ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بچهی اولتون زنده نموند
درست میگی. خواهرت زنده نموند
چرا؟
...خب
مامانت یه مشکلاتی داشت
از کجا این چیزها رو فهمیدی؟
عمو مایک بهم گفت
عمو مایک - عمو مایک -
خیلیخب، گوش کن مشکلی واسه مامانت پیش نمیاد
و این بار بچه صحیح و سلامت بهدنیا میاد
به مامانت هم گفتی این چیزها رو میدونی؟
نه - پس شاید بهتر باشه -
این راز کوچولو بین خودمون بمونه
اشکالی که نداره؟
ولی آدم نباید چیزی رو پنهان کنه
ولی بعضی وقتها
اشکالی نداره یه راز کوچولو برای خودش داشته باشه
مثل الان که گذاشتم جلوی ماشین بشینی
آهان، آره
و بعضی روزها هم قراره تو طول هفته بریم شیرینی و آبنبات بخریم
این هم راز خوبیه - آره. عاشق این یکی شدم -
آره - شکلات -
رازهای شکلاتی رازهای خوبیان
آره
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
مشکلی پیش نمیاد
قول
قراره پسر خوبی باشی دیگه، مگه نه؟
.بهتره عجله کنی منتظرته
میدونم
« مترجمان: عاطفه بدوی و حسین رضایی » ::. Atefeh Badavi & HosseinTL .::
« دلسوزی برای شیطان »
سلام - سلام -
ایمیلی که درباره جدول زمانبندی جدید فرستاده بودم رو خوندی؟
آخه هیچکس جواب نداد - آره -
مشکلی نیست. برو پیش خانمت باش
ولی ریچ یه پیام برام فرستاد
...میخواستم بدونم - ولش کن -
تا دوشنبه نبینمت
ریچ هم با من
باشه. ممنون - هیجانزدهای؟ -
هیجانزده؟ - خیلیخب. باشه -
بعدا باهم صحبت میکنیم - موفق باشی -
باشه. تا بعد - وایسا -
دختره یا پسر؟ نگفتی
...نمیدونیم. اون
میدونی زنم میخواست... متوجهی دیگه
میخواستیم غافلگیر بشیم
امیدوارم به زنت بره
واقعا میگم
آره، منم
سلام - ...سلام. بردیش -
خونهی مادرم؟ - آره. حالش خوبه -
...چیزی نمیخوای از
وایسا. دکترها اومدن
سلام خانم چمبرلین
خیلیخب، آروم دراز بکشین - خانم چمبرلین -
این رو بذارین پشت سرتون - همونجا -
خوبه
آفرین - این رو تکون... پاتون رو استراحت بدین -
پاهاتون باید خم باشن
اینطوری. درسته دقیقا
خوبی؟ - آره. خوبم -
همهش پیش خودم فکر میکنم نباید اینقدر درد داشته باشه
سری قبل هم همینقدر درد داشت؟
من دستتون رو میگیرم
صبر کنین
سر شکم قبلیم دچار مشکلاتی شدم
بهتون اطلاع دادن؟ - بله. تو پروندهتون دیدم -
خیلیخب. به نفس کشیدنتون ادامه بدین - نفس عمیق -
نفس بکش عزیزم - خودت رو آماده کن -
اینطوری
هنوز پشت خطی دیوید؟
آره. دارم میرسم عزیزم
خب؟ نزدیکم - باشه. دوستت دارم -
من هم
یالا
دارین میرین؟ - آره -
چی؟
جناب... چه کار میکنین؟
...فقط
یه کارت انتخاب کن
داداش من که اوبر نیستم
میخوای ازم دزدی کنی؟
چنین چیزی نگفتم
گفتم یه کارت انتخاب کن
یالا دیگه. ورق. میگیری که منظورم رو
گشنیز
دل
میخوای یه کارت اسم ببرم؟ - آره -
تک - اوه! تک -
خالش چی باشه؟
پیک
مطمئن بودم همین رو میگی
برون
زنم تو بیمارستانه آقا
داره زایمان میکنه
برون
از بیمارستان برو بیرون بپیچ راست، سمت کلابها
...چون از - آقا -
