The Lord of the Rings: The Rings of Power

The Lord of the Rings: The Rings of Power

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Lord of the Rings The Rings of Power S02E07 WEBRip
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🆔 حسین رضایی و علیرضا نورزاده | FILMKIO.COM 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-09-26
ഡൗൺലോഡുകൾ: 404
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫بزرگترین آهنگر الف‌ها ‫رو کار از پا درآورده

‫درخواست کرده که به جاش ‫من تمام امور مدیریتی رو به دست بگیرم

‫من فقط خسته‌ام

‫تو ارباب ارگیون هستی. ‫مسئولیت‌هایی به گردن داری

‫تا وقتی که نُه حلقه کامل نشده، ‫هیچی اهمیت نداره

‫بدون میتریل، باقی حلقه‌های قدرت ‫ممکنه هرگز کامل نشن

‫میتریل بیشتری نیاز داریم

‫جوابم منفیه

‫به ناروی بگو باید حفاری رو گسترش بدیم

‫دیوونه شدی؟

‫حلقه رو دربیار

‫من لازم ندارم چیزی رو به تو ثابت کنم پسر جون

‫اگر لازم باشه، خودمون با بدنمون ‫راه معدن رو سد می‌کنیم

‫دیسا؟

‫اورک‌ها تو موردور نیستن

‫یه لژیون ازشون دارن میرن به سمت ارگیون

‫حق با گالادریل بود

‫باید کمک بفرستی!

‫ارتش‌هامون نمی‌تونن هم ایدار ‫و هم سائورون رو شکست بدن. تنها نمی‌تونن

‫آوردمت اینجا

‫چون یه دشمن مشترک داریم

‫الروند داره به سرعت از لیندون ‫با یه ارتش از الف‌ها میاد

‫و همینطور ننیا، حلقه من

‫سائورون باور داره هنوز ‫دست من بهش نمی‌رسه

‫ولی من می‌دونم تو ارگیون قایم شده

‫چقدر پیشرفت کردی؟

‫بدون میتریل دیگه نمی‌تونم حلقه بسازم

‫من کازاد دوم رفتم

‫یک نهم برای هر حلقه

‫باید کافی باشه

‫سائورون خودش لشکر نداره

‫برای همین لشکر تو رو به جاش کشونده اینجا

‫می‌خواد به ارگیون حمله کنی

‫ارگیون سقوط خواهد کرد

‫سائورون هم همینطور

‫ببندینش

‫نه!

‫سائورون دقیقا همینو می‌خواد!

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫«مترجمان: حسین رضایی و علیرضا نورزاده» ‫::. HosseinTL & MrLightborn11 .::

‫نُه حلقه...

‫برای انسان‌های فانی

‫سلام آقا موشه

‫خوردی زمین؟

‫بیا. این کف جای بزرگترین آهنگر الف‌ها نیست

‫نه، فقط...

‫چکش فئانور یه چیز کم داره...

‫یه...

‫خودت می‌دونی چقدر فراموشکار شدی

‫نه، نه

‫نه، این فرق داشت

‫امیدوارم دوباره آشفته و سردرگم نشده باشی؟

‫نه

‫اتفاقا دقیقا برعکس

‫این هفته‌های اخیر، ‫ذهنم شفافیت عجیبی داشته

‫تمرکزی داشتم که سالهاست نداشتم

‫و همش به لطف توئه

‫این حرفا نیست

‫وقتی دنیا بی‌حرکته

‫تازه ایده‌ها می‌تونن آزادانه جریان پیدا کنن

‫کار من فقط اینه که بذارم ‫رازهای نغمه‌شون رو بیان کنن

‫چقدر پیشرفت داشتی؟

‫حلقه‌های قدرت تقریبا کامل شدن

‫چقدر دیگه؟

‫چند روز دیگه ارزشش رو داره

‫که چیزی که تا ابد دوام خواهد داشت ‫رو به کمال برسونم

‫اتفاق غم‌انگیزی خواهد بود

‫از زمانی که در کنار هم بودیم خیلی لذت بردم

‫خب، هر چیزی یه پایانی داره

‫حیفه. مگه نه؟

‫وقتشه

‫سرورم

‫ارباب کلبریمبور چه دستوراتی دادن؟

‫ارباب کلبریمبور اجازه اجرای ‫ضدحمله رو نمیدن

‫میگه رودخونه ازمون محافظت می‌کنه

‫هر لحظه‌ای که بی‌حرکت بمونیم ‫الف‌های بیشتری می‌میرن

‫باید کاری بکنیم

‫برای همینه که قرار نیست ‫از دستورش اطاعت کنیم

‫بهترین سربازانت رو بردار

‫من فرماندهی دفاع رو بر عهده می‌گیرم

‫والار پشت و پناهتون سرورم

‫چی شده؟ چی رو ازشون مخفی می‌کنی؟

‫عقل کلبریمبور از دست رفته

‫ما تنهاییم

‫زود

‫تنها نه

‫تو ارزش خودت رو ثابت کردی میردانیا

‫وقتش که برسه، ‫حتما کاری می‌کنم که تو...

‫پاداش مناسبی دریافت کنی

‫چی شده؟

‫ادوات محاصره ساکت شدن

‫برید یه جای امن!

‫هل بدید!

‫گفتم هل بدید بی‌خاصیت‌ها!

‫هل بدید، یالا بی‌خاصیت‌ها!

