ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
=آنچه گذشت=
کي دلش برات تنگ شده؟ ديويد کيه؟- متاسفم-
بهم بگو اون کيه؟
بمز و من هيچ پولي نداريم- اما تو يه زن ِ خوشگل و يه پسر کوچولو داري-
مطمئن ميشم صربها بي خيال شن- چطور؟-
فکر کردم ما از دوچرخه سوارا دوري ميکنيم؟
برنامه ي ما، اخراج اونهاست
اُلريک تو انجامش ميدي؟- بذار من انجامش بدم-
پس میرم به رسانه ها خبر میدم- کار احمقانه نکن-
کار ِتُ دوست ندارم
ميا، در مورد تمام پروژه هاي بزرگ ِ ده سال ِ گذشته نوشته
هنوزم فکر ميکنم يه داستان ِ ديوونه کننده پشت اين مسئله ست
اِنرگرين موقع سندر ضرر ميداد تا اينکه اُلريک اومد
چهار سال ضرر اونا صورتهاي مالي رو جعل کردن
نميدونم ميتونم انجامش بدم- البته که ميتوني-
ما، در مقابل ِ اونا هستيم
يان يوهانسنBSسرمايه گذاري عصر بخير-
من چند تا سوال در مورد اِنرگرين دارم
باشه؟- از مجله ي مالي هستم-
چه کسی...؟- هرمانسِن-
ميا هرمانسِن از مجله ي مالي دارم سابقه رو چک ميکنم
هرمانسِن؟- بله، در رابطه با اِنرگرين ِ-
....يه سوال دارم، اِنرگرين- شما قبلاً تماس گرفتيد-
فقط گوش کنيد سوال ِ ساده اي ِ
سلام؟
کسي هست؟
باشه، بامزه تو تاریکی بازی میکنی
بهتر ِ بدوني که اسپري فلفل دارم مطمئناً خوشِت نمياد
تو ميا هرمانسِن هستي؟
آره- داري در مورد اِنرگرين مقاله مينويسي؟-
عاقلانه ست جواب بدم يا نه؟- آره يا نه؟-
آره
اينُ بخون يه شماره تماسم داره
تماس بگير و پيام بذار بعداً باهات تماس ميگيرم
فريب =قسمت 5 =
بچه ها، بايد الان بلند شيد دير کرديم
چه خبره؟- داريم ميريم-
ميريد؟- آره، ميريم خونه ي مادربزرگ-
صبح بخير، آماده اي؟- چه خبره؟-
ما امروز ميريم خونه ي مادربزرگ
چند روزه به توافق رسيديم
اوه آره، درسته- با بابا خدافظي کنید-
مي بينمت بابا- مي بينمت-
مي بينمت
ما درباره ش حرف نزديم- چند بار سعي کردم بگم-
....تو نميتوني همينجوري- تو با من صحبت نميکني؟-
چيکار بايد کنم؟- نميدونم-
با اون احمق وقت تلف نکن
سعي کردم باهات حرف بزنم تو يه کلمه هم بهم نگفتي
تو يا سر کاري يا تو دفترتي- کار اشتباهي کردم؟-
عجيبه ناراحت باشم؟- نه، حالا نه، باشه؟-
ميخوام برم خونه ي مامانم ميتونيم در موردش فکر کنيم
بچه ها زنگ ميزنن و شب بخير ميگن
اين دومين بخش از "کلوب ميليونر ِ"
ميتونيد در مورد ِتاجران ِ برتر دانمارک سوال کنيد
امروز همراه ِما، الکساندر سادِرگ ر ِن مدير اِنرگرين، حضور دارن
اخيراً اين شرکت نقش برجسته اي در توليد انرژي ايفا ميکنه
پخش شدهIPOشايعاتي در مورد ِ خوش اومدي سَندر سادرگ ر ِن
ممنونم باعث ِ افتخارمه- بذاريد خيلي سريع يه سوال بپرسم-
،آره يا نهIpo- من با اقتصاد باز موافقم-
بازار سهام هم طبيعتاً قدم بعدي ِ
فکر ميکنم الان زمان ِ مناسبه، پس بله ما در مسير بازار سهاميم
يک جواب واضح و شما اين جوابُ از کلوب ميليونر شنيديد
به تماس اولين مخاطب جواب ميديم خوش اومديد، کي همراه ِ ماست؟
ميا هرمانسِن از مجله ي مالي هستم
خوش اومدي ميا، اغلب اتفاق نميُفته که خبرنگار ديگه تماس بگيره
نه، الکساندر ساد ِرگ ر ِن يه سوال دارم
در ارتباط با "آي پي او"بخش اعظم بازدهي و سود ِشما
مربوط به بخش تحقيقات و انحصارات ِ تجاريه درسته؟
نميتونم مسائل ِ شرکتُ اينقد علني اعلام کنم- مگه ما طرفدار اقتصاد باز نبوديم-
اين مسئله فرق ميکنه و احمقانه ست- باشه، بذاريد جمله م رو تصحيح کنم-
اينکه محل ِ تحقيقاتتون در لهستان ِ حقيقت داره يا نه؟
