Star Wars: The Rise of Skywalker

Star Wars: The Rise of Skywalker

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Star Wars Episode IX The Rise of Skywalker 2019 BluRay Filamingo Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 1
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏بالاخره.‏

‏اسنوک خوب آموزشت داده.‏

‏اسنوک رو کشتم.‏

‏تو رو هم می‌کشم.‏

‏پسرم.‏

‏من اسنوک رو ساختم.‏

‏من تمام صداهایی بودم...‏

‏که تا حالا شنیدی...‏

‏ توی سرت. ‏

‏محفل یکم‏ ‏فقط شروع کار بود.‏

‏خیلی بیشتر از این‏ ‏بهت می‌دم.‏

‏اول تو می‌میری.‏

‏قبلاً هم مردم.‏

‏تاریکیِ نیرو راهیه...‏

‏به سوی توانایی‌های زیادی‏ ‏که بعضی‌ها اون‌ها رو...‏

‏غیرطبیعی می‌دونن.‏

‏تو چی می‌تونی بهم بدی؟‏

‏همه‌چی.‏

‏یه امپراتوری تازه.‏

‏ قدرت محفل نهایی‏ ‏به‌زودی آماده می‌شه. ‏

‏ اگه کاری رو که می‌خوام بکنی،‏ ‏همه‌ش مال تو می‌شه. ‏

‏دختره رو بکش!‏

‏به جدای‌ها پایان بده...‏

‏و تبدیل شو به چیزی که‏ ‏پدربزرگت ویدر نتونست بشه.‏

‏بر تمام کهکشان حکومت می‌کنی...‏

‏به‌عنوان امپراتور جدید.‏

‏ولی مواظب باش...‏

‏اون کسی نیست‏ ‏که فکر می‌کنی.‏

‏کیه؟‏

‏بالاخره می‌خوای بری؟‏

‏- که نمی‌تونه هر بار ببره‌مون.‏ ‏- ظاهراً که می‌تونه.‏

‏چطور این کار رو می‌کنه؟‏

‏این یارو؟‏ ‏چون تقلب می‌کنه.‏

‏شوخی کردم!‏

‏- یالا، نوبت توئه.‏ ‏- ۲۵۰ سالته.‏

‏یه عمر طولش می‌دی.‏ ‏این خودش تقلبه.‏

‏معلومه که‏ ‏از ما بهتری.‏

‏برای همین فکر می‌کنیم‏ ‏تقلب می‌کنی.‏

‏- نگران نباش!‏ ‏- خاموشش نمی‌کنیم.‏

‏- تقلب می‌کنه.‏ ‏- قطعاً.‏

‏کلاود، امیدوارم‏ ‏اون نوسان برق رو درست کرده باشی.‏

‏پنج ثانیه.‏

‏آر‌تو.‏

‏بولیو، خوشحالم می‌بینمت.‏ ‏چیزی برامون داری؟‏

‏از یه متحد تازه!‏ ‏یه جاسوس توی محفل یکم!‏

‏جاسوس؟ کی؟‏

‏نمی‌دونم!‏

‏پیام رو منتقل کن!‏ ‏زود برسونش به لیا!‏

‏ممکنه خیلی مهم باشه، آر‌تو.‏

‏ روی هدف قفل شد. ‏

‏فین، الان کباب می‌شیم!‏

‏تقریباً رسیدیم!‏

‏پو، گرفتیمش.‏

‏چطور ازت تشکر کنیم؟‏

‏جنگ رو ببرید!‏

‏ببخشید، ببخشید! می‌دونم!‏

‏فین، قرار بود‏ ‏از شر اون‌ها خلاص بشی!‏

‏اوه!‏

‏- یکی رو زدم!‏ ‏- چندتا موندن؟‏

‏خیلی زیاد.‏

‏چی؟‏

‏فکر خوبی بود، چویی.‏

