Paradise

Paradise

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Paradise 2025 S02E07 1080p WEB h264-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 7 Paradise 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-03-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 42
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

اگه ازت می‌خواستم یه شهر زیرزمینی واسم طراحی کنی

یه چیزی که بتونه در برابر هر اتفاقی، از انفجار هسته‌ای گرفته

تا فجایع زیست‌محیطی سالم بمونه، چی می‌گفتی؟

بهت می‌گفتم غیرممکنه

بیست و پنج هزار نفر آدم

یعنی، به فضایی به اندازه «تولیدو» نیاز داری

امکان نداره

شهرم رو واسم بساز

این‌جا اون چیزی نیست که فکر می‌کنی

دوست‌پسرم غیبش زده، پدرم هم خدا می‌دونه کجاست

و دارن همه چی رو می‌اندازن گردنش

و حالا، نزدیک‌ترین کسی که این پایین برام مونده

به‌خاطر کاری که نکرده بازداشت شده

و مادرت هم اون کسی نیست که فکر می‌کنی

تو «سیناترا» هستی؟

اون آدم‌هایی که دارن ناپدید می‌شن چی؟

قول می‌دم من هیچ نقشی در فرستادنشون به اون پایین نداشتم

و می‌خوام ته‌و‌توی این قضیه رو دربیارم

هی! دارید چه غلطی می‌کنید؟

اِم... هی

من یه معشوقه لعنتی نبودم

و عمراً بذارم به بچه‌اش آسیبی برسه

یالا

خودِ دختره‌ست، دکتر. «جین»

می‌دونم چی کار کردی

با «بِینز»، «رابینسون» و «پِیس»

پس می‌دونی ازم چه کارایی برمی‌آد

اون یه نقشه‌ای تو سرشه و منم می‌فهمم چیه

اگه بخوای سراغش بیای، باید از روی جنازه من رد شی

مشکلات بزرگ‌تری داریم

یه گروه شبه‌نظامی پشت درهای پناهگاه جمع شدن

به نظر می‌رسه تا دندون مسلح و کاملاً جدی هستن

اصلاً نمی‌دونیم چی می‌خوان

رئیسم حاضره ملاقات کنه، اما فقط با تو

پنج نفر، بدون سلاح

با یه قاچ پای سیب

ببینم چه کار می‌تونم بکنم

تمام این راه رو اومدم تا پیداش کنم

متأسفم، «زِیویر»

