Mrs Playmen

Mrs Playmen

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mrs Playmen S01E03 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Mrs Playmen 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 92
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

خانم‌ها و آقایان، عصر بخیر. خلاصه‌ای از برنامه‌های امشب رو می‌شنوید.

شبکه دو برنامه ریسکیاتوتو رو پخش می‌کنه.

کاروسلو تموم شد. بریم بخوابیم؟

یه دقیقه صبر کن، مامان. می‌خوام ببینم.

چی رو ببینی؟ خانم بوسراسرا؟

اسمش اماست.

قهرمانی پاتیناژ.

من واقعاً ازش خوشم میاد.

آره؟

از شبکه یک.

اگه تو مامانم نبودی، دلم می‌خواست اون مامانم باشه.

می‌خوای منو عوض کنی؟

گفتم "اگه". اون چی داره که من ندارم؟

ساعت ۹:۳۰ شب.

همیشه موهاش مرتبه، آروم حرف می‌زنه و بوی سیگار نمی‌ده.

تو اونو تو تلویزیون می‌بینی.

شاید تو خونه بوی بد بده و موهاش ژولیده باشه.

کی می‌دونه اما خارج از برنامه چطوریه؟

مسابقه تلویزیونی ریسکیاتوتو با اجرای مایک بونجورنو.

عصر خوبی داشته باشید.

برگرفته از یک داستان واقعی.

پلی‌بوی ایتالیایی؟ پلی‌بوی جدید رو دارید؟

ممنون. پلی‌بوی جدید؟

پلی‌بوی، لطفاً.

پلی‌بوی جدید اومده؟

پلی‌بوی رو دارید؟

پلی‌بوی، لطفاً. پلی‌بوی دارید؟

هنوز پلی‌بوی دارید؟ پلی‌بوی جدید، ممنون.

یه نسخه پلی‌بوی.

میشه یه نسخه پلی‌بوی به من بدید؟ ممنون.

ممنون.

پلی‌بوی، لطفاً. پلی‌بوی اومده؟

پیش‌بینی فروش ۵۰۰ هزار نسخه.

ریتزولی سنگ تمام گذاشته.

ستون‌هاشون هم شبیه ماست.

ماشین، سینما، تئاتر.

و یه ستون در مورد شطرنج هم دارن.

واقعاً چند نفر از علاقه‌مندان شطرنج پلی‌بوی می‌خرن، عجیبه.

نورپردازی اینجا واقعاً اسکار می‌گیره.

طراحی گرافیک مدرن و بی‌نقصه.

به نظر من که خیلی مبتذله.

آره. دووم نمیاره.

پلی‌بوی تازه بعد از ما داره منتشر میشه.

مثل یه کپی مبتذل به نظر میاد، همونطور که شارترو گفت.

و ما داریم گروه خواننده‌هایی رو جذب می‌کنیم که اونا اصلاً بهشون فکر نکردن.

دیدید چقدر نامه دریافت کردیم؟

در مورد کاساتی‌ها؟ نه، در مورد "عروس شهوانی".

صدها نامه، همه‌شون از طرف زن‌ها. دارن به ما وفادار میشن.

زن‌ها مجله شوهرانشون رو می‌خونن.

فروش رو زیاد نمی‌کنه. وفاداری ایجاد می‌کنه.

و مردها دیگه لازم نیست پلی‌من رو زیر روزنامه قایم کنن.

اجازه بدید یادآوری کنم که روی جلد ما نوشته "مجله ماهانه مردان".

حذفش کنیم.

حذف کردنش آسونه.

اما برای رقابت با این، توی یه هفته، چی پیدا کنیم؟

اما بلینی رو لخت کنیم.

چی؟ کی؟ خانم بوسراسرا؟

اون صورتیه که بچه‌ها قبل از خواب می‌بینن.

اون زیباست، اما محجوبه.

زنانگی‌اش رو پنهان می‌کنه تا آرامش‌بخش باشه. همیشه بی‌نقصه.