‏فین، می‌تونیم این تای‌ها رو‏ ‏با تخته‌سنگ بزنیم!‏

‏دقیقاً داشتم همین فکر رو می‌کردم.‏

‏ها!‏

‏ برگردون‌مون پایگاه! ‏

‏فکر می‌کنی اون دیواره‌ی یخی‏ ‏چقدر ضخامت داره؟‏

‏- پو!‏ ‏- می‌دونم، می‌دونم!‏

‏داری چی کار می‌کنی؟‏

‏پرشِ پیاپی با سرعت نور.‏

‏از کجا بلدی‏ ‏این کار رو بکنی؟‏

‏خب، ری که اینجا نیست، هست؟‏

‏آخرین پرش، شاید برای همیشه.‏

‏محکم بگیرید!‏

‏همراهم باشید.‏

‏همراهم باشید.‏

‏همراهم باشید.‏

‏با من نیستن. اوف.‏

‏ری.‏

‏صبور باش.‏

‏دارم فکر می‌کنم شاید اصلاً نشه...‏

‏صدای جدای‌هایی رو شنید‏ ‏که پیش از ما بودن.‏

‏هیچی غیرممکن نیست.‏

‏هیچی غیرممکن نیست.‏

‏می‌رم مسیر تمرین رو انجام بدم.‏

‏ نه! ‏

‏به من ملحق شو.‏

‏ به من ملحق شو. ‏

‏ بن، نه! ‏

‏ تو کشتیش! ‏

‏بن!‏

‏بی‌بی-۸،‏ ‏خیلی متأسفم.‏

‏مسیر تمرین رو‏ ‏تموم نکردم.‏

‏حواسم پرت شد.‏

‏فقط...‏ ‏خودم نیستم.‏

‏می‌دونم این‌طور به نظر...‏

‏انگار دارم‏ ‏بهونه میارم.‏

‏نگو اوضاع چه شکلی «به نظر» میاد.‏

‏بگو واقعاً چیه.‏

‏فکر کنم فقط خسته‌م.‏ ‏همین.‏

‏ژنرال...‏

‏ فالکون ‏ ‏هنوز نرسیده.‏

‏فرمانده راهنمایی می‌خواد.‏

‏لیاقت شمشیر برادرت رو پیدا می‌کنم...‏

‏یه روز.‏

‏نه، نمی‌تونی به‌جای من انجامش بدی.‏

‏هیچ‌وقت یه دروید رو دست‌کم نگیر.‏

‏بله، استاد.‏

‏ری!‏

‏ فالکون برگشت! ‏

‏یالا، بیاید اینجا!‏

‏یه تیم اطفا اینجا لازم دارم!‏

‏یکی هم عقب! برید، برید!‏

‏داریم میایم!‏

‏آتش گرفته!‏

‏کلش آتش گرفته.‏ ‏همه‌ش.‏

‏- آتش گرفته.‏ ‏- هی.‏

‏- هی!‏ ‏- جاسوس داریم؟‏

‏اون بیرون واقعاً‏ ‏کمکت به کارمون می‌اومد.‏

‏چطور پیش رفت؟‏

‏واقعاً بد.‏ ‏خیلی بد.‏

‏- سفینه‌ی هان...‏ ‏- با دروید چی کار کردی؟‏

‏تو با فالکون ‏ ‏چی کار کردی؟‏

‏ فالکون خیلی بهتر از اون‏ ‏سرحاله.‏

‏بی‌بی-۸ آتش نگرفته.‏

‏هر چی ازش مونده‏ ‏آتش نگرفته.‏

‏- بگو چی شد.‏ ‏- اول تو بگو.‏

‏- می‌دونی چی هستی؟‏ ‏- چی؟‏

‏سختی. واقعاً سخت.‏

‏- مرد سختی هستی.‏ ‏- خودت، خودت...‏

‏- ری.‏ ‏- فین. اوه.‏

‏برگشتی.‏

‏آره. به زور.‏

‏- بدخلقی؟‏ ‏- من؟‏

‏- اون.‏ ‏- همیشه.‏

‏جاسوس داریم؟‏

‏خب...‏

‏با سرعت نور پشت سر هم پریدی؟‏

‏آره، خب، برمون گردوند اینجا، نه؟‏

‏پو، کمپرسور از کار افتاده.‏

