Underground

Underground

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Underground S01E05 Run & Gun HDTV x264 KILLERS
കമന്ററി എഴുതിയത് mmorsali
مترجم : محمدمُرسلی _ [email protected]

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
x264
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-04-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 42
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

. . . گذشت " Underground " آنچه در

! باید همین الان بریم

نه نمیتونیم ، نقشه داریم

تا حالا کسی از مزرعه ی من فرار نکرده بود

اگه برده گیرای من تا شب اونارو برنگردوندن

خودتو استخدام شده بدون

یه قطار از آتلانتا میره سمت شمال

برای چی اینو به من میگی ؟

هر کاری میتونی بکن تا دخترمو سوار اون قطار کنی

! فرار کنید

! آب بیار

! یالا

پِرلی مِی کو ؟ برادرم ؟

تحت تعقیب ، هفت برده ی فراری

کاکاسیاهی به اسم نوح

شش فیت قد سیه چُرده ، بدن تَتو شده

( بسیار باهوش ، سردسته ( رهبر گروه

کاکاسیاهی به نام زیک

شش فوت و پنج اینچ سیصد پوند وزن

باید حتما اشاره کنی که خیلی خطرناکِ

کاکاسیاهی به اسم کاتو

پنج فوت و هشت اینچ سبزه رو ، لباس شیک تنشه

سمت راست صورتش به طرز فجیهی سوخته

کاکاسیاهی به اسم موسی

پنج فوت و ده اینچ

بسیار خوشرو و پرهیزگار

احتمالش زیاده داره یه بچه ی سیاه پوست هفت ساله هم با خودش حمل میکنه

پسر سیاهی به اسم هنری

حدودا 15 ساله لاغر

پرحرف

دختر سیاه پوستی به اسم رُزالی

( دورگه ( پوست صورتش قهوه ای کم رنگه

. ذاتا آسیب پذیره بُنیه ی قوی ای داره

در حین فرار لباس شیکی تنش کرده

برای هر فراری که در زندان بخشی ه جورجیا حبس بشه

یا به مزرعه ی میکن تحویل داده بشه

جایزه ی هزار دلاری در نظر گرفته میشه

به علاوه ی مبلغ قابل توجهی ای که فورا پرداخت میشه

زنده یا مُرده

ترجمه و زیرنویس : محمد مُرسلی --- --- @ Movieanalyze : به کانال تلگرامی ه ما بپیوندید