ما تعداد زيادي دانشمند داريم که در آزمايشگاه لهستان کار ميکنن، بله درسته
داريد بر روي پروژه ي اَبَر رسانا کار ميکنيد؟
نميتونم در مورد پروژه حرفي بزنم- من يه سري ارقام ديدم-
ديدم براي کارخونه حدود ِ نيم ميليارد کرون ماليات در نظر گرفتن
نيم ميليارد کرون ماليات براي يه تجارت کوچيک تو لهستان زياد نيست؟
ميا، گوش کن، خوشحال ميشم باهات ملاقات کنم و در مورد يه مقاله در مجله ي مالي صحبت کنيم
من قصد ندارم اطلاعات ِ محرمانه رو در يه برنامه ي راديويي افشا کنم
صبح بخير- صبح بخير-
به چي فکر ميکني؟
مَدز- يه لحظه زمان ميخوام-
ما نميتونيم يکباره از سندر و اُلريک که با هم کار ميکنن استفاده کنيم
يه لحظه
ما هيچ مدرکي دال بر دستکاري حساب ها نداريم
دو ثانيه، هنريت، باشه؟- چه خبره؟-
مَدز داره يه ايده ي کلي رو بَسط ميده بار ِ چهارمه
امروز صبح به راديو گوش کردي؟- آره، برنامه رو شنيدم-
کلوب ميليونر و سادرگ ر ِن مهمون بود- و؟-
بدجور گير افتاده بود ميا هرمانسِن رو يادته؟
همون که کتکت زد؟- ميا از مجله ي مالي، آره، داره يه کارايي ميکنه-
از اِنرگرين يه چيزي گير آورده- بيا بريم باهاش حرف بزنيم-
نه، فکر ميکنم بايد خودم انجامش بدم
بهتره خودم انجامش بدم بعدش مي بينمت
....مجله ي مالي به شدت پيگير ِ و ما- سرمايه گذارا اينجا هستن-
فقط پنج دقيقه - اونا منتظرن-
!پنج دقيقه- باشه-
من دوباره با روزنامه نگار ِ حرف زدم ميخواد يه مقاله بنويسه
درمورد ِ امتيازات انحصاري ِ ناشي از تحقيقاتمون بنويسه
و اينکه ارزش کارخونه بيشتر ِ
مطمئناً ميتونيم از پس ِ يه مقاله ي مخالف بربياييم
ما قبلاً هم اين کارُ انجام داديم ميتونيم بريم و درمورد قانون يانته حرف بزنيم قانون يانته= يکي از سه مفهوم) (مهم کشورهاي اسکانديناوي ست
اون ممکنه در مورد ِ تحقيقات ِ اصليمون شک مردمُ زياد کنه
اما اين مسئله خيلي فني ِ- ما ظرف ِ 14 روز قرار ِ وارد بازار سهام بشيم-
حرفش چه درست باشه چه غلط ميتونه " آي پي اُ" رو دچار مشکل کنه
اما اگه تو بخواي اينُ بگي- فقط تو ساکت باش، اُلريک-
اگه ما 20 درصد سرمايه گذاران ِبالقوه مون پا پس بکشن، ما با 80 درصد اگه وارد بازار سهام بشيم
خيلي نميتونيم موفق باشيم اونا هم ميرن سراغ شرکتهاي ديگه
بايد منتظر " آي پي اُ" باشيم؟ دو سه ماه؟- سه تا سرمايه گذار از لندن بيرونن-
نميتونيم. عجيب ميشه انگار داريم چيزيُ مخفي ميکنيم
آره، اما ما چيزي براي پنهان کردن نداريم
ما به قدرتي که " آي پي اُ" بهمون ميده نياز داريم
تا بتونيم پروژه ي اَبَررسانا رو تکميل کنيم بدون اون به هدف نميرسيم
درست مثل ِ چيزي که کريستِنسِن گفت حتي اگه حق با خبرنگار ِ نباشه
دست ِ آخر بخاطر حرفاش حقُ به اون ميدن
براي همين هم بايد به طوفان تسلط پيدا کنيم- سعي ميکنم جلوي مقاله ي خبرنگارُ بگيرم-
عاليه
از اين طرف، لطفاً
توبياس؟
کلوديا؟- سلام-
از ديدنت خوشحالم- منم همينطور-
خوشگل شدي- ممنون-
ببخشيد آقايون ايشون کلوديا ست و اينها هم جرمي و مَت. ما با هم کار ميکنيم
کلوديا و من ... خب، دوستاي قديمي هستيم
سلام کلوديا- جرمي-
خوش اومدي مَتيو- وکیل ارشد شرکت هستم-
نه، شوخي ميکني ميدونستم اين اتفاق ميُفته
اما فکرشُ نميکردم به اين زودي اتفاق بيُفته
فکر ميکنم که ديگه داره صبرشون تموم ميشه- اشکالي نداره، من رئيسشونم-
تو رئيسشوني؟ خوبه
اما حق با توئه. بهتر بريم داخل
وقتي من خونه م بهتر ِ همديگرُ ببينيم- ببينم چيکار ميتونم کنم-
بسيار خب، آقايون، تشريف بياريد- لطفا دنبالم بياييد-