‏- اوه، می‌دونم. خودم اونجا بودم.‏ ‏- هر بار.‏

‏نمی‌شه با فالکون ‏ ‏پرش سرعت نور کرد!‏

‏راستش،‏ ‏معلوم شد می‌شه.‏

‏باشه بچه‌ها،‏ ‏همین الان نشستیم، خب؟‏

‏چی شد؟‏

‏خبر بد.‏ ‏همین شد.‏

‏پس جاسوسی در کار نیست؟‏

‏نه. جاسوس هست.‏

‏با جاسوس تماس گرفتیم یا نه؟‏

‏یه نفوذی‏ ‏توی محفل یکمه،‏

‏و برامون پیام فرستاده.‏

‏یه درخت انداختی روش؟‏

‏هر دو آلترناتور فرعی رو‏ ‏ترکوندی؟‏

‏خب،‏ ‏می‌دونی چیه...‏

‏شاید بهتر بود‏ ‏اون بیرون کنار ما بودی!‏

‏می‌دونی می‌خوام‏ ‏کنارتون باشم.‏

‏آره، ولی نیستی.‏

‏اینجا داری تمرین می‌کنی.‏ ‏برای چی؟‏

‏تو بهترین مبارزی هستی‏ ‏که داریم.‏

‏بهت نیاز داریم.‏

‏اون بیرون، نه اینجا.‏

‏جونیور...‏

‏آر‌تو رو ببر‏ ‏برای بازآماده‌سازی.‏

‏راست می‌گه.‏

‏پیام چی بود؟‏

‏اطلاعات جاسوسِ محفل یکم رو‏ ‏رمزگشایی کردیم...‏

‏و بدترین ترسمون رو تأیید می‌کنه.‏

‏یه جوری،‏ ‏پالپاتین برگشته.‏

‏صبر کن.‏ ‏واقعاً باورش می‌کنیم؟‏

‏نمی‌تونه درست باشه.‏

‏امپراتور مرده.‏

‏علم تاریک. کلون‌سازی.‏

‏رازهایی که فقط سیث می‌دونستن.‏

‏داشته برای انتقامش‏ ‏برنامه می‌ریخته.‏

‏پیروهاش سال‌هاست‏ ‏دارن یه چیزی می‌سازن.‏

‏بزرگ‌ترین ناوگانی‏ ‏که کهکشان به خودش دیده.‏

‏اسمش رو گذاشته‏ ‏محفل نهایی.‏

‏شانزده ساعت دیگه، حمله به‏ ‏تمام دنیاهای آزاد شروع می‌شه.‏

‏امپراتور و ناوگانش‏ ‏پنهان شده بودن‏

‏توی مناطق ناشناخته.‏

‏در جهانی به اسم اگزگول.‏

‏اگزگول توی هیچ نقشه‌ی ستاره‌ای نیست.‏

‏ولی افسانه‌ها ازش به‌عنوان‏ ‏جهان پنهان سیث یاد می‌کنن.‏

‏همیشه زمزمه‌هایی بود‏

‏از عطشش برای فریب مرگ.‏

‏پس پالپاتین تمام این مدت‏ ‏اون بیرون بوده.‏

‏و نخ‌ها رو می‌کشیده.‏

‏همیشه. توی سایه‌ها.‏ ‏از همون اول.‏

‏اگه می‌خوایم متوقفش کنیم،‏ ‏باید پیداش کنیم.‏

‏باید اگزگول رو پیدا کنیم.‏

‏ژنرال؟‏

‏می‌شه باهاتون صحبت کنم؟‏

‏می‌دونم چطور بریم‏ ‏اگزگول.‏

‏- بگو.‏ ‏- لوک دنبالش گشته بود.‏

‏برای مدت زیادی.‏ ‏تقریباً هم پیداش کرده بود.‏

‏اینجا رمزهایی هست‏ ‏که نمی‌تونم بخونم.‏

‏ولی گفته برای رسیدن به اونجا‏ ‏یکی از این‌ها رو لازم داریم.‏

‏یه رهیاب سیث.‏

‏قطب‌نماهایی هستن‏ ‏که راه اگزگول رو نشون می‌دن.‏

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left