-- قسمت پنجم ---

اینجا توقف داشتن

ردپاهارو میبینی ؟

اصلا تو یه خط صاف نیستن

( بهم ریختست ( رد پاهاشون

بهم ریخته نیست

با دقت به هر قدم نگاه کن

به مسیرش ، به میزانش

همراه هم یه داستانی رو میگن

هی من باید استراحت کنم

استراحتی در کار نیست

یا فرار یا گیر افتادن

حالا تن لشتو بلند کن ، پیرمرد

بزار یذره من حملش کنم

! دست بهش نزن

گفتی برنامه تو کاره نقشه داری

قرار بود یکشنبه ی دیگه فرار کنیم

پس مارو قال گذاشتی رفتی

چاره ای نداشتم

داشتی ، ولی اونو انتخاب کردی

من هفت تا دیدم

اون 5 نفری از که آتش برای حواس پرت کردن استفاده کردن

حتما قبلش رفتن پیش اون دوتایی که از قبل فرار کرده بودن

هفت تا فراری خیلی ه ؟

بیشتر از چیزی که من تا به حال دیدم

با هم همکاری میکنن ؟

به هر حال تا این بالا اومدن

جای لیز خوردنا ، شاخه های شکسته رو میبینی ؟

درگیری شده

همه ی ما به خاطر . . . اتفاقی که برای پرلی می افتاده متاسفیم

! همدردی تو به چه درد من میخوره

من بهت اعتماد کردم

خونواده ی منو تیکه پاره کردی

! ولش کن ! اونا پرلی می منو گرفتن ، گرفتنش

! خدا میدونه باهاش چیکار کنن

! بسه دارین بو رو میترسونین

ببخشید ، معذرت میخوام

نوح ، اون برده گیره و پسرش ممکنه ردمون رو گرفته باشن

تو روشنایی روز امکانش بیشتره تو خطر بیفتیم

باید یه جایی رو پیدا کنیم قایم شیم تا شب منتظر بشیم

تا بتونیم به دید زدن ستاره ها ادامه بدیم ؟

متوجه بشیم که بلو هیز چیه ؟

در حالی هیچکدوممون نمیدونیم اصلا یعنی چی

اگه تو ایده ی بهتری برای اینکه چطور فرار کنیم داری ، همه سراپا گوشیم

خوشحالم بالاخره پرسیدی

بگو ببینم اینجا چی میبینی

مطمئن نیستم ، آقا

تغییر مسیر

دیگه فقط برای فرار کردن نمیدوئن

برای یه هدفی دارن میدوئن

شرق چی ؟ یه قطار هست

عازم شماله ، از آتلانتا خارج میشه

امکان نداره تو این جهنم چنین چیزی رو فهمیده باشی

مامانش بهم گفت گفت امروز حرکت میکنه

ببین ، نمیدونم انگیزت چیه ولی ما طبق نقشه پیش میریم

در حال حاضر چطور طبق نقشه پیش بریم ؟ ! هی

ما که دیگه تو مزرعه نیستیم

حق نداری بهمون دستور بدی

من بودم که جرات کردم خودمون رو از میکن فرار بدم

من با قطار موافقم

اینجوری نیست بتونیم راحت بریم تو شهر و بلیط بخریم

شاید من یکی رو بشناسم که بتونه کمکمون کنه

بزن بریم

خیلی دور نیستیم ازشون

سورپرایز شد

نمیدونستم میدونی اتاق بچه کجاست

اتاق رو خالی کنید

یالا

تو همه برده هارو بردی بیرون تو اون زمین نابود شده

دیگه کسی نمونده تو این خونه کمکم کنه

حالا داری اینارم مرخص میکنی

این حمله به خانواده ی ما بود

خدا میدونه چند وقت . . . این برنامه رو داشتن

چند نفر دست داشتن . . . اوه ، خواهش میکنم

بیش از حد گُندش نکن

موقعی که بابا مسئول بود همیشه فرار میکردن

و کَت بسته برشون میگردوندن

اینم گوشه ای از زندگی ه جنوبی ه

این اتفاقا پیش میاد

نه برای من

این افتضاح میتونه برای کمپین من خیلی بد تموم بشه

مخصوصا که چیزی نمونده کشیش سر برسه

باید یه جایزه ی بزرگ برای سر فراری ها تعیین کنم

ولی کاری زیادی از اینجا نمیتونم بکنم

پرلی می میدونه اونا کجا رفتن

میتونه دیر یا زود بهمون تو دستگیری ه اونا کمک کنه

پس برده گیرو بزار بالا سرش

گذاشتم

یه کلمه هم حرف نزده

من قصد دارم که با تک تک برده های این مزرعه حرف بزنم

ولی پرلی می راهگشای ماست

چیزای مشترک زیادی برای اینکه با هم در میون بزارین دارین

هر دوتون مادرین

هر دو تو این مزرعه به دنیا اومدین

. . . و

. . . و من

. . . ممنون میشم

اگه بتونی کاری کنی که لب باز کنه

هیچ حرکتی داخل خونه نمیبینم

مطمئنی خونش همینجاست ؟

خب ، از وقتی که به میکن فروخته شدم اینجا نیومدم

ممکنه رفته باشه

خوبی ؟

اتفاقی که برای پرلی می افتاد تقصیر تو نیست

واسه خاطر بو هم شده باید همه سوار قطار بشیم

میریم تو

موسی ، کاتو همراه من بیاین

من بورو نمیبرم اون تو

قطعا نباید اینکارو کنی

تو بهتر از همه اون مردو میشناسی

ممکنه بدون تو هیچ کمکی بهمون نکنه

من بچمو ول نمیکنم

میخوای کمکش کنی ؟ روشش اینه

بدش من

هنری ، زیک با من باشین

اگه یه وقت مشکلی پیش اومد بیا عزیزم

بیا

اومدم دیگه

نمیخوایم آسیبی بهت بزنیم

میدونستم وقتی برای گرفتن کاغذ اومدی پیش من

باید ازت دوری کنم

میخوای بزاریم بریم ؟ بهمون بگو چطوری

سوار اون قطاری بشیم که امروز میخواد آتلانتا رو ترک کنه

هی ، کار خیلی سختیه

نه حتما باید یه راهی باشه که بدون مخفی کاری بریم تو شهر

تو قبلا تو راه آهن کار کردی

اگه کسی بدونه فکر کنم خودت باشی

خب ، شاید بتونم کمک کنم ولی هر چیزی یه قیمتی داره

ما چیزی برای تاخت زدن با تو جز مخفیگات نداریم

این درست نیست

یه هفت تیر قدیمی داریم

مال اون کلکسیونره

با زحمت خودم به دست آوردم

چجور هفت تیری ؟ اون مال تاخت زدن نیست

همه چیزو میشه تاخت زد

شاید بهتر باشه قبل اینکه بی خیالش بشم یه بار ازش استفاده کنم

خب اینو بهت میدیم

تو هم مارو سوار قطار میکنی

یکی باید براش آب ببره

اون حق نوشیدن یه قطره از این آبم نداره

به خاطر اون زن و اونا زندگی برای هممون سخت تر میشه

شنیدم برده گیرا قصد دارن بیشتر ازمون کار بکشن

آدمارو میبرن تو کلبه

حتی ارباب هم اونجا رفت و آمد داره

اوه هیچوقت دست خودشو آلوده نمیکنه

به نظرم قراره زندگی برای همه ی ما تغییر کنه

با این وجود ، اون زن بچه ی خودشو از دست داده

حق داره بهش رحم کنیم

خریت نکن

مراقب خودت باش ، پسر

قطاری که میخواین خودتون رو بهش برسونین

ساعت 5:15 آتلانتارو ترک میکنه

تنها سه ساعت وقت مونده

. . . الان ، اون حدودا

اینجاست ، دو ساعت دیگه

مسیرش رو عوض میکنه

درست بیرون شهر

همین موقعست که سرعتش رو کم میکنه

جوری وانمود میکنه انگار یه جنده ی دو دلاری ه

پس اینطوری این آت و آشغالاتو گیر میاری با دزدی از قطار

More Farsi Persian subtitles for Underground

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left