پسرا، ميخوام با اِريک آشنا شيد
اِريک قراره حسابدار ما بشه
ميخوام بخاطر اينکه مال اين نمايشگاه اتومبيل هستيد، تبريک بگم
متوجه نميشم- منم همينطور-
فردا ما پولها رو چنج ميکنيم و يک و نيم ميليون کرون نقد خواهيم داشت
قرار پولشويي انجام بشه اريک
يان ميگه موافقت کردي که با اونا سه سهم مساويُ شريک بشي
براي هر کدوم 5 ميليون اگه ميخواي از يه بستني بيشتر گيرت بياد
بدون ِاينکه ماليات بهت بخوره بايد براي پولش، پولشويي کني
کاري که ما ميکنيم اينه که شما کارتونُ با مکاني از خودتون شروع ميکنيد
میتونیم اسمشُ بذاریم نمایشگاه ماشین ِ بمز
اولش شايد خوب پيش نره اما بعدش ميتونيد وَن هاي دسته دوم بفروشيد
شما شروع ميکنيد ماشينهاي بيشتريُ فروختن و همينجور پولا سرازير ميشن
در مدت ده سال شما ميتونيد 18 ميليون سود کنيد
براي همين نُه تا بين سه تا مالک تقسيم ميشه يان، نيکي، بمز
هر سه تا، اونم پول ِ کاملاً تميز
پس ما اولين پولُ ده ساله ميگيريم؟- نه-
شما هر ماه دريافت ميکنيد- پس بايد ماليات بديم-
زياد نه، اما هيچ کس بازخواستتون نميکنه
چقدر گيرمون مياد؟- هي نيکي-
من حق دارم بدونم سر پولي که پيدا کرديم چي مياد، غير اينه؟
خب، چقدر گير ما مياد؟- دويست هزار تا، هر سال-
هرماه، تو جيبتون
عاليه
پس همين کارُ ميکنيم
چه فکري در مورد ِ پول ميکني؟- واقعاً نميدونم مرد-
اولش ما دو ميليون يورو داشتيم حالا در ماه 16500 کرون داريم
مثل ِ هم نيستن- نه-
خب دردسر زيادي باهاش نيست
سلام
سلام
من بازداشتم جناب سروان؟
مزاحم شدم؟- تو مزاحم ِناهار ِ سالم ِ من شدي-
شنيدم امروز صبح با سادرگ ر ِن تو برنامه کلوب ميليونر حرف زدي
توضيحي وجود نداره- هيچي؟- من وسط نوشتن ِ يه مقاله ام-
من منبعي دارم که بايد ازش محافظت کنم وقتي مقاله چاپ شد ميتوني بخونيش
ميخوام در مورد ِ کارخونه اي که تو لهستان ِ بشنوم، مورد خاصي اونجا هست؟
چرا؟- .... چون که-
چون چند ماه ِداريم سرمونُ به ديوار ميکوبيم
نزديک بود که اونا رو به اتهام رانت اطلاعاتي و دستکاري حسابها گير بندازيم
ما ميدونيم اونا بخاطر " آی پي اُ" حسابهاشونُ دستکاري کردن، ما شاهدا رو ديديم
به يه چيز بيشتر نياز دارم- آره؟-
شب شام بخوريم، شايد بعد شام؟
بهت فکر ميکردم
تو هم دلت برام تنگ شده- آره-
منم دلم برات تنگ شده
خوبه
در مورد رانت اطلاعاتي بهم بگو
دو تا از رُئوس اِنرگرين به اون اطلاعات دسترسي داشتن
براي همين هم اخراج شدن و به برزيل رفتن
کلي پول گرفتن تا ساکت بمونن
اگه در مورد اين پرونده بيشتر بهم اطلاعات بدي، منم بيشتر در مورد کارخونه بهت ميگم
اطلاعاتُ میگیری- اين کپي اطلاعاتِ منه-
چطور در اين مورد فهميدي؟- يه تماس از کارخونه داشتم-
اسمش تو مدارک هست من درموردش تحقيق کردم
ممنونم- خواهش ميکنم-
فردا مي بينمت
مقاله ي ميا، درباره ي ِ اين کارخونه ست که توي يه منطقه ي صنعتي در لهستان واقع شده
اونا 50 تا دانشمند و 200 تا تکنسين آزمايشگاه دارن و البته آدماي ديگه
اونا دارن انحصاراً روي مواد اَبَررسانا کار ميکنن
همه ي اون مواد ميتونن، انرژي رو انتقال بدن بدون اينکه کمي انرژي تلف بشه
يه نفر ابررسانايي پيدا کرده که نياز به فريز شدن نداره
و در دماي معمولي فعال ِو ميتونه بزرگتر بشه
چقدر بزرگ؟- نميدونم، محافظت شده ست -
اونقد بزرگ که ميترسن ممکنه يه نفر بدزدتش
تو دو سه سال ِ اخير حدودنيم ميليارد هزينه کردن
بدون کوچکترين وقفه اي ميگن که به نتيجه ي نهايي نزديکن
No comments yet. Be the first to leave one.