«زِیویر»؟

اتاق مخازن. سیستم‌های پشتیبانی حیات ما

از روی ایستگاه فضایی بین‌المللی الگوبرداری شدن

یه چرخه بازتولید خودکفا

برای ایجاد بیشترین امنیت در برابر ناپایداری‌های محیطی

مخازن اکسیژن و نیتروژن؟ درسته، بله

سطوح جوی مدام رصد می‌شن

در تمام شهر، تا به طور دقیق

تعادل ۷۸.۱ درصد نیتروژن و ۲۰.۹ درصد اکسیژن حفظ بشه

آب از سفره‌های زیرزمینی

ببخشید، باید همین‌جا یه لحظه صبر کنی

راهی هست که این توضیحات رو یه کم ساده‌تر بگی؟

اوه، البته، آقای رئیس‌جمهور

اِم، این مخازن گازهایی رو ذخیره می‌کنن

که به ما اجازه می‌ده دقیقاً شبیه‌سازی... ببخشید، ساده‌تر

نیتروژن... ببخشید، تقصیر منه

انگار دارم سطح قضیه رو خیلی بالا می‌گیرم

فرض کن داری با... یه انسان اولیه حرف می‌زنی

این‌ها هوا رو واسه نفس کشیدن زیر زمین ذخیره می‌کنن

باریکلا. همینه، رهبر جهان آزاد

بعدی چیه؟

آب کثیف رو پاک می‌کنیم

زباله می‌شه آتیش

آب سرد می‌شه آب گرم

چهارتا راکتور هسته‌ای ماژولار

یکی‌شون فعاله و تو مرحله شمارش معکوس نهایی هستیم

تا هر چهارتا رو راه بندازیم

این آهنگ «شمارش معکوس نهایی»ـه. باید بشناسیش

از گروه «یوروپ»ـه

تو خودت مال قاره اروپایی

آهان. آهنگ حماسی‌ایه، بچه‌ها

باید بیشتر آهنگ‌های دهه ۸۰ رو گوش بدی

نه، آهنگ رو بلدم

سوالی هست؟

بله. کجاست اون

می‌دونی دیگه، کنترلش؟

فکر کردم باید یه جور ریموت همه‌کاره باشه

که همه این‌ها رو کنترل کنه

در واقع، بله

سوال خوبیه آقای رئیس‌جمهور. ممنون

اگه از... این طرف بیاید، می‌تونید

همه‌ش خیلی تحسین‌برانگیزه، «سم». واقعاً عالیه

خوشحالی؟ من از پیشرفت کار راضی‌ام

از پیشرفت کار راضی هستی. خوبه

دوست نداری به عنوان شغل دوم، سخنگوی مطبوعاتی من بشی؟

همین الانش هم به عنوان شغل دوم مدیرعاملم

اوه، اینم یکی دیگه از اون جواب‌های خوب

«سامانتا ردموند»، ملکه متلک‌پرونی

می‌دونی، من و «جسیکا» ماه‌عسل رفتیم لندن

دو هفته تئاتر و پیاده‌روی و آبجو

کلی آبجو

درست بغل پاتوق محبوبمون، یه مغازه پیژامه‌فروشیِ خیلی شیک بود

منظورم از شیک، در حدِ لرد گرانتام تو «دانتون ابی»ـه، می‌دونی که؟

و روز آخر، در حالی که حسابی پاتیل بودیم

رفتیم تو و تصمیم گرفتیم یه سوغاتی برام بخریم

پس این روب‌دوشامبر رو انتخاب کردم

ابریشمی بود و منگوله داشت. خیلی مسخره بود

انگار ابر تنم کرده بودم

رفتم حساب کنم، قیمتش ۶۰۰۰ پوند بود

نگو که خریدی! آره، ۸۰۰۰ دلار آمریکا

این از پول اولین ماشینم هم بیشتره

ولی دیگه کار از کار گذشته بود. مجبور شدم بخرمش

هیچ‌وقت نپوشیدمش. حتی یک بار

یعنی، چند باری واسه مهمونی‌های شام امتحانش کردم

تا بقیه باهاش عکس بگیرن

عجیبه؟

که حتی بعد از این همه سال و این همه کاری که کردیم

یه بخشی از وجودم هنوز امیدوار بود این پناهگاه هم مثل اون پیژامه‌ها باشه؟

یه قصه گرون‌قیمت واسه پز دادن تو مهمونی‌ها

به جای اون یکی گزینه

که قراره جایی باشه که من و بچه‌ام

و بچه‌های بچه‌هام، همگی توش بمیریم

اوه. «سم»، متأسفم. مشکلی نیست

منظوری نداشتم... «کال»، مشکلی نیست

مردم همیشه همین کار رو می‌کنن. کلمه «بچه» یا «مرگ» رو می‌گن

و بعدش عذرخواهی می‌کنن

من هر دقیقه و هر روز بهش فکر می‌کنم

نیازی به عذرخواهی نیست

ولی باید بگید یکی بیاد اون لباس رو براتون جمع کنه، آقای رئیس‌جمهور

این‌جا یه خرید از روی هوس نیست

این‌جا خودِ آینده‌ست

«زِیویر»؟ «تری»؟

«زِیویر»؟

بذارید رد شم، اون شوهرمه

بذارید رد شم! اون

از این‌جا ببرش بیرون! بلندش کن

«زِیویر»

از این‌جا ببرش بیرون! یالا! اون شوهرمه

«زِیویر»

