Scorpion

Scorpion

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Scorpion S02E01 Satellite of Love
കമന്ററി എഴുതിയത് EISHEN
ElSHEN || IranFilm

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-09-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 21
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

اسم من والتر اوبرایانه

من رهبری گروهی از نابغه‌ها رو برعهده دارم که وظیفش، مقابله با مشکلات جهانیه

که حلش فقط از دست ما برمیاد

!سیلوستر یه ماشین‌حساب سریعتر از کامپیوتره

هپی یه مکانیک خارق‌العاده‌س

و توبی راونشناسمونه

افسر کیب گالو مسئول کارای دولتیه

و پیج بهمون توی درک دنیا کمک میکنه

درحالی که ما هم بهش توی درک پسر نابغش کمک میکنیم

گرچه بعضی‌وقتا، بزرگترین مشکلمون

درک نکردن هم دیگس

همه‌ی ما با هم، گروه اسکورپینیم

‏تو از پشت برو ‏من از جلو میرم

!‏کات کات کات کــــات

‏هان؟

‏واسه چی کات میدی؟

‏- چی شده؟ ‏- مشاور فنی یه چیزی میخواد بگه

‏مشاور فنی، آره؟

‏اسلحه رو بد دست گرفتی

!‏اسلحه رو بد دست گرفتم

‏گوش کن، من توی جوونیم زیاد نقش ‏پلیس رو بازی کردم

...‏خودم میدونم که دارم چیکار

‏صحیح، خیلی با مزه جوک میگید آقای سیمونز

!‏اما گریمتون نکردن که بیاید کمدی بازی کنید

‏اگه میخواید واقعی به‌نظر بیاید

‏- باید اسلحه‌رو اینجوری نگه دارید ‏- یه لطفی بهم بکن

‏برو بخش خدمات و یه قهوه بریز

‏- روز خوبی داشته باشید ‏- گالو

آقای گالو، من از سازمان امنیت تماس میگیرم

رئیس میخوان که شما و تیم اسکورپین

‏تا 45دقیقه‌ی دیگه توی گاراژ ‏حاضر بشید

‏وایسا بینم، ما یه پرونده داریم؟

‏کارمو دارید بهم پس میدید؟

جواب هر دو سوال، مثبته

‏- میخوای زنگ بزنم به کارفرمام؟ ‏- نه نه نــه

‏اینو نگه دار، جین ‏اشکالی که نداره؟

‏مسئول تهیه‌ی لباس ‏من یه کت‌شلوار میخوام

‏کارت عالی بود ‏داری پیشرفت میکنی

‏چطوره که بری ‏"چوب‌ها رو بردار" بازی کنی ‏نوعی بازی، برای برداشتن تعدادی چوب، بدون اینکه دست به بقیه‌ی چوب‌ها بخوره

