ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
شِنچی ۱.۰
آزمایش انسانی ۰۱.
اینجا کجاست؟
خوابه؟
دادههای آزمایشیمون کمه،
برو یه نگاهی بنداز.
سرمایهگذارا دیگه پول نمیدن.
چون آزمایشهای BCI روی انسان رو میخوایم.
تحمل کن.
خیلی نزدیکیم.
فقط یه آدم رو تو BCI لازم داریم.
فقط کافیه وارد دنیای شِنچی بشیم.
شِنچی ۱.۰
آزمایش انسانی ۰۱.
فضای شِنچی با اون VR که میشناسیم، فرق داره.
این یه فناوری جدیده که از تحقیقات BCI سرچشمه میگیره.
طراحی شد که به کسایی که بر اثر تصادف معلول شدن،
کمک کنیم به کسایی که تو تصادفات معلول شدن.
یا ضربههای روانی شدید دیدن، کمک کنه تا زندگی جدیدی رو شروع کنن.
این هیچ مشکلی نداره.
فضای "شنچی" که ما توسعه دادیم، قراره خونه جدید اونا باشه.
بر اساس مدل دنیای واقعیه.
الگوریتمهای لحظهای دنیای واقعی رو شبیهسازی میکنن.
از طریق تبادل داده، این شبیهسازی شخصیت و خاطرات فرد رو بازسازی میکنه.
از لحاظ تئوری،
میتونید یه زندگی جدید رو توی فضای "شنچی" شروع کنید.
این فقط یه مفهومه.
اگه همه انتخاب کنن از زندگی فرار کنن، این فناوری دیگه چه فایدهای داره؟
هیچ آزمایشی انجام دادین یا این فقط یه شعار تبلیغاتیه؟
شنیدم تیمتون به خاطر کمبود بودجه داره تعطیل میشه.
یه کلاهبرداری مالیه.
چطور از واقعی بودن اطلاعات مطمئن شیم؟
آروم باش.
این یه خوابه.
بیدار شم درست میشه.
دردش خیلی واقعی بود.
این خواب نیست.
پس اینجا کجاست؟
چرا من اینجام؟
صبر کن.
اسم من...
پام...
فکر کنم قبلاً اینجا بودم.
این حس...
... خیلی آشناست.
من حافظهمو از دست دادم؟
اگه هر دفعه اینجوری بشه،
پس چی داره اینا رو کنترل میکنه؟
مدام داره اتفاق میافته.
مرغ دریایی، نشونهی موجهای بعدیایه.
بعد کوسه پیداش میشه.
دقیقاً اون چیه؟
یه قایق تفریحی اینجاست.
چرا قبلاً ندیدمش؟
دیگه وقتش بود.
عجله کن.
هنوز وقت هست.
کمک!
کسی اونجاست؟
یه نمونهی دیگه از ساحل شِنچی پیدا کردم.
کی برمیگردی؟
نگران نباش. زود برمیگردم.
ما نمیتونیم کاری که لی چیانگ کرد رو انجام بدیم.
یه برنده هم بالاخره باخت، مگه نه؟
ستون فقراتش آسیب دیده.
این که دوباره سرپا وایسه، به خودش بستگی داره.
برای این که آزمایشهای انسانی رو طبق برنامه انجام بدیم، پول لازم داریم.
بهم اعتماد کن، یه راهی دارم.
شِنچی؟
مدل ساحلی.
موجها الان میان.
چرا موج نمیآد؟
الگو عوض شده.
چی شده؟
برگشتم سر جای اول.
مدل ساحلی.
وایسا.
اگه
این طراحی انسان باشه،
پس منطقیه.
یه کوسهی واقعی که همینجوری به آدم حمله نمیکنه.
اگه قایق هدف نهایی باشه،
کوسه یه مانع از پیش طراحی شدهست.
اگه طراحی انسانه،
باید یه الگو داشته باشه.
همین الان،
از پشت اومد.
یک.
دو.
سه.
چهار.
پنج.
پنج ثانیه فرصت برای حمله.
یک.
دو.
سه.
چهار.
پنج.
اگه رو سطح آب باهاش درگیر بشم، شکست میخورم.
میتونم
سعی کنم عمیقتر شنا کنم.
یک.
دو.
سه.
بیشتر از چهار ثانیه زیر آب نمون.
پنج ثانیه رو سطح آب.
سه و نیم ثانیه زیر آب.
یک.
دو.
سه.
چهار.
پنج.
یک.
دو.
سه.
یک.
دو.
سه.
دیگه رمقی برام نمونده.
تا برسم به یات،
۸۰ متر دیگه باید شنا کنم.
هنوز شانس دارم.
دوباره شروع شد.
یک.
دو.
سه.
چهار.
پنج.
یک.
دو.
سه.
سی متر دیگه.
چی شده؟ چرا یهو انقدر زیاد شدن؟
از پسش برمیام.
پنج متر دیگه.
نباید شکست بخورم.
لی چیانگ.
چطور شد؟
وِی ران.
چی شده؟
لی چیانگ دیوونه شده؟
تصاویر نظارتی آزمایشگاه رو بگیر. تمام سورسکدها رو باز کن.
برای تصاحب، به رضایت لی چیانگ نیازی نیست.
بسه دیگه، چقدر حرف میزنی. -رأی اکثریت حاکمه.
حرفت تموم شد؟ -مشکل حل شد دیگه، مگه نه؟
بعداً حرف میزنیم.
مگه چیزی مهمتر از منحل شدن تیم هست؟
هِی.
چه خبره؟
چه خبره؟
لی چیانگ وصله به BCI شنچی. چطور اینجوری شد؟
نمیتونیم بیدارش کنیم؟
مغز دکتر لی الان خیلی فعاله.
دمای داخل سرش روی ۴۲ درجهاس.
ورود کاربر
تمومش کردی؟ عجله کن.
فیلم دوربین مداربسته رو گرفتم. این مال ساعت ۸ صبحه.
ما اون موقع تو جلسه بودیم. -بله.
بزن جلو.
باشه.
بعد از جلسه،
اینجا به جز دکتر لی کسی نبود.
گزارش آزمایش رو روشن کن.
شنچی ۱.۰
آزمایش انسانی ۰۱.
تنظیمات الگوریتم DNA.
محیط: ساحل.
آزمایش: موجسواری.
شروع ثبت دادهها.
پایان.
چقدر یهویی عمل کردی.
چرا با هم در موردش حرف نزدیم؟
تو پیامک میمونیم.
وی ران، بیا اینجا.
نگاه کن.
کل کد منبع BCI رو بررسی کردم.
اون توی "شنچی" که ما توسعه دادیم، نیست.
وایسا، اگه اون توی شنچی نیست،
پس چرا بهش وصل شده؟
برنامه یه حفره داره.
توش گیر افتاده.
رسیدم به نقطه پایان.
چرا هیچی اینجا نیست؟
کسی اینجاست؟
کی داره این یات رو میرونه؟
وِی ران، پام.
حسش نمیکنم.
دیگه حسش نمیکنم!
پام چه مشکلی داره؟
دوباره این حس غلبهکننده...
فهمیدم ماجراجویی، بودن با توئه.
زندگی مگه جز اینه؟
جلو رو نگاه کن، عقب رو نگاه نکن.
ادامه بده.
هوشیار بمون.
اینجا نیفتی.
وی رن، دارم از جنگل نمونهبرداری میکنم.
نگران نباش، نمونههای بیشتری از ساحل پیدا کردم.
این...
خاطراتم...
No comments yet. Be the first to leave one.