نمی‌خوام به کسی آسیب بزنم. اون زنمه

راه طولانی‌ای رو اومدم تا پیداش کنم و باید بدونم که حالش خوبه

ولش کنید. بیا این‌جا، «تری»

صدات رو از رادیو شنیدم

اومدم و پیدات کردم. بچه‌ها کجان؟

همون‌جایی که ازش اومدم

پناهگاه کلرادو؟

«زِیویر»، این‌ها دوستن. می‌تونی اسلحه رو بذاری کنار

هر چی درباره کلرادو می‌دونستم بهشون گفتم

قطار داره می‌ره اون‌جا. منم باهاشون می‌رم

ما هم می‌تونیم باهاشون بریم

واقعاً حالت خوبه؟ عزیزم، من خوبم

اسلحه رو بذار زمین

نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم

نامه‌رسان گفت «تری» تو خطره

همین الان اطراف رو چک کنید. یه تیم دو نفره، برید سمتِ

قبل از این‌که قضیه بیخ پیدا کنه، باید چندتا سوال ازت بپرسم

بمب منفجر کرده و مثل «جیسون بورن» باهامون درافتاده

و از پناهگاه هم خبر داره

قرار نیست بهش آسیبی بزنیم

تو چادر می‌بینمت

از موهات خوشم می‌آد

لاغر شدی

چی شده؟

قرمزه‌اش

واقعاً؟ واسه جلسه‌ات با غریبه‌ها؟

جسورانه‌ست. آره، دقیقاً

جسورانه و مقتدرانه

تو

یادت نمی‌آد قدیما این کار رو می‌کردیم؟

مشاوره‌های مدِ صبحگاهی؟

اگه تو نبودی، من هنوز پیرهن پشمی و شلوار جین می‌پوشیدم

نه. خودت دیگه استاد شدی

و رسیدی به دوران یقه‌اسکی‌های «ترانوس»

نه، اون یه دوران نبود. یه مرحله گذرا بود

یه مرحله کوتاه ولی فاجعه‌بار

کی این کار رو متوقف کردیم؟

دنبال هم رفتن تو اتاق لباس؟

همه جا دنبال هم رفتن

فکر کنم هردومون می‌دونیم کی تموم شد

«دیلن» امسال ۲۶ سالش می‌شد. باورت می‌شه؟

تقریباً هم‌سن اون موقعی که با هم آشنا شدیم

تو چطوری کنار می‌آی؟

چطوری حالت خوب شد؟

من نشد، تو شدی

تو کار می‌کنی

با دخترمون وقت می‌گذرونی. واسه دل خودت کتاب می‌خونی

می‌تونی اسمش رو بیاری بدون این‌که

تو حالت خوبه

تو هم همین‌طور

فکر نکنم

خوشحالم که حالت خوبه

صبح بخیر

«سیناترا» جلسه سران تشکیل داده

خبر دارم. اومدم ببینم می‌خوای با هم بریم؟

نه ممنون. پیاده می‌رم

هر طور راحتی

اگه بهم نیاز داشتی، می‌دونم کجا پیدات کنم

پدر و مادرم تمام روز خونه نیستن

وقتی درباره دستگیری‌شون پرسیدم، مامانم گفت «اون پایین» بودن

فکر کنم بدونم یعنی چی، ولی اطلاعات اصلی تو کامپیوتر مامانمه

پس، هم جاسوسی هم هکر؟

آخه به عنوان دخترِ یه غول تکنولوژی

بلدم با کامپیوتر کار کنم

و به عنوان خواهری که برادرش رو از دست داده

می‌دونم همه رمزها

مه‌ـه ۱۶

تولد «دیلن»

خب. فعلاً اوضاع امنه

ولی به زودی میان دنبالمون

اوه، هی، نه! چیزی به اسم «ما» وجود نداره، فهمیدی؟

این موضوع ربطی به تو نداره

More Farsi Persian subtitles for Paradise

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left