ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...از لحظهاي که همديگه رو ملاقات کرديم - ميدونستيم که زندگيهامون -
.هيچوقت مثل قبل نميشه
.اون زندگي منو نجات داد
.و اونم زندگي منو نجات داد
.ما مقدر شديم
.ولي اينو ميدونيم که به اين آسونيها نيست
با وجود اينکه دلايل زيادي ...براي جدا شدنمون از هم هست
همه چيزمون رو براي باهم بودن .به خطر ميندازيم
.يه هستي عاشقتم
چيزي که هست واسه تو و .همهي اطرافيان تو يه خطر به حساب مياد
اوان، چيکار کردي؟
.با مرفيلد تماس گرفتم
فقط سعي داشتم که ازت .محافظت کنم
.فکر ميکردم که وينسنت تهديده
.بهم دروغ گفتن
گفتن که فقط ميخوان .کاراي نيمهتموم رو تموم کنن
تو و کترين .اون کاراي نيمهتموميد
اگه بتونم به تو و اون کمک کنم ،که زنده از اينجا خارج بشيد
.بهترين کاري ميشه که تا حالا توي زندگيم انجام دادم
!اوان، نه
يه اعتراف از اوان .دريافت کردم
گفته که در کل اين مدت در حال پنهانکاري
براي اين .شورشگر بوده
.تقصير رو گردن گرفته
.مقصر هست
Liz Coyles - Butterflies
،همونطوري که ميتوني ببيني، آقاي کلر
،اينجا يه مقداري درب و داغونه
.ولي ميشه سر و سامونش داد
،خيلي آرومه، ديوار مشترکي هم نداره
.محلهي بي سر و صدايي هم داره
و صاحب قبليش؟
.فروشندهي سلاح بوده - .آها -
.مجبور شدن خيلي ناگهاني از اينجا برن
.ولي هيچوقت دادخواستي رو واسه ساختمونشون نداشتن
.کاملاً ميشه به دستش آورد
.و اينم يه فضاي مناسب واسه سرگرمي
واسه مهموني زياد ميزبان ميشي؟
.نه اونقدي که دوس داشتم
...نميدونم والا ...فقط اينکه
يه جورايي اميدوار بودم
...يه جايي باشه که يکمي بيشتر
عاشقانه باشه؟
ميدوني، يه جايي که بشه در واقع دوستدخترم بياد و
.يه حالي ازم بپرسه
باور کن، دوستدخترت هر جايي که زندگي کني
.مياد پيشت
.هي
ميدونم که هنوزم حتماً
...به خاطر اوان آزردهاي، و اين
.اين نميتونه در حال حاضر واست آسون باشه
.فقط با خودم ميگم اي کاش ترغيبش نميکردم
اگه دنبال جنايات شورشي يا
،دي.ان.اي چندگونهي متقابل نميرفت
.مرفيلد هيچوقتِ هيچوقت پيداش نميکرد
کترين، اينو ميدوني که اين تقصير تو نيست، نه؟
،ممکنه تقصير من نباشه ولي نميتونم اجازه بدم
.اين اتفاق واسه کسِ ديگهاي هم بيفته
.ميخوام تو در امان باشي
.هي، من ده سال گذشته رو در امان بودم
.فکر ميکنم ديگه وقتش شده که از گذشته دربيام
واسه اينکه با مرفيلد چه کنيم
.هم يه فکري ميکنيم
فقط...نميخوام که زندگي جديدمون رو
تو يه جايي شروع کنيم که حس .زنداني بودن بهمون دست بده
.من يه جايي رو واسه خودمون ميخوام
،عالي ميشه اينطور نيست؟
.همينطوره
ستوان، بايد دليل خوبي داشته باشي
.که تو اين ساعت اومدي در خونهم مزاحم شدي
.ميخوام مسير گروه ويژه رو تغيير بدم
...شورشي مُرده .ديگه گروه ويژهاي در کار نيست
اون مُرده، ولي مردي که اعترافِ
.کمک به اونو کرده هنوز اون بيرونه
.اوان مارکس
فرضو بر اين ميگيرم که .داري در مورد ايميلش صحبت ميکني
.اون خائن لعنتيِ زير سقف منه
شده حتي يه لحظه به مفهوم
تحقيقات گسترده براي مارکس فکر کني؟
...بله
هر آزمايشي که ،شواهدش رو جمعآوري کرده
...هر دفعهاي که تو دادگاه شهادت داده
،همهي اينا، با سوالي که مطرح کردم .مطرح ميشه
حرف حسابت چيه؟
همينطوري بذاريم از اين قسر دربره؟
ارزش نهايي ادارهت از بهترين ادارهي تو شهر
.تو يه چشم به هم زدن تبديل ميشه به بدترين
اين چيزيه که ميخواي؟
چيزي که من ميخوام اينه که
:واسه کاري که کرده جواب پس بده
