ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در سریال "گــریــم" گذشت
.لزومی نداره اینجا تموم بشه
.تو طرف اشتباهی رو انتخاب کردی شان
...کافیه
.دستگیرش کنید
ایو کجاست؟- رفتش دنبال بوناپارت -
.ما از عصا برای ترمیم کردنش استفاده میکردیم
.و بعدش تشنج کرد و دچار یجور صرع شد
.بهم بگو کجا زنگی میکنه
همه برید تو تونل - نیک، زود باش بیا بریم -
!نه
من با "ایو" اینجا میمونم تا مطمئن شیم کسی تعقیبمون نمیکنه
ما میریم ببینیم اینور .جلوتر راه خروجی هست یا نه
.تموم شد
...چطوری
.بیخیال
.باید برگردیم یه راه دیگه پیدا کنیم
.من حاملهام
.باید وقتی که میتونستم میکشتمت
.دیگه این اشتباهو نمیکنم
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
ــــــتــرــجـمـــه و ــــــزیـــرنـویــــس از
Cj_Hasdam محمد طاهری و
قــــسمت اول | فـــــصل ششم
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
شاید این دنیا جهنمه یه سیاره دیگه است
فکر کنم باید ازت تشکر کنم
...فکر میکردم طرف اونی
تو همشونو کشتی
تو تیر خورده بودی. الان حتی زخمی هم نیستی
...اونا گفتن که تو مُردی
فکر کنم مُرده بودم - چطوری اتفاق افتاد؟ -
.نمیدونم
چرا جلوشو گرفتی؟
.منم نمیدونم
.شاید یکی یه راه خروج پیدا کرده
اون ... اون دیگه چی بود؟
!باید برگردیم
.آره
اگه بتونیم بریم بیرون ...میتونیم برگردیم پیش نیک
.نباید نیک رو جا میزاشتیم
.راه دیگه ای برامون نذاشت .این مبارزه هنوز تموم نشده
برای نیک تموم شده
اگه میموندیم برای ما تموم میشد
نمیذارم لنارد قصر در بره
آره اون حرومزاده باید تقاص پس بده
شنیدی؟
...صدای آبه
یه دریچه اونجاست
حتما وصله به مجرای تخلیه شهری
آره، امکان نداره ازونجا رد شیم
خدای من، اینجا حتما به یه جایی وصله
اونجا
این میتونه راه خروج باشه
انگار یه در اینجاست
خدای من
میتونیم از اینجا بریم بیرون
باید برگردیم و به بقیه خبر بدیم
چیه؟
نمیخوام به کسی راجع به حامله بودن من چیزی بگی
باشه، درسته
فکر کنم الان وقت
یا محل مناسبی برای دادن خبر خوب نیست
منظورم اینه اصلا چرا بگیم؟
شاید اصلا ازینجا نتونیم بریم بیرون
!هی
ما از اینجا بیرون میریم
نمیخوام حالم رو خوب کنی
ما که نمیدونیم چند نفر به نیک حمله کردن
یا حتی زندست، نیست
یا از کجا معلوم حتی این تونلها رو پیدا نکردن
و الانم دارن نمیان تا ما رو بکشن
میدونی فکر کنم الان واقعا نیاز دارم تا حالم رو خوب کنی
...به من گوش کن
اگه اونا بیان این پایین دنبال ما
اشتباه اونا حساب میشه
خب؟
زودباش بزن بریم
الان باید چیکار کنیم؟
ما به مبارزه ادامه میدیم - مایزنر مرده -
شاید نیک هم همینطور
نمیتونیم تنهایی اینکارو انجام بدیم
ما تیممونو دوباره جمع میکنیم
دوباره میسازیم
ولی نه تو پورتلند
از انتظار خسته شدم میرم دنبال نیک
تو بمون اینجا. منتظر بقیه بمون
من بهش مدیونم
کی داره صحبت میکنه؟ - من -
مشکل چیه؟
نمیدونم
یه چیزی تو راهه
داری چیزی حس میکنی؟ - نه دیگه برنمیگردم -
چیشده؟ - هیچی -
شما راه خروج پیدا کردین؟ -