از نور چراغها خوشم میاد - جناب -
یه موقعیت اضطراری برام پیش اومده، متوجهی؟
مربوط به خانوادهمه
الان موقعیت اضطراری خانوادگیت منم
برون
کجا؟
خدایا
میگم برون
کجا میخوای بری؟
به چی داری نگاه میکنی نفله؟
باید هرچی زودتر برگردم بیمارستان
اینجا بپیچ. اینجا
میخواستم بگم هرچی میخوای
باشه برای خودت. جدی میگم
...فقط میخوام بدونی
حالا حتما میخوای درباره خانوادهت صحبت کنی
چی؟ - الانه که دهنت رو باز کنی -
شروع کنی زر زدن درباره خانوادهت
و اینکه چهقدر همهشون رو
از صمیم قلب و با تمام وجودت دوست داری
آره، میخواستم همین کار رو کنم
بهنظرت یهکم زیادی کلیشهای نیست؟
میخوای جات جواب بدم؟
قبل از اینکه بپرم وسط حرفت
میخواستی درمورد خانوادهت واسهم یه نطق چرند کنی
و بگی اگه الان صاف بزنم
وسط اون لالهی گوش مسخرهت
این گلوله فرضی
قلب زن و پسرت رو هم میشکافه
قراره کجا بریم؟
چی از جونم میخوای؟
از خروجی بعدی برو بیرون
بزن کنار
هنوز چند کیلومتری مونده تا وقت خواب برسه
شب عالیای در پیشه
بینظیر
وقتی دوباره برگشتی تو بزرگراه
حواست رو به سرعتت بده
سطح آدرنالین بالای بالاست
میدونستی تو بوستون جنوبی که بودم
یه بار ظرف یه ماه سه بار بهخاطر سرعت غیرمجاز جریمه شدم
میخوای دلیلش رو بدونی؟
استرس
تف
گند زده شد به کفشهای 2هزار دلاریم
کافیه حواست به حداکثر سرعت مجاز باشه و چراغ مراغم رد نکنی
اینطوری مشکلی واسهمون پیش نمیاد
خوبین؟
سلام
سرزنشت نمیکنم
احتمالا تنها شانست همین بود
ولی شاید داشتم تعقیبت میکردم
و بدونم خونهت کجاست
پس اگه فرار کنی
پای خانوادهت هم گیر میفته
آروم باش، باشه؟
میرم سوار ماشین شم
خیلی حس بدیه
که مجبورم با پشت کلهی کیریت حرف بزنم
تصمیم عاقلانهای گرفتی
حالا آروم داشبوردت رو باز میکنم
این باید حدود دوماهگیش باشه
چه سکسی
میشه موقع رانندگی چشمت به جاده باشه لطفا؟
حالا اهل کجا هستی؟
توسان - تا حالا بوستون رفتی؟ -
آره یه بار. چند سال پیش
باید بگم که من رو یاد یکی میندازی
که قبلا تو بوستون میشناختمش
یارو شبی یه بطری ویسکی سر میکشید
که قبل خواب کلا ذهنش رو تعطیل کنه
من مشروب نمیخورم
دیگه؟
چندین ساله لب نزدم
کسشر میگی
حالا اون یه دفعهای که اومده بودی بوستون
تفریحی بوده یا کاری؟
کاری
تو چه کاری هستی؟
برای یه شرکت حمل و نقل کار میکنم
بیشتر کارهای مربوط به انبار رو انجام میدم
مطمئنی فقط همون یه بار رو بوستون بودی؟
آره
از کِی دست از مشروب خوردن برداشتی؟
15سال پیش؟
...درست یادم نیست، ولی
فکر کنم آره، یه چیزی تو همین مایهها
جالبه
به این زودی مرتکب چنین خطایی شدی؟
بهت نمیومد
چی؟
اشکالی نداره یه سوال ازت بپرسم؟
نه چه اشکالی
کلا چهقدر قراره طول بکشه؟
کِی میتونم برگردم خونهم
چرا فکر کردی دوباره میتونی برگردی سر خونه و زندگیت؟
چی؟ - نشنیدی چی گفتم مگه؟ -
...چرا، من
.خیلیخب، باشه کارمون یه ساعت بیشتر طول نمیکشه
داریم میریم بولدرسیتی
No comments yet. Be the first to leave one.