.چه طور به قاتل رواني برادر من کمک کرده
.جو، درک ميکنم
،تو انتقام ميخواي ،و باور کن
.من همراهت خواهم بود
.من آدمايي دارم که دنبال محليان که ممکنه اونجا باشه
.بيسر و صدا
يه راهي هست که بشه به اين جريان بدون
،باز کردن هر چيزي که تمومش کردي رسيدگي کرد
.ولي بايد بيخيال اوان مارکس بشي
.فعلاً
مشکلساز ميشه؟
.حواسم بهش هست
نبايد واسه پيدا کردنش
.از گروه ويژه استفاده ميکردم
.خيلي عموميه
.خيلي مشکلساز ميشه
.واضحه، که بايد خودمون پيداش کنيم
.ديشب بازم کابوس ميديدي
در مورد اون بودن؟
.گذراست
.بايد مرفيلد رو پيدا کنم
فراموش نکن، منم به همون اندازهاي
.که تو دليل واسه نفرت ازشون داري، دارم
.اوه، اوه، من اين صورت رو ميشناسم
حالت خوبه؟
.من و وينسنت رفته بوديم خونهي اوان
.دنبال دستنوشتههاش بوديم
.بايد خيلي سخت بوده باشه
.هنوزم نميتونم باور کنم که مُرده
.اون اين عکس رو که توي تولدم گرفتيم داشت
آسونتر نميشه، نه؟
از دست دادن آدما؟
.نه
.هيچوقت نميشه
چيزي پيدا کردين؟ - ...آم -
.نه
.خونهش زير و رو شده بود
.يکي قبل ما اونجا بوده
يکي...فکر ميکني کار مرفيلده؟
فکر ميکني کس ديگهاي هم هست که بخواد
تحقيقات فوق برنامه اوان رو پيدا کنه؟
...واقعاً نه، ولي
جو هنوزم به نظر ميرسه دوست داره .رد اوان رو بگيره
ولي فکر نميکنم بدون حکم
.خونهشو بگرده - .درسته -
از اينکه حقيقت رو در مورد اوان و
آقاي هيولا ميدونم و .بهش نميگم واقعاً احساس گناه ميکنم
...نميتوني ميدوني ديگه، نه؟
.آره
.و اسمش وينسنتـه
.چلاقِ خستهکننده
.خيلي خب
وينسنت در چه حاله؟
اون و جي.تي هنوز درگير پيدا کردن .يه جايي واسه زندگي کردنن
.ميگه ميخواد يه جايي پيدا کنه که امن باشه
.واسمون
.واسمون"...چه شيرين"
.و ناآشنا
...تا زمانيکه
مرفيلد اون بيرونه، جايي که امن باشه
.وجود نداره
.واسه اون وجود نداره
مرفيلد؟
.تا وقتي دستگيرش نکنن و نکشنش، دست برنميدارن
،نه، نه، نه !نرو داخل
!نميتوني بري داخل
!نه، نه، نه، اينکارو نکن، جناب
.بايد شما رو ببريم فوريتهاي پزشکي
.جناب
.بازرس چندلر
.همونجا که هستي وايسا
.نه، نه
اسمتون چيه؟
.وقت زيادي نداري
منظورتون چيه؟
.اون مُرده
قسمت نوزدهم از فصل اول "بازي با آتش"
چرا يه آدمي که تا حالا نديدمش
بايد با اين وضعيت تيرخوردگيش بياد اينجا و سعي کنه منو پيدا کنه؟
به نظرت ممکنه کار مرفيلد باشه؟
،اگه اينطور باشه چه طوري پيدات کرده؟
.منم نگران همينم
.بيا
اينو تو شلوغي .از روي جسد برداشتم
.باورم نميشه که داري شواهد رو پنهون ميکني
.بايد گندکاريتو درست کنم
حالا بيا ببينيم اين يارو يکي از ماموراي
،اونجا که ميشناسي هست يا نه .و بعدش اينو برميگردونيم
.ديدن اينکه يکي ديگه کار اوان رو انجام ميده خيلي عجيبه
سلام، تازهوارد؟
.آيورسن هستم
.کِرک
...ببخشيد، من تس
.وارگاس و ايشون هم چندلر هستن
.تکاليفم رو انجام دادم
.عاليه
حالا ميتوني کارتو انجام بدي و
يه چيزي بهمون بدي که بشه روش کار کرد؟
.کارت شناسايي که نداره
.نه کيف پولي، نه کليدي، نه پولي
.پنج بار بهش تيراندازي شده
،به نظر 38 ميليمتري مياد ولي وقتي مطمئن ميشم
.که ببرمش تو آزمايشگاه پايين
همچنين کبودي گستردهاي .رو صورت و دستاش هست
.اين بابا بدجوري جنگيده
.همهي اين خونها از خودش نيست
.متوجه نميشم، چندلر
تو هيچ نظري نداري که چرا يه مرد مسلح که گلولهبارون شده
خودشو کشونده اينجا تا تو رو پيدا کنه؟
.کاملاً سردرگمم
No comments yet. Be the first to leave one.