‫زودباشین کثافت‌ها!

‫همه وجود بوگندوتون رو بذارین براش!

‫دیگه شهر رو نشونه نمی‌گیره

‫کلبریمبور بیشتر از اونی که ‫فکر می‌کردیم در اشتباه بود

‫آماده حمله زمینی بشید

‫حمله زمینی؟ از اینور رودخونه؟

‫دوباره!

‫دارن رودخونه رو سد می‌کنن

‫آماده حمله زمینی بشید!

‫به موقعیت‌هاتون برید!

‫ارگیون محاصره شده

‫نگهبان‌ها این درخواست رو ‫از یه الف توی دروازه غربی گرفتن

‫پس درمونده‌تر از اونی هستن ‫که فکر می‌کردیم

‫می‌خوام معدن رو پس بگیرین، زود

‫ولی قربان، پسرتون هنوز اون پایینه. ‫همینطور شاهدخت...

‫هر ساعتی که تأخیر می‌کنیم...

‫ثروت غیرقابل‌تصوری رو از دست میدیم

‫باید حفر کنیم

‫برو!

‫اومدن

‫شما یاد نمی‌گیرین، مگه نه؟

‫آروم بچه‌ها. فقط برگردید برید

‫نه

‫ما حامی شماییم

‫تبرهاتون رو بیارید پایین

‫اون حلقه قلب پادشاه رو گرفته. ‫اجازه نمیدم این کوه رو هم بگیره

‫باید حلقه رو ازش جدا کنیم

‫قلمروی ما تنها قلمروی در خطر نیست

‫یه الف بیرون هست که ‫باهات حرف داره

‫بیارش داخل

‫خب، باید بی‌سروصدا انجامش بدیم

‫این الف از تمام سرزمین‌های دورفی ‫اخراج شده

‫الروند

‫از دیدارت خرسندم دوست من

‫مردک لاغرمردنیِ شلخته‌موی چرب‌زبون

‫- شلخته‌مو؟ ‫- اوهوم!

‫خیلی دل و جرئت داری که اومدی اینجا

‫می‌دونی از وقتی رفتی ‫من چی کشیدم؟

‫امکان نداره از ماجراهای من ‫پراتفاق‌تر بوده باشه

‫من دارم پدرم رو سرنگون می‌کنم

‫تو به چی رسیدی؟

‫شکست

‫بدون کمک تو

‫جون هزاران نفر در خطره دورین

‫کلبریمبور هم بینشون

‫می‌دونم درخواست زیادیه دورین، ‫ولی به تبرزنیت نیاز دارم دوست قدیمی

‫همین الان نیاز دارم

‫تکون بخورین!

‫تیرها رو آزاد کنید!

‫در موقعیت بمونید!

‫فرمانده، اونا یه ویرانگر دارن

‫آماده شلیک بشید!

‫باید جلوی اون دستگاه رو بگیریم!

‫حلقه‌ها تموم شدن؟

‫صبر کن

‫برای چی؟

‫جالب بود

‫یه الگوئه

‫نمی‌بینی؟ یه چرخه‌ست

‫در طول روز مدام داره تکرار میشه

‫بازم هست

‫اینجا

‫ببین. زغال‌ها

‫کلبریمبور، نمی‌دونم چی باعث شده ‫به این بینش برسی

‫مطمئن باش وقتش رو نداریم

‫درست برعکس

‫بنظر می‌رسه هر قدر بخوایم زمان داریم

‫شمع‌ها تو کل روز یه ذره هم نسوختن

‫تو آرامش می‌خواستی

‫منم بهت دادم

‫نه

‫این... این هر چی که هست، ‫موهبت نیست

‫با من چیکار کردی؟

‫چیکار کردم؟

‫از دستور من استقبال کردی. ‫عملا براش التماس کردی

‫حالا... یه موش رد میشه ‫و تو همه‌چی رو وا میدی؟

‫خودت دقت کن به حرفات

‫چه بلایی سر من آوردی؟

‫هیچ فرستاده‌ی والاری این کارو نمی‌کنه

‫تو حقیقتا... کی هستی؟

‫من اونی‌ام که جلوی طوفان رو گرفته

‫تعادل خورشید بالای سرت رو برقرار کرده

‫همش برای اینکه این یه فرصت رو بهت بدم ‫که خودت رو ثابت کنی!

‫حالا، نُه حلقه رو می‌خوام!

‫نه!

‫چی؟

‫چی... میتریل

‫این... این چیه؟

‫از وقتی اومدم به ارگیون، ‫خیلی چیزها ازت یاد گرفتم

‫ولی ابدی‌ترینشون اینه

‫خلقت حقیقی...

‫فداکاری می‌طلبه

‫تو اونی

‫مگه نه؟

‫- تو... ‫- نام‌های زیادی دارم

‫میردانیا!

‫والار رو شکر که زنده‌ای

‫ما فریب خوردیم. همه‌مون

‫تمام اینها نقشه‌ی اونه، ‫که مجبورم کنه حلقه‌ها رو بسازم

‫من انداخت تو یه جور زندان. ‫یه زندان ذهنی. ولی من آزاد شدم

‫آزاد شدم

‫حتما حواسش پرت محاصره بوده ‫و یاقوت رو یادش رفته

‫و موشه. همون موش...

‫و...

‫باید... باید حرفم رو باور کنی

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left