ആദ്യത്തെ 43 വരികൾ.
پونتا کانا سه هفته بعد از دزدی
- همگی واسه بینگو آمادهاین؟ - آره!
ببخشید، یه آبجو میشه لطف کنید؟
آهای! بینگو!
یالا، یه ذره بلندتر! بینگو!
بینگو!
اوکی!
کُل روز مهمونیه! بریم!
بریم، بریم، بریم
- ببخشید. - بله.
- نزدیکترین دستشویی رو نشونم بده. - بله، دنبالم بیاید، آقا.
دستشویی اونجاس. میتونید از اینجا بپیچید.
وایسا. همین راه!
اوکی، بزن بریم! اون عقبیا صداتون بیاد! بینگو!
بینگو! بینگو!
استکهلم ۱۰ ماه قبل سرقت
چرا نمیخوری؟ بخور دیگه!
برو!
سرقت هلیکوپتر
استکهلم ۶ ماه قبل سرقت
کیک رو ببُر!
بیا بابا. نگران نباش.
از این طرف.
اووه! آقا. چه خوب شد اومدین.
- سلام. - چطوری؟
مامان میخواد باهات حرف بزنه.
- سلام، بابا. - سلام، دیر کردی. کجا بودی؟
ببخشید.
- سلام، چه خبر؟ خوش اومدی. - سلام. مرسی.
اِه سلام.
- سلام، چطوری؟ - سلام.
سلام عزیزم.
معرفی کن بابای دخترا رو.
سلام، چطوری؟ میشل.
- سلام. - سلام.
پسر عزیزم بالاخره اینجاست. چیزی خوردی؟
خوردم. ببخشید.
بابا، یه بشقاب واسه میشل میاری؟
بده من. مرسی.
چیکارهای؟
تو یه مرکز فرهنگی کار میکنم.
- از کارت راضیای؟ - آره.
خوبه.
No comments yet. Be the first to leave one.