آره هممون میتونیم بریم بیرون ولی از اینوره راهش
من برمیگردم بدنبال نیک
ما هم همینطور
هی بچه ها ما یه راه خروج پیدا کردیم
نیک که پیدا نکرد
یکی داره میاد
خیلی خب چراغ قئه هاتونو خاموش کنین
حالا
!نیک - خدای من -
ببخشید - تو زنده ای -
چند نفر پشتتن؟ - هیچی -
چی؟ یه عالمشونو دیدیم -
آره همشون مردن -
همشون؟ - همچنین بوناپارت -
تو بوناپارت رو کشتی؟ - نه -
رنارد کشت
رنارد
یجورایی به نظر میرسد تیر خوردی
بیشتر از یه بار
تو که یه روح نیستی؟ هستی؟
امیدوارم نباشم
بابایی حالش خوبه، چیزی نیست
بابایی حالش خوبه
بابایی حالش خوبه، آره
چیزی نیست
نیک مُرده؟
نه
چه بلایی سرش آوردی؟
...هیچی - حالش خوبه؟ -
زندست - خب پس چطوری تو اینجایی؟ -
چرا هنوز زنده ای؟
از نگرانیت ممنونم
تو و بوناپارت میخواین نیک رو بکشین
چرا باید نگرانت باشم؟
بوناپارت مرده - چی؟ -
آره، حتما راحت شدی - نیک کشتش؟ -
نه هیچ ربطی به این کار نداشت
پس کی؟
کاملا مطمئن نیستم - تو اونجا بودی
چطوری ندیدی کی کشتش؟
دیدم - حرفات بی معنیه -
چون هیچ کدوم ازینا معنی ندارن
کی کشتش؟ - من -
فکر کنم. شاید
مطمئن نیستم
چطوری نمیتونی درباره همچین چیزی مطمئن نباشی؟
من بهش خنجر زدم
من بهش خنجر زدم، ولی تا وقتی که
اون شمشیر خونیو تو دستم ندیده بودم
نمیدونستم چیکار کردم
ولی دربارش میدونی مگه نه؟
من هیچ کارهام
فکر کردی با وجود اینکه میدونم چه بلایی
میتونه سر بچه هام بیاره ریسک میکنم؟
دایانا کل شب خواب بوده؟
میخوای دایانا رو هم مقصر بدونی؟
خب یکی منو مجبور کرد بوناپارت رو بکشم
درست همونطوری که یکی ریچل رو کشت
کی دیگه همچین قدرتی داره؟
دیگه بابایی رو ازمون دور نمیکنه
دایانا کبودی های روی گردنمو دید
و ازم پرسید که تو اینکارو کردی
و تو چی گفتی بهش؟
من گفتم نه یکی از دوستات اینکارو کرده
و تو نباید نگرانش باشی
چیکار میخوای بکنی؟
نمیزارم دایانا زندگیمونو کنترل کنه
اگه دایانا مجبورت کرده بوناپارت رو بکشی
یکم تو انضباط راحت میگیرم بهش
بوناپارت خودش این بلارو سر خودش آورد
اون منو میکشت
شاید دایانا فقط میخواست که باباش یه قهرمان باشه
و مامانش رو نجات بده
خب به آرزوش رسید
باید مراقب باشیم چی آرزو میکنه
سیاه پنجه درباره بوناپارت میشنوه
اگه همین الانش نفهمیده باشه
و میفتن دنبال هرکی این کارو کرده
فکر کنم تو نمیخوای اعتراف کنی
نه
یکی میکنه
کی؟
هیچ وقت نباید عاشق بورکارت میشدی
الانم پشیمون میشی
سلام
بیدار شو
شما؟
شان رنارد. دارم میام اونجا
الان؟
پنج دقیقه دیگه جلو در خونتم
مامانی؟
ببخشید بیدارت کردم عزیزم
عیب نداره. چیزی شده؟
بازم امشب داشتی با عروسکات بازی میکردی؟
آره. نمیتونستم بخوابم - چرا؟ -
بخاطر اون مرده که به گردنت آسیب زد
اون بدجنس بود
و منم نمیخواستم دیگه بهت صدمه بزنه
خدای من نیک - پسر چقد زیادن -
اونا اومدن تا همه مارو بکشن
بوناپارت رو کشت؟
رنارد نمیدونست داره چیکار میکنه
میخواد تلاش کنه تا بفهمه چطوری اینطوری شد
تو زخم منو التیام دادی
چطوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.