اما چی میشه...

وقتی دوربین‌ها خاموش میشن؟

اون کیه؟ چیکار می‌کنه؟

چطور لباس می‌پوشه؟ و مهم‌تر از همه، چطور لباس‌هاش رو در میاره؟

فقط کافیه که RAI هم باهامون دشمن بشه.

خب، اگه قرارداد امضا کنه نه.

تو تعهد دادی.

تو دادی. دقیقاً.

اگه من نبودم، اون هیچ‌وقت با دختری مثل تو ازدواج نمی‌کرد!

دخترهایی مثل من چطورن؟ فاحشه؟

هی، اون خواهرته.

اون جربزه گفتن چیزی رو داره که تو تو ذهنت داری.

همین الان برو بیرون و دیگه پات رو اینجا نذار.

بالاخره موفق شدی.

امیدوارم گند نزنم.

گند نمی‌زنی. کاش من هم شجاعت تو رو داشتم.

بحث شجاعت نیست. اونا منو مجبور کردن برم.

حالا که داری میری تو شهر کار کنی... منو اینجا تنها نمی‌ذاری، مگه نه؟

نه.

به هیچ وجه. نه.

مادرت اینجاست.

چی می‌خوای؟

اومدم یه چیزی بهت بدم.

نه.

ممنون، اما نگران نباش.

من کار دارم. همه چی خوب میشه.

نگهش دار. لازمش داری، نه؟

انتشارات سارو بالسامو.

به این راحتی‌ها نیست. بلینی وکیل نداره.

شوهرش قراردادهاش رو رسیدگی می‌کنه. دفترچه تلفن چی؟

خانم بالسامو، ایشون یه سلبریتیه. شماره‌اش تو دفترچه تلفن نیست.

البته. چه فکری کردم.

اگه به دفتر اصلی RAI زنگ بزنیم، شاید بتونن ما رو بهش وصل کنن.

نگران نباش. من حلش می‌کنم. ممنون.

بفرمایید.

خب، جاگیر شدی؟

مهمان‌خونه‌ای که برات گرفتیم خوبه؟

آره، بهتر از خونه منه.

للا رو ملاقات کن. اون وقتی پلی‌من راه‌اندازی شد، اینجا بود.

السا، از طرف دیگه، از امروز شروع به کار می‌کنه.

دور و بر رو نشونش بده بعد کارهای جزئی‌تر بهش می‌سپاریم.

من میرم. اون دست شماست.

خوش اومدی. ممنون.

خب، چه کاره‌ای؟

تندنویسی؟ چی؟

شروع خوبیه.

ماشین‌نویسی؟ بلدی انجام بدی؟ نه، ولی می‌تونم یاد بگیرم.

حداقل می‌تونی مرتب کنی؟

بله، اینو می‌تونم انجام بدم.

اونا که رسیدن سال ۲۰۰۰. اون وقت ما حتی به کریسمس هم نرسیدیم.

آره، ولی ایده‌ها که رایگانه.

گذاشتن خانم بوناسرا روی جلد، یه ایده عالیه.

خب، هنوز که قطعی نیست.

از من می‌خوان که عکاسی رو انجام بدم؟

یه جلد عکاسی کردی. پررو نشو.

سارتی کارهای مهم رو عکس می‌گیره. البته اگه بمونه، چون...

ولی، اگه شما بتونید یه حرفی بزنید پیش خانم بالسامو، شاید...

با فرض اینکه بلینی قبول کنه.

اون یه عکاس قابل اعتماد می‌خواد. نه یه تازه‌کار مثل تو.

من حس نمی‌کنم که تازه‌کارم. تو باید همچین حسی داشته باشی.

چرا؟ چون هستی دیگه.

من تازه‌کار نیستم. تو هستی.

من نیستم. شارترو؟

به رای زنگ زدم. فردا یه جورایی با بلینی قرار ملاقات داریم.

