ،ترسیده بودم

...وقتی دیدم مردم

دارن بهم طعنه میزنن و سرزنشم میکنن

...و اینکه ...این اذیت و آزار

هیچ‌وقت فکرشو نمیکردم همچین اتفاقی بیوفته

...و میدونی، گری خیلی

گری معصوم‌تر از این بود که بخواد این اتفاقا براش بیوفته

اگه قرار باشه با آدمایی که تورو به این وضعیت دچار کردن صحبت کنی

بهشون چی میگی؟

...میگم که

به دوربین نگاه کن و مستقیم با خودشون صحبت کن

اونایی که

توی شبکه های اجتماعی هستن

بیشتر اونا فقط همین راه ارتباطی رو دارن

و خواهشا، خواهشا رحم داشته باشید

و حواستون باشه که چه حرفایی بهشون میزنید

Horror in the High Desert 3: Firewatch subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left