‏باشه، حتما

!‏عالی شد

..."‏بازم "چوب‌ها رو بردار

‏سلام والت

‏سلام

‏چطوره که امروز یکم

‏والس بزنی؟

‏باشه رئیس

مگه نگفتم اینقد عضو‌های مصنوعی رو دست‌کاری نکن؟

...‏ببخشید، فقط

‏دیگه نمیتونستیم، دیگه نمیتونستیم ‏والس رو تحمل کنیم

‏این یه دست مصنوعی میلیون دلاریه

‏داری وقتتو تلف میکنی

‏والت به حرف هیچکی گوش نمیده

‏این هفته زود اومدی

‏تازه پازل هم نیاوردی

‏نیومدم ملاقاتت پسر

‏کارمو بهم برگردوندن

‏و یه پرونده دارم

‏خیلی عالیه که مریک بهت ‏کارتو پس داد

‏حتما وضعیت خیلی مهلک بوده

‏واسه کار آماده‌ای؟

‏میدونم که تا چند هفته‌ی دیگه هم ‏باید به درمانت ادامه بدی

‏نه نه نه دستم رو هم میارم

‏فقط بذار به تراپیستم بگم

‏منو واسه یه مشاوره

‏احضار کردن

‏اما دکتر تا حداقل 2هفته‌ی دیگه

‏بهتون اجازه‌ی بیرون رفتن نمیده

‏من که...من حالم خوبه

‏آخرین بار، چه موقعی سرگیجه داشتی؟

‏اصلا یادم نمیاد

‏خیلی‌خب، پس باید کاملا ‏دور از استرس باشی

‏شوخی نمیکنم آقای اوبرایان

‏من یه مهندس نرم‌افزارم

!‏استرس کجا بوده بابا؟

خیلی‌خب، یدونه ماهی تونا پارادیس

‏یه بوقلمون ترکی ‏و یدونه کیک

‏پیـــج

‏غذاها یخ کرد، زود باش

!‏- اومدم ‏- من تونای خرد شده میخواستم

‏- نه ساندویچ !‏- پیج، شب شدا

‏نیموس، یکم دندون رو جیگر بذار

‏تونا پارادیس، ساندویچه

‏تونا پارامور، تونای ریز شده‌س

!‏پیج، میتونی از پسش بربیای یا نه؟

...‏نیموس، به خدا قسم ‏وای خــدا

‏مگه کار نداری که گرفتی خوابیدی؟

‏توی این چند هفته‌ی گذشته !‏کارت همین بوده؟

‏شماها اینجا چیکار میکنید؟

‏آمادگی جسمانی والتر که هنوز تموم نشده

‏کیب پیام داد

‏کیب که دیگه اینجا کار نمیکنه ‏چرا واسه من پیام نداده؟

‏کیب دوباره استخدام شده ‏و واسه تو هم پیام فرستاده

!‏اصلا تونا پارامور چه‌کوفتی هست؟

!‏انگار اسباب‌بازی جدید پیدا کردی

...‏اسباب‌بازی نیست ‏یه مجسمه‌ی سخنگوی کلاسیک

‏از سوپرفان‌گای، با ‏چیپست شامل دیالوگ‌های مختلفه

‏حالا دیگه تمرکز کردم روی چیزهایی که

‏واسه کلکسیون‌دارها مهمتره

‏من از وقتم واسه پیشرفت استفاده کردم

‏میخوام که حسابی

‏پشت دستمو مزه‌مزه کنی

!‏مطمئنم که تو هم حسابی پیشرفت کردی

‏من وقتم رو بیرون از اینجا گذروندم مهارت‌هام رو روی حیات‌وحش

‏امتحان کردم

!‏نه اینکه اسباب‌بازی جمع کنم

!‏یا بدتر، بسازمشون

‏اسباب‌بازی بود، اما حالا یه اسلحه‌س

‏چقدر متفکرانه

«!‏«با اسلحه‌ی دست‌ساز به جنگ دشمن بروید

‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌

‏من عاشق پینت‌بالم

‏حداقل یکی از ماها بدون اسکورپین

‏زیادم بهش بد نگذشته

‏ظاهرا که پیج تابستون رو به کتاب خوندن اختصاص داده

!‏خرخون

‏درواقع وقتی که والتر توی بازپروری بود

‏ازم خواست که روزهام رو خیلی

...‏پربارتر از شماها بگذرونم ‏شماها کارای علمی رو انجام میدید

‏من کارای مالی رو

‏«اصول رهبری»؟

«‏«مدیریت روابط هدف‌دار

«‏«ذهن کارآفرین

‏همه‌ی لامپ‌ها رو با لامپ کم‌مصرف جایگزین کردم

‏و یه سیستم مخابره‌ی جدید هم نصب کردم

!‏- تا نیازی نباشه اینقدر داد بزنیم ‏- حوصلم سر رفت

‏یکی بگه که پرونده‌ی جدید چیه

!‏به منم بگه

‏اما هنوزم منتظریم که رابط سازمان

‏پیداش بشه

‏ســــلام «‏«خوش اومدی کاتر نام سریالی کمدی

!‏کی؟

‏دلم برات تنگ شده بود

‏معلومه !‏منم...همینطور

‏من میتونستم برات یه‌چیز بهتر درست کنم این چیه آخه؟

‏چرا فقط میذاشتی که کیب بیاد ملاقاتت؟

‏رئیسمون نمیخواست که به صورت ضعیف ‏دیده بشه

‏خودنمایی همیشگی

‏آره، مهم اینجاست که من...من برگشتم و

...‏مطمئنم که هممون

‏خوشحال...خوشحال میشیم که ‏برگردیم سرکارمون

...‏بنابراین

‏وسط کلامتون، رئیس مریک حالا دیگه

‏- باید برسه !‏- چقدر که خوشحالمون کردی با این خبرت

‏خوشحالم که برگشتی

‏اینجا خیلی...ساکت بوده

گوز مصنوعی من

!تا آخرین سلولت رو به‌باد میده

‏داشتی میگفتی

‏کیک‌هایی که واسم میفرستادی خیلی ‏خوشمزه بودن

‏یه‌حالت...نمناکی داشتن

‏حداقل کاری بود که میتونستم بکنم

‏باید برم لباسام رو عوض کنم

‏از اون صندلی ارگونومیکی که برام خریدی ‏اصلا خوشم نمیاد

‏صندلی قبلیم تازه داشت

‏شکل کونم میشد

‏یعنی دیگه هیچی مهم نیست؟

‏هی

‏هی، بیا تو

‏فقط یه‌لحظه کار دارم

‏- اگه اشکالی نداشته باشه ‏- حتما

‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌

‏بذار...بذار من کمکت کنم

‏خیلی ممنون

‏کتاب‌ها رو روی میزت دیدم

‏واقعا از عهده‌ی کار اضافه‌ای که بهت محول کردم

‏- خوب براومدی ‏- آره

‏یکی از چیزایی که توی همه‌ی

‏اون کتابا خوندم اینه که ‏بدون صحبت بی‌پرده

‏مشارکتی درکار نیست

‏بنابراین افراد گروه باید بتونن افکار و

‏عقاید و احساساتشون رو بیان کنن

...‏بدون اینکه...درموردشون قضاوتی بشه یا

‏پس زده بشن

‏بفرما، تموم شد

‏آهان، آره

‏به‌اشتراک گذاشتن اطلاعات مفید

‏همیشه مسمرثمره

...‏خیلی‌خوبه، چونکه

...‏من یه‌سری اطلاعات دارم که

!‏به‌اشتراک بذارم

‏وقتی که بیهوش بودی و

‏برت گردوندن به بیمارستان

...‏من...راستش یه جورایی

‏بوسیدمت

‏توی وقتی که داشتم درمورد چراییش فکر کردم

‏و متوجه شدم که تو به من و رالف خیلی کمک کردی

!‏آره رالف ‏اون...حالش چطوره؟ حالا رفته...؟

‏رفته مین، دیدن درو

‏اما نپر وسط حرف من

‏- چون باید حرفم رو بزنم ‏- باشه، ببخشید

‏اشکالی نداره ‏خیلی‌خب

‏کار ما به خاطر

‏موقعیت‌های سخت ‏احساسات ما رو بشدت تشدید میکنه

‏من خیلی بهت احترام میذارم و ‏به عنوان یه فرد، دوستت دارم

‏و فکر کنم که اون احساسات

‏خرتوخر شدند و منو گیج کردند

‏واسه همین...من بوسیدمت

‏میدونی، فکر کردم واجبه که ‏رازی بینمون وجود نداشته باشه

!‏اینه منظورت از صحبت بی‌پرده؟

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left