چرا "یه جورایی"؟ به من اعتماد کن. ما داریم میریم رای.

احمقی؟ مطمئنم متوجه نشد.

ما کار رو با اون چیز دیگه قاطی نمی‌کنیم.

باشه.

لعنتی.

داری ترقی می‌کنی، نه؟

مسخره‌ام می‌کنی؟

شوخی می‌کنم، السا. بی خیال.

اگه کینه‌ای در کار نباشه، کار کردن با هم آسون‌تره.

فکر کردم فهمیدی که این فقط یه بازی بین ما بود.

من فقط نفهمیده بودم که تو یه عوضی هستی.

ها، باشه. برو.

انتشارات سارو بالسامو

خب، حداقل دقیق هستی.

ممنون.

چرا هنوز اینجایی؟ می‌خوای تو دفتر بخوابی؟

نه، خانم، دارم میرم.

چراغ رو خاموش کن.

السا، وایستا. چی می‌خوای؟

ما هیچ حرفی با هم نداریم!

هنوز هم می‌تونی تجدید نظر کنی. من بهت اهمیت میدم.

یه آپارتمان می‌خریم، یه ماشین قشنگ. اگه با هم باشیم، لازم نیست کار کنی.

به این قشنگه نگاه کن. خیلی گرون بود.

حالا مال توئه.

برو وگرنه جیغ می‌زنم!

برو گمشو!

همه چی خوبه، خانم؟

کمکی لازم دارید، خانم؟

زود می‌فهمی که داری اشتباه می‌کنی، السا.

من واقعاً بهت اهمیت میدم، السا.

عصر بخیر، خانم. عصر بخیر، کامیلا.

بچه‌ها کجا هستن؟ تو اتاقشون.

آه، کیارا شام نمی‌خواست.

خانم، خوشحالم کمکتون کنم ولی نمی‌تونم تا ۹ شب بمونم.

حتماً. ببخشید. متاسفم.

نه، حق با شماست.

بازم ممنون، شب بخیر. شب بخیر.

عزیزم.

چرا غذا نخوردی؟

من... من دوست ندارم بدون تو غذا بخورم.

چند تا بیسکویت خوردم، دیگه گرسنه نیستم.

متاسفم که دیر کردم.

بابا چی شد؟

گفتی که برمی‌گرده.

خیلی وقته.

ببین، چیکار می‌کنیم.

تو برو بخواب، بعد من میام بوست می‌کنم شب بخیر، باشه؟

برو.

می‌بینم که الان یه انقلابی واقعی شدی.

تو یه فاشیستی، همینطوری سرزده میای تو. مدل موهات خیلی بهت میاد.

باشه.

لورنزو.

چرا داشتی اون پسره رو می‌بوسیدی؟

اون جان‌لوکاست. تو دانشگاه ساپینزا درس می‌خونه و با گروه "پوته‌ره اوپه‌رایو" هست.

ما بعضی وقتا با همیم.

و تو باهاش می‌خوابی؟

لورنزو، ما ۱۶ سالمون هست.

باید مثل عاشقان دبیرستانی با حلقه و اینا باشیم؟

من یه رابطه متفاوت می‌خوام.

متفاوت چطوری؟

آزاد.

پس میای دنبالم؟

سعی می‌کنم. قول میدم.

صبح بخیر، خانم بالسامو. صبح بخیر.

بفرمایید.

چه قشنگ. اینا واسه ماست؟

شوهرتون منتظرتونه.

بریم، مامان. لطفاً.

فقط امروز رو مدرسه نمیرم. نه. میری.

به شوهرم بگید منتظر نمونن فایده نداره. چشم، خانم.

خداحافظ. خداحافظ.

تولید تلویزیون RAI

اعلامیه شما، خانم بلینی. ممنون.

سه، دو، یک.

عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان.

ما در حال پخش داستان‌های پدر براون هستیم.

Mrs Playmen subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Mrs Playmen

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left